چهره جدید والیبال ایران؛ نسیم جوانگرایی و تغییر یا دندهعقب به دهه ترس از چشم بادامیها؟
هشت سال پس از باخت در فینال بازیهای آسیایی گوانگژو، یک سال بعد از شروع سرمربیگری ایگور کولاکویچ، شش ماه بعد از ریاست احمد ضیایی در فدراسیون والیبال به جای داورزنی و در سالی که برای اولینبار از تیم نوجوانان و جوانان ایران ۹بازیکن، مستقیم در اردوی تیم ملی بزرگسالان تمرین کردند، والیبال ایران باز هم به ژاپن باخت.
به گزارش «تابناک ورزشی»؛ شکست این هفته در روئن فرانسه مقابل تیمی که طی سالهای اخیر در خانه اش هم گرفتن یک ست از والیبال ایران را در رویاهایش می دید، یادآور دهههایی بود که والیبال ما زیرسایه سنگین کره و ژاپن قهرمان های سنتی قاره آسیا، باخت نزدیک را دستاوردی بزرگ قلمداد می کرد. اما آیا باخت به ژاپن و فرانسه در هفته اول لیگ ملتها زنگ خطری برای والیبال ایران محسوب میشود؟
فراخوان انتقاد از رئیس فدراسیون با امضای ضیایی
برای فدراسیونی که از آبدارچی تا دبیرآن طی شش ماه اخیر تغییر کرده، همین دو باخت کافیست تا انتقادها شروع شود؛ هر چند مشخص نیست ضیایی که سالها نفر دوم والیبال ایران شناخته می شد طی این همه مدت، چگونه با مهره هایی که تا این حد قبولشان نداشت، کار کرده است که به محض رسیدن به اتاق ریاست، قلم قرمز حذف را به دست گرفت؟ همین حجم انبوه تغییرات امروز به اهرمی علیه رییس تازه از راه رسیده بدل شده است. حتی عنوان میشود چند نماینده مجلس از داورزنی رییس سابق فدراسیون والیبال و معاون وزارت ورزش خواستهاند به موضوع باختهای اخیر ورود کند، البته اینکه چه کسی این مسئولیت و اختیار را به نمایندگان داده خود جای تردید و سوال است اما شاید بتوان در آن جهت گیری هایی هماهنگ شده با برخی مدیران ارشد ورزش ایران را هم جستجو کرد.
سرگیجه مربی صرب که وقت تماشای لیگ، خواب بود
در سه مسابقه اول ایران در لیگ ملتهای 2018 مشخص بود سرمربی صرب تیم ملی هنوزکه هنوز است، ترکیب ثابت پیدا نکرده و با تغییر نفرات در پی یافتن نفرات اصلی اش می گردد. بازی اول در پست سرعتی به سامان فائزی و محمد موسوی بازی داد. با وجود اشتباهات پر تعداد فائزی در بازی دوم بود که به فکر استفاده از شفیعی افتاد و در بازی سوم برابر ژاپن، با وجود اشتباهات پرتعداد موسوی، هیچ جایگزینی برای او نداشت. فکر میکنید اوضاع در پست مهم بلند زن قدرتی بهتر بود؟ خیر! در ست چهارم بازی نخست، به شریفی ۱۹ساله میدان داده شد که تا قبل از این به عنوان تماشاچی هم رنگ چنین مسابقاتی را ندیده بود. کولاکوویچ از بازی بعدی عبادیپور، میرزاجانپور و قائمی را مدام عوض کرد و در نهایت هم با تعویض اشتباه قائمی و میرزاجانپور ست چهارم مقابل ژاپن که درآن چند امتیاز از حریف پیش بودیم را واگذار کرد. عدم شناخت سرمربی تیم ملی از بازیکنان با دوری ۶ ماهه او از لیگ ایران بی ارتباط نیست. او حتی مسابقات نیمه نهایی و فینال لیگ را هم به طور کامل ندید.
کولاکوویچ و رویای معماری نسل نوین والیبال ایران
از طرفی فراموش نکنیم در یک دهه اخیر مربیانی مثل ولاسکو با فرمول «اول دریافت تیم را درست کن، بعد به حمله فکر کن» عملکرد تیم ملی را بهتر کردند. مصدومیت جواد معنوی نژاد و دور بودن او از تیم ملی بر محاسبات سرمربی تیم تاثیرگذار بود. کولاکویچ میثم صالحی بازیکن بسیار جوانی را همراه تیم به لیگ ملتها برده اما با وجود دو باخت برابر ژاپن و فرانسه یک امتیاز هم به این بازیکن فرصت بازی نداده است.
اینطور به نظر می رسد که سرمربی تیم ملی والیبال میخواست با اضافه کردن بازیکنان جوان، نامی ماندگارتراز ولاسکو برای خودش در ایران دست و پا کند و لقب «معمار نسل جدید والیبال ایران» را برای خود ذخیره کند و البته آماده تمدید قراردش برای دو سال دیگرشود؛ میخواست افتخار اضافه کردن چنین بازیکنان جوانی را به نام خودش ثبت کند اما واقعیت این بود که کاشف بازیکنان جوان کنونی تیم ملی مربیان تیم پایه ایران هستند که با این بازیکنان قهرمان نوجوانان جهان شدند.
از شعار مدال المپیک تا واهمه از حذف در مقدماتی!
درست است؛ شکست برابر ژاپن زنگ خطری برای تیم ملی و فدراسیون ضیایی بود. زنگ خطری که نشان داد همین چند ماه کافی است تا نام رئیس پیشین دوباره فریاد زده شود. ژاپن تیمی ضعیفتر از روسیه، برزیل، لهستان، آمریکا، و حتی بلغارستان است و باختهای احتمالی برابر این حریفان در ادامه مسابقات، فشار بر فدراسیون رییس جدید را افزایش خواهد داد.
این نتایج در خلاف جهت اهداف بلندپروازانه ای است که داورزنی ترسیم کرد و از پله فدراسیون برای نشستن بر صندلی نفر دوم ورزش ایران بالا رفت؛ هدفی به نام مدال المپیک! این شعار هر روز از دسترس والیبال ایران دور و دورتر می شود و با این نمایش ها حتی صعود به المپیک آینده نیز در محاق قرار می گیرد.
در انتظار معجره معنوی نژاد
ناگفته پیداست که تغییر در ترکیب تیم ملی و اضافه شدن معنوینژاد، لژیونر والیبال ایران میتواند تا حدودی عملکرد تیم را نسیت به هفته نخست در فرانسه بهتر کند و مهمتراینکه معجزه، زمانی در تیم ایران رخ خواهد داد که عملکرد سعید معروف و محمد موسوی در بازیهای آینده متحول شود. این دو نه اینکه در سه بازی اول در اندازه نامشان نبودند که حتی عملکردشان در اغلب دقایق این سه بازی برای کارشناسان قابل درک فنی نبود. همه اینها دلیل نمی شود که جامعه والیبال نگران بازگشت به سطح گذشته والیبال؛ جایی که باید از ژاپن و کره و چین ترسید، نباشد.
فرزاد کفیلی/ مفسر و والیبال نویس

احمد مساجدی که زن ژاپنی داره
شده مربی اونا
و ضعف ما رو خوب بلده
نکته دوم که باز هم ماهیتی دوگانه دارد یعنی هم تکنیک فردی است هم استراتژی و تاکتیک تیمی، حمله ابتدایی یا سرویس است. در خصوص این موضوع تیم ملی ما واقعا ضعیف است و معلوم نیست در این فاصله آماده سازی برای بهبود آن چکار کردیم!! تیم ما حتی از دوره قبل لیگ جهانی و حتی جام قهرمانان ضعیف تر سرویس میزند. سرویسهای سید محمد موسوی فرهاد قائمی غفور و حتی عبادی پور که بنظرم بهترین سرویس زن تیم ملی است افت شدید کرده. ضمن اینکه روش سرویس زدن سید و امیر غفور
هم که در دوره های قبل بعضی وقتها سرویسهای وحشتناکی می زدند عوض شده، چرا؟ در والیبال مدرن امروزی ای یک نکته عجیب است دیدیم بازیکنی پست خود را از دفاع وسط سرعتی زن تغییر داده و با تمرین مضاعف و طاقت فرسا دریافت کننده قدرتی شده( مثل موزیریسکی روسیه) اما ندیدیم بازیکنی روش سرویس زدنش را کلا از پرشی به موجی تغییر داده باشه!! آیا کسی روی تخلیه شدید انرژی فرهاد و میلاد در عرض دو سه سرویس کار کرده؟ زایتسف در یکی از دوره های لیگ فکر کنم ۹ سرویس هر کدوم از قبلی پر قدرت تر زد و آخ هم نگفت. همینطور ماکسیم میخائیلوف روس. نکته ای که نباید فراموش کنیم اینه که اگر تیم روی بهبود سرویس کار کنه هم زمان میتواند در دریافت هم بهبود پیدا کند چون همین سرویسهای ترمیمی برای ترمیم دریافت هم استفاده میشود ولی ظاهراً تیم روی اینها هم کار نکرده.
نکته سوم که باز هم ماهیتی دو گانه دارد دفاع است که تکنیک فردی و استراتژی تیمی است. دفاع های ما مخصوصا دفاع وسط ما در ۸۰ درصد موارد به دفاع کناری نمیرسد که بیشتر هم در منطقه ۴ است. علاوه بر این ما در دفاع مستقیم منطقه ۳ اصلا آمار قابل اعتنایی نداریم چون آوراج قدی خوبی در این منطقه نداریم!! باز هم چرا؟ آیا کادر تیم ملی عملکرد تیم در دوره های قبل که همین اشکال وجود داشت را بررسی نکرده. داشتن تیم ملی و داشتن سری توی سرها لازمه اش کار منسجم و با برنامه است و ارزیابی عملکرد گذشته است. قبلاً هم به کرات گفته ام که پیدا کردن یک قطر سرعتی ۲۰۷ یا ۲۰۸ سانتی از نان شب برای تیم ملی واجبتره چون حداقل اوراژ قدی دفاع ما در منطقه ۳ و دفاع سرعتی برای چسبیدن به کناره ها ۲۰ تا ۲۵ سانت اضافه خواهد شد.
نکته چهارم توپ گیری است که باز هم ماهیتی دوگانه دارد یعنی هم تکنیک فردی است هم استراتژی بازی. واقعیت اینه که بچه های ما اصلا توپ گیری نمیکنند البته این مشکل یک معضل عمومیست که در تمام تیمها بعلت بالا رفتن سرعت توپها توان توپ گیری بسیاری از توپها کاهش پیدا کرده اما در تیم ما این موضوع نمود بیشتری داره و بچه ها نه توپگیری میکنند و نه اقدام به توپگیری! تمرین تیم ملی جای چیست؟ مگر نه جای بهبود عملکرد است؟ پس چرا تغییری حاصل نشد در دوره های قبل هم من بارها گفتم بچه ها توپگیری نمیکنند.این یک ضعف است. اگر ما اصول جایگیری و مسیر یابی دریافت های قدرتی یا توپگیری را درست انجام بدهیم باید بتونیم توپگیری و دریافت را بخوبی انجام دهیم.
موضوع بعدی موضوع هدایت تیمی است. بررسی عملکرد تیم ما در هفته اول نشان میدهد که کادر فنی ما بازی را بدقت دنبال نمیکند چرا که وقتی شما تا پوئن ۵ به ۱ از حریف عقب میوفتی و مربی تایم نمیگیرد تا پوئن ۶ به ۲ ، نشان میدهد بازی مربی را گرفته یا به اصطلاح مربی وا داده!!! وقتی سید محمد موسوی سرویس پوئن های حساس را در حالی که سرویس چندان دشوار و ریسکی هم نمیزند توپ را به تور میزند و توسط مربی تذکر نمیگیرد نتیجه اش میشود عدم وجود وجاهت مربی نزد بازیکن. ما در اکثر پوئنهای بحرانی که مستلزم دقت و سعه صدر تیم برای کسب پوئن است پوئنها را به حریف داده ایم مخصوصا در بازی با فرانسه گیم اول و چهارم و در بازی با ژاپن گیم چهارم. علاوه بر این عدم وجود ذخیره های مطمئن و کافی برای جایگزینی بازیکنان معضل دیگریست که باید بهش پرداخت. گذشته از این، این دوره بهترین زمان برای جایگزینی سعید معروف و بازی گرفتن بیشتر از فرهاد سال افزون جوان و بلند قامت است که حداقل در دفاع ۲۰ تا ۲۵ سانت به ارتفاع دفاع ما در دنده سعید معروف اضافه میکند. کاری که ژاپنی ها و چینیها با شجاعت در این دوره دارند انجام میدهند. جمع بندی نکاتی که عرض کردم اینه که متاسفانه همونطوریکه زمان انتخاب سرمربی محترم تیم ملی عرض کردم مربیان شرق اروپا مخصوصاً یوگوسلاو و صرب مربیان فوق العاده ای هستند اما فقط برای پست trainer یا تمرین دهنده نه کوچینگ. بشخصه اعتقاد دارم بکارگیری استفان آنتیگا یا آناستازی یا مائورو بروتو و مخصوصاً آقایان جان اسپارو و هیو مک کاچن گزینه های بهتری بودند. امیدوارم که فدراسیون محترم والیبال در خصوص عملکرد تیم ملی ارزیابی بهتری داشته باشه و از نظرات تمام کارشناسان دلسوز استفاده کنه. ما کارشناسان دلسوز زیاد داریم و مخصوصا مربیان خوبی که میتوانند عصای دست فدراسیون باشند مربیان و اساتید ارزنده ای چون علیرضا معمری، فرهاد داخم، دکتر نفر زاده، محمد پشنگ، مصطفی کارخانه، ناصر شهنازی و مربیان جوان و تحصیلکرده ای چون بهروز عطایی، پیمان اکبری، ایرج مظفری و..... هر کدوم از این اسامی دنیایی از تجربه دارند که میتونه مفید حال فدراسیون و تیم ملیمون باشه. یاحق.
و الا دوبعدی اونا کاملن
یعنی با فاصله از تور و قرار گرفتن در وسط یک سوم
به بازیکنان جلو فقط سرعتی و بازیکنان عقب دوبله پاس بدهد تا دفاع در شناسایی ناتوان شود
و در دفاعبا ایجاد صداهای عجیب تمرکز را از مهاجم بگیرند و........



