درباره «هیچ» تلخ و دشنامگوی کاهانی
گزارش «تابناک» از جشنواره فیلم فجر
کد خبر: ۸۴۰۹۸
| | 6905 بازدید
سرویس فرهنگی ـ اگر شما هم میتوانستید « هیچ» ساخته رضا کاهانی را در جشنواره فجر ببینید، به طور حتم، تاکید میکردید که اثری است بسیار تلخ و گزنده، با آدمهایی که همگی به جای رفتارهای معقول، دشنام تحویل میدهند و ...
این نوشته، قصد نقد مستقیم فیلم را ندارد، چرا که بر آن است که پیش از پرداختن به «هیچ»، مسیری که کاهانی طی کرده تا به ساخت این فیلم رسیده است، بررسی اجمالی کند.
به تعبیر دیگر، یکی از رایج ترین شیوههای نقد، که بررسی روند شخصیتی و حرفهای خالق اثر است، مورد نظر این یادداشت است؛ چرا که بدون تردید این مخلوق (هیچ) با آن خالق (کاهانی)، بدون تردید رابطهای مستقیم دارد.

او متولد یکی از شهرهای شرق کشور است، دانشجوی تئاتر در دانشگاه آزاد اسلامی اراک و در دورهی دانشجویی، از فعالان و دانشجویان بسیار پرتلاش بوده است، به نحوی که به اغلب جشنوارههای دانشجویی راه یافته ( بیشتر به عنوان بازیگر) و جوایز متعددی نیز کسب کرده است.
بعد از دانشگاه، با تنی چند از هم دورههایش راهی پایتخت شده است.
او که سالها در بنیاد سینمایی فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی مشغول به کار بوده، در همین تجربههای اجرایی، فیلمنامه نویسی را آزموده و با سفر شرق (ساخته برقعی) وارد سینمای حرفه ای شده است.
بعدتر آدم و آنجا را خودش میسازد ولی با « بیست»، طعم اکران عمومی را میچشد.
اگرچه « آدم» و « آنجا» نیز برایش بیطعم نبود و او با این آثار، بسیاری از جشنوارههای خارجی را تجربه کرد و به ویژه با سینمای اروپا آشنا شد.
در همین جشنوارهها بود که ذائقه تماشاگر آن طرفی را هم شناخت، اگرچه این دو فیلمش هیچ گاه، بازخورد تماشاگر داخلی را برای کاهانی در پی نداشت و به دلایل مختلف در محاق رفتند و اکران عمومی نشدند، اما چون هنرمندی است با سالها تجربه در اقصی نقاط هنری کشور، ریتم مخاطب را به خوبی شناخته، «بیست» را میسازد که نه تنها اکران داخلی دارد، بلکه چندین جایزهی بین المللی هم برایش ارمغان میآورد.
در این روند چندین نکته مشاهده میشود:
فیلمهای او درباره آدمهای تنها جامعه ایرانی هستند.
تاکید میکنم « آدمهای ایرانی» ، اگر به تنها فیلم اکران شده او « بیست» توجه شود، اوج تنهایی را به خوبی می توان در شخصیت اصلی آن دید. مردی که از فرط برگزاری مراسم عزا دچار بیماری روحی روانی شده، در حالی که خودش هم نمیداند و هنگامی در مییابد که فرصت چندانی ندارد و ...
کاهانی در «آنجا» و «آدم» هم به تنهایی انسانهایی میپردازد که خیلی در تعیین سرنوشت شان نقشی نداشته اند و در واقع محصول و یا آسیب دیده از جامعه پیرامون خود هستند.
این هنرمند جوان که در دانشگاه آزاد اسلامی درس خوانده و کار حرفهای را در زیر مجموعههای وزارت ارشاد تجربه کرده، چگونه میشود که به آدمهای اطرافش چنین بنگرد؟

او که «آنجا» را ساخت و نتوانست نشان بدهد، « آدم» را چگونه ساخت و از این مهمتر، با وجود این که « آدم» هم توقیف شد، چگونه سینمای به شدت متکی به اقتصاد و بازگشت سرمایه و سود و ... باری دگر به او اعتماد کرد تا « بیست» را بسازد و در تمام این شرایط نگاه او چرا تیره و تیره تر و تنها و تنها تر میشد؟
او برآمده از چه جریان فکری است که به این سمت میرود، به گونهای که به « هیچ» ختم میشود که اگرچه اشخاصی دارد، اما همگی به قدری عصبی و پرخاشگر که از کنار هر کدام عبور کنی، جز لیچار و دشنام شنیده نمیشود.
او که «آدم» را با سرمایههای خارجیها ساخت و « بیست» را با سرمایهی داخلی و به آنهای آن سوی مرزها نیز نشان داد، از کجا پروانهی ساخت گرفته است؟ آنها که فیلمنامهاش را بررسی میکردند، نمیتوانستند درک کنند چه محصولی از آن بر میآید؟... میدانستند، که اگرچنین نباشد، صدها افسوس بیشتر، که چه کسانی سمت و سوی سینمای ملی را رصد و هدایت میکنند.
او، اکنون به سرنوشت «آدم» و « آنجا» که بنگرد، غمی از محاق و توقیف و ... نخواهد داشت؛ به راحتی فیلمش را به آن سوی آبها میبرد و حتی اگر جشنوارههای کذا و کذا با انواع جایزه و ... تحسین و ترغیبش نکنند، حداقل این که سرمایهی ساخت فیلم بعدی اش را، تامین خواهد کرد و باز فیلمی که به نظر نمی رسد کمتر از « هیچ» و « بیست» تلخ و گزنده باشد، خواهد ساخت.
آن روز که « آنجا» در بسته بود، چرا به سمت « آدم» رفت و آن روز که «بیست»، گرفت، چرا به «هیچ» کشیده شد؟
بالاخره او فرزند همین آب و خاک و تربیت شده با سرمایههای همین مرز و بوم است و تلاشهایش نشان میدهد که نمیخواسته برود؛ ولی با اصرار او را به سمتی که، هر چه باشد، طعم خوش همراهی با مردمش، (در اکران عمومی) را ندارد، میکشاند.

حیف این محصول نیست که هنگام ثمردهی، نصیب همه کس شود، به جز پرورش دهندگانش؟
کاهش به قدر نمایش عمومی در جشنواره به او امید داده میشد، تا بیش از اینی که هست تنها و پرخاشگر نشوند آدمهایش!... به خصوص حالا که متولیان سینمای ایران، باب مماشات با هنرمندان را گشودهاند. چه کسانی بهتر از کاهانی، که جوانند و یک عمر میتوانند برای سینما، فرهنگ و مردم ایران، ثمر، به بار آورند و حداقل این که برای بیان آنچه در پی اش هستند، واقعبینانه، تلخیها و شیرینیها، را با هم به کار گیرند
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


