معيار اصولگرايي چيست؛ از وبلاگستان
احمد نجمي در وبلاگ «منبر نت» نوشت: تصميم داشتم اين يادداشت را پيش از انتخابات بنويسم كه به خاطر مشغله كاري به تاخير افتاد. اما گويا تقدير بر اين بود كه در اين ايام اتفاقات جديدي در جبهه اصولگرايي رخ دهد و يادداشتم را با توجه به اين وقايع بنويسم «الخير في ماوقع» كه ميگويند همين است!
اصطلاح «اصولگرايان» در مقابل اصلاح طلبان پس از انتخابات دوم شوراهاي شهر بر سر زبانها افتاد و اين جبهه متشكل از همه گروههاي خالف دوم خردادي،با نام جديد آبادگران وارد رقابت انتخاباتي شدند و توانستند موفقيت چشمگيري نيز كسب كنند. پس از آن در انتخابات هفتم مجلس شواري اسلامي نيز اين جبهه توانست با انسجام قابل توجهي راي اكثريت را به دست آورد. اما در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري، چند دستگي در بين خيمه اصولگرايان باعث نگراني دلسوزان انقلاب شد. اما لطف خدا و اقبال مردم باعث شد يكي از فرزندان جبهه اصولگرايي راي قاطعي به دست آورد و رئيس جمهور شود.
حركت اصولگرايي پس از انتخاب احمدينژاد دستخوش قرائتهاي خاصي شد. تا جايي كه برخي از اطرافيان وي كه تصور ميكردند مردم فقط و فقط به خاطر گل روي!! آنها به احمدينژاد راي دادهاند (دقيقا همان اشتباهي كه حزب مشاركت و مشخصا بهزاد نبوي دچار آن شدند) معيار اصولگرايي را تنها در حمايت صددرصدي و نه نود و نه درصدي از احمدي نژاد تفسير كردند.در حالي كه تعداد زيادي از چهرههاي شاخص اصولگرايي در كنار حمايت از احمدينژاد در برخي از موارد انتقادهايي نيز از وي داشتهاند.
حال ايام انتخابات مجلس شواري اسلامي است و اصولگرايان پس از ماهها رايزني ، ليست واحدي را ارائه كردهاند.طبيعي است كه اين ليست نظر كامل همه جريانهاي اصولگرايي را نمي تواند تامين كند اما «جمع ما امكن» است البته اگر شيطنتهايي در اين بين رخ ندهد! كه گويا رخ هم داده است.
به اين اظهار نظر توجه كنيد :«حجتالاسلام علي ثمري، نامزد طيف رايحه خوش خدمت با حمله به چهرههايي چون توكلي، فدايي و زاكاني، آنان را ضد دولت خواند و با بيان اين كه رهبري خواستار دفاع از دولت شدهاند، از مردم خواست به آنان رأي ندهند»
اميدوام اين خبر درست نباشد اما در اين جا از طيف چند نفره رايحه خوش خدمت اين سوال را دارم كه آيا واقعا اين نوع نگاه و معيار شما درباره اصولگرايي به نفع انقلاب است؟بر فرض آنكه خواسته شما تحقق يافت و افراد شاخص اصولگرايي و طرفداران آنها مانند لاريجاني، توكلي، قاليباف و … از روي زمين ريشه كن شوند… آخرش چه؟ آيا تصور ميكنيد اين انقلاب تنها با هاشمي ثمره و بذرپاش مي تواند به راه خود ادامه دهد ؟ بهتر بپرسم: آيا معيار اصولگرايي تنها حمايت بي چون و چرا و صددرصدي از احمدينژاد است و اگر به قول جناب ثمري اگر فردي در مورد مسائل تخصصي نقدي بر عملكرد داشت بايد ريشهاش از روي زمين برچيده شود؟
البته اختلاف سليقه و روش در بين اين افراد كاملا طبيعي است و اگر توجه كنيم خواهيم ديد كه حداقل در ۷۵ درصد از تفكرات اشتراك وجود دارد. اما جاي نگراني اينجاست كه چند نفر سياسي كار تازه به دوران رسيده با نام اصولگرايي اسب خود را به ناكجاآباد بتازند. من در بسياري از بحثها با دوستان، رايحه خوش خدمت را به حزب مشاركت تشبيه ميكنم كه با استفاده از قدرت سعي داشتند بقيه جريانهاي دوم خردادي را از بين برده و خود را صاحب راي مردم به خاتمي جا بزنند. البته در بين همين رايحهخوشيها چند نفر منصف هم وجود دارد كه سعي مي كنند اين جريان را تعديل كنند اما مي ترسم همين افراد هم در صورت عدم همكاري با تفكر غالب بر اين جريان كنار زده شوند.
به قول يكي از دوستان قدرت مست كننده است. اميدوارم اين مستي دامن برخي! را نگيرد و جبهه اصولگرايي كه متعلق به شخص نبوده بلكه متعلق به همه وفاداران به نظام و ولايت فقيه است همچنان پاينده راه خود را ادامه دهد.


