گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۷۴۱۸۶
| | 3676 بازدید
آفتاب يزد
اطلاع رساني جالب يك حامي احمدينژاد پس از 163 روز پيشبيني 2 وزارتخانه احمدينژاد در 21خرداد؛ انتخابات به مرحله دوم ميرود! به قلم سيدمجتبي واحدي است كه در آن ميخوانيد:
چند ماه قبل از برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري، بسياري از اصولگرايان نشانههايي از خود بروز دادند كه ثابت ميكرد انتخاب اول آنها براي خرداد 88، محمود احمدينژاد نيست. اما پس از آن، اتفاقاتي افتاد كه مشخص شد مجموعه اصولگرايان مايل نيستند يا از اختيار كافي برخوردار نميباشند تا كانديدايي جدي در برابر احمدي نژاد، معرفي نمايند. پيش از آن، تحركات حاميان حسن روحاني و محمدباقر قاليباف، عدهاي را قانع كرده بود كه حداقل يكي از اين دو نفر، در انتخابات خرداد 88، به عنوان نامزد انتخاباتي، حضور خواهد داشت. اما به هر حال انتخابات در حالي برگزار شد كه حضور تنها كانديداي نزديك به اصولگرايان يعني محسن رضايي نيز جدي گرفته نميشد زيرا سابقه انصراف پيش بيني نشده او در انتخابات سال 84، همچنان در اذهان بود
كيهان
«فرض كنيم معامله كرده باشند...» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
«روسيه با امريكا معامله كرده است». اين جملهاي است كه اين روزها زياد ميشنويم. اما تحليل دقيق سناريوهاي پيش رو مستلزم آن است كه از اين حد بسيار فراتر برويم. تمركز بر اين جمله، معنايي بيش از توقف در بديهيات ندارد. روسيه همواره در حال معامله با امريكا بوده است. در مورد پرونده هسته اي ايران بيش از 6سال است كه اين روند آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد به طوري كه از يك جنبه، تاريخ پرونده هسته اي ايران را مي توان تاريخ معاملههاي روسيه با امريكا دانست. پس مهم اين نيست كه بگوييم روسيه و امريكا معامله كرده اند، مهم اين است كه ببينيم اين معامله دقيقا درباره چه موضوعاتي و تا چه اندازه صورت گرفته و تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود چه نتايجي مي تواند داشته باشد.
اعتماد
«خدمت بزرگ آقاي کردان» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم محمدرضا زائري است كه در آن ميخوانيد:
درباره مرحوم کردان البته پيش از درگذشت او مطالب زيادي نوشته شده است. يکي از اين مطالب که به وقت خود يعني پارسال، آذرماه خواندم و لذت بردم، نوشته همکار فرهيخته آقاي محمدرضا زائري در وبلاگش بود. وي طي مقدمهاي با اشاره به اينکه در کشور ما متاسفانه همه مقدرات اجتماعي خانوادهها را تحصيل دانشگاهي و مدرک تحصيلي تعيين مي کند، نوشته بود؛ آقاي کردان شايد بي آنکه بخواهد و بداند در کنار همه آنچه در اين مدت با کشور کرد باني يک خدمت بسيار نيز بود و آن اينکه به نوعي همه را متوجه کرد که عنوان دکتر و... چقدر بي اهميت است...
رسالت
«سرمايه اجتماعي بسيج» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
تشکيل بسيج مستضعفين در نظام جمهوري اسلامي ايران پديده منحصر به فردي است که جزء مختصات انقلاب اسلامي و از ابتکارات امام راحل(ره) به حساب مي آيد. اين پديده سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي و اقتصادي از زواياي مختلفي قابل تحليل است و به لحاظ ساختاري و کارکردي در سه دهه گذشته واجد قابليتها، تواناييها، فرصتها و بعضا آسيبهايي بوده است که هر يک به نوبه خود قابل بررسي است. اما هدف از اين نوشتار اشاره اي موجز به کارويژه مهم بسيج در دهه چهارم انقلاب است.
مردم سالاري
«سرنوشت پروژههاي پيش از انتخابات» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
بيش از پنج ماه از انتخابات رياست جمهوري دهم سپري مي شود. در مورد حوادث پس از انتخابات تا جايي که امکان پذير بوده مطالبي نگاشته شده و سخنهايي گفته شده است. اما اين بار قصد دارم به دوره پيش از انتخابات بپردازم تا شايد از آن طريق، چشم اندازي براي آينده ترسيم شود. در روزهاي منتهي به انتخابات ودر شرايطي که رقيبان محمود احمدي نژاد، امکانات کمتري نسبت به او براي تبليغات در اختيار داشتند، رئيس دولت نهم، از تمامي امکانات موجود براي تبليغات انتخاباتي بهره مي گرفت. يکي از مسايلي که مي توانست نزد عامه مردم، مقبوليت بيشتري براي دولت نهم در آستانه انتخابات به ارمغان بياورد، افتتاح پروژههاي جديد عمراني بود. به همين دليل، دولت نهم تلا ش خود را براي افتتاح اين پروژهها در روزهاي پيش از انتخابات افزايش داد.
ابتكار
«در نسبت کوزه مشکلات کشور و تشنه لبان علوم» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم رضا فيروزي است كه در آن ميخوانيد:
يکي از مهمترين مسائل روز، آسيب شناسي علوم انساني در کشور است. و هر کس از زاويه ديد خود به مسئله مي نگرد. اين نوشته در تلاش است تا حرف تکراري «کاربردي نبودن علوم انساني» در کشور را روايتي ديگر کند. البته نگارش نويسنده مبتني بر شناختش از دو رشته مهم اقتصاد و مديريت در کشور است.يکي از آسيبهاي مطرح براي اين دو رشته قادر نبودن به حل مشکلات کشور است. در فضاي دانشگاهي يا خيلي انتزاعي فکر مي شود و يا اينکه به گونه ي غرب زده اي تلاش مي شود تا راه حلهاي تجربه شده غربي را بدون چون و چرا به کشور وارد کند و مدعي است که اگر از تجربه دنيا استفاده کنيم ( و يا به زبان رساتر مسير غرب را برويم) مسائل کشور حل مي شود. اما به نظر مي رسد يکي از ريشههاي اين آسيب را بايد در نوع آموزش اين علوم در کشور جستجو کرد.
جمهوري اسلامي
«وقتي جناحها پوست مي اندازند» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي كه در آن ميخوانيد:
با قطع نظر از اختلافات سياسي و تفاوتهاي اساسي و ريشهاي كه ميان دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب درباره مسائل مهم سياست خارجي و داخلي وجود دارد و بدون قضاوتي درباره اينكه نظر كدام جناح درست است و كدام غلط اين واقعيت بسيار مهم را نمي توان كتمان كرد كه هر دو جناح هنگامي كه قدرت را در اختيار دارند نسبت به اصول و ارزشها اهل مسامحه مي شوند و هنگامي كه رقيب در مسند قدرت است تسامح را كنار مي گذارند. اين يعني پوست انداختن جناحها.
حيات نو
«در نقد سياست زدگي» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم دکتر عماد افروغ است كه در آن ميخوانيد:
مدتى است به يک گرفتارى به نام سياستزدگى مبتلا هستيم؛ به اين معنا که ظاهرا همهچيز سياسى است، جز سياست. در واقع توجهى به اين مسئله نمىشود که هرکدام از خردهنظامهاى نظام اجتماعى ما به رغم ارتباطشان با يکديگر بايد کارويژه خود را داشته باشند. سياست زدگى به يک تعبير، به معناى نگاه صفر و يک داشتن، نگاهى مبتنى بر تاکيد و تکذيب مطلق يا نگاهى معطوف به «يا با ما يا عليه ما» داشتن است، آن هم از جنس سياسىاش و با تمام ملزومات و دلالتهاى ساختارى و ايدئولوژيک آن در کشور.
دنياي اقتصاد
«پيامرساني ناقص؛ شرحي بر تازهترين تحولات هستهاي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
سخناني كه در يك هفته اخير بين آژانس بينالمللي انرژي اتمي و كشورهاي غربي از سويي و ايران از سوي ديگر ردوبدل شده است، نشان ميدهد كه پيامهاي طرفين براي يكديگر روشن و شفاف نيست.
پيامي كه به سوي ايران آمده، اين است كه اورانيوم با غناي پايين را تحويل دهيد و اورانيوم با غناي بالا را تحويل بگيريد. پيامي كه از ايران رفته اين است كه به بازگشت اورانيوم با غناي بالا ترديد داريم. آنگونه كه از اين اظهارات برميآيد، غرب گمان ميكند وجود مقاديري اورانيوم در ايران به علت انحراف احتمالي به سوي مصارف نظامي، نگرانكننده است و ايران گمان ميكند خارج شدن اين اورانيوم و نكول غرب از تحويل دادن اورانيوم با غناي بالا، حاصل چند سال تلاش دانشمندان و مهندسان هستهاي را به باد خواهد داد.
اطلاع رساني جالب يك حامي احمدينژاد پس از 163 روز پيشبيني 2 وزارتخانه احمدينژاد در 21خرداد؛ انتخابات به مرحله دوم ميرود! به قلم سيدمجتبي واحدي است كه در آن ميخوانيد:
چند ماه قبل از برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري، بسياري از اصولگرايان نشانههايي از خود بروز دادند كه ثابت ميكرد انتخاب اول آنها براي خرداد 88، محمود احمدينژاد نيست. اما پس از آن، اتفاقاتي افتاد كه مشخص شد مجموعه اصولگرايان مايل نيستند يا از اختيار كافي برخوردار نميباشند تا كانديدايي جدي در برابر احمدي نژاد، معرفي نمايند. پيش از آن، تحركات حاميان حسن روحاني و محمدباقر قاليباف، عدهاي را قانع كرده بود كه حداقل يكي از اين دو نفر، در انتخابات خرداد 88، به عنوان نامزد انتخاباتي، حضور خواهد داشت. اما به هر حال انتخابات در حالي برگزار شد كه حضور تنها كانديداي نزديك به اصولگرايان يعني محسن رضايي نيز جدي گرفته نميشد زيرا سابقه انصراف پيش بيني نشده او در انتخابات سال 84، همچنان در اذهان بود
كيهان
«فرض كنيم معامله كرده باشند...» يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
«روسيه با امريكا معامله كرده است». اين جملهاي است كه اين روزها زياد ميشنويم. اما تحليل دقيق سناريوهاي پيش رو مستلزم آن است كه از اين حد بسيار فراتر برويم. تمركز بر اين جمله، معنايي بيش از توقف در بديهيات ندارد. روسيه همواره در حال معامله با امريكا بوده است. در مورد پرونده هسته اي ايران بيش از 6سال است كه اين روند آغاز شده و هنوز هم ادامه دارد به طوري كه از يك جنبه، تاريخ پرونده هسته اي ايران را مي توان تاريخ معاملههاي روسيه با امريكا دانست. پس مهم اين نيست كه بگوييم روسيه و امريكا معامله كرده اند، مهم اين است كه ببينيم اين معامله دقيقا درباره چه موضوعاتي و تا چه اندازه صورت گرفته و تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود چه نتايجي مي تواند داشته باشد.
اعتماد
«خدمت بزرگ آقاي کردان» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم محمدرضا زائري است كه در آن ميخوانيد:
درباره مرحوم کردان البته پيش از درگذشت او مطالب زيادي نوشته شده است. يکي از اين مطالب که به وقت خود يعني پارسال، آذرماه خواندم و لذت بردم، نوشته همکار فرهيخته آقاي محمدرضا زائري در وبلاگش بود. وي طي مقدمهاي با اشاره به اينکه در کشور ما متاسفانه همه مقدرات اجتماعي خانوادهها را تحصيل دانشگاهي و مدرک تحصيلي تعيين مي کند، نوشته بود؛ آقاي کردان شايد بي آنکه بخواهد و بداند در کنار همه آنچه در اين مدت با کشور کرد باني يک خدمت بسيار نيز بود و آن اينکه به نوعي همه را متوجه کرد که عنوان دکتر و... چقدر بي اهميت است...
رسالت
«سرمايه اجتماعي بسيج» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
تشکيل بسيج مستضعفين در نظام جمهوري اسلامي ايران پديده منحصر به فردي است که جزء مختصات انقلاب اسلامي و از ابتکارات امام راحل(ره) به حساب مي آيد. اين پديده سياسي، اجتماعي، فرهنگي، نظامي و اقتصادي از زواياي مختلفي قابل تحليل است و به لحاظ ساختاري و کارکردي در سه دهه گذشته واجد قابليتها، تواناييها، فرصتها و بعضا آسيبهايي بوده است که هر يک به نوبه خود قابل بررسي است. اما هدف از اين نوشتار اشاره اي موجز به کارويژه مهم بسيج در دهه چهارم انقلاب است.
مردم سالاري
«سرنوشت پروژههاي پيش از انتخابات» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم حميدرضا شکوهي است كه در آن ميخوانيد:
بيش از پنج ماه از انتخابات رياست جمهوري دهم سپري مي شود. در مورد حوادث پس از انتخابات تا جايي که امکان پذير بوده مطالبي نگاشته شده و سخنهايي گفته شده است. اما اين بار قصد دارم به دوره پيش از انتخابات بپردازم تا شايد از آن طريق، چشم اندازي براي آينده ترسيم شود. در روزهاي منتهي به انتخابات ودر شرايطي که رقيبان محمود احمدي نژاد، امکانات کمتري نسبت به او براي تبليغات در اختيار داشتند، رئيس دولت نهم، از تمامي امکانات موجود براي تبليغات انتخاباتي بهره مي گرفت. يکي از مسايلي که مي توانست نزد عامه مردم، مقبوليت بيشتري براي دولت نهم در آستانه انتخابات به ارمغان بياورد، افتتاح پروژههاي جديد عمراني بود. به همين دليل، دولت نهم تلا ش خود را براي افتتاح اين پروژهها در روزهاي پيش از انتخابات افزايش داد.
ابتكار
«در نسبت کوزه مشکلات کشور و تشنه لبان علوم» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم رضا فيروزي است كه در آن ميخوانيد:
يکي از مهمترين مسائل روز، آسيب شناسي علوم انساني در کشور است. و هر کس از زاويه ديد خود به مسئله مي نگرد. اين نوشته در تلاش است تا حرف تکراري «کاربردي نبودن علوم انساني» در کشور را روايتي ديگر کند. البته نگارش نويسنده مبتني بر شناختش از دو رشته مهم اقتصاد و مديريت در کشور است.يکي از آسيبهاي مطرح براي اين دو رشته قادر نبودن به حل مشکلات کشور است. در فضاي دانشگاهي يا خيلي انتزاعي فکر مي شود و يا اينکه به گونه ي غرب زده اي تلاش مي شود تا راه حلهاي تجربه شده غربي را بدون چون و چرا به کشور وارد کند و مدعي است که اگر از تجربه دنيا استفاده کنيم ( و يا به زبان رساتر مسير غرب را برويم) مسائل کشور حل مي شود. اما به نظر مي رسد يکي از ريشههاي اين آسيب را بايد در نوع آموزش اين علوم در کشور جستجو کرد.
جمهوري اسلامي
«وقتي جناحها پوست مي اندازند» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي كه در آن ميخوانيد:
با قطع نظر از اختلافات سياسي و تفاوتهاي اساسي و ريشهاي كه ميان دو جناح اصولگرا و اصلاح طلب درباره مسائل مهم سياست خارجي و داخلي وجود دارد و بدون قضاوتي درباره اينكه نظر كدام جناح درست است و كدام غلط اين واقعيت بسيار مهم را نمي توان كتمان كرد كه هر دو جناح هنگامي كه قدرت را در اختيار دارند نسبت به اصول و ارزشها اهل مسامحه مي شوند و هنگامي كه رقيب در مسند قدرت است تسامح را كنار مي گذارند. اين يعني پوست انداختن جناحها.
حيات نو
«در نقد سياست زدگي» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم دکتر عماد افروغ است كه در آن ميخوانيد:
مدتى است به يک گرفتارى به نام سياستزدگى مبتلا هستيم؛ به اين معنا که ظاهرا همهچيز سياسى است، جز سياست. در واقع توجهى به اين مسئله نمىشود که هرکدام از خردهنظامهاى نظام اجتماعى ما به رغم ارتباطشان با يکديگر بايد کارويژه خود را داشته باشند. سياست زدگى به يک تعبير، به معناى نگاه صفر و يک داشتن، نگاهى مبتنى بر تاکيد و تکذيب مطلق يا نگاهى معطوف به «يا با ما يا عليه ما» داشتن است، آن هم از جنس سياسىاش و با تمام ملزومات و دلالتهاى ساختارى و ايدئولوژيک آن در کشور.
دنياي اقتصاد
«پيامرساني ناقص؛ شرحي بر تازهترين تحولات هستهاي ايران» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم محمود صدري است كه در آن ميخوانيد:
سخناني كه در يك هفته اخير بين آژانس بينالمللي انرژي اتمي و كشورهاي غربي از سويي و ايران از سوي ديگر ردوبدل شده است، نشان ميدهد كه پيامهاي طرفين براي يكديگر روشن و شفاف نيست.
پيامي كه به سوي ايران آمده، اين است كه اورانيوم با غناي پايين را تحويل دهيد و اورانيوم با غناي بالا را تحويل بگيريد. پيامي كه از ايران رفته اين است كه به بازگشت اورانيوم با غناي بالا ترديد داريم. آنگونه كه از اين اظهارات برميآيد، غرب گمان ميكند وجود مقاديري اورانيوم در ايران به علت انحراف احتمالي به سوي مصارف نظامي، نگرانكننده است و ايران گمان ميكند خارج شدن اين اورانيوم و نكول غرب از تحويل دادن اورانيوم با غناي بالا، حاصل چند سال تلاش دانشمندان و مهندسان هستهاي را به باد خواهد داد.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


