"امام خميني(ره)، سرمايه جاودانه"
عليرضا قرباني از مشهد نوشته است:
در تاريخ ملتها و امتها افراد انگشت شماري هستند كه به عنوان معمار يك تمدن، برههاي از تاريخ آن ملت يا امت را رقم ميزنند و تاثيري جاودانه بر سرنوشت ملت خود و گاه جهان ميگذارند.
انبياي الهي، جانشينان برجسته آنان و دانشمندان بزرگ و در مواردي سياستمداران برجسته در زمره اين چهرههاي تاثيرگذار به شمار مي آيند. اين دسته از افراد كه تعدادشان زياد نيست و حتي ميتوان همه آنها را در تاريخ مدون جهان در كتابي احصا كرد، سرمايههاي انساني تمدن بشري به شمار ميروند كه گاه صدها سال بعد از مرگشان هم انتساب به آنها براي كشورها و ملتها اسباب افتخار است.
اگر بنا باشد نام ايندست از معماران تمدن را در تاريخ چند هزار ساله تمدن ايراني و اسلامي بر شماريم، قطعا نام امام روحالله موسوي خميني در جاي مناسبي از مراتب بالاي اين نام آوران قرار ميگيرد.
امام خميني رحمة الله عليه، به واسطه نقشي كه در تغيير مسير ناعادلانه رابطه مردم و حكومت در ايران زير سلطه استبداد و استعمار، و شكست هيمنه نظام جهاني سلطه ايفا كرد حقي جاودانه بر گردن همه ايرانيان و ساير ملل مستضعف جهان دارد.
او به سان خورشيدي فروزان به شب ظلماني ستم استبداد شاهي پايان داد. عزت ايران و اسلام را به رخ قدرتهاي مسلط بر نظام جهاني كشيد. آزادي و عزت و افتخار و غرور ملي و مرتبه جهاني ما ايرانيان و احياي دين احمدي در زمانهاي كه اسلام زير پاي شيوخ عرب از يك سو و تهاجم فرهنگي صهيونيسم جهاني از ديگر سو در حال پايمال شدن بود، ميراث برجا مانده از اين مرد بزرگ است.
امام خميني حتي بر كساني كه در روزهاي اخير نسبت به او جسارت ورزيدند نيز حقي غير قابل انكار دارد، همانگونه كه بر دشمنان قسم خورده اي مانند منافقين كه اگر دستشان به امام ميرسيد به جاي عكسش، پيكر نازنينش را تكه پاره ميكردند، اين حق را داشت. حق آزادي و جسارت.
امام خميني، چيزي بسيار بالاتر از سرمايهملي است. بخش اعظم آنچه مي توان آن را هويت ايران نوين دانست، رهين وجود اوست. پاسداري از چنين سرمايهاي بايد در قواره پاسداري از آئين و تماميت ارضي مهم به شمار آيد، چرا كه او، هم احياكننده دين جدش رسول خدا در زمانه فراگيري بيديني در جهان است و هم منجي ايران عزيز از مهلكهاي كه قدرتهاي زورگو براي انهدام ايران و اسلام آفريده بودند.
«دستمايه» قرار دادن چنين «سرمايه»اي آنهم در منازعات پست سياسي، شايد بزرگترين خطاي تاريخي سياسيون ايران در سالهاي گذشته بهشمار آيد كه عنوان «خط امام» را به عنوان يك طيف يا جريان يا جناح سياسي انتخاب كردند و خواسته يا ناخواسته، ساير كساني كه از نظر مسلك سياسي با آنان همراه و همخط نبودند را به تصريح يا به تلويح به تعارض با خط امام متهم ساختند و طبيعي است كه در بازيهايي از اين دست، سرمايههاي عظيمي چنين، دستاويز و بازيچه قرار گيرد و شوربختانه، از طرف دنبالههاي كساني كه به دروغ يا درستي، خود را خط امامي ميخوانند، و در هواداري از آنان به ساحت قدسي او جسارت ميشود. بر اين ظلم بزرگ اگر ديدگان آدمي خون بگريد جا دارد.
مردم فهيم ايران به آساني قادرند، راست و دروغ مدعيان خط امام را در ميان طيف های سياسي كشور تشخيص دهند. پيروي از خط امام، حركت به سوي شاخصهايي است كه او ترسيم كرده است.
در مرام خميني بزرگ، هيچ جايي براي آشتي با شيطان بزرگ و استكبار جهاني مادامي كه دست از خوي شيطاني اش برنداشته وجود ندارد. دفاع از مظلومان جهان به خصوص مسلمانان تحت ستم مانند فلسطينيان از سرمشقهاي جاودانه اوست. جمهوري اسلامي، نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد، كلام پيامبرگونه اوست. ولايت فقيه بزرگترين ميراث برجامانده از او در دوران غيبت امام زمان عليهالسلام است. مردم خيلي خوب مي توانند، بين كساني كه عملا به اين مواريث پايبندند با آنان كه نام خط امام بر خويش مي نهند و بر خلاف آن رفتار ميكنند تشخيص دهند.
كاش سران فعالان سياسي، در هر دو جناح عمده كشور، درايت به خرج داده و تا بسيار دير نشده، اين سرمايه عظيم را از ميانه منازعه بركشند، و خميني بزرگ را به عنوان يك الگوي برتر، بالاتر از دستهبنديهاي سياسي مورد احترام و توجه قرار دهند.


