گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۷۶۱۷۹
| | 3656 بازدید
كيهان
«عراق، توافقي در دقايق آخر» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
گره برگزاري انتخابات پارلماني عراق با توافقي كه در دقايق پاياني روز يكشنبه 15آذر -دو روز پيش- صورت گرفت، باز شد و مجلس قانونگذاري عراق با اكثريت آراء قانون جديد انتخابات را با اصلاحاتي درباره سهميه استانهاي مختلف، برگزاري انتخابات در بعضي از كشورهاي خارجي و تعيين سهم هر فراكسيون پارلماني از 15 كرسي ملي به تصويب رساند. ديروز رئيس جمهور و معاونين رياست جمهوري عراق هر كدام بطور جداگانه تصويب قانون جديد انتخابات عراق را بعنوان گامي به جلو به مردم عراق تبريك گفتند.
اعتماد
«حکم عجيب» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن ميخوانيد:
غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان و استاد حقوق در دانشگاه است و تا همين چند ماه پيش چند منصب مهم دولتي را در اختيار داشت. اين مناصب و مقامها و ادعاي الهام در تمسک به آموزههاي ديني در اداره جامعه و رقابت با منتقدان، موجب شده است که جامعه حقوقدانان به ويژه دانشجويان وي، قانونگذاران و سياستمداران از او انتظارات ويژه داشته باشند. اجتناب از حرفهاي هيجان آلود و هيجان آفرين به ويژه در سخنرانيهاي عمومي و براي گروههاي ويژه، يک انتظار بحق است که از فردي با مقام الهام مي رود.علاوه بر اين از فردي که بايد پاسدار قانون اساسي باشد که روح آن آموزههاي شرعي و فقهي است انتظار مي رود در حرف زدن ادبياتي در چارچوب همين اصول را مراعات کند. اما غلامحسين الهام در چهار سال گذشته، بارها در سخنرانيها و گفت وگوهاي رسانه يي به دليل حمايت از دولت، از اصول يادشده عدول کرده است.
رسالت
«بازنگري در فضاي رسانه اي و مطبوعاتي کشور» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در آن ميخوانيد:
طي يک دهه اخير مسئله کم و کيف فعاليت مطبوعات و خبرگزاريها و اخيرا سايتهاي اطلاع رساني به موضوعي مناقشه برانگيز و پرحاشيه در عرصه سياسي و اجتماعي کشورمان تبديل شده است. به ويژه که اگر سالهاي1378 و فضايي را که برخي مطبوعات آن دوره در روابط جناحهاي سياسي و حتي لايه بندي طبقات سياسي و اجتماعي کشور ايجاد کردند به ياد آوريم، مي توانيم بگوييم که در يک ارزيابي کلان کارنامه عملکرد مطبوعات در اين مدت چندان رضايت بخش نبوده است . در اين ارزيابي اگر معيارها و مواردي چون دلسوزي نسبت به مطالبات حقيقي جامعه، تلاش براي تحقق اهداف و آرمانهاي نظام ولايي، آگاهي بخشي به مخاطبان ، تزريق آرامش و امنيت به افکار عمومي، توجه به منافع ملي و مواردي از اين قبيل را مدنظر قرار دهيم خواهيم ديد که اين قضاوت کاملا منصفانه است.
مردم سالاري
«انجمن صنفي روزنامه نگاران خوب است فقط براي ما» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم پژمان موسوي است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته يک عضو هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران و خبرنگاران ايران که از قضا معاون سردبير روزنامه رسالت هم مي باشد، در اظهار نظري تامل برانگيز، قدرت دهي به انجمنهاي صنفي روزنامه نگاران را راه برون رفت از وضعيت ناامني شغلي روزنامه نگاران دانست و پيشنهاد کرد که در کنار اين موضوع، بايد در اعطاي مجوز نشريه هم سخت گيري بيشتري به عمل آيد.
در حال مرور بخشهاي مختلف اين گفت وگو بودم که ناخودآگاه نفسي عميق کشيدم و آهي بلند سر دادم که روزي بود که روزنامه نگاران مستقل ايران هم انجمن داشتند و خانه اي که در آن گرد هم آيند و در آن احساس هويت کنند; گرد هم آيند و بزرگداشت برگزار کنند، تعاوني مسکن تشکيل دهند و بازديدهاي حرفه اي ترتيب دهند، خبررساني کنند و...
ابتكار
«جنبش دانشجويي؛ توهم يا واقعيت؟» عنوان يادداشت روز روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
ويژگي عمده حرکتهاي دانشجويي آنارشيک بودن آن است. شروع اعتراض به بهانههاي صنفي و ختم آن به مسايل کلان سياسي نمونه عملي اين آنارشيسم است. در حالي که نتيجه کار در هر دو صورت عمدتا بيشتر از حد صدور اعلاميه نمي رود. اين ويژگي مي تواند دلايل عديده اي داشته باشد که به بعضي از آنها اشاره مي شود.
منابع متعدد نقد: با اينکه قشر دانشجو به واسطه عدم وابستگي به قدرت عموما به عنوان منتقد دولت شناخته مي شود اما چون منبع نقد، نظريات متعددي است، نمي توان پشت سنگر نقد براي همه دانشجويان موضعي يکسان تعيين کرد. از آنجا که دانشجويان عمدتا نه توانايي علمي و نه انگيزه تئوري پردازي ندارند، مجبورند در اين مورد به روشنفکران مراجعه کنند. اما مانند ساير جنبشها که طيف خاصي از روشنفکران را قابل ارجاع مي پندارند، دانشجويان به علت تفاوت ديدگاهها و انگيزههاي شخصي، رشتههاي مختلف تحصيلي (دسترسي به منابع گوناگون علمي)، تبليغات و قرار گرفتن در فضايي آکادميک که تضارب آرا» در آن بيشتر امکان دارد تا فضاي مثلا يک جنبش کارگري، روشنفکراني از طيفهاي گوناگون مورد مراجعه قرار مي دهند. اين امر واگرايي دروني آنها را تشديد و اجماع را سخت تر مي کند.
جمهوري اسلامي
«امنيت اجتماعي در معرض تهديد» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در گيرودار كشمكشهاي سياسي كه ماههاست بر كشور مستولي شده و همه ظرفيتهاي نظام را به خود مشغول كرده شايد سخن گفتن از موضوعات ديگر به مذاق سياست محورها كه ترجيح مي دهند سياست را بر صدر نشانده و آنرا در راس همه امور قرار دهند چندان خوش نيايد ولي چه به ذائقه سياستمداران و بازيگران سياسي خوش بيايد و يا نه بايد به اين واقعيت تلخ و هشدار دهنده اعتراف كرد كه در مدتي كه همه به نزاع سياسي و يقه گيري مشغول بودند تهديدات اجتماعي و امنيتي بسيار زيادي متوجه جامعه شد و توانست زنگهاي خطر را در كشور به صدا در آورد.
حيات نو
«اراده معطوف به آگاهى بيشتر» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم ناصر الدين قاضى زاده است كه در آن ميخوانيد:
يک پرسش در افکار عمومى بسيار تکرار مىشود که راهبرد اصلاحات در مطالبات جنبش سبز چيست؟ و آيا راهبرد اين شبکه اجتماعى به نوعى خود شعار اصلاح برخى ساختارهاست و يا آنکه اين جنبش بيش از تحولات ساختارى به تحولات آگاهى بخش در لايههاى جمعى نظر دارد تا مطالبات مردم را در چارچوب قانون اساسى مطرح کند؟ ترديدى نيست که تحولات اجتماعى و مطالبات تودهها، دگرديسى در ساختارهاى اداره کشور را اجتنابناپذير مىکند، ولى آنچه در اين چرخه اهميت دارد، صرفا تغييرات برخى نهادها و ساختارها و يا عوض شدن مديران نيست، زيرا چه بسا اين تحولات رخ دهد ـ مانند سالهاى اخير ـ اما روند اصلاح امور چندان متحول نشود. در واقع آنچه اهميت بيشترى پيدا مىکند...
دنياي اقتصاد
«حال و روز صنعت: رونق يا بحران؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن ميخوانيد:
کمبود يا انتشار نامنظم آمارهاي اقتصادي قابل استناد توسط نهادهاي رسمي، همواره مورد انتقاد کارشناسان و صاحبنظران اقتصادي در کشور ما بوده است،
اما آنچه که در چند ماه اخير درباره حال و روز صنعت و به طور مشخص، درباره ظرفيت مورد استفاده کارخانجات کشور گفته و شنيده شده، به راستي شگفتانگيز است. آخرين صحنه اين ماجراي دنبالهدار هفته گذشته در اصفهان مشاهده شد که در آن، فعالان اقتصادي با مسوولان وزارت صنايع و معادن در کنار هم نشستند و مطالبي را بر زبان آوردند که گويي از دو جهان کاملا متفاوت سخن ميگويند.
آفرينش
«کاميونهاي چيني و کاربران متضرر» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
گويي که حکايت کاميونهاي چيني هوو (HOWO) پاياني ندارد کاميونهايي از چهار سال گذشته در راستاي نوسازي و بهسازي ناوگان حمل و نقل جاده اي کشور بتدريج وارد جادههاي ايران شد و سيزده درصد از کشندههاي جاده اي ايران را تشکيل داده از آغاز ورود اين کاميونهاي درجه سه و نا مرغوب چيني بسياري از صاحب نظران از کيفيت پايين کاميونهاي چيني اطلاع داشتند و کانون انجمنهاي صنفي ناوگان جاده اي کشور مخالف واردات آن بود اما آنچه در عمل اتفاق افتاد ورود اين کاميونها به ناوگان حمل و نقل کشور بدون مطالعه دقيق بر روي آنها بود.بي گمان مسئولان و مقامات وارد کننده اين خودروها در شرايطي دست به واردات آنها زدند که به نگاه بسياري تنها سود اقتصادي حاصل از واردات مد نظر آنها بوده چرا که کيفيت بسيار پايين اين خودروها عملا باعث توليد مشکلات بسياري از سالهاي گذسته تاکنون بوده است.
«عراق، توافقي در دقايق آخر» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم سعدالله زارعي است كه در آن ميخوانيد:
گره برگزاري انتخابات پارلماني عراق با توافقي كه در دقايق پاياني روز يكشنبه 15آذر -دو روز پيش- صورت گرفت، باز شد و مجلس قانونگذاري عراق با اكثريت آراء قانون جديد انتخابات را با اصلاحاتي درباره سهميه استانهاي مختلف، برگزاري انتخابات در بعضي از كشورهاي خارجي و تعيين سهم هر فراكسيون پارلماني از 15 كرسي ملي به تصويب رساند. ديروز رئيس جمهور و معاونين رياست جمهوري عراق هر كدام بطور جداگانه تصويب قانون جديد انتخابات عراق را بعنوان گامي به جلو به مردم عراق تبريك گفتند.
اعتماد
«حکم عجيب» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم محمدصادق جنان صفت است كه در آن ميخوانيد:
غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان و استاد حقوق در دانشگاه است و تا همين چند ماه پيش چند منصب مهم دولتي را در اختيار داشت. اين مناصب و مقامها و ادعاي الهام در تمسک به آموزههاي ديني در اداره جامعه و رقابت با منتقدان، موجب شده است که جامعه حقوقدانان به ويژه دانشجويان وي، قانونگذاران و سياستمداران از او انتظارات ويژه داشته باشند. اجتناب از حرفهاي هيجان آلود و هيجان آفرين به ويژه در سخنرانيهاي عمومي و براي گروههاي ويژه، يک انتظار بحق است که از فردي با مقام الهام مي رود.علاوه بر اين از فردي که بايد پاسدار قانون اساسي باشد که روح آن آموزههاي شرعي و فقهي است انتظار مي رود در حرف زدن ادبياتي در چارچوب همين اصول را مراعات کند. اما غلامحسين الهام در چهار سال گذشته، بارها در سخنرانيها و گفت وگوهاي رسانه يي به دليل حمايت از دولت، از اصول يادشده عدول کرده است.
رسالت
«بازنگري در فضاي رسانه اي و مطبوعاتي کشور» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در آن ميخوانيد:
طي يک دهه اخير مسئله کم و کيف فعاليت مطبوعات و خبرگزاريها و اخيرا سايتهاي اطلاع رساني به موضوعي مناقشه برانگيز و پرحاشيه در عرصه سياسي و اجتماعي کشورمان تبديل شده است. به ويژه که اگر سالهاي1378 و فضايي را که برخي مطبوعات آن دوره در روابط جناحهاي سياسي و حتي لايه بندي طبقات سياسي و اجتماعي کشور ايجاد کردند به ياد آوريم، مي توانيم بگوييم که در يک ارزيابي کلان کارنامه عملکرد مطبوعات در اين مدت چندان رضايت بخش نبوده است . در اين ارزيابي اگر معيارها و مواردي چون دلسوزي نسبت به مطالبات حقيقي جامعه، تلاش براي تحقق اهداف و آرمانهاي نظام ولايي، آگاهي بخشي به مخاطبان ، تزريق آرامش و امنيت به افکار عمومي، توجه به منافع ملي و مواردي از اين قبيل را مدنظر قرار دهيم خواهيم ديد که اين قضاوت کاملا منصفانه است.
مردم سالاري
«انجمن صنفي روزنامه نگاران خوب است فقط براي ما» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم پژمان موسوي است كه در آن ميخوانيد:
روز گذشته يک عضو هيات مديره انجمن صنفي روزنامه نگاران و خبرنگاران ايران که از قضا معاون سردبير روزنامه رسالت هم مي باشد، در اظهار نظري تامل برانگيز، قدرت دهي به انجمنهاي صنفي روزنامه نگاران را راه برون رفت از وضعيت ناامني شغلي روزنامه نگاران دانست و پيشنهاد کرد که در کنار اين موضوع، بايد در اعطاي مجوز نشريه هم سخت گيري بيشتري به عمل آيد.
در حال مرور بخشهاي مختلف اين گفت وگو بودم که ناخودآگاه نفسي عميق کشيدم و آهي بلند سر دادم که روزي بود که روزنامه نگاران مستقل ايران هم انجمن داشتند و خانه اي که در آن گرد هم آيند و در آن احساس هويت کنند; گرد هم آيند و بزرگداشت برگزار کنند، تعاوني مسکن تشکيل دهند و بازديدهاي حرفه اي ترتيب دهند، خبررساني کنند و...
ابتكار
«جنبش دانشجويي؛ توهم يا واقعيت؟» عنوان يادداشت روز روزنامه ابتكار است كه در آن ميخوانيد:
ويژگي عمده حرکتهاي دانشجويي آنارشيک بودن آن است. شروع اعتراض به بهانههاي صنفي و ختم آن به مسايل کلان سياسي نمونه عملي اين آنارشيسم است. در حالي که نتيجه کار در هر دو صورت عمدتا بيشتر از حد صدور اعلاميه نمي رود. اين ويژگي مي تواند دلايل عديده اي داشته باشد که به بعضي از آنها اشاره مي شود.
منابع متعدد نقد: با اينکه قشر دانشجو به واسطه عدم وابستگي به قدرت عموما به عنوان منتقد دولت شناخته مي شود اما چون منبع نقد، نظريات متعددي است، نمي توان پشت سنگر نقد براي همه دانشجويان موضعي يکسان تعيين کرد. از آنجا که دانشجويان عمدتا نه توانايي علمي و نه انگيزه تئوري پردازي ندارند، مجبورند در اين مورد به روشنفکران مراجعه کنند. اما مانند ساير جنبشها که طيف خاصي از روشنفکران را قابل ارجاع مي پندارند، دانشجويان به علت تفاوت ديدگاهها و انگيزههاي شخصي، رشتههاي مختلف تحصيلي (دسترسي به منابع گوناگون علمي)، تبليغات و قرار گرفتن در فضايي آکادميک که تضارب آرا» در آن بيشتر امکان دارد تا فضاي مثلا يک جنبش کارگري، روشنفکراني از طيفهاي گوناگون مورد مراجعه قرار مي دهند. اين امر واگرايي دروني آنها را تشديد و اجماع را سخت تر مي کند.
جمهوري اسلامي
«امنيت اجتماعي در معرض تهديد» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
در گيرودار كشمكشهاي سياسي كه ماههاست بر كشور مستولي شده و همه ظرفيتهاي نظام را به خود مشغول كرده شايد سخن گفتن از موضوعات ديگر به مذاق سياست محورها كه ترجيح مي دهند سياست را بر صدر نشانده و آنرا در راس همه امور قرار دهند چندان خوش نيايد ولي چه به ذائقه سياستمداران و بازيگران سياسي خوش بيايد و يا نه بايد به اين واقعيت تلخ و هشدار دهنده اعتراف كرد كه در مدتي كه همه به نزاع سياسي و يقه گيري مشغول بودند تهديدات اجتماعي و امنيتي بسيار زيادي متوجه جامعه شد و توانست زنگهاي خطر را در كشور به صدا در آورد.
حيات نو
«اراده معطوف به آگاهى بيشتر» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم ناصر الدين قاضى زاده است كه در آن ميخوانيد:
يک پرسش در افکار عمومى بسيار تکرار مىشود که راهبرد اصلاحات در مطالبات جنبش سبز چيست؟ و آيا راهبرد اين شبکه اجتماعى به نوعى خود شعار اصلاح برخى ساختارهاست و يا آنکه اين جنبش بيش از تحولات ساختارى به تحولات آگاهى بخش در لايههاى جمعى نظر دارد تا مطالبات مردم را در چارچوب قانون اساسى مطرح کند؟ ترديدى نيست که تحولات اجتماعى و مطالبات تودهها، دگرديسى در ساختارهاى اداره کشور را اجتنابناپذير مىکند، ولى آنچه در اين چرخه اهميت دارد، صرفا تغييرات برخى نهادها و ساختارها و يا عوض شدن مديران نيست، زيرا چه بسا اين تحولات رخ دهد ـ مانند سالهاى اخير ـ اما روند اصلاح امور چندان متحول نشود. در واقع آنچه اهميت بيشترى پيدا مىکند...
دنياي اقتصاد
«حال و روز صنعت: رونق يا بحران؟» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر فرخ قبادي است كه در آن ميخوانيد:
کمبود يا انتشار نامنظم آمارهاي اقتصادي قابل استناد توسط نهادهاي رسمي، همواره مورد انتقاد کارشناسان و صاحبنظران اقتصادي در کشور ما بوده است،
اما آنچه که در چند ماه اخير درباره حال و روز صنعت و به طور مشخص، درباره ظرفيت مورد استفاده کارخانجات کشور گفته و شنيده شده، به راستي شگفتانگيز است. آخرين صحنه اين ماجراي دنبالهدار هفته گذشته در اصفهان مشاهده شد که در آن، فعالان اقتصادي با مسوولان وزارت صنايع و معادن در کنار هم نشستند و مطالبي را بر زبان آوردند که گويي از دو جهان کاملا متفاوت سخن ميگويند.
آفرينش
«کاميونهاي چيني و کاربران متضرر» عنوان سرمقاله روزنامه آفرينش است كه در آن ميخوانيد:
گويي که حکايت کاميونهاي چيني هوو (HOWO) پاياني ندارد کاميونهايي از چهار سال گذشته در راستاي نوسازي و بهسازي ناوگان حمل و نقل جاده اي کشور بتدريج وارد جادههاي ايران شد و سيزده درصد از کشندههاي جاده اي ايران را تشکيل داده از آغاز ورود اين کاميونهاي درجه سه و نا مرغوب چيني بسياري از صاحب نظران از کيفيت پايين کاميونهاي چيني اطلاع داشتند و کانون انجمنهاي صنفي ناوگان جاده اي کشور مخالف واردات آن بود اما آنچه در عمل اتفاق افتاد ورود اين کاميونها به ناوگان حمل و نقل کشور بدون مطالعه دقيق بر روي آنها بود.بي گمان مسئولان و مقامات وارد کننده اين خودروها در شرايطي دست به واردات آنها زدند که به نگاه بسياري تنها سود اقتصادي حاصل از واردات مد نظر آنها بوده چرا که کيفيت بسيار پايين اين خودروها عملا باعث توليد مشکلات بسياري از سالهاي گذسته تاکنون بوده است.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


