مرثيه اي براي رئيس «اشتباهي» فوتبال!
قدس؛ 1 ) علي کفاشيان اين روزها در بدنه هواداران فوتبال، موافقان زيادي ندارد. مدتهاست که عملکرد رئيس فدراسيون فوتبال در اين منصب، با زعمهاي قدرتمند و موفق پيشين فدراسيون مقايسه مي شود و اغلب به ملامت شدن کفاشيان مي انجامد.
نفر اول خوش خنده فوتبال، ديري است که سايه سنگين ديگران را بر سر خود حس مي کند و ايام را با کابوس برکناري مي گذراند. اما اين روزها، اين حرف و حديثها بيش از هر زمان ديگري شدت گرفته، به طوري که بسياري از مخاطبان اخبار ورزشي، هر لحظه جدايي او را از فوتبال انتظار مي کشند...
2 ) علي کفاشيان يا فوتبال؛ کدام يک بيشتر به ديگري ضربه زده اند؟ اين، پرسش تازه و سختي است که البته پاسخي سختر تر هم دارد. اگر چه در حال حاضر باور عمومي بر اين است که آقاي رئيس لطمات جبران ناپذيري به پيکره فوتبال زده، اما شايد نگاهي متفاوت، بتواند تصويري دقيق تر از آسيبهايي به دست بدهد که اين رشته ورزشي پر هوادار و اين مار خوش خط و خال به شخصيت رئيس کنوني خود وارد آورده است.
بله، فوتبال هم کفاشيان را کم نيازرده است. سردمدار فعلي تشکيلات فوتبال در ايران، پيش از آنکه گذرش به دنياي مستطيل سبز بيفتد، سالها در فدراسيون دووميداني و کميته ملي المپيک مديريت کرده بود و براي خودش اعتبار و آبرويي داشت. اما سکه ورزش، پس از آنکه علي کفاشيان ناخواسته به انتخابات فدراسيون فوتبال تحميل شده، روي ديگرش را به وي نشان داد.
تقريباً همه علاقه مندان پيگير فوتبال از ماجراي چگونگي نشستن کفاشيان روي صندلي رياست فدراسيون فوتبال و نقش تأثيرگذار «حوادث» در آن مطلعند؛ چه اينکه اصولاً اگر سناريوي از پيش طراحي شده علي آبادي با موفقيت به اجرا در مي آمد، کفاشيان نقشي بيشتر از يک «رقيب فرمايشي» را در انتخابات کذايي ايفا نمي کرد، اما کنار رفتن اجباري رئيس وقت سازمان تربيت بدني از اين آزمون، عملاً کفاشيان را در مقابل «عمل انجام شده» قرار داد تا دبير پيشين کميته ملي المپيک، بر خلاف انتظارش، رئيس فوتبال شود.
اغراق نخواهد بود اگر ادعا کنيم از همان روز به بعد، حتي يک جرعه آب خوش نيز از گلوي «آقاي مدير» پايين نرفته است. تقريباً هيچ روزي در يک سال و نيم اخير نبوده است که کفاشيان بابت ناکامي ها و زير و زبرهاي فوتبال، ملامت نشود. در همه اين ماه هاي طولاني، هر نوع شماتتي که بشود فکرش را کرد، متوجه رئيس دستگاه فوتبال ايران شده است. ا
ز سقوط در رنکينگ فيفا تا اخلال در بازي هاي ليگ برتر و از ناکامي در راهيابي به جام جهاني تا سوتهاي اشتباه داوران. معترضان تقريباً هر اتفاقي را دستاويزي براي به چالش کشيدن توانايي هاي کفاشيان قرار دادند تا مردي که پيشتر مدتها صاحب منصب ورزش ايران بوده، به سيبل اول منتقدان پرشمار فوتبال تبديل شود. اين همه، سزاي کسي بود که اگر همه چيز به ميل و اراده خودش بستگي داشت، هيچ گاه عرصه کنوني را براي ادامه فعاليت انتخاب نمي کرد. آري! اين شرح رنج هايي است که بر علي کفاشيان رفته، اما تقريباً هيچس آنها را نديده و درک نکرده است.
3 ) حالا بيش از هر زمان ديگري علي کفاشيان در آستانه کنار گذاشته شدن در فوتبال قرار گرفته است. مردي که روزي به «جبر» وارد اين اقليم شد، حالا با «جبري» ديگر روانه درهاي خروجي مي شود تا دوباره تاوان عملکرد علي آبادي را بدهد؛ يک بار بابت بلندپروازي هاي رئيسي که مي خواست فوتبال را هم به حوزه وسيع اختياراتش بيفزايد و يک مرتبه ديگر بابت ندانم کاري هاي مردي که دادکان را به ناحق از فوتبال راند و حالا موسم بازگشت غرورآفرين و انتقامي او به فوتبال، به ناچار مقارن با طرد شدن کفاشيان از اين رشته پرهياهو شده است.
او به احتمال فراوان، همين امروز و فردا جايش در ساختمان خيابان سئول را به محمد دادکان مي دهد تا تجربه اي بس تلخ را از ماه هاي حضورش در فوتبال، به دفتر خاطراتش ضميمه کند؛ دفتري که شايد بشود در دل آن، دهها جلد کتاب از ملامتهاي روا شده به علي کفاشيان را گنجاند!
4 ) البته در اين واپسين روزها، هيچ چيز طعنه آميزتر از نهيب علي سعيدلو به کفاشيان نيست: «با قدرت به کارت ادامه بده و مغلوب شايعات نشو.» افسوس که رئيس فعلي فوتبال، با ذره اي فراست درخواهد يافت که ديگر نبايد به هيچ کدام از رؤساي سازمان اطمينان کند؛ بويژه در سرزميني که اين دست حمايتها و پشتگرمي ها، تنها اندکي بعد جاي خودشان را به حکم توديع و برگه اخراج مي دهند! علي کفاشيان از فوتبال مي رود، اما آيا انصافاً فوتبال با او بدتر از آنچه وي به سر اين رشته آورد، تا نکرد؟!


