جای خالی مردمانی که امیدبخش و دست گیر بودند!
در روزهایی که نگاههای همگان به بازار قیمتها دوخته شده و همه مترصند در صف مقدم اطلاع از قیمتها باشند و به محض اطلاع از تغییرات، واکنش نشان دهند، یک جای خالی به شدت خودنمایی میکند.
به گزارش «تابناک»؛ هرچه اوضاع اقتصادی بغرنجتر میشود و زندگی افراد بیشتری را متلاطم میکند، گویی توجهمان به مسائل مختلف کمتر میشود؛ آنقدر کم که ممکن است همه چیز را صفر و یکی ببینیم و مسائل را صرفا با این نگاه قضاوت کنیم؛ قضاوتهایی که نتیجه آنها یا این وری است و یا آن وری.
فرقی ندارد موضوع چه باشد؛ اظهارنظر یک مسئول یا بروز التهاب در یک جا. در این شرایط همه چیز به سرعت برچسب مثبت یا منفی میخورند و به تناسب همین برچسب، درباره شان اظهارنظر میکنیم؛ اظهار نظرهایی که مبنای تصمیم گیری هایمان میشوند و بر اساسشان برای آینده مان برنامه میریزیم.
این گونه میشود که یکی ترجیح میدهد به سرعت برای خرید اقلام منزل یا خودرو یا سکه و ارز اقدام کند و دیگری، از این افراد ابراز انزجار نماید و نتیجه بگیرد که وخیم شدن اوضاع کار ایشان است؛ شرایطی که یکی از نتایج آن، پاره پاره شدن پیکره اجتماع است؛ شکافی که به درون خانوادهها نیز رسیده و روز به روز در حال گسترش است.
البته این تنها بخش ظاهری ماجراست. وخامت ماجرا زمانی خودنمایی میکند که میبینیم همه از پیکره جامعه جدا شدهایم و خیالمان نیست که دور و برمان چه اتفاقاتی در حال وقوع است؛ رویدادی که شاید تلخترین نتیجه بحران اقتصادی باشد که بدان مبتلا شدهایم. بحرانی که معلوم نیست تا کجا ادامه خواهد یافت و چه فرجامی خواهد داشت.
شرایطی که برای بسیاری از آستانه تحمل خارج شده، ولی بسیاری مان از درکش عاجزیم. آنقدر عاجز که گویی همگی به مانند وزیر بهداشت نتیجه گرفته ایم تنها راه، اولویت بندی است. این اولویت که برای چه چیزی هزینه کنیم و برای چه چیزی نه؛ اینکه چه کنیم تا خودمان را از مهلکه برهانیم؛ تنها «خودمان» را.
درست مثل سخنان وزیر که برخی آن را از آرشیوی مربوط به چند ماه پیش بیرون کشیده و منتشر کردند تا همگان دریابند اوضاع چقدر وخیم است. آنقدر وخیم که باید بی خیال درمان برخی بیماران شویم که درمانشان گران است و احتمالا عمرشان به دنیا کم و به جای آن، بهتر است منابعمان را صرف بیمارانی کنیم که درمانشان ارزانتر است و عمرشان طولانی تر.
سخنانی که برای وزیر تاوان سنگینی به دنبال داشت و موجب شد که وی به یکی از نامحبوبترین مسئولان در هفتههای اخیر تبدیل شود، ولی ظاهرا برای بسیاری مان پذیرفته و درونی شده است. برای مایی که ترجیح میدهیم ارز و سکه بخریم یا احتکار کنیم یا به هر اقدام اقتصادیِ مخرب دیگری دست بزنیم که میدانیم نتیجه آن، متضرر شدن عموم مردم است.
رفتاری که آن را مذموم میدانیم، اما خوب میدانیم که از بسیاری مان سر میزند و دست کم در مواردی که برایمان سود دارد، با آن موافقیم و برای موجه نشان دادنش دلیلهایی را ردیف میکنیم یا حتی میتراشیم. گام نهادن در مسیری که ما را از مردمانی که به جود و کرم شهرت داشتند، به افرادی سوق داده که برایشان مهم نیست چه کسی در حال خرد شدن زیر بار مشکلات است.
مردمانی که برای خرید و فروش دلار صف میکشند، اما حواسشان نیست در کنار دستشان یکی ایستاده که از دیدن رفتارشان اندوهگین و گاه شاد میشود؛ درست مثل آن پدری که وقتی دید عدهای هراسان برای فروش دلار به صرافیها و دلالها مراجعه کردهاند تا جلوی ضررشان را بگیرد، رو به دوربین رسانه ملی از خوشحالی اش گفت و ابراز امیدواری کرد با سقوط قیمت ارز، بتواند داروی مورد نیاز فرزند سرطانی اش را تهیه کند؛ دارویی که قیمتش سر به فلک گذاشته و ظاهرا پرداخت هزینه خریدش در اولویت وزارت بهداشت نیست!
چهره خسته این پدر و سخنان سوزناکش را بسیاری مان در فضای مجازی در روزهای اخیر دیده و شنیدهایم و چه بسا پس از آن به وزارت بهداشت خردهها گرفته باشیم، اما آیا هیچ کاری از دستمان برای تغییر ماجرا ساخته نبود و نیست؟ آیا نمیتوانستیم کاری کنیم که حال آن پدر خوب شود و توان درمان کودکش را به دست آورد؟
مگر نه اینکه همیشه در چنین مواردی میدیدیم که بسیاری پا پیش میگذاشتند و «چو عضوی به درد آورد روزگار، دگر عضوها را نماند قرار» را معنا میکردند؟ مگر نه اینکه بسیاری از این موارد وقتی به رسانه ملی راه مییافتند، صفی از خیرین برای رفعشان شکل میگرفت و بسیاری میکوشیدند برای پایان دادن به رنج ایشان، از یکدیگر سبقت بگیرند؟
مگر نه اینکه در میانمان فراوان بودند خیرینی که به سرعت دست به جیب میشدند تا جور کوتاهی مسئولان را هم بکشند و شرط میگذاشتند که نامی از ایشان برده نشود؟ به راستی این افراد چه شده اند که نمیشود پیدایشان کرد و انتظار داشت وقتی وزارت بهداشت به هر دلیل، بیماری ای را در اولویت هایش قرار ندهد، ایشان به یاری همنوعانشان بشتابند؟ آیا یاری رساندنمان به همدیگر هم تابع قیمت ارز و اقلام مختلف بوده که حالا کمرنگتر شده؟!
اصلا وزارت بهداشت تصمیم بگیرد به داروهای سرطان ارز دولتی ندهد و منابع را صرف امور دیگر کند؛ مگر نه اینکه در این بزنگاهها مردم برای کمک به هم متحد میشدند و حماسههایی مانند آنچه پس از زلزله رقم زدند، رقم میزدند؟ حالا چه چیز تغییر کرده که کسی برای گرفتن دست آنهایی که ضعیفتر بودند و زودتر از دیگران بحران اقتصادی به ایشان آسیب زد، قدمی برنمیدارند؟ چه شده که جای خیرین خالی شده و خالی مانده؟!
بودجه کشور به جای سازندگی و عمران، بطور مستقیم به جیب پزشکان میره. مردم هم خوشخال هستن که کمتر از جیب میدن. در حالی که نقدینگی به جیب پزشک میره و گرونی و عدم توسعه هم دودش به چشم مردم
افزایش بی رویه ی ظرفیت رشته های پزشکی، پزشکان رو هم مثل ما مهندسان به خاک سیاه خواهد کشاند.
الان طوری شده که بقالی سر کوچه هم دوتا میز و صندلی گذاشته واسه خودش علمی کاربردی باز کرده.
دوما اینکه کارانه یک پزشک از محل درآمدزایی اش برای بیمارستان بدست میاد. شما چقدر برای محل کارت درآمد زایی داشتی؟
سوما داشتن یک زندگی در شان پزشک حق اولیه ماست. اگر شما چشم دیدنش رو نداری چشامتو ببند
اگر تمام این حرفا از درد بیکاری و بی پولی نوشتی می تونم به عنوان سرایدار ساختمان پزشکان محل کارم . بهت حقوق هم میدم
حالت خوبه مهندس؟
من عمومی ام حق مطب هم ندارم. نهایت با تمام حقوق مزایا حقوقم 11 تومن
همسرم هم متخصص ارتوپد هست که با این طرح پلکانی و قاصدک 60 تومن میگیره که اونم با سلام و صلوات میدن
کجا 500 میدن ما هم بریم؟
اولا مقصر فقر جامعه پزشکان نیستند. راه پزشکی بر همگان باز بوده و هست. ولی عده کمی کشش دروس مشکل پزشکی و قبولی کنکور تجربی رو دارن
دوما شدیدا توصیه میکنم اگر پول ندارید اولا ازدواج نکنید و دوما اگر ازدواج کردید بچه دار نشید تا فقر خودتون رو مثل ویروس به بقیه منتقل نکنید
برخی دچار این اشتباه شدند چون پزشکی که با تلاش و نخبگی خودش تونسته سرمایه حالا چند میلیاردی جور کنه به تمام جامعه مدیونه و باید صدقه بده
این بابا هم به جا اینکه این همه راه بره پیش وزیر بهداشت باید میرفت پول قرض میکرد واسه فیزیوتراپی. دقیقا انتظارش از وزیر چی بوده؟؟؟
پس کسانی که رشته های مشکلی چون برق و مکانیک رو در دانشگاه های معتبر خوندن و الان بیکارن چی باید بگن.
مشکل جامعه ما این است که الان از هر کسی بپرسی یک دانشمند زنده ایرانی نام ببر فورا پروفسور سمیعی را نام می برد. ولی ارکانی ها که جز 100 نابغه زنده دنیا هستند را کسی نمی شناسد.
با پول باباشون رفتن تو بورکینافاسو دو ترم خوندن بعد اومدن اینجا یه مدرک گرفتن حالا واسه مردم تجویز می کنن که چون مثل من نیستی حق نداری خانواده داشته باشی
یعنی کسی که وضع مالیش خوب نیست مریض و ویروسیه؟
نه عزیزم مغز داغون تو ویروسیه
مهندسین عزیز می تونین تا زمان پیدا شدن شغل در شان تحصیلتون بیاد ساختمون ما چون هم به نگهبان نیاز داریم و هم به آبدارچی.
به یک جوان متاهل هم جهت نگهبانی از ویلای خودم نیازمندم. معرف معتبر و مدرک فوق لیسانس از دانشگاه دولتی الزامیه
اما بیشتر در جماعتی که درد دیگران را تجربه و معنی نداری را می فهمن
البته می دونم درج نمیشه
من یه پزشک جوان هستم. کلی سختی کشیدم تا درسم تموم شد. هنوز سی ساله نشده ام و قیمت ماشین ام دیه دو نفر از حسودان به رشته پزشکی هست
موفق شدم ترکیه هم یه خونه نقلی بخرم
فوت می کنن ، فهمیدم اشتباهات پزشکی ناشی از بلد نبودنه.
قربون بغض تو بابای مهربون بشم.
کاش می تونستم کمکت کنم. منم یه پدرم و حالت رو درک می کنم.
اول از خدا شفای عاجل جگرگوشه ات که جگر گوشه من هم هست و همه مریضهای دنیا رو می خوام و دوم ارزون شدن داروهای بیماران رو...
یک هموطن... یک پدر.....




