در آيين حقيقتگراي تاريخ، سانسور جايي ندارد
نسلهاي آينده با مرور تاريخ انقلاب اسلامي، ممكن است با ابهامات و پرسشهاي بسياري روبهرو شوند، بايد اين حق را براي آنها محفوظ بداريم؛ الا در بديهيات!
ـ آنها در گذر از فصل افتخارآميز دفاع مقدس و روايت تاريخ از خلق صحنههاي فداكاري و مجاهدت ايثارگران، توجيهي براي مبهوت شدن ندارند!
• زيرا قبل از آن تاريخ، به حماسه خميني و يارانش در غلبه بر طاغوت و سرگذشت مقاومت و پيروزي ملتي فداكار، شهادت داده است.
ـ اما به مردمان نسلهاي پيش رو، بايد حق داد كه شگفتزده شوند از اينكه او چرا 20 سال نيامد و زماني كه آمد در قامت پيمان شكنان، ره به بيراهه برد؟! و مبهوت شوند از اين كه سرنوشت او را خارج از دايره نظام اسلامي تصور كنند!
• زيرا تاريخ شهادت خواهد داد به رنج و مقاومت روحالله و ياران وفادارش در برقراري نظام اسلامي و حكايت از جان گذشتن دهها هزار شهيد و... كه جملگي براي تحقق يك آرمان بوده است:
«استقرار و تحكيم بنيان نظام مقدس اسلامي»
ـ به نسلهاي بعدي بايد حق داد كه متاسف و متحير شوند كه چگونه به نظام مقدس اسلامي كه همواره در معرض تهديد و توطئه دشمنان بوده است، اتهام تقلب زدهاند! تا بهانهاي شود براي جماعتي فريب خورده و زمينه ساز نفوذ فرصتطلبان در صفوف آنها براي به راهانداختن فتنهاي خطرناك شود؟!
• زيرا تاريخ لب به اعتراف خواهد گشود كه عدهاي خود را مقرب و متصل به امام خميني(ره) ميپنداشتهاند و بعد از رحلت آن مجاهد نستوه، سيد علي خامنهاي را صالحترين فرد براي منصب ولايت و رهبري انتخاب وبا او پيمان وفاداري بستهاند.
آنها شعار قانونمداري را سرلوحه راه خود قرار دادهاند.
همواره خود را دلسوز مردم به عنوان ولي نعمتان مسئولين پنداشتهاند و تحكيم بنيان نظام اسلامي و استكبارستيزي را مولفه سمت و سوي خود قرار دادهاند.
ـ مردمان نسلهاي بعدي را شماتت نكنيم به خاطر بهت و حيرت زدگي از شنيدن سرنوشت تلخ جماعتي كه معلول مسابقه قدرت قرار گرفتهاند و فريب خوردند تا راه ناصواب را برگزينند!
• زيرا مطابق روايت تاريخ مولفههاي انقلابيون واقعي، صداقت با مردم، شيفته خدمت بودن، تشنه قدرت نبودن، رعايت قواعد اخلاقي در رقابت، پرهيز از مواضع تهمت و كينه توزي و تقدم حفظ مصالح نظام بر پيروزي در رقابت بوده است. و با وجود چنين فضايي بروز چنين سرنوشتي براي مردم جاي بسي تعجب خواهد داشت!
ـ برافروختگي و حيرتزدگي نسلهاي بعدي را برحق بدانيم به خاطر شنيدن حكايت جماعتي فريب خورده و خطاكار از جنس مردم كه به جاي هدايت و ايجاد زمينه اصلاح روشها، تنها مستوجب نامهرباني، خشم و غضب، تعبير خصمانه و قلب واقعيت قرار گرفتهاند، و تقاص توهم و پيمان شكني هدايتكنندگان خود را بر جان خريدهاند!
• زيرا تاريخ شهادت خواهد داد كه چگونه برخي از خواص، در جريان رقابت، تن به بدعتها و رفتار ناصواب دادهاند و اينگونه بذر كينه و نامهرباني را در ميان خود پاشيدهاند و چگونه دستگاههايي كه رسالت روشنگري و آگاهيدهي به مردم را داشتهاند، به واسطه بيهنري و بيلياقتي در اداره ضيافت مناظره، بستر كجرويها را فراهم كردهاند! و همه اينها از جمله دلايل و عواملي شدهاند براي فريب خوردن و انحراف تلخ آن جماعت.
و اين آيين حقيقتگراي تاريخ است كه تاييد خواهد كرد كه ولي امر مسلمين در خطابهاي حكيمانه صفوف آن جماعت فريب خورده را از صف دشمنان جدا كردهاند و عاملين كجروي و آمرين خروج مردم را مستوجب پاسخگويي خواندهاند.
سلام جناب افتخاری . خوشبختانه تاریخ مثل بعضی از ما نیست که فقط در مورد یک طرف قضیه ، قضاوت نماید!!!
ممنونم




