حجة الاسلام والمسلمین فاکر؛ ترازي براي انقلاب
چنانچه در لغتنامه ها به دنبال مفهومي براي واژه "تراز" بگرديم، مي توان به مفاهيمي همچون "نيکو کننده"؛ "زينت بخش"؛ "سازنده و کارساز"؛ "ابزاري براي سنجش و مقايسه" دست يافت و شايد از همين ريشه باشد که واژه "ترازو" به دست آمده. اگر چه مي توان به پيروي از معني نخست يعني "زيبا و نيکو کننده" نيز مقاله اي مفصل نگاشت وليکن مراد از اين سطور، مفهوم آخر يعني "ابزار سنجش و قياس و برابري" است.
بي ترديد انقلاب هاي دنيا فارغ از مباني نظري و گفتگوهاي کلامي؛ براي نماياندن مفهوم خود به مخاطب، نيازمند تصويرسازي هاي عيني و نمايش مصاديق قابل فهم در همه زمينه ها هستند که مي توان از آن به عنوان "تراز انقلاب" ياد کرد. ترازهايي در عرصه هاي گوناگون؛ نظير عرصه هاي فرهنگي؛ اقتصادي؛ امنيتي؛ سياسي؛ نيروي انساني و الگوهاي حکومت داري.
شايد به تعبيري بتوان مبحث الگوها را نيز در همين سرفصل گنجاند. آنجا که خداوند کريم در قرآنش به مسلمانان اعلام مي دارد: "لقد کان لکم في رسول الله اسوه حسنه" (احزاب ـ 21). مراد همين تراز است براي انسان پيرو حق که مي خواهد بداند در عمل، حق مداري چه سان و به چه شکل نمايان مي شود.
انقلاب اسلامي ايران نيز از اين حاجت، بي نياز نيست و ضروري است در لحظه لحظه عمر خود، انسان هايي را به عنوان تراز و معيار خود، شناسايي و تبليغ نمايد. بي گمان در صدر اين فهرست چهره معمار کبير انقلاب درخششي بي نظير خواهد داشت و ديگراني نيز در کنارش نورافشاني خواهند نمود.
يکي از این نمونه های بارز که مي تواند از منظر "ملاک و معيار انقلاب" مورد واکاوي قرار گيرد "مرحوم حجة الاسلام و المسلمین شيخ محمدرضا فاکر" است که چند روزي است به ديار حضرت حق شتافته و هزاران افسوس و دريغ که عمق اين خبر، در سنگيني و شتاب رسانه کماکان مکتوم و پنهان باقي مانده و در حد چند پيام تسليت و تعزيت، انعکاسي بيش نداشته است.
بي شک لازم است از اين پس فصل هايي مکرر به اين شخصيت مجاهد پرداخته شود؛ اين سطرها تلاش مي کند خط سيري باشد براي يکي از اين فصل ها؛ چنانچه نزديکان و همرزمان ايشان خواستند در نکوداشت او کلامي بسرايند در ترسيم اين پرده نيز همتي بنمايند. براي پيشرفت در اين بحث لازم است برخي مؤلفه ها و عناصر وجودي وی شناسايي و با معيار انقلاب و اسلام ناب محمدي سنجيده و امتياز دهي شود. آنگاه است که مي توان به يقين شهادت داد که اين مرد بزرگ؛ خود بهترين گواه و مبلغ براي قدرت تربيتي انقلاب شکوهمند اسلامي ايران است. برخي ويژگي ها به گواهي نزديکان وی بدين شرح است:
1- ساده زيستي و قناعت: در خاطرات حضرت امام (ره) خوانده ايم که امام براي برخي که از امکانات، بيشتر مطالبه مي کردند پيغام مي دادند که: "بهتر است آقايان طلبه بمانند". جناب مرحوم فاکر در عين اينکه همزمان عضو مجلس شوراي اسلامي؛ رياست کميسيون اصل نود و عضو مجلس خبرگان رهبري بود هرگز از امکانات بهره اي نبرد. نه آنکه زياده خواهي نکرد بلکه همواره تا لحظه آخر عمر شريف، براي خود و خانواده از سهم و حق مسلم و مفروض خود نيز کمتر خواست.
2- بصيرت و بينش نافذ: انقلاب ها هميشه صحت راه خود را مرهون مجاهدت مجاهديني بوده اند که با دقت راه را از چاه باز شناخته اند و مردم را در مسير درست با خود همراه کردند. از ممتاز ترين ويژگي هاي مرحوم فاکر بينش نافذ وی بود که در تمامي مقاطع عمر سياسي خود جريانات را به درستي تشخيص داده و ابراز نمود. از شاخص ترين موضع گيري هاي او، مواجهه آشکار و دائمي با جريان نفاق قبل و بعد از انقلاب بوده است. ثمره اين مبارزه هم آن شد که پس از انقلاب، لااقل سه بار مورد سوء قصد ضد انقلاب قرار گرفت.
3- دفاع از حق مردم: وی همواره از حق مردم به ويژه مستضعفين و به تعبير امام (ره) کوخ نشين ها حمايت و دفاع نمود که در اين رابطه خاطرات بسياري از او در دل مردم نقش بسته و به مرور آشکار خواهد شد.
4- حضور در سنگر بلاغ: وی همواره در سنگر تبليغ حاضر بود و آنچه را بايد مي گفت؛ بيان مي کرد؛ گرچه در سال هاي پايان عمر نوعي انکسار و انزواي مطبوعاتي ـ رسانه اي را براي خويش برگزيده بود وليکن اين امر هرگز حضور تبليغي اش را نپوشاند.
5- اجتناب از ظاهرسازي و ريا: اقتضاء سمت هاي وی آن بود که حداقل بيشتر از خيلي از چهره هاي مادام العمر رسانه اي ديده و شنيده شود وليکن چنانچه صفحات سايت ها و مکتوبات رسانه اي را در مدت عمر مجلس هشتم تورقي کنيم هرگز خبرهاي منعکس شده از حجة الاسلام و المسلمین فاکر به عدد انگشتان دست هم نمي رسد و اين در حالي است که او مسؤوليت يکي از خطيرترين کميسيون هاي مجلس شوراي اسلامي (کميسيون اصل نود) را به عهده داشت.
پس از رحلت وی در يکي از خبرهاي مخابره شده، خبرنگاري نوشت: "رحلت مردي که در سايه بود" وليکن نيکوتر آن است که در رثاي او بنويسيم: "مرد در سايه اي که سايه اي بلند داشت".
روحش شاد



