لژيونرها در پايان مسير يا ...؟
افول فوتبال ايران و تهي شدن محسوس روند پرورش بازيكنان عالي و تاثيرگذار، حالا خود را در خارج مرزها هم كاملا نشان داده و لژيونرهاي فوتبالمان به عنوان محصولاتي داخل ويترين جهاني، در راكدترين وضعيت خود به سر ميبرند. اگر از 2 بازيكن ايراني حاضر در ليگ فوتبال اسپانيا صرفنظر كنيم شرايط ديگر لژيونرهاي ايراني حاضر در اروپا و آسيا در بدترين حالت نسبت به 12 سال اخير قرار گرفته است.
به نوشته جام جم؛ هاشميان و مهدويكيا كه از حدود 10 سال پيش راهي آلمان شدهاند، در تيمهاي مختلف بوندسليگايي روزهاي پر فراز و نشيبي را طي كردهاند، ولي هيچ وقت مثل اكنون خود را نزديك به خط پايان نديدهاند.
تيمهايي چون اينتراخت فرانكفورت و بوخوم اكنون به طي شدن بقيه مدت قرارداد اين 2 بازيكن خوش پيشينه فكر ميكنند، چراكه باشگاههاي ديگري براي جذب اين بازيكنان حاضر به پرداخت مبلغ قابل اعتنايي نيستند.
وقتي پشيماني ژرمنها از اين حيث بيشتر ميشود كه حقوق پرداختي به اين 2 بازيكن هم از بالاترين پرداختيهاي باشگاههايشان به شمار ميرود. تيموريان در ليگ برتر انگليس و تيم فولام هم شرايط نسبتا مشابهي با 2 لژيونر بوندسليگايي دارد تا با اين تفاوت كه آندو در سن اوج بازيگري است و هنوز چند سالي تا پايان بازي در ليگهاي حرفهاي فاصله دارد.
خارج شدن ديگر لژيونرهاي ايراني بوندسليگا مثل زندي، كريمي و شاپورزاده در سالهاي اخير و همچنين ريزش لژيونرهاي ايراني حتي از ليگ ضعيفي چون امارات، همگي نشاندهنده فقر فوتبالمان در توليد بازيكن صادراتي است.
اگر به اين قضيه تنها از رويكرد اقتصادي و صنعتي نيز نگريسته شود، حاضر نبودن لژيونرهاي ايراني در فوتبال خارج از كشور به مفهوم از دست رفتن ميليونها دلار ارزي است كه هر ساله به كشورمان سرازير ميشد.
البته در اين ميان، استثنايي هم وجود دارد و آن حضور نسبتا پربار 2 ايراني حاضر در لاليگاست كه اتفاقا اين دو حضور موفقي از خود نشان دادهاند و با نشان دادن چهرهاي تاثيرگذار، مديران اوساسونا را مجاب به عقد قراردادهاي طولاني با خود كردهاند.
چنين موفقيتي از 2 نظر قابل تحليل است. اول اين كه شايد اينها در آمادگي بالاتري نسبت به ديگر لژيونرها قرار داشته باشند و دوم آن كه نوع بازي و شخصيت بازيكنان ايراني تناسب و هماهنگي بيشتري با فوتبال گرم اسپانيا دارد.
به هر حال بسياري از لژيونرهاي سالهاي پيش فوتبال ايران در اروپا و آسيا ناچار به بازگشت به ليگ كشورمان و بازي در تيمهاي قويتر، متوسط يا ضعيف آن شدهاند. حتي در اين ميان بازيكني ديده ميشود كه با سابقه حضور در بوندسليگا و سالها بازي در امارات، اكنون از بازيهاي سطح پايين ليگ آزادگان سر درآورده است.
افول ستارهها در فوتبال هر كشوري، رايج و متداول است؛ اما آنچه موجب نگراني ميشود كاهش بي سابقه بازيكنان ايراني در ليگهاي خارجي به دليل كمبود زايش چهرههاي جديد و بازيكناني با مهارت بسيار بالاست، حال آنكه هيچكس نميتواند وجود استعدادهاي فراوان ايراني را انكار كند.


