عاملان دومين حمله به کاروان راهيان نور دستگير شدند
عاملان دومين حمله مسلحانه به کاروان «راهيان نور»، به دست مأمورين انتظامي خوزستان دستگير شدند.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، عاملان اين حمله از سوي عناصر ضدانقلاب خارﺝ از کشور، مأموريت داشتهاند، در حالي که عاملان نخستين حمله به كاروان راهيان نور، به علت مسائل شخصي، تيراندازي كرده بودند.
يادآور ميشود، راديو صداي آمريکا، «بي.بي.سي» و راديو اسرائيل درباره حرکت راهيان نور امسال موضع گرفته و خشم خود را از استقبال گسترده جوانان و نوجوانان ايران از مناطق عملياتي آشكارا نشان دادهاند.
اين در حالي است که مردم غيور دشت آزادگان نيز با انزجار از اين حملات کور، قصد برپايي راهپيمايي داشتند که با جلوگيري مسئولان منطقه روبهرو شدند.
عشاير عرب دشت آزادگان، بر اين باورند كه کاروان راهيان نور، امتداد حرکت راهيان کربلا در هشت سال دﻔاع مقدس است که نه تنها سبب رشد ابعاد معنوي در منطقه ميشود، بلکه موجبات رونق اقتصادي منطقه نيز هست.
اين در حالي است که در چهار روز پيش از آن نيز يکي ديگر از کاروانهاي «راهيان نور»، مورد سوءقصد قرار گرفته بود که عاملان آن واقعه با تلاش نيروهاي انتظامي خوزستان در مدت 24 ساعت دستگير شدند.
همچنين در روز پنجم فروردين 87 نيز بر اثر تصادف يك دستگاه اتوبوس كاروان «راهيان نور» در محور ايذه، حدود 27تن از زايران مناطق جنگي، جان خود را از دست دادند و سيزده نفر نيز مجروح شدند.
اتوبوس حامل اين كاروان، شامل فرهنگياني که از استان چهارمحالوبختياري به خوزستان اعزام شده بودند، در جاده شهر کرد به ايذه واژگون شد.
در روز 25 اسفند سال 1386 نيز اتوبوس حامل گروهي از دانشجويان دانشگاه علمي ـ کاربردي خيام مشهد با يک تانکر حامل سوخت در محور انديمشک ـ خرمآباد برخورد کرد و آتش گرفت و 22 سرنشين اين اتوبوس در ميان شعلههاي آتش جان دادند و هفت نفرشان نيز زخمي شدند.
می خواستم ببینم نظرات مخالف رو کجا ثبت می کنید ما هم بریم ببینیم! شما همش از به به و چه چه مردم غیور و عرب و نمیدونم کی حرف میزنید چرا از محرومیت و روی مین رفتن فرزندان عرب و جنوب گرسنگی و... چيزي نمي گوييد؟ نمی خواهید بدونید؟ گوشتون کر شده و چشمتون کم سو؟ اینهمه محرومیت رو نمبینید؟ ولی خدا بزرگه ما هم خدای داریم روز ما هم میرسه..
یا بهتر بگویم ، آیا از رزمندگان دفاع مقدس که اکنون زنده و یا نیمه زنده ! در همه جای کشور پراکنده اند آمار و ارقامی داریم ؟
آیا سپاه و بسیج و ارتش و نیروی انتظامی نمی تواند با مراجعه به لیستهای پرسنلی خود، رزمندگان سردار و غیر سردار خود را که اکنون نه نظامی هستند و نه سردار ، به بهانه ای ، دور هم گرد آورده و برای مباهات فرزندانشان که هنوز نمی دانند پدرشان چه کاره بوده ، نشانی به ایشان اعطا نماید؟
آیا نمی شود رزمندگان سابق و اسبق ! را طی برنامه ای عظیم به مناطق عملیاتی خودشان برده و خاطراتی را که قرار است بزودی به تاریخ بپیوندد ، مستند کرد و برای نسلهای بعدی دستمایه ساخت آثار ارزشمندتر ایجاد کرد؟
سهم مناطق عملیاتی گمنام دیگر کشور که محل عروج خیل بیشماری از عزیزترین و گمنام ترین فرزندان این آب و خاک است چه می شود؟
آیا فقط دو کوهه و کرخه و اروندکنار و دشت عباس و سایت چهار و پل کرخه مناطق عملیاتی بودند؟
پس کسانی که عزیزترین سالهای زندگی خود را در پیرانشهر و سردشت و بانه و مریوان و حاج عمران و تمرچین و
سومار و سرپل ذهاب و قصر شیرین و حجیج و کلاشین و ... گذراندند و بعضی هم به فیض شهادت نایل شدند، در آن ایام نه چندان دور چه کاره بودند؟
دو کوهه جبهه تر بود یا حاج عمران، که هنوز استخوانهای نازنین ترین جوانانمان را میزبان است .
آیا برای سید موسوی که سرش را در سه راهی کدو به امانت نهاد ، امانت دار خوبی بوده ایم ؟
از جبهه و جنگ چه می دانیم که برای فرزندانمان چه تعریف کنیم ؟
آیا ؟




