و اتفاقاً اميد به استقلال چشمک ميزند!
انگار 2 - 5 - 3 بيشتر به استقلال مي سازد. مقابل سپاهان، استقلال را در نيمه اول تيمي نجات يافته از شر بحرانهاي هفته هاي اخير ديديم، در روزي که استقلال بيش از گذشته به 2 - 5 - 3 گرايش داشت. 2 - 4 - 4 ، 1 - 5 - 4 و 1 - 3 - 2 - 4 استقلال در اين فصل هميشه به 2 - 5 - 3 شباهت مي يافت، اما اين بار استقلال در جريان بازي 2 - 5 - 3 را بيشتر اجرا کرد. اگر چه شايد باز هم استقرار اوليه بازيکنان در پستها 2 - 5 - 3 را جلوه نمي داد.
به نوشته قدس؛ بهترين بازي استقلال در هفته هاي اخير و حتي در اين 18 هفته، در نيمه اول بازي با سپاهان به نمايش درآمد، اگر چه استقلال در همين نيمه اول نيز يک بر صفر بازنده شد. اگر سازنده اين فوتبال، صمد مرفاوي است، بايد او را تحسين کرد. اين فقط مهدي رحمتي بود که توانست مقابل اين استقلال ايستادگي کند و اين فقط سپاهان بود که توانست در روز ارائه اين بازي از سوي استقلال، دو بار در نيمه اول تير دروازه استقلال را بلرزاند.
استقلال در نيمه اول باخت اما مي توانست در نيمه دوم با همان فوتبال نيمه اول، شکست را با پيروزي تعويض کند. گل دوم سپاهان، محصول تصميم سخت گيرانه - و شايد بي رحمانه- مسعود مرادي بود که استقلال را نااميد کرد. جبران نتيجه دو بر صفر ديگر دشوار به نظر مي رسيد و اين گونه بود که استقلال از هم پاشيد و تماشايي ترين بازي ليگ به فوتبالي بي حساب و کتاب تبديل شد.
استقلال حالا با 10 امتياز فاصله با صدرنشين، تيمي نااميد در راه قهرماني است و اين نااميدي استقلال به اين دليل غم انگيز است که استقلال در روز نااميدي اش، 45 دقيقه تماشايي ترين فوتبالش را ارائه کرد و گرنه آن استقلالي که در هفته هاي گذشته مي ديديم، چندان لياقتي براي قهرماني نداشت.
استقلال اگر هميشه در اين فصل مثل نيمه اول بازي با سپاهان، فوتبال بازي مي کرد، امروز تيم هفتم جدول ليگ نبود و حتي پس از اين شکست دو بر صفر مقابل سپاهان، باز هم در کورس قهرماني رقيبي براي سپاهان و ذوب آهن بود، اما استقلال هرگز مثل اين 45 دقيقه بازي نکرد و حتي در بازي هايي که پيروز شد، کيفيتي در اندازه تيم قهرمان ارائه نمي داد. مي پرسيم چرا و پاسخهايي را تهيه مي کنيم:
بر هم زدن زوج فوق العاده خط حمله استقلال که فصل پيش عامل اصلي قهرماني اين تيم بود، بي هنري صمد مرفاوي است.
او زوج آرش و سياوش را در اقدامي عجيب از هم جدا کرد و هرگز نتوانست خط حمله ديگري بسازد. او حسين کاظمي را پس از مقطعي که کاظمي حتي در تيم ملي به ترکيب اصلي رسيده بود، نيمکت نشين کرد و سپس وقتي فهميد که کيانوش رحمتي نمي تواند در خط مياني استقلال به اندازه کاظمي به گسترش بازي کمک کند و به اندازه کاظمي جنگنده هم نيست، دوباره به کاظمي اعتماد کرد، اما کاظمي در رفت و برگشت به نيمکت و ترکيب اصلي، ديگر آن کيفيت گذشته را نداشت و فوتبالش با يک حرکت اشتباه مرفاوي، آسيب ديد، مثل فوتبال سياوش اکبرپور که آسيب ديد.
اين دو اشتباه از بزرگترين و تأثيرگذارترين اشتباه هاي مرفاوي در اين فصل بود که کمر استقلال را شکست. کمر استقلال با شکست دو بر صفر مقابل سپاهان نشکست، بلکه پس از اين بازي، استقلال مي تواند به فوتبالش در نيمه اول افتخار کند.
استقلال در اين فصل چوب بي تجربگي اش در ارنج را خورد و چند کج سليقگي براي از کف رفتن شانس قهرماني کافي بود. اين اتفاق غيرقابل پيش بيني هم نبود، مرفاوي چندان تجربه سرمربيگري نداشت و در ظريف ترين تصميمات، همه چيز را خراب کرد. روته مولر در اين تصميمات ظريف بايد به مرفاوي کمک مي کرد، اما او نه شناختي از استقلال داشت و نه در تيم ملي، به دايي در اين ظريف کاري ها کمک کرده بود که حالا از او توقعي داشته باشيم. روته مولر اگر مي دانست که زوج آرش و سياوش چه زوج باارزشي است، در تيم ملي يک بار اين زوج را به دايي پيشنهاد مي داد تا او در خط حمله به مهاجمان متوسط که هرگز نتوانستند تيم ملي را نجات دهند، دل نمي بست.
در مقطعي که تيم ملي هرگز نتوانست زوجي موفق براي خط حمله اش بسازد، زوج آرش و سياوش در ليگ رکورد مي شکستند. اگر روته مولر مي دانست که حسين کاظمي مي تواند در پست هافبک دفاعي به يک ستاره در فوتبال ايران تبديل شود، در تيم ملي به دايي گوشزد مي کرد که به جاي سرمايه گذاري روي مازيار زارع يا حتي مجيد غلام نژاد که در پست هافبک دفاعي هم به بازي گرفته شد، به حسين کاظمي دل بندد و يک شبه در بازي با کره به جايي نرسد که حسين کاظمي را به مازيار زارع ترجيح دهد.
روته مولر نه به داد دايي و نه به داد مرفاوي رسيد و دو مربي جوان فوتبال ايران، در تيم ملي و استقلال از دانش مخفي(! ) روته مولر بي بهره ماندند و شايد دايي و مرفاوي آنقدر خود رأي بودند که خود نمي خواستند توصيه اي فني را از سوي همکار خود بپذيرند.
بگذريم... استقلال ظريف کاري ها را در ساختن تيم بلد نبود، اما نيروي انساني کافي براي ساختن تيمي در اندازه قهرماني را در اختيار داشت، مثل پرسپوليس که از يک لشگر ستاره، هرگز تيم نساخت و نيروي انساني اش را هدر داد.
10 امتياز فاصله با صدرنشين، استقلال را نااميد جلوه مي دهد. پرسپوليس نيز با 8 امتياز فاصله با صدرنشين نااميد به نظر مي رسد، اما با اين تفاوت که پرسپوليس از رتبه هفتم به رتبه چهارم رسيده و تازه جان گرفته، اما استقلال پس از شکست مقابل سپاهان از رتبه چهارم به رتبه هفتم رفت و انگار جان از کف داده است.
البته استقلال بايد اميدوار باشد. فوتبالي که استقلال در نيمه اول بازي با سپاهان ارائه کرد، اگر تکرار شود، مي تواند استقلال را از رتبه هفتم، دوباره به کورس قهرماني برگرداند.
اميد به استقلال چشمک مي زند، اگر آنها بتوانند آن 45 دقيقه را هر هفته 90 دقيقه تکرار کنند. گرايش به 2 - 5 - 3 هم عيب نيست. شما که ياد گرفته ايد 2 - 5 - 3 را مخفيانه اجرا کنيد!
خواستم بگویم سزار سرخ انوقت یاد استالین می افتم!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟



