خفتگيري مسلحانه از شهروندان در تاكسي ون و سمند
اعضاي شبكه اي كه با كلت و چاقو از شهروندان تهران زورگيري مي كردند در سلسله عمليات تخصصي پليس بازداشت شدند.
به گزارش ايسكانيوز افسران گشت كلانتري 101 تجريش بيست و پنجم مرداد 1388 به راننده يك دستگاه موتوسيكلت هوندا 125 قرمز مشكوك شدند و او را متوقف كردند . پليس در بازرسي بدني يك قبضه باتوم فنري از پسر موتورسوار به دست آورد و پرونده « محمدرضا ـ ك » 20 ساله به دستور مقام قضايي در اختيار ماموران پايگاه يكم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت .
تحقيق مقدماتي نشان مي داد اين موتوسيكلت 19 مرداد 1388 در خيابان « مقدس اردبيلي » دزديده شده بود و « محمدرضا » كه دست خود را رو شده مي ديد به ناچار لب به بيان حقيقت گشود.
وي ضمن اعتراف به دزديدن موتور قرمز از ده ها فقره زورگيري پرده برداشت و همدستش « مهدي » را لو داد. بدين ترتيب اين تبهكار حرفه اي هم در « زعفرانيه » دستگير شد و گفت به همراه دو برادرش « محسن » و « عباس » شهروندان را خفت مي كرد.
با افشاي اين راز تجسس به مرحله تازه تري رسيد و « عباس » در شهر قدس (قلعه حسن خان ) و « محسن » در خيابان « اشرفي اصفهاني » بازداشت شدند.
اين دو برادر خشن در بازجويي ها ساير اعضاي شبكه را معرفي و به زورگيري هاي مسلحانه با كلت و چاقو اعتراف كردند. در نتيجه « مسعود » و « سعيد » در ميدان « تجريش » به دام افتادند.
همچنين « حامد » و « غلامرضا » طي سلسله عمليات تخصصي پليس به زانو درآمدند و جرم هاي خود را گردن گرفتند.
« غلامرضا » گفت : زنم مرا ترك كرده است و به همين خاطر تصميم گرفتم با تهيه سلاح گرم از او و خانواده اش انتقام بگيرم . يك روز در خيابان با « سعيد » درباره فروش سلاح صحبت كردم كه گفت حاضر است در ازاي دريافت كلت پول خوبي بدهد. من هم كه معتاد هستم و شغل درست و حسابي ندارم پيشنهاد تهيه سلاح گرم را قبول كردم تا هزينه مواد خود را تامين كنم .
در همين رابطه رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ اظهار داشت : اعضاي اين شبكه به دو شيوه متفاوت زورگيري مي كردند.آنان در روش اول پس از زاغزني در مقابل بانكها با خودروهايي كه در اختيار داشتند (تاكسي سمند زرد تاكسي ون سبز و پرايد سفيد) سر راه شهروندان سبز مي شدند. سپس مشتريان بانكها را به مكان هاي خلوت مي كشاندند و اموالشان را مي دزديدند.
سرهنگ « عباسعلي محمديان » تصريح كرد : در روش ديگر مجرمان خشن با دو دستگاه موتوسيكلت در سطح شهر پرسه مي زدند و پس از شناسايي شهرونداني كه پول نقد نداشتند به روي آنان سلاح كمري و چاقو مي كشيدند. بدين ترتيب نقشه خفتگيري را با تهديد اجرا مي كردند و به سرعت متواري مي شدند.


