توان غلبه بر حاشيه
در هفته هجدهم لیگ برتر فوتبال، سرانجام برای نخستینبار در فصل نهم لیگ برتر، سرخپوشان پایتخت از رقیب قدیمیشان استقلال پیشی گرفته و در جدول ردهبندی در جایگاهی بالاتر از آبیها قرار گرفتند.
به نوشته وطن امروز؛ در آغاز مسابقات این فصل لیگ برتر با توجه به چند عامل مهم کسی تصور نمیکرد سرخپوشان جایگاه درخور توجهی در مسابقات کسب کنند که تساویها و باختهای خانگی شاگردان زلاتکو کرانچار هم این فرضیه را قوت بخشید اما با گذشت 18 هفته از مسابقات، سرخپوشان نشان دادند برخلاف رقیب خود بخوبی قادرند بحران را پشت سر گذاشته و راه موفقیت را بیابند. در اینجا مقایسهای کوتاه میان نحوه برخورد مدیران و کادر فنی 2 تیم، با توجه به داشتههایشان میتواند دلایل توفیق سرخهای پایتخت را نمایان کند.
1- مدیر استقلال با روحیه بالای ناشی از قهرمانی معجزهآسای فصل قبل – در هفته آخر به لطف جوانمردی مجید جلالی- سرشار از روحیه به دست آمده از این موضوع، بیخیال ناز امیر قلعهنویی شد و با استظهار به تصور توان مدیریتی بالای خود عبدالصمد مرفاوی را جانشین سرمربی قهرمان کرد. از آن سو عباس انصاریفرد، مدیر وقت سرخپوشان به بازی با نامها پرداخت و هر روز نام یک سرمربی بزرگ خارجی را بر زبان راند تا اینکه سرانجام با کرانچار، سرمربی اسبق تیم ملی کرواسی (در جام جهانی 2006) به توافق رسید و این مربی با دانش اروپای شرقی که توان و هنر خود را با رساندن کرواسی به جام جهانی آلمان به اثبات رسانده بود، با امضای قراردادی 2 ساله وارد تهران شد.
2- مرفاوی در زمان معقولی تا شروع لیگ نهم برتر، استقلال را در اختیار گرفت و با نظر وی، بازیکنان مازاد و جدید، رد و جذب شدند، پس عملا او یک گام از رقیب نیمکتنشین خود در اردوگاه سرخها پیش بود، زیرا کرانچار اولا بسیار دیر به اردوگاه پرسپولیس پیوسته بود و ثانیا حتی یک بازیکن با نظر او به سرخپوشان پایتخت نیامده بود و مربی تیمی شد که هیچ نقشی در چینش آن نداشت و باید از بازیکنانی بازی میگرفت که منتخب او و مدنظرش نبودند.
3- استقلال فصل را با پیروزیهای پیاپی و بسته نگاه داشتن دروازهاش آغاز کرد و از همان هفتههای ابتدایی خود را بهعنوان مدافع قهرمانی، مدعی نیز نشان داد. از آن سو پرسپولیس با تساویهای پیاپی که به هر حال نوعی باخت خفیف است هر روز در جدول از استقلال فاصله بیشتری گرفت.
4- هفته نهم فرارسید و هواداران استقلال صدرنشین، از تیمی که چنین بیمحابا تمام رکوردهای لیگ را یکی پس از دیگری میشکست، انتظار داشتند در برابر تیم رده هشتمی پرسپولیس حداقل با اختلاف 4 گل پیروز شود. کسی از هواداران سرخ نیز از شکست برابر آن استقلال، متعجب نمیشد اما زمزمههای آمدن کاشانی به اردوی سرخها و از سوی دیگر غروری که سرتاپای استقلال را فرا گرفته بود کار خود را کرد و تساویای با ارزش برد را نصیب سرخپوشان پایتخت کرد.
5- کاشانی آمد و حاشیهها آرامآرام خود را از پرسپولیس دور کردند. نتایج کژدار و مریز پرسپولیس البته تا نیمفصل ادامه یافت ولی به لطف افت فاحش و غیرقابل باور استقلال که از نخستین شکست این تیم آغاز شد سرانجام پرسپولیس پس از 18 هفته بالاتر از رقیب ایستاد. استقلال در 7-6 هفته اخیر، سخاوتمندانه هر تیمی را که دچار مشکل بود از بحران خارج کرد در حالی که خود روز به روز در بحرانی فرومیرفت که حاشیههای یک شکست- بله! تنها یک شکست برابر استقلال اهواز- آن را به وجود آورده بود.
نتیجه
الف- مقایسهای میان رفتار مدیریتی حبیب کاشانی و واعظیآشتیانی نشان میدهد دلیل خروج پرسپولیس از بحران و اوجگیری سرخپوشان که نشانههای آن نمایان شده، تذکرهای بموقع، کارهای سنجیده، تهدید و تشویقهای بجا، حمایت بیدریغ ولی ظریف و دقیق از سرمربی و... کاشانیای است که 2 فصل پیش هم مدیریت دقیق و صحیح یک مدیر غیرورزشی بر باشگاهی ورزشی را به همه آموخت، اما به عکس آشتیانی، لجبازی را در پیش گرفته و تیمی را که الان باید با فاصلهای زیاد با دیگر رقیبان در صدر جدول قرار میگرفت به سوی سقوط به ردههای پایین جدول سوق داده است. حمایت هم باید بجا و سنجیده باشد و حمایتی که از روی پافشاری بر مواضع شخصی خویش باشد، نتیجهاش اینی میشود که در استقلال میبینیم.
ب- باید رفتارهای کرانچار را هم با مرفاوی قیاس کنیم. این مربی که هیچ نقشی در انتخاب عوامل فنی تیم نداشت به قدری منطقی با کاشانی و کمیته فنی پرسپولیس رفتار کرد و در خاموشی شعلههای حاشیهها کمک کرد که سرانجام طعم موفقیت را چشید. مرفاوی چه؟ او با درگیر کردن خود با رسانهها و برخی نیمکتنشینان مدعی با توجه به آنکه واعظی به او وعده داده با هر نتیجهای تا پایان فصل روی نیمکت خواهد بود، حاشیهها را پررنگتر کرده است، در حالی که با نرمش و برخوردهای غیرعصبی است که میتوان از این بحران نتیجهگیری خارج شد نه با هیاهو!


