صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

طنز "جناب خان" درباره بن بست انتخابات

محسن حیدری
کد خبر: ۸۲۷۸۶۲
| |
10379 بازدید

طنز یک پدیده فکری - فرهنگی چندبعدی است که می کوشد تحمل رنج تمدن را آسان نماید و در وهله بعد به انسان برای کاهش رنجها و بهبود رویه ها و روندها کمک کند.

در ماههای اخیر مشغول یک پژوهش "انسان شناسی سیاسی" هستم که شوخی های انتخاباتی ایران را واکاوی می کند و امیدوارم بتوانم به زودی نتیجه این پژوهش را منتشر و تقدیم علاقمندان کنم.

یکی از فرضیه های من در تحقیق یادشده - که آن را مرهون مکتب روانکاوی زیگموند فروید هستم - این است که برخی شوخی های انتخاباتی، در واقع "برونه التیام" برای انصراف ذهن از رنجی بزرگتر هستند؛ رنجی که فعلا غیرقابل حل است و روان انسان می کوشد از رویارویی مستقیم با آن رنج جانکاه بپرهیزد و از این رو خود را به موضوعی کوچکتر که ارتباط غیرمستقیم و کمیک با آن رنج بزرگتر دارد مشغول می دارد.

یکی از رنج های جدی رای دهندگان ایرانی، اسارت همیشگی رای دهنده در قفس دوقطبی بی ثمر دو جناح چپ و راست (اصلاح طلب و اصولگرا) است. کاندیدای این دو جناح "مستقیما به فینال" راه پیدا می کنند. انتخابات ایران بدون رقابتهای مقدماتی، یکدفعه از فینال شروع می شود! و رای دهنده مظلوم و محصور ایرانی مجبورست بین این دو گزینه (که گاه انتخاب بین بد و بدتر است) یکی را انتخاب کند. دو جناح بعد از کسب رای، به مردم دهان کجی و کم محلی می کنند چون مطمئن هستند سیستم در یک حرکت پاندولی دوقطبی یک "فرصت دوباره" در اختیار هر دو جناح قدرت و ثروت (جناح چپ و راست) می نهد. عملکرد منفی و ضد مردمی یک جناح، فقط یک فرصت دوباره به جناح انحصاری رقیب برای استمرار و تداول قدرت می دهد؛ از پهلوی چپ به پهلوی راست و از پهلوی راست به پهلوی چپ یک خواب آشفته و هذیان شبانه ادامه می یابد.

شاید همین رنج جانکاه است که سیستم عصبی رای دهندگان ایرانی می کوشد فعلا و موقتا آن را با یک برونه التیام از خود دور کند و رویارویی خود را با آن به تعویق بیاندازد.

اخیرا (در مرداد 1397) و در آستانه اعلام اسامی برندگان نیمه نهایی مسابقه "خنداننده شو"، و حرف و حدیثها درباره مخالفت رامبد جوان (برگزارکننده مسابقه) با وحید رحیمیان (یکی از شرکت کنندگان)، "جناب خان" عروسک طنزپرداز برنامه خندوانه این موضوع را چنین به چالش کشید:

جناب خان: برای جبران مافات، مو خودم یه کمدین انتخاب کردم.
رامبد: نه بابا !
جناب خان: والا. که تا الان هم "قرعه استراحت" بهش خورده. یعنی مستقیم اومده فینال. (خنده حضار)
رامبد: یعنی چی؟ مگه میشه؟
جناب خان: بله، بله.
رامبد: یعنی چی!؟ مسابقه حساب و کتاب داره. چه جوری این اتفاق افتاده؟
جناب خان: چی؟! شما که هر وقت دلتون خواست "فرصت دوباره" دادید. چی!؟ کجا مسابقه حساب و کتاب داره!؟
رامبد: عزیزم، مردم رای می دهند. این چه حرفی یه؟ ایشون که میگید [مستقیم اومده فینال] کیه و چه موقع رای آورده؟
جناب خان: "مردم" رای می دهند؟! [کجا به رای مردمه؟]. مو هم همیشه رای دادم. [ولی نشد]. مو تو تمام انتخابات رای دادم. اتفاقا به محسن رضایی میرقائد هم رای دادم. (خنده حضار)
یه دست برای آقای محسن رضایی میرقائد [بزنید].

طنز

در مکالمه فوق (که عینا از برنامه خندوانه پیاده کرده ام) خنده اول یک خنده تلخ ناشی از یک رنج بزرگ است و خنده دوم برونه التیام برای انصراف ذهن از آن اسارت و رنج علاج ناپذیر.

به نظر من اولا دکتر محسن رضایی به عنوان یک کاندیدای برنامه محور که هرگز این شانس یا رانت را نداشته که کاندیدای اصلی یکی از دو جناح قدرت و ثروت (جناح چپ و راست) باشد، باید از اینکه موضوع شوخی رای دهندگان قرار گیرد خشنود باشد؛ به قول شاعر: اگر با من نبودش هیچ میلی، چرا جام مرا بشکسته لیلی.

ثانیا، دال مرکزی در طنزهای انتخاباتی ایران، انتقاد از فساد رانتی و بن بست معنایی در انتخاباتهای ماست؛ کاندیدای اصلی دو جناح قدرت (برخلاف محسن رضایی مستقل)، از رانت "قرعه استراحت" برخوردارند؛ آنها مستقیما به فینال راه پیدا می کنند؛ مردم مجبور می شوند یکی از آن دو (کاندیدای اصلی دو جناح) را انتخاب کنند؛ جناحها با قلدری به مردم می گویند شما مجبور به انتخاب بین بد و بدتر هستید و رای شما (مردم) عملا تاثیر زیادی در تغییر معادله قدرت و ثروت دو جناح مستقر، ندارد.

ثالثا، طنزهای انتخاباتی گاه و اغلب توسط رسانه های پرتوان دو جناح قدرت و ثروت دستکاری می شوند؛ رای دهنده ایرانی اگر قفس تحمیلی دو جناح قدرت و ثروت را بشکند و به یک کاندیدای مستقل و برنامه محور رای دهد باید تمسخر، تحقیر و تنبیه شود تا سلطه دو جناح مخدوش نشود. مثلا 4 میلیون نفر از رای دهندگان ایرانی که در انتخابات سال 92 به محسن رضایی رای دادند باید زیر فشار رسانه ای و موجی از تحقیر و تمسخر قراد گیرند تا در یک محفل دوستانه در فامیل و محل کار و جوامع مجازی و... جرات نکنند بگویند به این کاندیدای مستقل رای داده اند. این خط قرمز رسانه ای دو جناح است؛ خواه آن رسانه از بیت المال اداره شود یا مال البیت؛ تحقیر و تمسخر هرگونه رفتار خارج از اسارت دوقطبی چپ و راست یک راهبرد رسانه ای مشترک بین دو جناح است.

مثلا از یک جناح هاشمی رفسنجانی در انتخاباتهای فراوان شرکت کرده و بارها شکست خورده. از جناح مقابل هم باقر قالیباف بارها شرکت کرده و شکست خورده. ولی رسانه های دو جناح با این دو شوخی نمی کنند. چرا؟ چون این دو، کاندیدای بخش عمده دو جناح قدرت و ثروت بوده اند.

نکته و پرسش اصلی اینجاست که این شوخی ها تا کی می تواند سلامت روان رای دهنده ایرانی را از آن غم جانکاه یعنی انتخابات کم ثمر و الگوی تحمیلی انتخاب بین بد و بدتر حفظ کند و چه زمان قرار است فکری برای شکستن قفس فاسد دو جناح سیاسی کشور اندیشیده شود و گامی به سوی بهبود کیفیت و افزایش قدرت انتخاب رای دهنده ایرانی برداشته شود.

تا کی قرار است کاندیداهایی با رانت دو جناح چپ و راست، از نابرابری قدرت و ثروت به عنوان "قرعه استراحت" استفاده کنند و "مستقیما به فینال" انتخابات بیایند و مرتب هم "فرصت دوباره" برای تکرار دوقطبی بی ثمر خود را در اختیار بگیرند و رای مردم عادی به کاندیداهای مستقل (مثلا رای "جناب خان" در برنامه خندوانه) دیده نشود؟

اگر این بن بست رانتی و "فرصت دوباره" برای تکرار بی حاصل سلطه ویرانگر به دو جناح مستقر داده نشود، این امید وجود دارد که کیفیت و تاثیر رای مردم بهبود یابد و معادله "انتخاب بین بد و بدتر" توسط مردم کنار زده شود و مستقل های با برنامه و مستقل از رانت تکرار دو جناح، امکان تجربه مدیریت قوه مجریه را به دست آورند و شرایط را یکبار برای همیشه به نفع مردم تغییر دهند.

رای دهنده ایرانی با شوخی های خود و تکرار این شوخی ها پیامی را منتقل می کند. آیا صدای انتقاد رای دهنده ایرانی را از پشت این خنده تلخ می شنویم؟ آیا صدای مردم و اراده آنها در رای به برنامه دارهای مستقل و نیز جلوگیری از تکرار بی ثمر سلطه ویرانگر و پاندولی دو جناح را می شنویم؟

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
مطالب مرتبط
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟