خروج آمریکا از برجام
در نهایت پس از کش و قوس های فراوان دونالد ترامپ با انتقاد از برجام و رفتار ایران، خروج از برجام را روز سه شنبه 8 می (18 اردیبهشت ماه) اعلام و گفت آمریکا «بالاترین سطح از تحریم های اقتصادی را بر ایران اعمال خواهد کرد».
رییس جمهوری ایالات متحده در عین حال تاکید کرد این اقدام او یک پیام مهم دارد و آن این است که دوران تهدیدهای توخالی گذشته است. ترامپ همچنین از آمادگی و توانایی ایالات متحده برای دستیابی به توافقی تازه و پایدار خبر داد و افزود با چنین توافقی اتفاقهای خوبی برای ایران و صلح و ثبات در خاورمیانه خواهد افتاد. رییس جمهوری ایالات متحده چهار روز زودتر از موعد مقرر تصمیم خود را درباره آینده توافق اتمی اعلام کرد.
این توافق در تیرماه سال ۱۳۹۵ در پی مذاکرات ایران و شش قدرت جهانی به دست آمد و حال سایر طرفهای این توافق می گویند تلاش خواهند کرد که اجرای آن را ادامه دهند.
مقامها و سیاستمداران ایالات متحده به خروج دولت آن کشور از «برجام» واکنش نشان دادهاند.
مایک پومپئو، وزیر خارجه ایالات متحده در بیانیهای گفتهاست کشورش با متحدان ایالات متحده همکاری خواهد کرد تا «راهحل واقعی و درازمدتی برای تهدیدهای ایران» پیدا شود. پومپئو گفتهاست اقدامات و تلاشهای آمریکا صرفا متوجه مسئله و «تهدید» ناشی از برنامه اتمی ایران نیست و واشینگتن میخواهد جلوی «تهدیدهای» ناشی از برنامه موشکی ایران و آنچه «فعالیتهای تروریستی» تهران «در سراسر دنیا» و «فعالیتهای شوم» جمهوری اسلامی در خاورمیانه و فرای آن نامیده را، بگیرد.
باراک اوباما، رئیسجمهوری پیشین آمریکا که توافق اتمی در زمان دولت او به دست آمد، در بیانیهای شش بند را بهعنوان تاثیرات ناشی از توافق اتمی برشمرده و گفته برجام توافقی چندجانبه است، بهطور چشمگیری برنامه هستهای ایران را عقب رانده، سازوکار جامعی برای نظارت بر آن پیشبینی شده، تاریخ پایانی ندارد، نهادهای اطلاعاتی دولتهای آمریکا پایبندی تهران به آن را تائید کردهاند و در عینحال قرار نبوده به تمامی مشکلات میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی خاتمه دهد. رئیسجمهوری پیشین آمریکا، تصمیم ترامپ را «اشتباه» توصیف کردهاست.
پل رایان، رئیس جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، تصمیم آقای ترامپ را ستوده و گفته «همیشه معتقد بودم که بهترین راه، رفع کمبودهای این توافق است. متاسفانه ما نتوانستیم در این زمینه به درک مشترکی با شرکای اروپایی خودمان برسیم».
جان کری، وزیر خارجه آمریکا در زمان ریاستجمهوری اوباما، گفتهاست «این تصمیم امنیت آمریکا را تضعیف کرده و ما را از متحدان اروپاییمان جدا میکند. اسرائیل را در معرض خطر قرار میدهد و به تقویت تندروها در ایران میانجامد، و جهان را به نقطهای میبرد که ما چند سال پیش در آن قرار داشتیم».
نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل، در بیانیهای گفته است «تصمیم رئیسجمهوری قطعا تصمیم درستی بود». خانم هیلی افزوده است توافق اتمی «وحشتناک» بود و «تنها سبب شد که اقدامات بینالمللی بد ایران، بدتر شود. ما هرگز نباید به ایران اجازه دهیم به سلاح هستهای دست پیدا کند و باید جلوی حمایت آنها از تروریسم را بگیریم؛ موضوعی که آمریکا و متحدان ما را تهدید میکند».
نانسی پلوسی، رهبر اقلیت دمکرات در مجلس نمایندگان آمریکا، از اقدام ترامپ انتقاد کرده و گفته «این تصمیم، آنهم در این لحظات سرنوشتساز که در تلاش برای خلع سلاح اتمی کره شمالی هستیم، بهطور مشخص تصمیمی بیمعنی، خطرناک و نگرانکننده است».
کوین مککارتی، رهر اکثریت جمهوریخواه در مجلس نمایندگان از تصمیم ترامپ ستایش کرده و میگوید «این همان چیزیست که او در جریان کارزار انتخاباتی خود قول داده بود».
رابرت منندز، عضو ارشد حزب دمکرات در کمیته روابط خارجی سنا، هشدار داده که تصمیم ترامپ برای خروج از برجام «اشتباه بزرگی» است که «امنیت ملی آمریکا، اتحاد بنیادین با متحدان کلیدی آمریکا در اروپا و امنیت اسرائیل» را به خطر میاندازد.
سناتور جمهوریخواه مارکو روبیو گفته است: توافق اتمی سبب شد حکومت ایران در خاومیانه به حکومت خطرناکتری تبدیل شود. از زمانی که برجام آغاز شد، تهران بر کنترل خود در سوریه و نفوذ خود در عراق افزود، به جنگ داخلی یمن کمک کرد، در میان کشورهای خلیج [فارس] دودستگی ایجاد کرد و بر داراییهای حزبالله اضافه کرد.
تیم کین، سناتور دمکرات و عضو کمیته روابط خارجی و کمیته نیروهای مسلح، گفته خروج آمریکا از برجام «به ایجاد یک بحران هستهای در سطح جهانی میانجامد».
تد کروز، سناتور جمهوریخواه، با ستایش از تصمیم ترامپ گفته «همه گزینهها برای مقابله با ایران و ایجاد اطمینان که هرگز به سلاح هستهای دست پیدا نخواهد کرد، باید روی میز باشد». کاملا هریس، سناتور دمکرات، نیز گفته توافق اتمی، توافق جامع و کاملی نبود، اما ابزاری برای جلوگیری از فعالیتهای هستهای تهران بود و ترامپ هم موفق نشد هیچ طرح جایگزینی برای آن ارائه کند.
در همین حال کشورهای اروپایی با انتقاد شدید از خروج ایالات متحده از برجام، اعلام کردند که این کشورها همچنان به تعهدات خود در خصوص این توافق پایبند بوده و از ایران نیز میخواهند که به تعهدات خود پایبند بماند.
یک روز بعد از خروج آمریکا از توافق هستهای ایران، اتحادیه اروپا به ایران اطمینان داده است که اگر به برجام پایبند باشد، این اتحادیه تحریمهای هستهای خود علیه تهران را برنمیگرداند.
در این بیانیه آمده است: "تا زمانی که ایران به اجرای تعهدات هستهای خود ادامه دهد... اتحادیه اروپا به تعهداتش برای اجرای کامل و موثر توافق هستهای پایبند خواهد بود."
۲۸ عضو اتحادیه اروپا در این بیانیه مشترک اعلام کردند: "رفع تحریمهای هستهای بخشی اساسی از توافق است... اتحادیه اروپا بر پایبندی خود برای تضمین ادامه این روند تاکید میکند."
اتحادیه اروپا با ابراز "تاسف عمیق" از تصمیم ترامپ برای خروج از برجام، این توافق را حاصل ۱۲ سال دیپلماسی خوانده و گفته که کار خود را تا الان انجام داده است. این اتحادیه از عزم خود برای حفظ این توافق با همکاری با جامعه جهانی خبر داده است.
ژان کلود یونکر رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا از اینکه آمریکا از توافق هسته ای با ایران خارج شد ابراز تأسف کرد و گفت این اقدام به سود صلح نیست و نمیبایست چنین تصمیمی گرفته میشد. بهگفته یونکر خروج آمریکا از برجام اروپا و ایالات متحده را وارد یک بحران دیپلماتیک کرده است.
آنگلا مرکل صدراعظم آلمان نیز در برلین اعلام کرد که آلمان، فرانسه و بریتانیا برای ماندن و ادامه برجام اتفاق نظر دارند اما باید در مورد توافقی دیگر با ایران درباره برنامه موشکی و نقش این کشور در خاورمیانه مذاکره شود. روسیه و چین هم گفتهاند در برجام میمانند و از آن حمایت میکنند.
رئیس جمهور ایران حسن روحانی در واکنش به این خروج اعلام کرد که به وزارت خارجه دستور داده تا طی 6 یا 7 هفته بررسی نتایج در خصوص تصمیم ایران برای باقی ماندن یا خروج متقابل از برجام را اعلام کند.
محمدجواد ظریف وزیر خارجه کشورمان با انتشار پیام توییتری در واکنش به تصمیم ترامپ برای خروج آمریکا از برجام گفت: در واکنش به نقضهای مکرر آمریکا در برجام و خروج غیرقانونی این کشور از این توافق همانطور که از سوی رییسجمهور روحانی ماموریت یافتهام یک تلاش دیپلماتیک را برای ارزیابی اینکه آیا دیگر کشورهای عضو برجام میتوانند منافع ایران در برجام را به طور کامل تامین کنند، انجام خواهم داد. نتیجه این امر واکنش ما را مشخص خواهد کرد.
در همین حال رهبری ایران آیت الله سید علی خامنه ای یک روز بعد از اعلام خروج آمریکا از برجام به این مساله واکنش نشان داد. ایشان گفتند بیش از "۱۰ دروغ" در حرفهای "سخیف" شب گذشته دونالد ترامپ بوده و هم نظام و هم ملت ایران را تهدید کرده است. آیت الله خامنه ای خطاب به رییسجمهور آمریکا گفت: "بنده از طرف ملت ایران میگویم؛ آقای ترامپ! شما غلط میکنید."
آیتالله خامنهای گفت همانطور که قبلا گفته مساله آمریکا با ایران مربوط به انرژی هستهای نیست و اینها "بهانه" است. به اعتقاد او اگر ایران اکنون نظرات دونالد ترامپ درباره برنامه موشکی را هم قبول کند، آمریکا "مساله دیگری را شروع میکند" چون علت مخالفت آمریکا با ایران کلیت "نظام" جمهوری اسلامی ایران است.
ایشان بیان کردند: دو سال و نیم است که ما در حال انجام این قرارداد هستیم و حالا این مردک میگوید من قبول ندارم." در ادامه واکنشها به اعلام خروج آمریکا از برجام، شماری از فرماندهان سپاه و بعضی از نمایندگان مجلس با اعلام اینکه از اول هم به آمریکا اعتماد نداشتند، خواستار خروج ایران از توافق برجام شدند. اما آیتالله خامنهای از ادامه مشروط اجرای برجام با کشورهای اروپایی سخن گفته است. رهبر ایران درباره ادامه اجرای برجام با فرانسه، آلمان و بریتانیا خواستار "تضمین قطعی" و "عملی" شدند.
ایشان در سخنانی خطاب به مسئولان مذاکرهکننده گفتند: "من به این ۳ کشور هم اعتماد ندارم؛ به اینها هم اعتماد نکنید. اگر میخواهید قرارداد بگذارید، تضمین عملی بگیریم والا اینها همه همان کار آمریکا را خواهند کرد. اگر توانستید تضمین بگیرید که خب، البته من بعید میدانم. اگر نتوانستید تضمین قطعی بگیرید، دیگر نمیشود برجام را ادامه داد."
سه دلیل برای خروج ترامپ از برجام
در همین حال تحلیل های متفاوتی از این اقدام آمریکا صورت گرفته است که در یک مورد آن امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل آمریکا بیان کرده است:
صمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده آمریکا برای خروج از برجام، گرچه یک رویداد کمسابقه در نادیده گرفتن توافقات جهانی بهشمار میرود اما از یک جنبه قابل انتظار بود؛ چرا که ایالات متحده، دولت کنونی و جریان ملیگرای حاکم بر این کشور از سه منظر به برجام نگاه میکرد و تصمیمش را براساس این سه دلیل مطرح کرد.
یکی از این سه دلیل، تبدیل شدن توافق هستهای به موضوعی حیثیتی و شخصی برای دونالد ترامپ بود و به همین دلیل وی دائم برجام را بدترین توافق آمریکا توصیف میکرد. بنابراین ناچار بود در قبال چنین موضوعی واکنش نشان دهد و جز تصمیم به خروج از برجام نمیتوانست برای حامیان خود تصویری از یک فرد مقتدر ارائه دهد. دلیل دوم و سوم به نقصانهای برون متنی و درون متنی برجام به دید آمریکا مربوط میشود. به بیان دیگر از دید دولت کنونی ایالات متحده آمریکا، برجام هم به دلایل درون متنی و هم به دلایل برونمتنی دچار نقصان و کمبود است و باید اصلاح شود. در مورد دلایل درون متنی، اصلیترین انتقاداتی که آمریکاییها مطرح میکردند نخست، چیزی است که از آن بهعنوان غروب برجام یاد میکنند و دیگری جداول زمانی که محدودیتهایی را برای ایران درنظر گرفته بود که اصلیترین مورد آن محدودیت ۱۰ ساله برای استفاده از سانتریفیوژهای جدید بود. آمریکاییها اعلام کردند که این بخش حتما باید تغییر کند.
در رابطه با دلایل برونمتنی واشنگتن به دو موضوع اشاره داشت؛ اول اینکه توافق هستهای برنامههای موشکی ایران را دربر نگرفته، محدودیتهایی برای فعالیتهای موشکی ایران قائل نشده و دیگر اینکه موفق نشده فعالیتهای منطقهای ایران را محدود کند. به هر حال براساس این سه دلیل اصلی، ایالات متحده آمریکا از توافقی که توسط قطعنامه شورای امنیت تضمین شده بود، خارج شد. البته این نادیده گرفتن توافق جمعی، صرفا به برجام محدود نیست و حداقل در دولت ترامپ، شاهد بودیم که آمریکا از پیمان آبوهوایی پاریس خارج شد و بیتالمقدس را بهعنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت. بنابراین پیشبینی میشود که پیمانهای بینالمللی و توافقهای دوجانبه و چندجانبه دیگری از این دست نیز توسط دولت ایالات متحده آمریکا و جریان ملیگرای ضدمشارکتجویی بینالمللی نقض و نادیده گرفته شود.
درنهایت درباره سناریوهای پیشروی ایران و برجام با محوریت کشورهای اروپایی فعلا کمی باید منتظر بود. زیرا این تصمیم ترامپ باعث شوک و بهتی در جهان شده و سروصدای زیادی ایجاد کرده است. به همین دلیل کمی باید زمان بگذرد تا فضا آرامتر شود. این در حالی است که اتحادیه اروپا همزمان با اعلام خروج آمریکا از برجام گفت که به این توافق متعهد میماند و منافع اقتصادی ایران را تضمین میکند. البته درباره این تصمیم اروپا تاحدودی باید با دیده تردید نگریست. زیرا بر اساس سوابق و تجارب دور از انتظار است که اتحادیه اروپا بین ایران و ایالات متحده آمریکا، طرف ایران را بگیرد و احتمالا در نهایت، به خواست آمریکا تن خواهد داد. در عین حال در صحبتهای دونالد ترامپ او به این مساله اشاره کرد که ایالات متحده آمریکا آمادگی انجام مذاکرات جدید را دارد که از دید آمریکا شامل مذاکرات فراگیرتر میشود. از دیگر سو ایران نیز اعلام کرده که آماده مذاکرات در برخی حوزهها و با شرایط خاص با اتحادیه اروپا است. البته باید زمان بگذرد و ببینیم که آیا اروپاییها میتوانند تضمینهای لازم را به ایران بدهند یا خیر.
هنر تغییر رژیم
از سوی دیگر استفن والت، نظریه پرداز روابط بین الملل و مشاور استراتژیک در سیاست خارجی دولت اوباما در یادداشتی در نشریه فارین پالیسی دیدگاه های خود پیرامون این اقدام ترامپ را اینگونه بیان کرده است:
همانگونه که انتظار میرفت، دونالد ترامپ در برابر نفس خود تعظیم کرد: حسادت شرمآورش نسبت به باراک اوباما، باجهایی که از تندروها گرفته است، مشاوران جدید و تندروی وی و بالاتر از همه جهالت و نادانیاش و خروج از توافق هستهای و برجام و توافقی بینالمللی که از دستیابی ایران به سلاح اتمی جلوگیری میکند. همراه با تصمیم احمقانهاش برای خروج از موافقتنامه همکاری ترانس پاسیفیک این ظاهراً اثرگذارترین اشتباه سیاست خارجی او است.
اهمیت زیادی دارد که بهخوبی درک کنیم چه اتفاقی در حال رخ دادن است. تصمیم ترامپ در راستا و بهقصد جلوگیری از ایران برای دستیابی به سلاح اتمی نیست. اگر چنین بود بسیار عاقلانهتر بود که خیلی محکم و دقیق در این توافق باقیمانده و برای دائمی کردن تعهدات آن مذاکره کند. بهر حال آژانس انرژی اتمی و نهادهای اطلاعاتی آمریکا توافق دارند که ایران از زمان امضای برجام در تطابق کامل با تعهدات آن بوده است. درواقع آنگونه که «پیتر بینارد» بیان کرده این ایالاتمتحده بوده است که به شکلی قابلتوجه از تطابق با تعهدات خود بازمانده است.
همینطور باید گفت که تصمیم ترامپ بنا به خواست وی برای مقابله با فعالیتهای مختلف منطقهای ایران همچون حمایتش از بشار اسد در سوریه و حزبالله در لبنان هم نیست. اگر هدف او این بود، مجموعهای از اقدامات منطقی، منتج به باقی ماندن در توافق شده و در کنار آن با مذاکره با سایر کشورها برای فشار بر ایران در خصوص این مسائل همراه میشد. ترامپ نهتنها ایجاد یک ائتلاف بینالمللی علیه ایران، مشابه آنچه منجر به برجام شد را غیرممکن خواهد یافت، بلکه از سوی دیگر اکنون ایران با توجه به اینکه بهخوبی مشاهده کرده است که نمیتوان به سخنان آمریکا اعتماد کرد، دو برابر قبل برای مذاکره با ترامپ بیمیل خواهد بود.
پس چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟ خیلی ساده است: خروج از برجام در راستای «نگهداشتن ایران در محوطه جریمه» و ممانعت از برقراری ارتباط نرمال از سوی این کشور با جهان خارج است. این هدف، اسرائیل، لابی تندروی اسرائیل (مانند کمیته امور عمومی اسرائیلیهای آمریکا، بنیاد حمایت از دموکراسی، و بنیاد اتحاد علیه ایران هستهای) و تندروهای دولت همچون مشاور امنیت ملی جان بولتون، وزیر امور خارجه مایک پامپئو و بسیاری دیگر ازایندست را باهم متحد میکند. بزرگترین ترس آنها این است که درنهایت مجبور به آن شوند که ایران را بهعنوان یک قدرت مشروع برتر منطقهای شناسایی کنند و به این کشور میزانی از نفوذ منطقهای را اختصاص دهند. یادآوری میکنم که نفوذ منطقهای نه تسلط منطقهای که ایران احتمالاً هرگز به دنبال آن نیست و چندین سال نوری با آن فاصله دارد، بلکه حتی از شناسایی اینکه ایران منافع منطقهای خاص خود را دارد و اینکه ترجیحات این کشور نیازمند توجه برای حل و رفع معضلات منطقهای است هم ابا دارند. این موضوع برای تندروهای آمریکا یک «نفرین» است و هدف اولیه آنها این است که ایران «برای همیشه» مانند «نجسها» منزوی بماند.
اما در مرکز این چشمانداز، نوای دلفریب تغییر رژیم شنیده میشود، چیزی که تندروهای آمریکا و نیروهای مخالف رژیم از دههها پیش به دنبال آن بودهاند. این هدف غایی گروههایی نظیر مجاهدین خلق است، گروهی تبعیدی که سابقاً در لیست تروریسم ایالاتمتحده بود. این گروه در داخل ایران بسیار منفور است اما در داخل آمریکا هم از سوی دموکراتها و هم جمهوری خواهان (ازجمله بولتون) که در گذشته هزینههای بسیاری از سوی این گروه برای آنها شده، موردحمایت هستند. چه کسی گفته که شما میتوانید یک سیاستمدار آمریکایی را بخرید – یا حداقل او را اجاره کنید؟ - (درواقع دیگر کسی چنین چیزی نمیگوید).
تندروها دو مسیر محتمل برای تغییر رژیم میبینند. مسیر اول مبتنی بر افزایش فشار اقتصادی است تا درنهایت نارضایتیهای داخلی رشد کرده و نظام مبتنی بر روحانیت ایران بهسادگی فروپاشد. مسیر دوم تحریک ایران برای ازسرگیری مجدد برنامه اتمی است که بهانه لازم برای یک جنگ پیشگیرانه را به آمریکا خواهد داد.
بگذارید کمی با دقت و احتیاط بیشتر به این دو گزینه و مسیر نگاه کنیم.
با عنایت به مورد اول، باور به اینکه تحریمهای سفتوسختتر منجر به فروپاشی رژیم خواهد شد یک تفکر مبتنی بر آمال و آرزو است. تحریمهای آمریکا بر روی کوبا بیش از 50 سال ادامه داشت و هنوز هم رژیم کاسترو در کوبا بر سر جای خود است (حتی در شرایطی که فیدل مرده است و برادر او نیز به نفع یک رئیسجمهور منتخب از قدرت کنار رفته). بیش از شصت سال تحریمهای فزاینده حتی منجر به آن نشده که رژیم کره شمالی ذرهای به فروپاشی نزدیک شود و مانع از دستیابی این نظام به زرادخانه کاربردی هستهای هم نشد. سالها است که میشنویم که نظام ایران در آستانه فروپاشی است و به نظر این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد. تحریمها صدام در عراق و قذافی در لیبی را هم سرنگون نکرد. تندروها، وقتی چند ماه پیش تظاهرات ضد دولتی در چندین شهر ایران به راه افتاد بسیار خوشحال و هیجانزده شدند اما با این منطق، چندین و چند تظاهرات گسترده که از زمان به قدرت رسیدن ترامپ علیه او در شهرهای مختلف آمریکا برگزار شده، به معنی آن است که در آمریکا تغییر رژیم نزدیک است. این امر در هیچکدام از این دو مورد موضوعیتی ندارد. فشار اقتصادی در برخی موارد میتواند طرف مقابل را وادار به مذاکره و بعضاً تغییر سیاستها کند، همچنین در طی دوره جنگ میتواند اقتصاد دشمن را تضعیف کند، اما خروج از برجام منجر به زانو زدن ایران نمیشود.
اگر من اشتباه کرده باشم و نظام مبتنی بر روحانیت ایران از هم فروپاشید، چطور؟ همانطور که در یکسری دیگر از ترتیبات سابق دیدهایم، نتیجه این فروپاشی قرار نیست یک نظام باثبات، با کارکرد کامل و مثبت و طرفدار آمریکا باشد. تغییر رژیم موردحمایت آمریکا در عراق منجر به یک جنگ داخلی، شورش خونین، و ظهور داعش شد. ایضاً در مورد تغییر رژیمِ از خارج هدایتشده در لیبی. ایالاتمتحده همچنین به شکلی مرتب در مکانهایی نظیر یمن، افغانستان، سومالی و سوریه طی سالهای اخیر مداخله کرده است و نتیجه همه آنها بیثباتی مضاعف و زمین حاصلخیز برای تروریستها بوده است. و بگذارید فراموش نکنیم که تغییر رژیم اصلی آمریکا در ایران – که منجر به اخراج نخستوزیر منتخب محمد مصدق و ابقای محمدرضا شاه پهلوی در 1953 شد – بذر گرایشهای ضدآمریکایی را که ایالاتمتحده از زمان انقلاب 1979 با آن روبرو است در ایران پاشید. و فراموش نکنیم که بسیاری از منتقدان نظام– ازجمله رهبران جنبش موسوم به جنبش سبز – هم حامی برنامه هستهای ایران بوده و اگر به هر طریق به قدرت برسند، قرار نیست پادو و فراش واشنگتن باشند.
در مورد گزینه دوم – جنگ – تندروها امیدوار هستند که اگر این فشار لغزشی ایجاد کرد و فرصتی برای جنگ دست داد، ترکیب شناخته شدهای از شوک و هراس همزمان منجر به آن خواهد شد که زیرساختهای هستهای ایران نابود شود و مردم ایران را برای طغیان و سرنگون کردن رهبران خود که احتمالاً مقصر کشیده شدن آنها به این وضعیت تأسفبار هستند، تشویق کند. این سناریو مضحک است: اگر آمریکا بر سر ایرانیها بمب بریزد میتوانید بهراحتی شرط ببندید که واکنش اولیه ایرانیها قدردانی نخواهد بود. بهجای آن کمپین حملات هوایی آمریکایی یا اسرائیلی علیه ایران منجر به طغیان روحیه ملیگرایی ایرانیها خواهد شد و وفاداری حتی بیشتر مردم ایران به نظام را در پی خواهد داشت.
علاوه بر این حمله هوایی از سوی اسرائیل یا آمریکا منجر به عدم دستیابی ایران به سلاح اتمی نخواهد شد و تنها آن را برای یک یا دو سال به تعویق میاندازد. یک چنین حملهای تقریباً همه را در داخل ایران به این نتیجه میرساند که تنها راه امنیت داشتن ابزار بازدارندگی از جنگ علیه ایشان است، همانطور که کره شمالی این ابزار را دارد، و شرط محتمل و برنده این است که ایران تلاشهای پنهان و مصونتر خود برای بمب هستهای را دو برابر میکند. و زمانی که آمریکا ایران را مجبور به انتخاب این مسیر کند، احتمال زیادی هست که سایر کشورهای منطقه نیز به این مسیر بروند. اگر فکر میکنید که باوجود چندین دولت مجهز به سلاح اتمی در خاورمیانه، جهان جای بهتری خواهد بود، پس به هر وسیله و طریق ممکن، این گزینه را انتخاب کنید. اما بعداً شکایت آن را پیش من نیاورید.
و اشتباه نکنید: اگر جنگ از راه برسد و نتیجه آن مرگومیر بیشتر و دلارهای هزینه شده بیشتری باشد، و یا حتی منجر به آتش تعارض منطقهای گستردهتری شود، مسئولیت خطای آن تنها و تنها بر عهده مردی است که اکنون در کاخ سفید و اتاق بیضی نشسته است. دیگر در آن زمان خاک پاشیدن و سرزنش دیگران و توییت های از سر بیسوادی نمیتواند این واقعیت را منحرف کند.
درمجموع، این آخرین اشتباه ترامپ نشان میدهد که قرار نیست سیاست خارجی محکمی که وعده آن را در سال 2016 به مردم آمریکا داده بود برای آنها به ارمغان آورد و یا اشتباهات بزرگ پیشینیان خود را جبران کند. بلکه درواقع ترامپ دارد ما را به سیاست خارجی سادهلوحانه، غیرحرفهای، غیرواقعبینانه و فوقالعاده نظامی دوره اول جرج بوش بازمیگرداند. انتصاب بولتون در شورای امنیت ملی، پامپئو در وزارت خارجه، و معرفی مباشر شکنجهگر سابق جینا هاسپل برای اداره CIA، بازگشت بهواقع گرایی نیست، بلکه بازگشت به دیک چنی گرایی است.
اوتو فن بیسمارک، یکبار به طنز گفته بود: خوب است که از اشتباهات یک شخص درس گرفته اما ایکاش این درس را از کس دیگری میگرفت. این اپیزود آخر نشان میدهد که ایالاتمتحده قادر به یادگیری درسهایش به هیچ طریقی نیست. و بیان میکند که گفته مشکوک به جعل وینستون چرچیل در مورد ایالاتمتحده که «همیشه کار درست را میکند» نیازمند بازنگری است. تحت هدایت ترامپ به نظر میرسد که ایالاتمتحده همیشه کار اشتباه را میکند اما دقیقاً بعدازآنکه ابتدا همه گزینههای بهتر دیگر را موردتوجه قرار داده و رد کرده است.


