ورزشی »
ورزش شهروندی همچنان خلاصه در راهپیمایی برای رسیدن به جایزه
پوشیدن لباس کار و فعالیت روزانه در عوض لباس ورزش، چهرههای در هم و شاید مضطرب از اینکه جایزه نصیبب چه کسی خواهد شد و نوع فعالیت و حرکت مردم در این راهپیماییها، حتی شور راهپیماییهای سیاسی را نیز ندارد، چه برسد ورزشی! حال در این شرایط باید به کشاندن چند ده تا چند صد هزار نفر به خیابان غره شد؟
کد خبر: ۷۴۹۷۰
| | 13215 بازدید
با ادغام معاونت ورزش همگانی در ورزش قهرمانی و شکلگیری معاونتی شبیه معاونت فنی سابق سازمان ورزش، انتظار میرفت تا همانگونه که شعار واگذاری ورزش همگانی به شهرداریها داده شد، در کوتاهترین زمان ممکن این اتفاق محقق شود و فدراسیون ورزشهای همگانی نیز تنها به عنوان ناظر فنی بر فعالیتهای شهرداریها از طریق هیاتهای استانی و شهرستانی نظارت کرده و همکاریهای فنی همچون مدرسان و مربیان رشتههای مختلف همگانی را در دستور کار قرار دهد اما متاسفانه هنوز این اتفاق نیافتاده است و همچنان ورزش همگانی به شکل ناقص همان رویه گذشته را طی میکند.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، معاونت ورزش همگانی و تفریحی که بر اساس طرح جامع ورزش کشور در اواخر دوره حضور محسن مهرعلیزاده در ورزش شکل گرفت، به دلایل متعدد از جمله ساختار ناقص و از آن پراهمیتتر، مدیران کمتوان ثمری نداشت و تنها دوباره کاری بخشی از فعالیتهای صفی به نام فدراسیون همگانی در ستادی به نام سازمان تربیت بدنی را شامل میشد که با واگذاری ورزش همگانی به شهرداری که در همان طرح گنجانده شده بود نیز تناقضی آشکار داشت.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، معاونت ورزش همگانی و تفریحی که بر اساس طرح جامع ورزش کشور در اواخر دوره حضور محسن مهرعلیزاده در ورزش شکل گرفت، به دلایل متعدد از جمله ساختار ناقص و از آن پراهمیتتر، مدیران کمتوان ثمری نداشت و تنها دوباره کاری بخشی از فعالیتهای صفی به نام فدراسیون همگانی در ستادی به نام سازمان تربیت بدنی را شامل میشد که با واگذاری ورزش همگانی به شهرداری که در همان طرح گنجانده شده بود نیز تناقضی آشکار داشت.

اگرچه تدوین کنندگان این طرح اعتقاد داشتند هماهنگی شهرداریها در بحث ورزش همگانی نیازمند چنین معاونتی است، لکن به نظر میرسد این هماهنگی ملی ضرورت آنچنانی نداشته باشد و اگر الزاماتی نیز باشد، میتوان در اداره کل ورزش همگانی سازمان ورزش تعریف و با هماهنگی فدراسیون ورزشهای همگانی از طریق هیاتهای استانی ورزش همگانی و تفریحی، به آن جامه عمل پوشاند.
در این میان اما روند واگذاری ورزش همگانی به شهرداریها که جزو برنامههای سعیدلو بیان شد، نه تنها به کندی صورت نمیپذیرد، بلکه در اصل به طور کامل گامهای عملی و یا حداقل علنی در این زمینه برداشته نشده است. نامهنگاری مقامات ارشد شهرداری تهران در زمان حضور علی آبادی برای در اختیار گرفتن ورزش همگانی شهر تهران، گامی بزرگ برای حرکت به این سمت و سو بود تا دولت بار سنگین این حوزه را از روی دوش خود بردارد و پس از پایتخت همین واگذاری مسئولیت اصلی ورزش همگانی به شهرداریهای شهرهای بزرگ همچون اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، ساری و اردبیل صورت پذیرد و در مدت کوتاهی این رویه به سایر شهرها نیز تسری پیدا کند.

بدین ترتیب مدیریت شهری برای توسعه ورزش همگانی که ورزش شهروندی نیز میتوان لقب داد، سهم عظیمی را برعهده خواهد داشت و فعالیتهایش در این بخش به عنوان تکلیف و نه لطفی در حق ادارات کل تربیت بدنی استانها و شهرستانها مورد ارزیابی قرار خواهد گرفت که بر همین مبنا نیز برنامههای ورزشی متعارف با وابستگیهای فرهنگی، آداب و رسوم، موقعیت جغرافیایی، قومیتها و مذاهب برای طول سال تعریف خواهد شد که شمول آن بخش اعظمی از مردم شهرنشین را که بخش قابل توجهی با فقر حرکتی روبرو هستند، در بر گیرد.
این اتفاق اما در حال حاضر زمینه وقوعش فراهم نیست و یا در صورتی که بستر واگذاری در دستگاه ورزش فراهم شده، هنوز عزمی وجود دارد که به این اظهارات رئیس دستگاه ورزش که بر اساس تکالیف برنامه چهارم توسعه کشور بیان شده، جامه عمل بپوشاند. همچنان فعالیتهای همگانی عمدتاً بر مسابقات پیادهروی صبحگاهی در شهرهای مختلف خلاصه میشود که با در نظر گرفتن چند جایزه مردم را به میادین و فضاهای وسیع شهر کشانده و با برگزاری یک قرعهکشی، جوایزی به برخی شرکتکنندگان اهداء میشود و پس از این، جمعیت متفرق میشوند.

معاون سابق ورزش همگانی و تفریحی سازمان تربیتبدنی اهداء خودرو و جوایز اینچنینی در پایان مسیر راهپیمایی را عرفی معمول برای فرهنگسازی در راستای توسعه ورزش همگانی تلقی میکرد اما آیا با کشاندن مردم به خیابان با انگیزه اهداء جایزه، ورزش همگانی توسعه و تعمیق پیدا کرده است؟! پاسخ منفی است و متاسفانه بر طبق شواهد موجود هنوز مخاطبان این راهپیماییها عمدتاً برای جوایز به خیابان قدم میگذارند.
پوشیدن لباس کار و فعالیت روزانه در عوض لباس ورزش، چهرههای در هم و شاید مضطرب از اینکه جایزه نصیبب چه کسی خواهد شد و نوع فعالیت و حرکت مردم در این راهپیماییها، حتی شور راهپیماییهای سیاسی را نیز ندارد، چه برسد ورزشی! حال در این شرایط باید به کشاندن چند ده تا چند صد هزار نفر به خیابان غره شد؟ بخشی اعظمی از این مردم در صورتی که دیگر هدایایی اهداء نشود، ترجیح خواهند داد در عوض راهپیمایی به سایر امورشان رسیدگی کنند و در واقع جایی که ورزش با اهداء جایزه نزد مردم نهادینه شود، با عدم اهداء جوایز نیز به فراموشی سپرده خواهد شد.
البته پرسش دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه چرا ضعف مدیران ورزش همگانی در سازماندهی و تقسیم عموم مردم در رشتههای مختلف اینچنین نادیده گرفته شده و در عوض آنکه جمعیتهای بزرگ را در رشتههای مختلف توزیع کرد، آنها را صرفاً به معابر میآورند تا سرانه ورزش ایران با چند صدهزار دقیقه ورزش همگانی بهبود پیدا کند؟! حقیقتاً چرا در سایر کشورها ورزش همگانی با این سبک و سیاق تحت عنوان دو ماراتن برگزار میشود و در ایران ورزش همگانی راه رفتن معنا پیدا میکند؟! چرا در آن کشورها، مردمشان برخلاف برخی از عوام ایران به جای کت و شلوار با گرمکن و یا حتی شورت ورزشی به ورزش همگانی میپردازند؟!
متاسفانه پاسخ این پرسشها نخست در عدم درک صحیح از فرهنگسازی و سپس در عدم واگذاری ورزش همگانی به صاحبینش که شهرداریها هستند خلاصه میشود و در این فضا است که نه شهرداری ها به طور کامل ورزش همگانی شهرهای ایران را به واسطه فقدان مسئولیت پوشش میدهند و نه فدراسیون ورزشهای همگانی توان این پوشش را تحت نظر سازمان ورزش دارد. مسلماً ادامه این رویه به نفع مردم نیست و مسئولان نیز در آینده بیشتر اسیر مسئولیتهای حاصله از عدم تحقق به وعدهشان برای واگذاری این بخش از ورزش به بلدیهها خواهند شد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


