گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۸۱۰۷۰
| | 5003 بازدید
رسالت
«ترور دانشمندان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
ترور ناجوانمردانه و دلخراش دکتر مسعود علي محمدي انديشمند هسته اي کشور توسط مزدوران استکبار جهاني پرده ديگري از چهره نفاق جديد برداشت. دشمنان انقلاب اسلامي با اين اقدام مذبوحانه نشان دادند نه تنها براي مقدسات ملت مسلمان ايران حرمتي قائل نيستند بلکه يکي از اهداف پشت پرده فتنه و حوادث پس از انتخابات،پيشرفت هاي علمي و تکنولوژيک جمهوري اسلامي است و تصور مي کنند با حذف فيزيکي سرمايه هاي علمي کشور مي توانند نهضت پر نشاط توليد علم و جنبش نرم افزاري را در ايران اسلامي متوقف کنند.
ترور ناجوانمردانه و دلخراش دکتر مسعود علي محمدي انديشمند هسته اي کشور توسط مزدوران استکبار جهاني پرده ديگري از چهره نفاق جديد برداشت.
مردم سالاري
«سخنگويي به سبک دولت احمدي نژاد» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن ميخوانيد:
پاسخگويي، يکي از مهمترين مطالبات هر جامعه اي از حاکمان خود است. اصولا مدل حکومتي، مردم سالا ري نيز بر اساس پاسخگويي حاکمان به مردم تعريف مي گردد. لذا، در دنياي مدرن، پاسخگو بودن دولت، يکي از ابتدايي ترين نيازهاي هر حکومتي است.
محمود احمدي نژاد وقتي از سال 84، بر منصب رياست جمهوري نشست، ماه ها طول کشيد تا غلامحسين الهام را که بعدها به «ابوالمشاغل» معروف شد به عنوان سخنگوي دولت نهم معرفي کند.
اما الهام آن ميزان مشغوليت کاري چه در شوراي نگهبان، چه در وزارت دادگستري، يا در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و در نهايت تدريس در دانشگاه داشت که «بي نظمي» يکي از ويژگي هاي نشست هاي سخنگوي دولت در دوره نهم بود.
كيهان
«بطن فتنه»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
مجادله و بگومگو يكي از پيامدهاي فتنه است. چنان مي شود كه در بحبوحه جنگ جمل حارث بن حوت (عضو بعدي فرقه خوارج) گريبان امير مؤمنان علي عليه السلام را بگيرد و با لحني انكاري و اعتراضي بپرسد چرا بايد با مسلماناني كه مثل ما نماز مي خوانند و ديروز با ما در يك جبهه بوده اند بجنگيم؟ يا در بحبوحه جنگ تحميلي صفين، جماعتي فريب خورده به جاي اينكه نيزه و شمشير را حواله آغازكنندگان جنگ كنند، تيزي سلاح و تندي زبان خويش را جانب امام بگيرند كه چرا به مذاكره و حكميت و مصالحه تن نمي دهي تا غائله بخوابد؟ فتنه چنان فضا را غبار آلود مي كند كه يكي از آن ساده دلان خيرخواه، از خود نمي پرسد چه كساني سر به شورش گذاشتند و جنگ جمل يا صفين را تدارك كردند؟ خوارجي كه نطفه حيرت در جانشان از جنگ جمل بسته شد و در صفين به پديداري شورش در جبهه خودي منجر شد، آن قدر مروت نداشتند كه به مقتداي خويش بگويند حق با تو بود و ما خطا كرديم و اكنون پشيمانيم. گفتند ياعلي همه با هم خطا كرديم و تو نيز بايد توبه كني كه به حكميت تن دادي! عاقبت نيز بر مولا شمشير كشيدند و امام مجبور شد «چشم فتنه» را درآورد در حالي كه نيك مي دانست اين جماعت آلت فعل فتنه گرانند.
آفتاب يزد
«فقط تبليغات؟!»عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
يكي از ويژگيها كه دولتهاي نهم و دهم را از دولتهاي گذشته متمايز ميسازد تاكيد شديدبر موفقيتهاي بينظير اين دولت درعرصههاي گوناگون داخلي و خارجي است، اين تاكيد گاه شامل موفقيتهاي داخلي ميشود اما چون با احساس عمومي مردم نسبت به شرايط واقعي كشور تفاوت دارد موجب «اعتماد زدايي» ميان دولت و ملت ميشود كه قطعا، هم در بهرهبرداري از فرصتها و هم در مقابله با تهديدها، ميتواند زيانبار باشد. در اين عرصه، ميتوان نمونههايي همچون ادعاهاي مربوط به كنترل گراني و بيكاري، كاهش تورم و نرخ سود بانكي، افزايش سرمايهگذاري خارجي و انعقاد قراردادهاي بزرگ اقتصادي مشاهده نمود كه به نظر ميرسد ادعاي دولت، حتي بسياري از اصولگرايان حامي دولت را قانع نكرده است. اينگونه ادعاها كه گاه با هدف پاسخگويي در برابر رقباي داخلي دولت صورت ميگيرد شايد بتواند در عرصه تبليغاتي، درخدمت بعضي حاميان دولت قرار گيرد اما اولا در درازمدت خاصيت خود را از دست خواهد داد و ثانيا، به دليل سلب اعتماد مردم نسبت به آمار و ارقام دولتي، دولت را از نعمت همراهي مردم با برنامههاي بعدي محروم خواهد ساخت.
وطن امروز
«زمينهسازان اين ترور چه کساني هستند؟»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم عباس بصيري است كه در آن ميخوانيد:
روزي که پيکرهاي 72 شهيد از زير آوارهاي ساختمان مرکزي حزب جمهوري اسلامي در محله سرچشمه تهران توسط مردم بيرون کشيده ميشد، فتنه سيدابوالحسن بنيصدر به روزهاي اوج خودش رسيده بود. بنيصدر هر روز به بهانهاي، نعره «هل من مبارز» ميکشيد چون امر بر او مشتبه شده بود که ميتواند در برابر «امام و امت» بايستد.
ابتكار
«اين همه سکوت براي چيست؟»عنوان يادداشت روز روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
نزديک به دو هفته است که دولت عربستان سعودي از طريق تريبون هاي خود به مرجعيت شيعه نجف و به طور اخص شخص آيت الله العظمي سيستاني توهين مي کند و حرف هاي زننده عليه ايشان مي زند. روزنامه رسمي عربستان از ايشان کاريکاتورهاي موهن مي کشد و فعاليت هاي فرهنگي مذهبي ايشان را در خاک عربستان متوقف مي کنند. عراق به اين رفتار زننده دولت عربستان اعتراض مي کند، مردم عراق به خيابان ها مي آيند و اين حرکت دولت عربستان را محکوم مي کنند، علماي ديني شيعه در خارج از ايران به اين اقدام به شدت اعتراض مي کنند و شهرهاي مختلف هند و پاکستان و افغانستان و امريکا در اعتراض به اين اقدام دولت عربستان شاهد حضور اعتراضي اقليت شيعه مي شوند. اما هيچ خبري از جمهوري اسلامي ايران نيست.
ايران
«متهم اصلي ترور شهيد عليمحمدي کيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم محمد شفيع نژاد است كه در آن ميخوانيد:
خبر شهادت دانشمند هستهاي کشور، استاد متعهد و انقلابي دانشگاه تهران، دکتر مسعودعلي محمدي، لحظاتي پس از انتشار در فضاي رسانهاي، موضوع داغ خبري کشورشد و جايگاه خبر اول را در اغلب خبرگزاريها و سايتهاي به روز خبري به خود اختصاص داد.
با انتشار اين خبر، اولين سؤالي که همزمان با ذهن مخاطبين، قلم نويسندگان رسانهاي را به خود مشغول کرد اين بود که چه کسي و با کدام انگيزه دست به چنين جنايتي زده است؟
آفرينش
«ما و اينترنت» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
اينترنت به عنوان پديده جهان پسامدرن امروزه چنان در زندگي و حيات بشر نقش موثر و اصلي برعهده گرفته است که عملا جز» جدانشدني از تمام جوامع بشري و دولت ها شده است و اين گستره نفوذ فرامرزي در خدمت جهاني سازي و افزايش رشد و توسعه ملت ها و دولت ها قرار گرفته است، به گونه اي که امروزه شاخص اينترنت به عنوان يکي از نشانگان توسعه يافتگي يا عقب ماندگي کشورها تلقي مي گردد. اينترنت که گام هاي آغازين خود را در دهم 1370 در ايران برداشت همانند هر کشور ديگري جزئي اساسي از زندگي ايرانيان و در تاروپود و لايه هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي جامعه نفوذ کرده با اين حال در پرتو سياست هاي اشتباه اينک ايران در رتبه هاي آخر سرعت اينترنت در جهان قرار گرفته است.
تهران امروز
«تهديد عظيم از كدام سو؟» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم دكتر امير دبيريمهر است كه در آن ميخوانيد:
وقتي فضاي كشور فتنهآلود ميشود، تهديدها و شبهتهديدها جابهجا ميشوند و دشمن و دشمننما جاي يكديگر را ميگيرند. يكي از نگرانيهاي جدي آگاهان و خبرگان مسائل اجتماعي و سياسي از تحولات ماههاي اخير اين بود و هست كه در پشت سروصداهاي سياسي و امنيتي برخي از تهديدهاي بزرگ و اساسي در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جان گرفته و امنيت جامعه را مورد هدف قرار دهند؛ تهديدهايي مانند مواد مخدر، تخلفات اقتصادي،ركود اقتصادي، بيبندوباري اخلاقي و ولنگاري فرهنگي.
ظاهرا اين نگرانيها بيجا نبوده و نيست و آمارهايي كه هر از گاهي منتشر ميشود زنگ خطر را به صدا در ميآورد. براي مثال سردار عليرضا اكبرشاهي فرمانده انتظامي استان تهران اعلام كرده در 9 ماه گذشته 77 باند توزيع مواد مخدر با 18 هزار و 200 كيلوگرم مواد مخدر كشف و منهدم شده است. اين در حالي است كه ميدانيم اين مقدار كشفيات حكايت از وجود مقادير بسيار بيشتري در جامعه دارد.
دنياي اقتصاد
«تحريم و منطق اقتصادي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان اوايل هفته آينده بحث درباره وضع تحريمهاي تازه عليه ايران را آغاز ميكنند.
به همين علت مقامهاي آمريكايي در روزهاي اخير بر دامنه رايزنيها با ديگر اعضاي گروه 1+5 افزودهاند.
اينگونه مذاكرات، رايزنيها، بيانيهها و قطعنامههاي تالي آن تازگي ندارد؛ اما همزمان شدن بحث تحريمها در شوراي امنيت با تحريمهاي تازهاي كه قرار است آمريكا راسا عليه ايران وضع كند، موضوع را قدري پيچيدهتر از گذشته كرده است. هدف اقدامهاي داخلي و خارجي موازي كه آمريكا دنبال ميكند اين است كه دامنه شمول تحريم را از كالاهاي مورد نياز دولت، به كالاهاي مورد نياز مصرفكنندگان ايراني از جمله بنزين تعميم دهد.
جهان صنعت
«صنعتي که با همه شوخي دارد!»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
توجه به موضوع سلامت عمومي در مولفههاي مختلفي تجميع ميشود اما بارزترين آن سلامت محيط زندگي و هواي تنفسي مردم در شهرهاي بزرگ و کوچک کشور است که به آن توجهي نميشود. انکار زيان پارازيتهاي ماهوارهاي، آلودگي هوا، عدم ايمني خودروهاي توليد داخل و... موضوع ديگر، تنها گوشههايي از بيتوجهي به سلامت عمومي و شعار بودن وعدههاي مقطعي است.
آمار تاملبرانگيز مرکز کنترل کيفيت هواي تهران نشان ميدهد که مردم بيچاره تهران از270 روز ابتدايي سال، تنها 21 روز در هواي پاک تنفس کردهاند. بررسي تکميلي کيفيت هوا در 9 ماهه 88، 239 روز سالم، 35 روزناسالم، يک روز بسيار ناسالم و يک روز خطرناک را نشان ميدهد تا دريابيم که وعدههاي داده شده تحقق لازم را به همراه نداشته است.تکليف دولت در ماده 62 قانون برنامه چهارم توسعه که کاهش آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ به حد استاندارد مصوب شوراي عالي حفاظت محيطزيست را تاکيد ميکرد، محقق نميشود تا ضعف و غفلت تاسفبرانگيز در اين بخش جديتر از گذشته هويدا شود.
گسترش
«بسيار تلخ، اما عبرتآموز» عنوان سرمقاله روزنامه گسترش است كه در آن ميخوانيد:
آقاي مسعود عليمحمدي، استاد فيزيک دانشکده فني دانشگاه تهران، صبح ديروز در مقابل درب منزلش بر اثر انفجار بمب به شهادت رسيد.
پس پرده اين اقدام تروريستي به طور قطع و يقين ميتوان عوامل آمريکا و صهيونيسم را ديد که از ديدن رشد جوانههاي برومند علمي و فناوري پيشرفته در کشور ما به واهمه افتادهاند و درحقيقت، شهادت اين استاد پنجاهساله، تاواني است که مردم کشور ما تا کنون بسيار بابت خلاص شدن از چنبره عقبماندگي و وابستگي تحقيرآميز به منابع سرتاپا دروغين غربي پرداخته و همچنان خواهند پرداخت. بنابراين نبايد از کنار اين حادثه به سادگي عبور کنيم.
رصد کردن ريشههاي اين اقدام ضدانساني و تحليل انديشههاي شومي که در پشت سر اين اقدام نهفته است ضرورتي ميباشد که يک لحظه هم نبايد از آن غفلت کرد. زيرا تبديل شدن به قدرت اول منطقه که در سند چشمانداز بيست ساله تصريح گرديده و به عزم ملي و اراده همگاني کشور ما تبديل شده است، پيش و بيش از هر چيز نيازمند حفظ و گسترش سرمايههاي انساني است که صعود علمي خود را تا بلندترين قلههاي علم و فناوري نشان دادهاند. تضمين و تداوم رشد اين سرمايههاي دانشبنيان، ايجاد و حضور بالنده يک اجتماع علمي توانا و بالغ را نويد ميدهد که ضامن برنامهريزي منطقي و نيز اجراي موفق برنامههاي توسعه پايدار در کشور ماست.
«ترور دانشمندان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
ترور ناجوانمردانه و دلخراش دکتر مسعود علي محمدي انديشمند هسته اي کشور توسط مزدوران استکبار جهاني پرده ديگري از چهره نفاق جديد برداشت. دشمنان انقلاب اسلامي با اين اقدام مذبوحانه نشان دادند نه تنها براي مقدسات ملت مسلمان ايران حرمتي قائل نيستند بلکه يکي از اهداف پشت پرده فتنه و حوادث پس از انتخابات،پيشرفت هاي علمي و تکنولوژيک جمهوري اسلامي است و تصور مي کنند با حذف فيزيکي سرمايه هاي علمي کشور مي توانند نهضت پر نشاط توليد علم و جنبش نرم افزاري را در ايران اسلامي متوقف کنند.
ترور ناجوانمردانه و دلخراش دکتر مسعود علي محمدي انديشمند هسته اي کشور توسط مزدوران استکبار جهاني پرده ديگري از چهره نفاق جديد برداشت.
مردم سالاري
«سخنگويي به سبک دولت احمدي نژاد» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم مهدي عباسي است كه در آن ميخوانيد:
پاسخگويي، يکي از مهمترين مطالبات هر جامعه اي از حاکمان خود است. اصولا مدل حکومتي، مردم سالا ري نيز بر اساس پاسخگويي حاکمان به مردم تعريف مي گردد. لذا، در دنياي مدرن، پاسخگو بودن دولت، يکي از ابتدايي ترين نيازهاي هر حکومتي است.
محمود احمدي نژاد وقتي از سال 84، بر منصب رياست جمهوري نشست، ماه ها طول کشيد تا غلامحسين الهام را که بعدها به «ابوالمشاغل» معروف شد به عنوان سخنگوي دولت نهم معرفي کند.
اما الهام آن ميزان مشغوليت کاري چه در شوراي نگهبان، چه در وزارت دادگستري، يا در ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و در نهايت تدريس در دانشگاه داشت که «بي نظمي» يکي از ويژگي هاي نشست هاي سخنگوي دولت در دوره نهم بود.
كيهان
«بطن فتنه»عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم محمد ايماني است كه در آن ميخوانيد:
مجادله و بگومگو يكي از پيامدهاي فتنه است. چنان مي شود كه در بحبوحه جنگ جمل حارث بن حوت (عضو بعدي فرقه خوارج) گريبان امير مؤمنان علي عليه السلام را بگيرد و با لحني انكاري و اعتراضي بپرسد چرا بايد با مسلماناني كه مثل ما نماز مي خوانند و ديروز با ما در يك جبهه بوده اند بجنگيم؟ يا در بحبوحه جنگ تحميلي صفين، جماعتي فريب خورده به جاي اينكه نيزه و شمشير را حواله آغازكنندگان جنگ كنند، تيزي سلاح و تندي زبان خويش را جانب امام بگيرند كه چرا به مذاكره و حكميت و مصالحه تن نمي دهي تا غائله بخوابد؟ فتنه چنان فضا را غبار آلود مي كند كه يكي از آن ساده دلان خيرخواه، از خود نمي پرسد چه كساني سر به شورش گذاشتند و جنگ جمل يا صفين را تدارك كردند؟ خوارجي كه نطفه حيرت در جانشان از جنگ جمل بسته شد و در صفين به پديداري شورش در جبهه خودي منجر شد، آن قدر مروت نداشتند كه به مقتداي خويش بگويند حق با تو بود و ما خطا كرديم و اكنون پشيمانيم. گفتند ياعلي همه با هم خطا كرديم و تو نيز بايد توبه كني كه به حكميت تن دادي! عاقبت نيز بر مولا شمشير كشيدند و امام مجبور شد «چشم فتنه» را درآورد در حالي كه نيك مي دانست اين جماعت آلت فعل فتنه گرانند.
آفتاب يزد
«فقط تبليغات؟!»عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
يكي از ويژگيها كه دولتهاي نهم و دهم را از دولتهاي گذشته متمايز ميسازد تاكيد شديدبر موفقيتهاي بينظير اين دولت درعرصههاي گوناگون داخلي و خارجي است، اين تاكيد گاه شامل موفقيتهاي داخلي ميشود اما چون با احساس عمومي مردم نسبت به شرايط واقعي كشور تفاوت دارد موجب «اعتماد زدايي» ميان دولت و ملت ميشود كه قطعا، هم در بهرهبرداري از فرصتها و هم در مقابله با تهديدها، ميتواند زيانبار باشد. در اين عرصه، ميتوان نمونههايي همچون ادعاهاي مربوط به كنترل گراني و بيكاري، كاهش تورم و نرخ سود بانكي، افزايش سرمايهگذاري خارجي و انعقاد قراردادهاي بزرگ اقتصادي مشاهده نمود كه به نظر ميرسد ادعاي دولت، حتي بسياري از اصولگرايان حامي دولت را قانع نكرده است. اينگونه ادعاها كه گاه با هدف پاسخگويي در برابر رقباي داخلي دولت صورت ميگيرد شايد بتواند در عرصه تبليغاتي، درخدمت بعضي حاميان دولت قرار گيرد اما اولا در درازمدت خاصيت خود را از دست خواهد داد و ثانيا، به دليل سلب اعتماد مردم نسبت به آمار و ارقام دولتي، دولت را از نعمت همراهي مردم با برنامههاي بعدي محروم خواهد ساخت.
وطن امروز
«زمينهسازان اين ترور چه کساني هستند؟»عنوان سرمقاله روزنامه وطن امروز به قلم عباس بصيري است كه در آن ميخوانيد:
روزي که پيکرهاي 72 شهيد از زير آوارهاي ساختمان مرکزي حزب جمهوري اسلامي در محله سرچشمه تهران توسط مردم بيرون کشيده ميشد، فتنه سيدابوالحسن بنيصدر به روزهاي اوج خودش رسيده بود. بنيصدر هر روز به بهانهاي، نعره «هل من مبارز» ميکشيد چون امر بر او مشتبه شده بود که ميتواند در برابر «امام و امت» بايستد.
ابتكار
«اين همه سکوت براي چيست؟»عنوان يادداشت روز روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
نزديک به دو هفته است که دولت عربستان سعودي از طريق تريبون هاي خود به مرجعيت شيعه نجف و به طور اخص شخص آيت الله العظمي سيستاني توهين مي کند و حرف هاي زننده عليه ايشان مي زند. روزنامه رسمي عربستان از ايشان کاريکاتورهاي موهن مي کشد و فعاليت هاي فرهنگي مذهبي ايشان را در خاک عربستان متوقف مي کنند. عراق به اين رفتار زننده دولت عربستان اعتراض مي کند، مردم عراق به خيابان ها مي آيند و اين حرکت دولت عربستان را محکوم مي کنند، علماي ديني شيعه در خارج از ايران به اين اقدام به شدت اعتراض مي کنند و شهرهاي مختلف هند و پاکستان و افغانستان و امريکا در اعتراض به اين اقدام دولت عربستان شاهد حضور اعتراضي اقليت شيعه مي شوند. اما هيچ خبري از جمهوري اسلامي ايران نيست.
ايران
«متهم اصلي ترور شهيد عليمحمدي کيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه ايران به قلم محمد شفيع نژاد است كه در آن ميخوانيد:
خبر شهادت دانشمند هستهاي کشور، استاد متعهد و انقلابي دانشگاه تهران، دکتر مسعودعلي محمدي، لحظاتي پس از انتشار در فضاي رسانهاي، موضوع داغ خبري کشورشد و جايگاه خبر اول را در اغلب خبرگزاريها و سايتهاي به روز خبري به خود اختصاص داد.
با انتشار اين خبر، اولين سؤالي که همزمان با ذهن مخاطبين، قلم نويسندگان رسانهاي را به خود مشغول کرد اين بود که چه کسي و با کدام انگيزه دست به چنين جنايتي زده است؟
آفرينش
«ما و اينترنت» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش به قلم علي رمضاني است كه در آن ميخوانيد:
اينترنت به عنوان پديده جهان پسامدرن امروزه چنان در زندگي و حيات بشر نقش موثر و اصلي برعهده گرفته است که عملا جز» جدانشدني از تمام جوامع بشري و دولت ها شده است و اين گستره نفوذ فرامرزي در خدمت جهاني سازي و افزايش رشد و توسعه ملت ها و دولت ها قرار گرفته است، به گونه اي که امروزه شاخص اينترنت به عنوان يکي از نشانگان توسعه يافتگي يا عقب ماندگي کشورها تلقي مي گردد. اينترنت که گام هاي آغازين خود را در دهم 1370 در ايران برداشت همانند هر کشور ديگري جزئي اساسي از زندگي ايرانيان و در تاروپود و لايه هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي جامعه نفوذ کرده با اين حال در پرتو سياست هاي اشتباه اينک ايران در رتبه هاي آخر سرعت اينترنت در جهان قرار گرفته است.
تهران امروز
«تهديد عظيم از كدام سو؟» عنوان يادداشت روز روزنامه تهران امروز به قلم دكتر امير دبيريمهر است كه در آن ميخوانيد:
وقتي فضاي كشور فتنهآلود ميشود، تهديدها و شبهتهديدها جابهجا ميشوند و دشمن و دشمننما جاي يكديگر را ميگيرند. يكي از نگرانيهاي جدي آگاهان و خبرگان مسائل اجتماعي و سياسي از تحولات ماههاي اخير اين بود و هست كه در پشت سروصداهاي سياسي و امنيتي برخي از تهديدهاي بزرگ و اساسي در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جان گرفته و امنيت جامعه را مورد هدف قرار دهند؛ تهديدهايي مانند مواد مخدر، تخلفات اقتصادي،ركود اقتصادي، بيبندوباري اخلاقي و ولنگاري فرهنگي.
ظاهرا اين نگرانيها بيجا نبوده و نيست و آمارهايي كه هر از گاهي منتشر ميشود زنگ خطر را به صدا در ميآورد. براي مثال سردار عليرضا اكبرشاهي فرمانده انتظامي استان تهران اعلام كرده در 9 ماه گذشته 77 باند توزيع مواد مخدر با 18 هزار و 200 كيلوگرم مواد مخدر كشف و منهدم شده است. اين در حالي است كه ميدانيم اين مقدار كشفيات حكايت از وجود مقادير بسيار بيشتري در جامعه دارد.
دنياي اقتصاد
«تحريم و منطق اقتصادي»عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
اعضاي شوراي امنيت سازمان ملل و آلمان اوايل هفته آينده بحث درباره وضع تحريمهاي تازه عليه ايران را آغاز ميكنند.
به همين علت مقامهاي آمريكايي در روزهاي اخير بر دامنه رايزنيها با ديگر اعضاي گروه 1+5 افزودهاند.
اينگونه مذاكرات، رايزنيها، بيانيهها و قطعنامههاي تالي آن تازگي ندارد؛ اما همزمان شدن بحث تحريمها در شوراي امنيت با تحريمهاي تازهاي كه قرار است آمريكا راسا عليه ايران وضع كند، موضوع را قدري پيچيدهتر از گذشته كرده است. هدف اقدامهاي داخلي و خارجي موازي كه آمريكا دنبال ميكند اين است كه دامنه شمول تحريم را از كالاهاي مورد نياز دولت، به كالاهاي مورد نياز مصرفكنندگان ايراني از جمله بنزين تعميم دهد.
جهان صنعت
«صنعتي که با همه شوخي دارد!»عنوان سرمقاله روزنامه جهان صنعت است كه در آن ميخوانيد:
توجه به موضوع سلامت عمومي در مولفههاي مختلفي تجميع ميشود اما بارزترين آن سلامت محيط زندگي و هواي تنفسي مردم در شهرهاي بزرگ و کوچک کشور است که به آن توجهي نميشود. انکار زيان پارازيتهاي ماهوارهاي، آلودگي هوا، عدم ايمني خودروهاي توليد داخل و... موضوع ديگر، تنها گوشههايي از بيتوجهي به سلامت عمومي و شعار بودن وعدههاي مقطعي است.
آمار تاملبرانگيز مرکز کنترل کيفيت هواي تهران نشان ميدهد که مردم بيچاره تهران از270 روز ابتدايي سال، تنها 21 روز در هواي پاک تنفس کردهاند. بررسي تکميلي کيفيت هوا در 9 ماهه 88، 239 روز سالم، 35 روزناسالم، يک روز بسيار ناسالم و يک روز خطرناک را نشان ميدهد تا دريابيم که وعدههاي داده شده تحقق لازم را به همراه نداشته است.تکليف دولت در ماده 62 قانون برنامه چهارم توسعه که کاهش آلودگي هوا در شهرهاي بزرگ به حد استاندارد مصوب شوراي عالي حفاظت محيطزيست را تاکيد ميکرد، محقق نميشود تا ضعف و غفلت تاسفبرانگيز در اين بخش جديتر از گذشته هويدا شود.
گسترش
«بسيار تلخ، اما عبرتآموز» عنوان سرمقاله روزنامه گسترش است كه در آن ميخوانيد:
آقاي مسعود عليمحمدي، استاد فيزيک دانشکده فني دانشگاه تهران، صبح ديروز در مقابل درب منزلش بر اثر انفجار بمب به شهادت رسيد.
پس پرده اين اقدام تروريستي به طور قطع و يقين ميتوان عوامل آمريکا و صهيونيسم را ديد که از ديدن رشد جوانههاي برومند علمي و فناوري پيشرفته در کشور ما به واهمه افتادهاند و درحقيقت، شهادت اين استاد پنجاهساله، تاواني است که مردم کشور ما تا کنون بسيار بابت خلاص شدن از چنبره عقبماندگي و وابستگي تحقيرآميز به منابع سرتاپا دروغين غربي پرداخته و همچنان خواهند پرداخت. بنابراين نبايد از کنار اين حادثه به سادگي عبور کنيم.
رصد کردن ريشههاي اين اقدام ضدانساني و تحليل انديشههاي شومي که در پشت سر اين اقدام نهفته است ضرورتي ميباشد که يک لحظه هم نبايد از آن غفلت کرد. زيرا تبديل شدن به قدرت اول منطقه که در سند چشمانداز بيست ساله تصريح گرديده و به عزم ملي و اراده همگاني کشور ما تبديل شده است، پيش و بيش از هر چيز نيازمند حفظ و گسترش سرمايههاي انساني است که صعود علمي خود را تا بلندترين قلههاي علم و فناوري نشان دادهاند. تضمين و تداوم رشد اين سرمايههاي دانشبنيان، ايجاد و حضور بالنده يک اجتماع علمي توانا و بالغ را نويد ميدهد که ضامن برنامهريزي منطقي و نيز اجراي موفق برنامههاي توسعه پايدار در کشور ماست.
گزارش خطا
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...



