صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
سیاهان عمری است به پیش می‏روند؛

قرن، قرن آفریقاست

در پایان تنها برای اینکه «نسیم تغییرات» را حس کنیم، بهتر است نگاهی به دیدار آغازین گروه C جام‌جهانی آفریقای جنوبی بیندازیم. حتماً یادتان هست دور قبل را که ساحل عاج با هلند، آرژانتین و صربستان هم‌گروه شد و با کمی بداقبالی حذف شد. اما حالا آنها پرتغال و برزیل را در کنار کره‌شمالی‌ پیش‌روی خود دارند.
کد خبر: ۸۰۶۰۱
| |
2667 بازدید
زمانی‌که « والتر وینتربرن» سرمربی انگلستان در 1962 بازنشسته می‌شد از واکنش‌هایش به فوتبال بین‌المللی یکی هم این بود: «آفریقا را نگاه کنید! این قاره تا پیش از پایان قرن قهرمان‌هایی به جهان معرفی می‌کند.» و خردمندانه نگفت کدام قرن پاتریک بارکلی زمانی‌که «والتر وینتربرن» سرمربی انگلستان در 1962 بازنشسته می‌شد از واکنش‌هایش به فوتبال بین‌المللی یکی هم این بود: «آفریقا را نگاه کنید! این قاره تا پیش از پایان قرن قهرمان‌هایی به جهان معرفی می‌کند.» و خردمندانه نگفت کدام قرن.

به نوشته وطن امروز و به نقل از تایمز؛ پیش از آنکه قرن بیستم پایان یابد هم «پله» جزو دیگرانی بود که از این دست معرکه‌ها می‌گرفتند ولی جام جهانی‌های پیاپی گذشتند و آفریقا فقط یک «امید مطلق » باقی مي‌ماند، بدون لمس آن قطعه طلای فشرده 12 اینچی. این جام کماکان تنها و تنها به دست نمایندگانی از آمریکا‌ و اروپا رسیده و بس و در رقابت برای رسیدن به نیمه نهایی جام هم آفریقا پشت سر آسیایی جا ماند که کره‌جنوبی‌ را تنها به واسطه شکست به آلمان در خاک خود بی‌نصیب از فینال 2002 می‌دید.

و این مساله کهنه شد تا روزی که نفوذ فوتبال آفریقا بر رقابت قهرمانی درثروتمند‌ترین و قدرتمند‌ترین لیگ جهان، انگلستان،به جایی رسید که صدرنشینی چلسی تحت تاثیر حضور مهره‌های کلیدی‌اش شامل دیدیه دروگبا و مایکل اسین در جام ملت‌های آفریقا در آنگولا قرار گرفته است یا اینکه بارسلونا طی 4 فصل 2 بار با گلزنی یک آفریقایی به نام « اتوئو» بزرگ‌ترین عنوان اروپایی را می‌برد.

اما تیم‌های ملی قاره سیاه انتظارات را برآورده نکردند که نیجریه دهه 90 جالب‌ترین مثال بود. اشتیاق نسبت به فوتبال آفریقا – و اگر دقیق‌تر بگوییم فوتبال سياهان- از 1990 فزونی گرفت، زمانی که کامرون در بازی افتتاحیه جام 90 ،آرژانتین، قهرمان دور قبل را مغلوب کرد و انگلستان را هم به زیر می‌کشید اگر تکل‌های سهل‌انگارانه (مدافعانشان) گزک (پنالتی) به دست گری ‌لینه‌کر نمی‌داد تا جزیره‌نشین‌ها را نجات دهد.

همه فکر می‌کردیم نیجریه‌ای‌ها هم چنین پتانسیلی داشته باشند.

آنها با یک مربی هلندی به نام «کلمنس وسترهوف» و سری بالا به جام جهانی 1994 ایالات متحده رفتند و در همان بازی نخست 3 بر صفر بلغارستان (بلغارستانی را که با حذف فرانسه بزرگ به جام جهانی آمده بود و در نهایت تا نیمه‌نهایی هم بالا رفت!) را شکست دادند و بعد در دقایق ابتدایی حتی مقابل آرژانتین هم پیش افتادند، آرژانتینی که نه‌تنها گابریل باتیستوتا، فرناندو ردوندو، کلودیو کانی‌جیا و دیه‌گو سیمئونه را در خدمت داشت که از جادوی دیه‌گو مارادونا برای آخرین بار در جام جهانی بهره می‌برد و با اینکه با 2 گل کانی‌جیا (که یکی از آنها را باید صددرصد به نام بداهه نبوغ‌آسای مارادونا دانست) نیجریه را شکست داد، ما به سختی جلوی شگفت‌زده‌شدن‌مان را گرفتیم.

عقاب‌های سبز آفریقا با کمی شانس – شانسی که از محرومیت مارادونا از بازی آخر آرژانتین در مرحله گروهی و شکست آنها به بلغارستان نشأت می‌گرفت- موفق شدند در گروهشان صدرنشین شوند یعنی دومین صدرنشین آفریقایی یک گروه جام پس از کامرون 1990. اما بعد با اینکه مقابل ایتالیا (نایب قهرمان آن دوره) در مرحله یک‌هشتم نهایی پیش افتادند و در حالی که جانفرانکو زولا هم اخراج شده بود، این بار مقهور جادوی روبرتو باجو شدند.

با وجود حذف، تحلیل‌ها درباره نیجریه آن دوره بسیار خوش‌بینانه بود. بسیاری از بازیکنان محوری آنها نظیر جی‌جی اوکوچا، دانیل آموکاچی، ساندی اولیسه و فینیدی جورج آن موقع تازه 20 ساله یا تین‌ایجر بودند و 2 سال بعد تازه سرو کله کانو و دیگر ستاره‌های آشنای نیجریه‌ای پیدا شد که طلای فوتبال المپیک آتلانتای 1996 را برای نخستین بار از انحصار اروپایی‌ها و آمریکا‌یی‌ها درآوردند (اتفاقی که هنوز در جام جهانی فوتبال نیفتاده است!) آنها در این راه برزیل و آرژانتین را از پیش‌رو برداشتند.

بنابراین 2 سال بعد همانقدر که استعدادهای درخشانی در کاروانشان برای جام جهانی 1998 فرانسه داشتند، تجربه‌ای ذی‌قیمت نیز با خود همراه می‌بردند و البته یک رهبر بزرگ به نام بورا میلوتینوویچ به‌عنوان متخصص جام جهانی پیشدارشان بود.

1998 فرا رسید، آخرین جام پیش از خاتمه قرن گذشته، در حالی که ما واقعا داشتیم پیش‌بینی‌های وینتربرن و پله را باور می‌کردیم، حتی وقتی این قدرت آفریقایی کمی پیش از آغاز فرانسه 98 با نتیجه 5 بر یک مقابل هلند درهم شکست، آن را به حساب بازی دستگرمی آنها در یک دیدار دوستانه یا به منظور به اشتباه انداختن برآورد رقبای اصلی‌شان در جام گذاشتیم. اوکوچا هم پس از آن شکست مدعی بود: «ما هنوز می‌توانیم جام جهانی را ببریم».

او شکست را ناشی از مشکلات مالی و سیاسی موقت می‌دانست چه اینکه مساله پاداش همواره در تورنمنت‌ها گریبانگیر تیم‌های آفریقایی بوده است. اوکوچا همچنین اعتراف کرد: «خب، سازماندهی ما در سطح استانداردهای اروپایی نیست». آن هم در حالی که آنها چندین و چند بازیکن در بهترین لیگ‌های اروپایی داشتند. البته او بعد چنین اظهار امیدواری کرد: «ولی شرایط بهتر می‌شود. سیاستمداران کمک‌مان کرده‌اند. آنها می‌دانند فقط فوتبال می‌تواند وجهه کشورمان را پاک جلوه دهد».

اتفاقا نیجریه تورنمنت را با پیروزی درخشان 3 بر 2 مقابل اسپانیا آغاز کرد و بعد بلغارستان را در دومین جام جهانی پیاپی به زانو درآورد و چنان اقتداری برای خود فرض کرد که در بازی آخر عملا به تیم اصلی‌اش استراحت داد تا پیروزی پاراگوئه حذف اسپانیای مدعی را رقم بزند. در مرحله یک‌هشتم نهایی آنها به دانمارک برخورد کردند که تیم چشمگیری نبود اما در همان 12 دقیقه ابتدایی، نیجریه 2 بر صفر عقب افتاد و این سقوط تا آنجا ادامه یافت که در نهایت آنها 4 بر یک مغلوب دانمارک شدند. این نشان می‌داد درد قدیمی هنوز به قوت خود باقی است.

برای جام جهانی بعد که سال 2002 در خاور دور برپا می‌شد، نیجریه هنوز اوکوچا و کانو را داشت که حالا پیشرو نسل دیگری نظیر امثال ژوزف یوبو بودند اما نیمکت رهبری این تیم مدت‌ها در هاله‌ای از ابهام فرورفته بود تا اینکه سرانجام عقاب‌ها تحت هدایت سرمربی بومی‌شان «آدگبویگا اونیگبینده» بدترین عملکردشان را از زمان پاگذاشتن به عرصه جهانی (از 1994) با شکست مقابل آرژانتین و سوئد و تساوی بدون‌گل با انگلیس تجربه کردند.

نیجریه تنها کشور صاحب فوتبال نبود که نسل طلایی‌اش به هدر می‌رفت و البته باید درباره جام 2002 به این نکته اشاره کرد که از نقطه‌نظر آفریقایی‌ها با شکست فرانسه مدافع قهرمانی در بازی افتتاحیه مقابل سنگال و ادامه حرکت سنگال تا جمع 8 تیم برتر جام که تنها گل طلایی ترک‌ها جلوی این حرکت را گرفت، اتفاق بزرگ دیگری برای قاره سیاه رقم خورده بود.

حالا نیجریه پس از یک دوره غیبت این‌بار با مدیریتی بومی دوباره به جام جهانی بازگشته‌، آن هم در نخستین جام آفریقایی. «شعیبو آمودو» کوهی از حمایت‌های فدراسیون سیاست‌زده این کشور را پشت سر خود دارد و کنسرسیومی از رفقای مربی‌اش طرف مشورت او هستند و دل به این بسته که شاید در نخستین جام‌جهانی آفریقایی کاری صورت دهد، اگرچه در این راه ساحل عاج و غنا را بسیار جلوتر از خود می‌بیند.

شاید انتظارات ما بیش از حد باشد یا شاید حقایق اقتصادی همیشه به ضرر آفریقا هستند اما همانطور که در ابتدا آوردیم اروپا مدت‌هاست چشم به فوتبال آفریقا دارد.

نخستین نشانه‌ها در سال 1963 نمایان شد، یعنی درست یک سال پس از پیش‌بینی تاریخی «وینتربرن»؛ چهره‌ای که شاید بهترین بازیکن برخاسته از قاره سیاه باشد در آن سال به ومبلی لندن آمد تا در فینال جام باشگاه‌های اروپا مقابل میلان بازی کند. آن مسابقه جذاب ماندگار شد وقتی که اوزه‌بیو الماس سیاه موزامبیکی اما تبعه پرتغال از کمند 2 مدافع ایتالیایی گریخت و مقدر شده بود که آن دو، یکی چزاره مالدینی، پدر پائولو مالدینی و دیگری جیووانی تراپاتونی باشند.

اوزه‌بیو هر دوشان را جا گذاشت و با یک ضربه زمینی درخشان دروازه میلان را گشود. این درست که میلان در پایان 2بر یک پیروز شد ولی برج‌های دوقلوی لندن هنوز تاج پله را بر سر یک ستاره سیه‌چرده آفریقایی‌الاصل به یاد دارند. اوزه‌بیو از موزامبیک به لیسبون برده شد و در آنجا کارنامه بین‌المللی درخشانی از خود به یادگار گذاشت، البته با تیم ملی پرتغال.

موزامبیک سرزمین مادری او نه آن روز و نه امروز که یکی از شرکت‌کنندگان بدون شانس جام ملت‌های آفریقای 2010 آنگولاست، هرگز فوتبالیست بزرگ دیگری به دنیا معرفی نکرد اما دیگر ملل آفریقایی کم‌کم در فوتبال سری بین سرها درآوردند اگرچه هرگز اوزه‌بیوی دومی نیامد و هنوز پس از نزدیک به نیم قرن آفریقایی‌ها اغلب به آن دسته از ستاره‌هایشان روی خوش نشان می‌دهند که در استخدام اروپایی‌ها هستند.

در پایان تنها برای اینکه «نسیم تغییرات» را حس کنیم، بهتر است نگاهی به دیدار آغازین گروه C جام‌جهانی آفریقای جنوبی بیندازیم. حتماً یادتان هست دور قبل را که ساحل عاج با هلند، آرژانتین و صربستان هم‌گروه شد و با کمی بداقبالی حذف شد. اما حالا آنها پرتغال و برزیل را در کنار کره‌شمالی‌ پیش‌روی خود دارند.

بازی آغازین میان ساحل عاج و پرتغال خواهد بود، نبردی در اوج میان دروگبا و کریستیانو رونالدو؛ عجب معرکه‌ای!بار قبل «فیل‌ها» - لقب تیم ساحل عاج‌- نتوانستند از گروه مرگشان جان سالم بدر برند و اگر در این موقعیت جدید زنده بمانند، آن‌وقت حتماً باید منتظر بیرون رانده شدن زودهنگام پرتغال از آفریقای جنوبی باشیم. چشمان وینتربرن هنوز ناظر این رویدادهاست، اگرچه او در سال 2002 چشم از جهان فروبست حتی پیش از آنکه پاپا بوبا دیوپ گل پیروزی‌بخش سنگال را در سئول در دیدار افتتاحیه جام‌جهانی 2002 وارد دروازه فرانسه قهرمان کند. شاید قرنی که وینتربرن از آن صحبت می‌کرد، همین قرن باشد.
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟