منظومه نوین امنیت و قدرت جهانی (3)
دکتر حسین قریب
کد خبر: ۸۵۳۳۰۳
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۱:۴۱ 20 November 2018

مقدمه:

در شماره قبل به این نکته پرداختیم که راه اصولی و محوری برای تولید و بازتولید امنیت و قدرت پایدار در عصر جهانی شدن، از یکسو معطوف به بازشناسی مزیت ها و تمرکز بر مزیت های اولویت دار است و از سوی دیگر، مربوط به طی فرایند "مزیت سازی" برای تبدیل مزیت نسبی (طبیعی) به مزیت رقابتی (اکتسابی) می شود. اما پرسش اساسی این است که چرا نخبگان سیاسی بسیاری از کشورها نتوانسته اند نسبت به این دو امر دارای عملکردهای مناسب باشند؟ بر پاسخ اجمالی به این پرسش اینستکه آنها دارای دو "آفت" و "ضعف" مهم هستند و نمی توانند در تولید امنیت و قدرت پایدار دستاوردهای مناسبی داشته باشند. متاسفانه نخبگان سیاسی ج.ا.ایران نیز دچار این آفت ها و ضعف ها هستند.

1-غرور کاذب

یکی از "آفت های" اصلی نخبگان سیاسی بعضی از کشورها اینستکه آنها تنها به "اهمیت" برخورداری از مزیت های اقتصادی دلخوش کرده اند و بنوعی دچار غرور کاذب گردیده اند. از اینرو آنها نتوانسته اند از مزیت های مربوط، قدرت پایدار را بدست آورند. بعبارت دیگر، آنها فاقد توانایی تبدیل "اهمیت" به "قدرت" بوده اند.

کشو ما نیز دارای مزیت های فراوان است که از آن جمله باید به مزیت های مهم ذیل اشاره داشت:

  • برخورداری از منابع انسانی
  • برخوردای از ذخایر عظیم نفت و گاز
  • برخورداری از ذخایر فراوان معدنی
  • برخورداری از موقعیت مناسب سرزمینی
  • برخورداری از موقعیت های فراوان گردشگری

اما از آنجا که نخبگان سیاسی کشور اکتفا به برخورداری از مزیت های نسبی (دلخوشی به اهمیت) نموده اند، به مزیت های رقابتی (عامل قدرت)، توجهی نکرده اند. لذا نخبگان سیاسی ج.ا.ایران باید با عبور از "اهمیت"، تنها به تولید "قدرت" اندیشه نمایند. اما این امر منوط به غلبه بر "ضعف" دیگری است.

2-غفلت از مزیت سازی

اصلی ترین "ضعف" بسیاری ازنخبگان سیاسی کشورها، عدم توانایی و غفلت در فرایند "مزیت سازی" است. بدین معنی که آنها دارای چالش های اساسی در خصوص تبدیل مزیت نسبی به مزیت رقابتی هستند. اینرا باید مهمترین ضعف نخبگان سیاسی بعضی از کشورها محسوب نمود. جایگاه و شان مزیت سازی را می توان در فرایند ذیل نشان داد:

اگر در دهه های پیشین، کشورهای مختلف جهان می توانستند با اتکا به مزیت نسبی(Comparative advantage) قدرت سازی نمایند، در عصر جهانی شدن این امر میسر و مقدور نمی باشد. بعبارت دیگر، دردوره جدید نمی توان با اتکا به مزیت نسبی، ارزش و قدرت آفرینی قابل توجهی را بدست داد. لذا باید با تمرکز بر سازوکارهای مربوط به مزیت سازی به مزیت های رقابتی(Competitive advantage) و قدرت پایدار دست یافت.

بدون غلبه بر آفت ها و ضعف های مزبور نمی توان کشور را به مرحله امنیت و قدرت پایدار رهنمون ساخت. رفع آفت ها و ضعف ها، محتاج رعایت نکات مهم و الزامات (Requirements) اساسی است که در ادامه مطالب به اصلی ترین آنها پرداخته می شود.

3-          ارکان اصلی غلبه بر آفت ها و ضعف ها

1.3     آشنایی به هندسه و هرم مزیت

رمز غلبه برای آفت غرور کاذب و ضعف در مزیت سازی، آشنایی به هندسه و هرم مزیت(Pyramid of advantage) است. در ادبیات مطالعات استراتژیک، هندسه و هرم مزیت دارای اهمیت فراوان است. هندسه و هرم مزیت برگرفته از مدل مایکل پورتر(Michael Porter) را می توان بگونه ذیل ترسیم نمود:

"هرم مزیت"

هرم مزیت، نقشه راه و مسیر حال و آتی کشورهای مختلف جهان را در جهت رشد، توسعه و پیشرفت نمایان می سازد. بدین معنی که قاعده هرم مزیت، نمایانگر ارزش آفرینی محدود و راس هرم نیز گویای اوج ارزش(value-creation) آفرینی است.

کشورهای متکی بر مزیت نسبی، دارای رویکرد "منبع محوری"(Resource-based) هستند و در قاعده هرم مزیت قرار دارند. بدلایلی که گفته شد، هرگاه نخبگان سیاسی کشورها در عصر جهانی شدن دارای رویکرد منبع محوری باشند، از گردونه اصلی رقابت های اقتصادی خارج می شوند. حدود 40 تا 50 کشور جهان، در این قلمرو قرار دارند. معمولا کشورهای منبع محور دارای درآمد سالانه زیر 7000 هزار دلار هستند و کشورهای ضعیف تر این گروه حتی کمتر از 1000هزار درآمد سرانه دارند.

کشورهای "کارآیی محور"(Efficiency-based) توانسته اند از مرحله اتکا به مزیت نسبی فاصله گرفته و در مسیر مزیت سازی تلاشهای اساسی و سخت کوشانه ای داشته باشند. رویکرد اصلی این کشورها، معطوف به بکارگیری دستاوردهای صنعتی کشورهای پیشرو با "هزینه کمتر" و "کارآیی" بهتر است. از اینرو آنها توانسته اند میزبان مناسبی برای تولیدات انبوه صنعتی تحت برندهای معروف بین المللی باشند. بعبارت دیگر، این کشورها توانسته اند "امور تحقیق شده ها" را با عملکرد و کارآیی مناسب، به محصول تبدیل کنند و به بازارهای جهانی و منطقه ای روانه سازند. فرایند مزبور، متضمن ارزش آفرینی اقتصادی و افزایش اشتغال و رشد اقتصادی در این کشورها است. حدود یکصد و بیست کشور جهان در این دسته قرار دارند و درآمد سرانه آنها از 7000 تا 16000 دلار قرار دارد.

کشورهای " نوآور"(innovative)، در بالاترین و ارزش آورترین منطقه هرم مزیت قرار دارند. رویکرد اصلی آنها معطوف به توجه و تمرکز به امور "تحقیق نشده ها" و ثروت آفرینی های قابل توجه از آنها است. این کشورها، "اقتصاد فردا" را رقم می زنند. حدود 30کشور در منطقه راس هرم مزیت قرار دارند و درآمد سرانه در این کشورها بیش از 16000 دلار است.

همانطور که مشاهده می شود، نحوه و معیار اصلی صعود از قاعده به راس در هرم مزیت، عبور از مزیت نسبی ()و گام زدن در قلمرو مزیت رقابتی از طریق مزیت سازی است.

کشور چین، یکی از کشورهایی است که بخوبی فرآیند مزیت سازی را طی نموده است و از دستاوردهای مطلوب آن نیز بهره گیری می نماید. کشور چین تا سال 1976 در میان کشورهای منبع محور قرار داشت و محور اصلی فعالیت های اقتصادی کشور چین در این دوره، معطوف به فعالیت های کشاورزی و کم ارزش بود. این فعالیت ها نمی توانست انبوه جمعیت کشور چین را از فقر رهایی بخشد. اما با آغاز دوره اصلاحات اقتصادی از سال 1978، نخبگان سیاسی چین به مزیت سازی توجه اساسی معمول داشتند و لزوم فرایند عبور از مزیت نسبی به مزیت رقابتی را مدنظر قرار دادند . این امر موجب شده است که چین از مرحله منبع محوری به مرحله کارآیی انتقال پیدا کند و دارای ارزش آفرینی های مناسب اقتصادی گردد.

یکی از آثار استقرار درمنطقه مناسبتر هرم مزیت، به وضعیت فقر و تراز تجاری این کشور بازگشت دارد. بدین معنی که کشور چین توانسته است طی سی و پنج سال، حدود هفتصد میلیون نفر را از چنگال فقر نجات بخشد. همچنین در خصوص وضعیت تراز تجاری چین باید گفت که در سال 2015، بیش از ۲۲۰۰ میلیارد دلار صادرات و ۲۰۰۰ میلیارد دلار واردات داشته است. انباشت ارزی کشور چین نیز پس از اصلاحات اقتصادی، حدود 4000 میلیارد دلار است که میزان اعجاب انگیزی می باشد. لازم بذکر است که صادرات این کشور قبل از اصلاحات اقتصادی حدود 20 میلیارد دلار و واردات آن 10 میلیارد دلار بوده است.

  •  

2.3     عبور از دام گرفتار در میانه

یکی از نکات مهم برای ارتقای جایگاه در هرم مزیت ، پرهیز از "بلند پروازی" است. بدین معنی که نخبگان سیاسی کشورها باید از توانایی ها و ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی جامعه آگاهی داشته و راهبرد متناسب را انتخاب کنند.

مایکل پورتر کشورها و بنگاههای اقتصادی را که فاقد تشخیص و آگاهی لازم میان ظرفیت ها و انتخاب راهبردها هستند، به گرفتار در میانه(Stuck in the middle) نام می نهد. دام گرفتار در میانه، دلالت بر وضعیتی دارد که کشوری ظرفیت خود را نشناخته و از اینرو دچار بلندپروازی شده است. این امر موجب می شود که کشور مربوطه نتواند از ظرفیتهای موجود خود بهره گیری نماید و فرایند مزیت سازی نیز به شکست منجر می شود. بعبارت دیگر، اگر ظرفیت و توانایی کشوری متناسب با "کارآیی محوری" است، نباید به مرحله "نوآوری" تمرکز کند و منابع خود را برای آن مرحله مصرف نماید. چرا که این امر موجب می شود حتی از بهره گیری از مرحله کارآیی و بهره وری نیز محروم بماند. برای آنکه معنی و مفهوم بسیار ظریف و مهم گرفتار در میانه روشن تر گردد، به تشریح دو نمونه مثبت و منفی در این خصوص اشاره می شود.

  • یکی از نمونه های موفق عبور از دام گرفتار در میانه، کشور چین است. نخبگان سیاسی چین در دهه 1980، با درک مناسب از ظرفیت ها و توانایی های داخلی نسبت به انتخاب راهبرد"کارآیی محوری" برای توسعه اقتصادی اقدام می کنند و از بلند پروازی های بیهوده پرهیز می نمایند. انتخاب خط مشی کارایی محوری، موجب شد که کشور چین میزبان اصلی شرکت های بزرگ چند ملیتی برای بیش از سه دهه باشد و بر این اساس ارزش آفرینی نماید و بتواند بازارهای جهانی و منطقه ای را فتح کند. اگر نخبگان سیاسی چین بدون آگاهی از ظرفیت های داخلی، استقرار در قلمرو نوآوری را مدنظر قرار می دادند، از دستاوردهای مرحله "کارآیی محوری" نیز محروم می شدند و نمی توانستند به شاخصهای کلان اقتصادی کنونی دسترسی پیدا کنند.
  • اما یکی از نمونه های منفی گرفتار در میانه که نتوانست از این دام بگریزد، شرکت نیسان از کشور ژاپن است. مدیران ارشد شرکت نیسان، در سند چشم انداز راهبردی شرکت، خواهان کسب رتبه اول در میان شرکتهای خودروسازی ژاپن بودند. اما از آنجاکه هدف گذاری مزبور، تناسب با ظرفیت های شرکت نیسان نداشت، این شرکت در رده بندی شرکت های خودروساز ژاپنی نزول چشمگیری پیدا کرد. شرکت نیسان اقدام به آسیب شناسی وضعیت تنزل رتبه در میان خودروسازان معتبر کشور ژاپن کرد. پس از بررسی وضعیت چالش شرکت نیسان، این نکته مهم بدست آمد که شرکت نیسان در دام گرفتار در میانه افتاده است. بدین معنی که شرکت نیسان دارای قابلیت و توانایی لازم برای کسب رتبه اول در میان خودروسازان ژاپن نبود و نباید این هدف را برای شرکت انتخاب می کرد. بررسی ها نشان می داد که اگر مدیران این شرکت راهبرد اصلی خود را معطوف به کسب رتبه دوم در میان شرکت های خودروساز ژاپنی می کردند، می توانستند این جایگاه را بدست آورند. چرا که قابلیت و توانایی آنها با رتبه دوم تناسب و سنخیت داشت. اما بلندپروازی مدیران ارشد شرکت و غفلت از ظرفیت ها و قابلیت ها، آنها را از کسب رتبه دوم محروم ساخت و به مراتب پایین تر تنزل نمودند و تا مرز ورشکستگی به پیش رفتند. لذا این شرکت مجبور شد برای رهایی از بحران با شرکت رنو مشارکت نمایند وادامه فعالیت دهند.

4-نتیجه گیری

برای تولید امنیت و قدرت پایدار، باید در گام اول به "آفت غرور کاذب" در نزد نخبگان سیاسی غلبه کرد. بدین معنی که آنها از دلخوشی نسبت به برخورداری از مزیت های متنوع که دارای "اهمیت" هستند، عبور کرده و برای تبدیل آنها به "قدرت" تلاش کنند. فرایند تبدیل اهمیت به قدرت از طریق "مزیت سازی" و با تبدیل مزیت های نسبی (طبیعی) به رقابتی (اکتسابی) میسر و مقدور است. اما فرایند مزیت سازی مستلزم دو نکته مهم است:

  • آشنایی با هندسه و هرم مزیت
  • عبور از دام گرفتار در میانه

مروری بر تجربه های موفق و ناموفق آشنایی و عدم آشنایی با هندسه و هرم مزیت و همچنین گرفتار در میانه، برای همگان که دغدغه تولید امنیت و قدرت پایدار دارند، لازم و ضروری است.

برچسب ها
خبرهای مرتبط
روی خط سایت ها
نظر شما

سایت تابناک از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین (فینگیلیش) معذور است.

نام:
ایمیل:
* نظر: