روابط روسیه و ایران در چنبره «سرمای زمستانی»
نوزدهم ژانویه سال 2010 اتفاق مهمی رخ داد که میتوان آن را نشان از «سرمای زمستانی» خاص در روابط میان مسکو و تهران قلمداد کرد.
به گزارش «تابناک»، خبرگزاری «ریانووستی» در مقالهای به قلم «ولادیمیر یفسیف»، کارشناس ارشد مرکز امنیت بینالمللی انستیتوی اقتصاد جهانی و روابط بینالمللی آکادمی علوم روسیه، با بیان موضوع بالا مینویسد: در آن روز، مسئولان ایرانی با اشاره به ارایه نکردن بموقع اسناد از پرواز هواپیمای ترابری حامل شکاری «سوخوی-27 اس کا ام» به مقصد بحرین که میخواست از راه حریم هوایی ایران گذر کند، جلوگیری کردند. در اثر این کار شرکت این جنگنده روسی در نمایشهای نخستین نمایشگاه بینالمللی هوایی بحرین -2010 در معرض ناکامی قرار گرفت. ممکن بود که این مسأله را یک سوء تفاهم در روابط عمده روسیه ـ ایران ارزیابی کنیم؛ اما تحلیل روابط این دو در شش ماه گذشته، عکس آن را ثابت میکنند.
نخستین کلید در سردی روابط در اواسط ژوئن سال 2009 زده شد، زمانی که در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزاری گردید. ساکنان تهران و برخی از شهرهای دیگر که از نتایج اعلام شده انتخابات ناراضی بودند، اقدام به برگزاری تظاهراتی کردند و چند روز پس از آن در «یکاترینبورگ» اجلاس سران سازمان همکاریهای شانگهای برگزار شد.
محمود احمدی نژاد، رئیسجمهور ایران به عنوان رئیسجمهور کشور ناظر در این سازمان به این اجلاس دعوت شده و همین مسأله طرف روسی را در وضعیت دشواری قرار داد و وادار ساخت که پیروزی وی را در انتخابات تبریک بگوید، در صورتی که انتخابات ایران، هنوز از سوی مراجع نظارتی تأیید نهایی نشده بود. همین مسأله بلافاصله مسکو را آماج شدیدترین انتقادات از سوی اپوزیسیون ایران قرار داد. مقامات روسیه این کار را صرفا به این خاطر انجام دادند که در آینده ماهیت معتمدانه روابط به ویژه در زمینه حساسی مانند تسلیحاتی و انرژی اتمی حفظ شود.
در ادامه این مقاله آمده است: اتفاق ناخوشایند دیگر در اواخر سپتامبر رخ داد؛ زمانی که دمیتری مدودف رئیسجمهور روسیه از همتای آمریکایی خود، خبر راهاندازی محرمانه کارخانه جدید غنی سازی اورانیوم «فردو» در حومه قم را دریافت کرد. این مسأله کاملا اعتماد روسیه را که در دورانی طولانی جمهوری اسلامی را از شر تحریمات شدید از سوی شورای امنیت نجات داده بود(!!) و همچنین به همکاریهای خود با ایران در زمینه انرژی اتمی صلح آمیز به رغم فشار شدید از سوی غرب ادامه داده بود، نسبت به برنامه هستهای ایران سلب کرد. به همین خاطر، دمیتری مدودف، مجبور شد که با امکان اعمال تحریمات جدید علیه جمهوری اسلامی ایران موافقت کند.
اما تا آن زمان، وی به جامعه جهانی پیشنهاد کرد که سیستم مشوقهایی را ایجاد کنند که اجازه دهد مسأله استفاده از انرژی هستهای در اهداف صلح آمیز از یک سو و عدم ایجاد سلاح هسته ای از سوی دیگر حل شود.
اوضاع وخیم پدید آمده در روابط روسیه و ایران را میشد در اواخر اکتبر با موافقت گروه «1+5» برای انجام مذاکرات با ایران از میان برد. پیش از این چنین مذاکراتی صورت نگرفته بود و هماهنگی مواضع توسط خاویر سولانا، کمیسر عالی اتحادیه اروپا در امور سیاست خارجی و امنیت انجام میشد. همه این مسائل روند مذاکراتی را طولانی کرده بود، به ویژه با توجه به انعطاف ناپذیری ایران در مسأله هستهای. نخستین جلسه مذاکرات 1+5 با ایران روز اول اکتبر سال 2009 در ژنو برگزار شد. اگر چه در آن دیدار ایران متقاعد نشد که راهاندازی کارخانه دوم غنی سازی اورانیوم را متوقف کند اما در هر حال، میتوان گفت که نتیجه مذاکرات مثبت بود.
نخست این که تهران برای انجام بازرسی این مرکز موافقت کرد. دوم آن که تصمیم گرفته شد که مذاکرات ادامه یابند که اجازه داد در جریان دیدار روز 21 اکتبر وین با حضور نمایندگان آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ایران، فرانسه، روسیه و آمریکا بسته پیشنهادی درباره ارتقای غنای اورانیوم کمک غنی شده تهران در خارج از کشور توافقاتی شود.
ریانووستی افزود: به نظر میرسد، مسکو امیدوار بود در ماه اکتبر همکاریهای فنی ـ نظامی با تهران فعال خواهند شد و به صدور پنج گردان مجموعههای پدافند موشکی میانبرد و دور برد «اس-300» منجر خواهد شد. قرارداد تحویل این سیستمها چند سال پیش بسته شده بود؛ اما بنا به دلایل سیاسی به اجرا درنیامد. موافقت تهران برای خروج بخش اعظم اورانیوم غنی شده با غلظت پایین خود به خارج، زمینه مساعدی را در عرصه بینالمللی پدید میآورد که برای اجرای این قرارداد لازم بود.
اما جمهوری اسلامی از اجرای این معامله سودآور به خاطر حفظ ذخایر اورانیوم خود طفره رفت که در صورت ارتقای غنای آنها، میتوان بیش از شصت کیلوگرم اورانیوم نظامی به دست آورد (برای تولید یک بمب هسته ای 25 کیلوگرم از چنین اورانیومی کافی است).
به علاوه تهران عملا بیاعتمادی به مسکو را نشان داد که پذیرفته بود، اورانیوم کم غنای خود را تحت حفاظت آژانس نه به روسیه بلکه به ترکیه بفرستد. در همین حال ایران شرایط جدید خود را مطرح نمود که اجرای این طرح را هم شدیدا با مشکل مواجه نمود. از جمله جمهوری اسلامی بر خروج دو مرحله ای اورانیوم با غنای پایین خود و همزمان دریافت میلههای سوختی اصرار میورزد. سپس به صورت قاطعانه اعلام شد که امکان چنین مبادلهای تنها در خاک ایران امکان پذیر است. چنین موضع شدیدی از سوی ایران، مسکو را وادار ساخت که روز 27 نوامبر 2009 از قطعنامه شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی حمایت کند که بر پایه آن، عدم اطلاع رسانی به آژانس درباره احداث کارخانه جدید غنی سازی با تعهدات تهران در قبال مفاد الحاقی به توافقات با آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ضمانتهای همه جانبه مغایرت میکند.
این گزارش اضافه میکند: تنشها در روابط میان روسیه و ایران در ماه دسامبر تشدید شد. در آن زمان رئیسجمهور ایران در سخنانی تحریکآمیز اشاره کرد که میخواهد به «بان کی مون»، دبیر کل سازمان ملل متحد نامه بنویسد و در آن از وی درخواست کند که غرامت آسیبهای وارده به ایران در جریان اشغال این کشور در زمان جنگ جهانی دوم بازگردانده شود. وی نه تنها خواستار دریافت غرامت از واشنگتن و لندن بلکه از مسکو هم شده است..
بارها مسائل مشابهی که از سوی مقامات ایرانی درباره دیرکرد در تاریخ پایان احداث نیروگاه اتمی بوشهر و یا درباره دیرکرد در ارایه سیستمهای پدافند موشکی «اس-300» اعلام شده را نیز باید به آن اضافه کرد.
بدین ترتیب، «سردی زمستانی» در روابط روسیه - ایران، بیش از پیش شدت میگیرد. این مسأله را میتوان محصول منطقی شراکت «محتاطانه» و انعطاف ناپذیری و گاه نیز سیاستهای تحریک آمیز رئیسجمهور کنونی ایران دانست.
«یفسیف» در ادامه مینویسد: آینده روابط ما چندان چنگی به دل نمی زند. با توجه به اینکه به زودی گزارش شدیدتری از سوی «یوکیا آمانو»، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره ایران داده خواهد شد؛ تهران همچنان به حمایت خود از گروههای مانند «حزبالله» لبنان، «حماس» و «جهاد اسلامی» فلسطین ادامه میدهد و از سوی دیگر، میتوان به نقش خاص ایران در حل مسائل عراق، افغانستان، لبنان و یمن اشاره کرد. ضمنا اوضاع به خاطر نبود پایههای مستحکم اقتصادی میان دو کشور و برداشت منفی از مواضع مسکو از سوی اپوزیسیون ایران بیش از پیش بغرنج میشود.
به هر روی، نزدیکی جغرافیایی دو کشور، روابط تاریخی و فرهنگی و مسائل مشترک که در برابر دو کشور قرار گرفته به طور حتم و اجتناب ناپذیر به برقراری روابط شراکتی میان روسیه و ایران در آینده منجر خواهد شد. در هر صورت امیدواریم که این گونه شود.
.
به همین دلیل جایگاه نامناسبی در روابط بین الملل داریم.
روسیه از این کار چه هدفی داره.
نمی تونه نیروگاه رو راه بیاندازه؟
غرب مخالفه؟
نمی خواد این کار رو بکنه، چون امتیاز بیشتری می خواد؟
مرگ بر روسیه




