اوليايي: هنوز مريضي داخلي داريم!
مديرعامل اسبق باشگاه استقلال تهران گفت: با اين رويه مديريتي كه در كشور پيش گرفتيم، ارتباط دوطرفهاي بين باشگاهها و مردم نخواهد بود و مديران تنها در برابر مقامات مافوق خود پاسخگو هستند نه مردم!
سيدكاظم اوليايي در گفتوگو با ايسنا، پيرامون عدم ساماندهي هواداران تيمها و سردادن شعارهايي كه باعث ايجاد فشار رواني روي بازيكنان و مربيان ميشود، اظهار كرد: بنا بر دلايلي ما ارتباط با مردم جامعه را يكطرفه كرديم. ما ميگوييم باشگاههاي پرسپوليس و استقلال مردمي هستند و البته از محل بيتالمال ارتزاق ميكنند اما در برابر مردم پاسخگو نيستيم! ما بايد باشگاه را محل رفت و آمد مردم و هواداران تيم بدانيم. باشگاه يك كلوپ مردمي است. در باشگاههاي اروپايي مردم حتي از سياستگذاريهاي تيمشان هم مطلع بوده و به نوعي در آن دخيل هستند. به باشگاه ميآيند و وسايلي را خريداري ميكنند، از امكانات باشگاه استفاده ميكنند و در مجموع ارتباط دو طرفهاي بين آنهاست.
وي افزود: متاسفانه در كشور ما مديران باشگاهها به جاي آن كه خود را پاسخگوي مردم بدانند، پاسخگوي مسوولان مافوقشان ميدانند! متاسفانه كانون هواداران تيمها به جاي آن كه نماينده مردم در باشگاه باشد، نماينده باشگاه در ميان مردم شده است! وقتي اعضاي اين كانون و عوامل ديگر حقوقبگير مديريت باشگاه هستند خواه ناخواه تعريف واقعي كانون هواداران تغيير كرده و كاركرد حقيقياش را از دست ميدهد.
اوليايي تاكيد كرد: در همه جاي دنيا مردم و كانون هواداران در جريان فضاي فكري و تصميمگيري حاكم در باشگاه هستند اما در باشگاههاي ما مردم هيچ سهمي در تصميمات نداشته و مديريت به عنوان يك متكلم وحده، رفتار ميكند. ما بايد در ابتدا پايههاي فوتبال در كشور را استوار كنيم و بعد انتظار رفتارها و برخوردهاي استاندارد از جانب هواداران داشته باشيم. تعريف مردمي بودن باشگاه، حكم بر مالكيت آنها نسبت به تيمشان دارد اما در باشگاههايمان هيچ جايگاهي را براي مردم تعريف نكرديم. عدم تعامل هواداران با مسوولان تيم و حتي يك ارتباط پرسش و پاسخي باعث سرخوردگي و نارضايتي مردم شده و بعضا ميبينيم در استاديومها وقتي تيم مورد علاقه نتيجه نميگيرد، با بيان اولين شعار انتقادآميز از سوي عدهاي، تمام تماشاچيان يكصدا آن شعار را سر ميدهند.
وي افزود: شعارهاي ناپسند فضاي نامناسبي را در ورزشگاهها ايجاد كرده كه به نفع فوتبال كشور نيست و متاسفانه اين شعارهاي موافق و مخالف به مرور تبديل به اصطلاحات مستهجن شده است. اين وضعيت به حدي ميرسد كه مردم از تلويزيون هم شعارها را ميشنوند و خود به خود باعث سبكي و بيارزشي فوتبال ميشود. آن وقت است كه نميتوانيم انتظار داشته باشيم، پدري فرزند خود را به چنين فضايي بفرستد. مقصر اصلي بوجود آمدن چنين شرايطي برنامهريزان ما هستند.
مديرعامل اسبق باشگاه استقلال در پاسخ به اين سوال كه آيا در زمان مديريت خودتان در اين تيم و يا تيمهاي ديگر، روابط باشگاه و مردم دوطرفه بود، به ايسنا گفت: من تنها مديري بودم كه در زمان حضورم در باشگاه استقلال هيچكدام از ليدرها و بوقچيها پولي از باشگاه نميگرفتند. حتي بعضا طي فرآيندهايي كمكهاي مردمي هم براي ارتقاي وضعيت تيم داشتيم. در پاس هم تا زماني كه مديريت اجرايي كار را بر عهده داشتم شاهد يك ارتباط دوطرفه بودم و بايد بگويم پاس تنها باشگاهي است كه سازمان و ساختمان هوادارانش مستقل و سازماندهي شده فعاليت ميكند.
عضو هيات رييسه سازمان ليگ تاكيد كرد: هسته مركزي فوتبال يك كشور باشگاهها هستند و تا تعريف درستي از اصل قضيه و اين هسته مركزي نداشته باشيم، ساير موضوعات كه فرعيات هستند، درست نخواهند شد. متاسفانه در ايران، متوليان ورزش مديران باشگاهها نيستند و هر فردي به نام باشگاه، اقدام به قانونگذاري ميكند. كلمه "مستضعف" در اوايل انقلاب كاربرد داشت و اكنون درباره باشگاههاي ما مصداق دارد. مستضعف يعني "عقب نگه داشته شده"؛ با اين رويه مديريتي كه در كشور پيش گرفتيم، باشگاه مستقل، جدا و روبه جلو، نخواهيم داشت. باشگاههاي ما يا وابسته به بنگاههاي مختلف اقتصادي هستند كه متاسفانه ديديد مديرعامل يكي از بهترين آنها يعني ذوبآهن را تنها به دليل سلايق سياسي و شخصي بركنار كردند و يا جيرهخوار دولت بوده و مسوولان بالاتر مراقب هستند مديران اين باشگاهها از حوزه قدرت خود بيرون نروند. اينها نشان ميدهد كه فوتبال و باشگاه داري در كشور ما مصونيت ندارد.
وي در ادامه با انتقاد از برخي تصميمات نابجا در فدراسيون فوتبال، به ايسنا گفت: واقعا معني ندارد كه كميته انضباطي فدراسيون بخواهد در جاي جاي زندگي شخصي مربيان، بازيكنان و... ورود پيدا كند. چنين اقدامي اصولي نيست كه بخواهيم قدم به قدم همراه مردم باشيم، پاي منشور را به وسط آورده و خودمان را متولي باشگاهها در اين امر بدانيم! البته اين كميته ميتواند در مباحث انضباطي و اخلاقي مثلا پيرامون يك بازي جوانمردانه يا ناجوانمردانه ورود كند اما دخالتهاي ديگر قابل توجيه نيست.
اوليايي با صراحت گفت: متاسفانه چنين تعريفهايي ما را مدام سرگرم معادلات مصرفي در فوتبال داخلي ميكند و نتيجه هم آن ميشود كه فوتبالمان روز به روز در عرصه بينالمللي عقبتر مانده و نمادش را در عملكرد تيم ملي ميبينيم. هر چهار تيم ما هم در ليگ قهرمانان آسيا حذف شدند و بيشك امسال هم وضعيتي بهتر از سال پيش نخواهند داشت. فوتبال دنيا حتي در آسيا با سرعت سير صعودياش را طي ميكند اما فوتبال كشور ما هنوز مريضي داخلي داشته و از وظايف اصلياش باز نگه داشته است!


