مديران ورزش مديران حفظ وضع هستند
رييس دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران گفت: تا هدف قابل دستيابي تعيين نشود نه در مديريت اين دوره، نه در مديريت نوزدهم و نه در مديريت بيست و نهم كاري پيش نمي رود.
به گزارش ايسنا، دومين نشست بررسي چالشهاي روز ورزش ايران با محوريت "جايگاه ورزش در برنامههاي توسعه كشور و برنامهمحوري در ورزش" با همت انجمن خبرنگاران، نويسندگان و عكاسان ورزشي، دانشگاه تربيت مدرس و دانشگاه تهران در سالن آمفي تئاتر دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران برگزار شد.
در ابتداي اين نشست "گودرزي" رييس دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران، مديريت ورزش كشور در دوران بعد از انقلاب را به 9 مرحله تقسيم كرد و گفت: در مديريت اول با توجه به شرايط موجود قدرت قانوني و اختيارات لازم براي برنامهمحوري وجود نداشت و بنابراين برنامهاي در ورزش شاهد نبوديم چون شرايط تحقق آن را نداشتيم. سپس مديريت دوم با رويكرد برنامه روي كار آمد اما با توجه به شرايط نتوانست كاري از پيش ببرد. ما به لحاظ منابع انساني بخصوص در حوزه مديريت ضعيف هستيم. گسيختگي ورزش كشور و بيبرنامگيها تا پايان مديريت دوم ادامه داشت.
گودرزي افزود: در مديريت سوم داشت احساسات به سمت عقلانيت ميل ميكرد و بخشهاي مختلف ميگفتند كه ورزش كشور بر اساس چه برنامهاي پيش ميرود اما من شاهد بودم در مديريت سوم هيچ برنامه يا سرفصلي ارائه نشد كه بتواند ورزش را جلو ببرد. تلاش مديريت سوم اين بود كه بين نهادهاي مختلف هماهنگي ايجاد كند اما به شكلي كدخدامنشي نه به صورت نهادينه و قانونمند. در همان زمان شوراي نهادهاي ورزشي تشكيل شد. در مديريت چهارم طرحهايي به وجود آمد كه يا به بلوغ نرسيده بودند يا زمان مناسب نبود و يا جميع جهات رعايت نشده بود. بنابراين عملا برنامهاي كه سرفصل، جهت و بودجه پيشبيني شده داشته باشد به وجود نيامد.
وي در ادامه تاكيد كرد: در مديريت پنجم شاهد رشد يك سري مسائل عجيب در ورزش شديم. رويكرد قهرماني و قهرمان پروري بدون برنامه مورد توجه قرار گرفت و در نتيجه مديريت به سمت تثبيت وضع موجود پيش رفت. مديران غير ورزشي عموما رويكردشان حفظ وضع موجود و استفاده از آوردههاي ديگران است. در اين دوران اين روحيه قهرمان پروري جاي خود را به لمپن پروري داد و حاكميت لمپنيسم در ورزش ايجاد شد و كار به جايي كشيده شد كه ما هنوز در حال زدودن اين زنگار از ورزش هستيم.
رييس دانشكده تربيت بدني دانشگاه تهران خاطرنشان كرد: مديريت ششم به اين نتيجه رسيد كه توسعه نيافتن ورزش به دليل نبود زيرساختهاي كافي است و در همان زمان طرحي ارائه شد تحت عنوان بيستمين سالگرد انقلاب اسلامي. بر اساس اين طرح بنا شد تا پايان سال 1377، 1377 سالن ورزشي در كشور ايجاد شود چرا كه اگر اين كار انجام شود ساير مشكلات ورزش كشور نيز حل خواهد شد. در سال 78 در مركز پژوهشهاي مجلس ديديم كه تنها 25 سالن ساخته شده است، آن هم بدون برنامه و بدون عنايت به پيشنيازهاي ورزشي.
گودرزي به مديريت هفتم اشاره كرد و گفت: در اين دوران تحت تاثير حكم رييس جمهور وقت كه به رييس سازمان تكليف ميكند ورزش بايد استراتژي داشته باشد مديريت وقت اقدام به طراحي برنامه ميكند. تيمي را جمع كرده و نظام جامع ورزش كشور نوشته ميشود.
وي افزود: در مديريت هشتم ميبينيم كه بيبرنامگي همچنان به قوت خود باقي است. در دو المپيك تعداد مدالها 6 مدال بود. دوره قبل مديريت استراتژيك قول داد كه اين 6 مدال را به 12 مدال افزايش دهد. اما ديديم كه در المپيك قبل ايران تنها دو مدال طلا به دست آورد و اين نشان ميدهد كه در تحليل شرايط بيروني و بررسي نكات دقيق و تعيين وضع موجود دچار اشتباه بودند. بنابراين حفظ موجود، روشن نبودن رويكرد اصلي سازمان ورزش كشور ـ كه معلوم نيست ورزش قهرماني، حرفهاي يا تعليم و تربيت ميخواهيم ـ مهمترين مشخصه مديريت هشتم بود البته در اين دوران زيرساختهايي نيز ساخته شد.
عضو هيات علمي دانشگاه تهران در ادامه به مديريت نهم اشاره كرد و گفت: من تا اين لحظه از رييس سازمان تربيت بدني و اصليترين متولي ورزش كشور برنامهاي نديدهام. البته ديدهام كه ايشان خيلي يادداشت برميدارند اما كي ميخواهند از اين يادداشتها در قالب برنامه استفاده كنند واقعا نميدانم. اين مختصر تحليلي بود كه من طي اين 30 سال با آن زندگي و پا به پايش حركت كردهام و اين مطالب را در جايي نخوانده ام. تا زماني كه يك استراتژي مشخص نشود و هدف قابل دستيابي تعيين نشود نه در اين مديريت نهم و نه در مديريت نوزدهم و در مديريت بيست و نهم كاري پيش نمي رود و وضع ورزش همين است و در روي همين پاشنه ميچرخد. حرف من از روي صداقت است و نميخواهم كسي را محكوم كنم.


