صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل
تحلیل قدس در خصوص گفته‏های قطبی؛

افشين همه را به کيش خود پندارد!

او کنايه مي زند، به امير قلعه نويي که البته در کمتر از 10 سال سرمربيگري اش، چهار جام قهرماني را بالاي سر برده! قطبي چنين رؤيايي را بايد در خواب ببيند! مجيد جلالي، مؤلف قهرماني پاس بود و احمدزاده و پيرواني و ميثاقيان، سازندگان واقعي تيمي هستند که قطبي به زمين مي فرستد. مايلي کهن يکي از منتقدان قطبي است که در کارنامه اش پيروزي 6 بر 2 مقابل کره جنوبي را دارد. همان کره اي که قطبي آرزوي تساوي با آن تيم را به خانه اش برد!
کد خبر: ۷۵۵۴۸
| |
1929 بازدید

او وقتي مقبول شد، که در روز شکست دهان باز کرد و گفت: «من هم اشتباه کردم، چون من هم مثل داور انسان هستم. نيازي نيست داور را به خاطر اشتباههايش سلاخي کنيم! » و وقتي اين محبوبيت را در قلب عوام و خواص جا انداخت که روز پيروزي و شکست، اول به حريف تبريک گفت و از خبرنگاران خواست براي خودشان در روز رسانه، کف بزنند.

به نوشته قدس؛ افشين قطبي، ماهيت واقعي اش را پشت آن چهره معصوم پنهان نگاه مي داشت و وقتي روزي پرده از پيش سيماي خود انداخت تا خبرنگار را حيوان تلقي کند، هوادار فوتبال ايراني را بي فرهنگ بنامد، داور را با زبان فرنگي اش ديوانه بخواند و حرمتها را بدرد، در توضيح اين تغيير موضع بگويد: آن روزها پاسپورتم در گاوصندوق حبيب کاشاني بود و حق خروج نداشتم. امروز هرچه بخواهم مي گويم و بعد از ايران مي روم!

او به سادگي ايران را ترک کرد و البته بي آنکه به ياد آوريم تا چه حد نسبت به اصول حرفه اي اش بي تفاوت و سست اراده است، دوباره به تهران برگشت. قرار بود ناجي ما شود و اما تنها دستاوردش، شکست بود و ناکامي و راه نيافتن به جام جهاني! امروز البته در کنار کارنامه درخشانش، زباني فراخ دارد و دهاني که باز مي شود براي توجيه و توهين!

افشين قطبي حالا در يک فرافکني تمام عيار، در حالي که هرگز حاضر نشد بسان يک مرد، به واسطه حذف از جام جهاني و شکست برابر اردن، از مردم ايران عذرخواهي کند، سينه سپر کرده و طلبکارانه، اهالي فوتبال را به باد انتقاد گرفته است. قطبي گوشه هايي از حقيقت فرهنگي، اخلاقي، تربيتي و معاشرتي اش را در همين مصاحبه جديد با سايت فدراسيون فوتبال به معرض نمايش گذاشت.

****
افشين قطبي در حمله اي شفاهي، منتقدان تيم ملي را اين گونه توصيف کرده است: «نقد آنها بوي سياست مي دهد و من ناراحتم! بايد بگويم خيلي ها دعا مي کنند تا تيم ملي کشورمان ببازد! » و البته بايد از افشين قطبي پرسيد، او کجاي سياست ايران را اشغال کرده که گروهي يا دسته و رسته اي ديگر مخالف او باشند و عليه او جرياني بسازند؟ بزرگنمايي هاي مردي که سعي مي کند خود را فهيم ترين مرد در فوتبال ايران قلمداد کند و منتقدانش را گروهي فاقد درک، حيرت انگيز است!

از افشين قطبي که ادعا مي کند زاده پدري ايراني و مادري پارسي زبان است، هرگز نپرسيديم چگونه با کوچ کردن از سرزمين مادري اش، زبان مادري اش را با لهجه آمريکايي تاخت زد، اما بايد از او حالا پرسيد او در تمامي سالهاي دور از ايران و در ماههاي اندک زندگي اش در اين کشور، در کدام جريان سياسي فعاليت کرده که حالا مدعي مي شود نقد منتقدان، بوي جريانهاي مخالف سياسي را مي دهد؟

افشين قطبي البته انگشت اتهام را به سوي خود بازمي گرداند. وقتي که مي گويد، گروهي منتظر شکست تيم ملي هستند. اين ادعاي افشين، دقيقاً يادآور اعتراض دايي بود در روزي که تيم ملي را مقابل امارات در ابوظبي قرار داد و سپس ادعا کرد، قطبي پيش از بازي به همراهان خود گفته است بعد از باخت ايران، او جاي دايي را خواهد گرفت! جمله دايي را باور کنيم يا اعتراض قطبي را؟ چه کسي حقيقت را بازگو مي کند؟ آيا باور امروز سرمربي تيم ملي برگرفته از همان حس ديروزش در قبال تيمي که دايي مربيگري اش مي کرد نيست؟!

او پرده هاي احترام را مي درد و حتي براي خودش که روزي با ادبيات زيبا، حرمتي خريده بود، جايي براي احترام باقي نمي گذارد. افشين قطبي حالا برخلاف گذشته که در ظاهر نشان مي داد علاقه اي به بحث در مورد داوري ندارد سعي مي کند داور بازي اردن را مقصر نشان دهد و رسانه هاي ايراني را به دليل نپرداختن به قضاوت داور اماراتي زير سؤال مي برد!

بعد آيه هاي يأس در مورد فوتبال ايران را مي خواند: «ما گمان مي کنيم با بردن اردن وضعيت فوتبال ايران درست مي شود، در حالي که وضعيت فوتبال ايران به اين سادگي حل نخواهد شد! » پس چرا قطبي در روزهاي شکست تيم ملي با مربيگري دايي ادعا مي کرد فوتبال ايران قابليت قرار گرفتن در جمع چهار تيم اول دنيا را دارد؟ او چگونه تشخيص مي داد فوتبال بيمار ما مي تواند تا مرز قهرماني جهان هم پيش برود؟ آيا اين دوگانگي در گفتار، نشانه اي از بي صداقتي اين مرد نيست؟!

****
او حقايق را آن گونه که مي خواهد، بازتاب مي دهد. گوشه اي از خورشيد را پشت ابر پنهان مي کند و مدعي مي شود روشنايي آسمان هم ناقص است!

دردآورترين بخش از مصاحبه جديد سرمربي تيم ملي به جايي برمي گردد که او از مربيان منتقد مي خواهد پرونده خود را در فوتبال ايران بررسي کنند و بعد در مورد او اظهار نظر کنند!

قطبي مي گويد: «مشکل ما اين است که فوتبال را نمي شناسيم. بايد از انتقادهايي که مي کنيم، خجالت بکشيم! مربيان منتقد بروند رکوردهاي خود را ببينند!»

افشين قطبي همچنان خورشيد را پشت ابر مي بيند و نمي دانيم روزي که اين ابر را بادي کنار بزند، چگونه نمايي حضورش کنار مربيان بزرگ هلندي را لاپوشاني خواهد کرد! اما براي قطبي که معتقد است، چون يک بار قهرمان ليگ ايران شده، پس درکي فراتر از ديگران دارد بايد گوشه اي از پرونده مربيان ايراني را بازگو کرد.

او کنايه مي زند، به امير قلعه نويي که البته در کمتر از 10 سال سرمربيگري اش، چهار جام قهرماني را بالاي سر برده! قطبي چنين رؤيايي را بايد در خواب ببيند! مجيد جلالي، مؤلف قهرماني پاس بود و احمدزاده و پيرواني و ميثاقيان، سازندگان واقعي تيمي هستند که قطبي به زمين مي فرستد. مايلي کهن يکي از منتقدان قطبي است که در کارنامه اش پيروزي 6 بر 2 مقابل کره جنوبي را دارد. همان کره اي که قطبي آرزوي تساوي با آن تيم را به خانه اش برد!

قطبي کنايه اي به حميد استيلي مي زند! استيلي را مي شناسيد؟ خود قطبي اعتراف کرد، روزي که حميد دروازه آمريکا را گشود، او فقط يک تماشاگر جوان پاي صفحه تلويزيوني بود!

افشين قطبي به ما بگويد وقتي استيلي ايران را از شادي به آسمان فرستاد او در آمريکا از عقب افتادن تيم ملي آن کشور چه احساسي داشت؟ شايد همان کينه قديمي از حميد استيلي باعث شده تا وقتي حميد او را به ايران آورد، اين گونه موضع هجومي اش را عليه استيلي حفظ کند! شايد همان درد قديمي که از جام 98 در وجود قطبي مانده باعث شود نيکي امثال استيلي در حق خود را نبيند و اين گونه با چشماني کاملاً بسته برمربيان ايراني بتازد!

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟