روزگار سپري شده مطبوعات ورزشي
تهران امروز؛ «چند روز پيش براي خوانندگان هميشگي خود نوشتيم كه شايد به زودي تصميم جدي را در راه ادامه انتشار روزنامه بگيريم و امروز همان روز است. باورمان اين است كه ادامه انتشار روزنامه به دلايل مختلف اهداف اصلي و اوليه ما را محقق نميكند. از اينرو خاتمه انتشار روزنامه كيهان ورزشي را حداقل به صورت موقت اعلام ميكنيم.» اين جملات وداع غمبار سردبير روزنامه كيهان ورزشي با مخاطبان اين نشريه قديمي بود كه در پايان هفته گذشته صورت گرفت و به اين ترتيب يكي ديگر از روزنامههاي ورزشي از روي دكههاي روزنامهفروشي كنار رفت.
كيهان ورزشي كه بيشك مشهورترين نام در عرصه مطبوعات ورزشي تلقي ميشود، پس از انتشار 3621 شماره و حضور متناوب 18 ساله روي طاقچه كيوسك روزنامهفروشيها مجبور به ترك صحنه ورزشي شد. كيهان ورزشي كه مجله آن قدمتي بيش از 50 سال دارد و سالهاي سال مخاطبان بسياري را صبح شنبه به دنبال خود ميكشيد البته به دلايل متنوعي از ادامه انتشار روزنامه صرفنظر كرد.
اين روزنامه كه به زعم شماري از اهالي رسانه، سالها به عنوان يك روزنامه منتقد در عرصه ورزش فعال بود البته در 10 سال اخير رقباي قدرتمندي را در برابر خود ديد و حداقل در عرصه انتشار روزنامه اخبار نتوانست به تفوق خود ادامه دهد.
كيهان ورزشي كه در سالهاي اخير بارها به همكاران و همصنفان خود نيز تاخته بود حالا قصد دارد انتشار هفتهنامه قديمي خود را با قدرت بيشتري پي بگيرد. گرچه كه هفتهنامه عتيقه و ارزشمند كيهان ورزشي نيز سالهاست كه از اقبال عمومي دورمانده و تيراژ چندصدهزارتايي خود در دهه 1360 را آرزو ميكند.
مشت،نمونه خروار
توقف انتشار روزنامه كيهان ورزشي را نميتوان اولين اتفاق در اين زمينه ناميد، چراكه پيش از اين نيز روزنامههاي ورزشي ديگري به دلايل مختلف شانس برقراري ارتباط بين ورزش و مردم را از دست دادند. علاقهمندان پروپاقرص نشريات ورزشي قطعا پيش از اين نام روزنامههاي تعطيل شده را به ياد ميآورند.
ورزش و انديشه، دنياي فوتبال،پرسپوليس،توپ ورزشي، صبح ورزش و نگاه ورزشي روزنامههايي بودند كه اهالي قلم در حوزه ورزش نام آنها را بارها در دكههاي روزنامه فروشي ديده بودند اما از آنها فقط خاطرهاي باقي مانده است. وضعيت بعضي از روزنامههاي ورزشي كه همچنان به زيور طبع آراسته ميشوند نيز البته چندان روبهراه نيست و بعضي از آنها تعطيلي چند روزه يا چند هفتهاي را به چشم ديدهاند.
بيش از هر چيز به نظر ميآيد كه كاهش فروش نشريات ورزشي در دكهها و مشكلات مالي و تنگناهاي ناشي از انتشار مرتب يك روزنامه دليل اصلي تعطيلي روزنامههاي ورزشي باشد. انتشار يك روزنامه در شرايط فعلي هزينههاي بسياري را بر دوش گردانندگان تحميل ميكند و به نظر ميرسد حداقل در بخش ورزش بدون كمكهاي دولتي امكان بقاي روزنامهها بسيار سخت است.
در واقع ميتوان گفت روزنامههاي ورزشي نيز به نوعي شبيه به موجوديت ورزش در ايران است و بدون وابستگي به منابع قدرتمند دولتي مجال زنده ماندن نخواهد داشت.
از سوي ديگر نزول كيفي نشريات ورزشي در سالهاي اخير نيز دليل واضحي است بر كاهش شمار مخاطبان كه آن هم بستگي تام و تمام به پايين بودن دستمزد نويسندگان و خبرنگاران در روزنامههاي ورزشي دارد. بنابر شواهد روشن، دستمزد بسياري از خبرنگاران و روزنامهنگاران ورزشي در حد كارگران روزمزد ساده است و به اين ترتيب نميتوان به انتظار توليد مطالب كيفي و استفاده از قلم افراد صاحب مطالعه و مسلط بر ادبيات نشست.
متاسفانه روزنامههاي ورزشي آنقدر كه در زمينه توليد خبر پيش رفتهاند هرگز نتوانستهاند در حوزه تحليل يا وزين كردن مطالب گام بردارند و اين عدم توازن نيز وضعيت را بغرنجتر كرده است. از سوي ديگر كمبود سرمايهگذاري و تيراژ اندك در ابتداي كار نيز به گونهاي است كه اجازه نميدهد روزنامهها تبديل به بنگاههاي بزرگ توليدي و خبري شوند.
اين روزها سايتهاي خبري و تلويزيون بيش از گذشته حلقه محاصره را بر روزنامههاي ورزشي تنگ كردهاند زيرا اكثر روزنامهها تلاش ميكنند تنها در حوزه اطلاعرساني با رقيب مقابله كنند كه اين كار نيز خود از اساس بيفايده و ناممكن است.
سالها قبل اگر هفتهنامههايي مثل كيهان ورزشي و دنياي ورزش در عرصه خبررساني ورزشي پيشگام بودند، به اين دليل بود كه شبكههاي تلويزيوني اساسا در زمينه ورزش قدرت امروز را نداشتند و در اولويت آنها رقابتهاي ورزشي قرار نميگرفت اما امروز كه پربينندهترين برنامه تلويزيون يك برنامه ورزشي به نام 90 است، ميتوان حدس زد كه رقابت تا حد زيادي نابرابر شده است.
در عين حال تعدد و تشتت روزنامههاي ورزشي نيز دليل ديگري است بر ضعف عمومي رسانههاي مكتوب در اين حوزه، زيرا اتفاقات روزانه ورزش و فوتبال ايران نيز متاسفانه آنقدرها از عمق و تازگي و شورانگيزي برخوردار نيست. امسال چند روزنامه ورزشي از انتشار بازماند آنچنانكه فوتبال ايران نيز از حضور در جام جهاني ابراز ناتواني كرد: «بيله ديگر، بيله چغندر...»
دغدغه تيراژ
9 سال پيش وقتي ميك مك كارتي، سرمربي تيم ملي ايرلند در تهران در كنفرانس مطبوعاتي قبل از بازي ظاهر شد از ديدن اين همه خبرنگار فوتبال ابراز تعجب كرد اما وقتي شنيد كه در آن روزگار 13 روزنامه ورزشي در ايران منتشر ميشود تا حدي به فكر فرو رفت. او با يك سوال كليدي همه چيز را براي خود معلوم كرد: «تيراژ پرفروشترين روزنامه ورزشي در ايران چقدر است؟»
و وقتي پاسخ پرهيجان خبرنگار آن روزنامه را مبني بر فروش روزي 90 هزار نسخه شنيد بادي به غبغب انداخت و گفت: «ضميمههاي ورزشي چهار روزنامه بزرگ ايرلند هر كدام حداقل يك ميليون تيراژ دارند؟» روزنامههاي ورزشي ايران كه از حيث تعدد عنوان سرآمد جهان بوده و هستند احتمالا تا يكي، دو سال آينده به موقعيت واقعي خود خواهند رسيد، تعداد عنوان كم و تيراژ بالا... .


