صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

هوای گریه با من، در سوگ قیصر

کد خبر: ۸۶۳
| |
10881 بازدید

... هوای گریه با من
در سوگ قیصر که خودش خلاصه خوبیها بود

سید حبیب حبیب پور در رثای شاعر تازه درگذشته نوشت:

چه سخت است که باور کنیم اتفاقی که سالها منتظر آن بودیم ، را باید به هم تسلیت بگوییم. شاعر صمیمی انقلاب پس از سالها رنج ، سرانجام سر بر شانه ی برادر سفر کرده اش سید حسن حسینی گذاشت و سالهای تنهایی اش را با او واگویه کرد و همانند او همصدا با حلق اسماعیل به پیغمبر تقدیر ، لبیک گفت .
قیصر بزرگ ، نمونه ای از شاعرانی بود که آنچه که می باید ، گفت را گفت و آنچه می باید سرود ، را سرود. او که از منطقه محروم گتوند و از کنار رودخانه ی دز و کارون برخاسته بود ، همواره به جنوبی بودن خود افتخار می کرد و این را در سروده های خویش در دوران دفاع مقدس اثبات کرد . او در اوج بمبارانهای دزفول _ که او سالهای زیادی از عمر و تحصیل خود را در آن گذرانده بود _ با "شعری برای جنگ "، با مردم شهید داده اشک ریخت . به یاد دارم که او شعر می خواند و ستون های مسجد جامع از انفجار توپ های بعثی می لرزیدند ، بی آنکه صدای قیصر بلرزد. مجموعه " تنفس صبح " او در جبهه ها دست به دست می گشت و او همپای هنرمندان در کنار رزمندگان بود و به یاد دارم که با لباس خاکی بسیجی ، حسرت جا ماندن از شهدا را یادآور می شد:

به بار عام شما هم مرا اجازه نداد
چه گویم از که بگویم خدا اجازه نداد
قرار بود شما تا خدا مرا ببرید
شما قبول نکردید یا اجازه نداد
... چنان به دیدن تصویر خویش خو کردم
که وقت رفتنم آیینه ها اجازه نداد

او رمز جاودانگی را از فهمیده ها فهمیده بود .
دلش که می گرفت رو به گنبد طلایی خراسان زمزمه می کرد :

چشمه های خروشان تو را می شناسند
موج های پریشان تو را می شناسند
... پرسش تشنگی را تو آبی ، جوابی
ریگ های بیابان تو را می شناسند
... کاش منهم عبور تو را دیده بودم
کوچه های خراسان تو را می شناسند

از چشم عروسکی که خون آلود است قصه ی جنگ را می خواند . برای شهادت دلتنگی می کرد. دلش که به یاد کربلا می گرفت و می سرود :

چند وقت است دلم می گیرد
دلم از شوق حرم می گیرد
مثل یک قرن شب تاریک است
دوسه روزی که دلم می گیرد
مثل این است که دارد کم کم
هستی ام بوی عدم می گیرد
گریه ام یعنی بارا ن بهار
هم نمی گیرد هم می گیرد

او مانند همیشه ساکت و سر به زیر مسافر شهر ستاره ها شد تا برای آنها شعر بخواند .
او با ما نیست اما غم هست و اشک هست و دلتنگی شاعرانی که باید برای او بی تابی کنند . و از همه بیشتر بی قراری شاعران جوانی که امروز بیش از همیشه به او و نقدهایش نیازمندند.
او که خود روزی شاعری شهرستانی بود که به تهران آمد و در زیر سایه اساتیدی همچون مرحوم مهرداد اوستا و استاد علی معلم و
در کنار شاعران همنسل خود از جمله سید حسن حسینی ، سهیل محمودی و ساعد باقری و محمدرضا عبدالملکیان و سلمان هراتی و مصطفی رحماندوست و بیوک ملکی و جواد محقق و ... بالید ، همواره پناه صمیمی و جذاب جوانانی بود که می خواستند وارد عرصه ی ادبیات شوند و به دنبال دست نوازش و لبخندی زیبا از بزرگان شعر پس از انقلاب بودند و اینجا بود که قیصر نقش خود را به خوبی بازی کرد و چه بسیار ، با آنها می نشست . با حوصله ،اشعارشان را می شنید و با مهربانی آنها را نقد می کرد . و چقدر _ امروز _ این جوانان شاعر و علاقمند ، دلتنگند . تشنه ی آن مهر و لبخندند. بی تابتر از غنچه به نور خورشید .

_____________

نمی دانم چرا از دیشب نغمه ی زیبای همایون شجریان را با خود زمزمه می کنم که :
نبسته ام به كس ، دل . نبسته كس به من دل چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
ز من هر آنكه او دور . چو دل به سينه نزديك به من هرانكه نزديك از او جدا جدا من
نه چشم دل به سويي نه باده در سبويي كه تر كنم گلويي به ياد آشنا من
ستاره ها نهفته در آسمان ابري دلم گرفته اي دوست هواي گريه با من
" ... هوای گریه دارم " . بی آنکه بدانم باید برای قیصر اشک بریزم .
امروز صبح هم که از کاکایی مصیبت زده می پرسم می گوید : همیشه باید خبرهای بد را باور کرد و ارمغان بهداروند از اندیمشک که همواره با افتخار به قیصر ، عشق می ورزید آهی می کشد که : حیف بود قیصر.

به دزفول زنگ می زنم و کسی می گوید : چند روز دیگر قرار است دانش آموزان قدیمی دبیرستان جامع دزفول جمع شوند و از سالها پیش که در این دبیرستان بودند یاد کنند .دبیرستانی که روزی قیصر ، در آن تمرین شعر می کرد . اما این جمع کسی را کم خواهد داشت . کسی به نام دکتر قیصر امین پور را .

---------------
راستی ، تو می روی _ ساکت و بی هیاهو _ و می دانی که :
صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۰۷:۴۶ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۹
سلام
من همه درگذشت دكتر قيصر امين پور را به همه تسليت مي گويم
دكتر بهترين شعر را براي امروز سروده است

... روي ميز خالي من
صفحه باز حوادث

در ستون «تسليت ها»
نامي از ما يادگاري
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۰:۲۹ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۹
با عرض تسلیت فقدان این هنرمند عارف، مؤمن و انقلابی به جامعه هنری انشاءالله روح ایشان در جوار رحت واسعة الهی متنعم گردد . آمین
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۰۷ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۹
عروج قيصر شعر انقلاب را تسليت عرض مي كنم.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۲:۳۷ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۹
ياد و خاطره دكتر قيصر امين پور رو با اين شعر زيبا گرامي ميداريم :

'' می مانی ''
دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره ی دودی، از دودمان باد

از آب طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی به دست باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر ما را، اندوه مادرزاد

از خاک ما در باد، بوی تو می آید
تنها تو می مانی، ما می رویم از یاد .


خدايش بيامرزاد
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۰۵ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۹
یک قافله مسافر و این بوالعجب همه
از بهر آنکه رسیده است گریه می کنند.
روحش با امام شهیدان و شهیدان امام محشور باد.
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۵:۵۲ - ۱۳۸۶/۰۸/۰۹
به یاد شادروان قیصر امین پور:
وقتی جهان از ریشه جهنم
آدم از عدم
و سعی از ریشه های یأس می آید.
وقتی یک تفاوت ساده در حرف کفتار را به کفتر تبدیل می نماید
باید به بی تفاوتی واژه ها و واژه های بیطرفی مثل نان دلبست
نان را از هر طرف که بخوانیم نان است.
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟