ضربات شلاق مارکوپولو بویی جز پیری نمیدهد
کنار گذاشتن سید محمد یوسفنژاد که مدت مدیدی در ورزش از نگاه دو بود، فرصت مناسبی فراهم کرد تا به فاصلهای نه چندان طولانی، جهانگیر کوثری که مدتها در شبکههای داخلی ظاهر نشده بود، به عنوان تهیهکننده و مجری، نقش اول این برنامه را برعهده بگیرد اما او در مدت فعالیتش نه تنها نتوانسته نمره قبولی به دست آورد بلکه سمت و سوی برنامههایش به سمتی گرایش داشته که حجم سنگین نقدها در طیفهای مختلف رسانهای اعم از دولتی و خصوصی را روانه سبک و شیوهای کرده که در دستور کار قرار داده است.
به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک؛ جهانگیر كوثری، فوتبالیست، تهیهکننده، برنامهریز، مجری طرح، مدیرتولید، سرمایهگذار، روزنامهنگار، مجری و گزارشگر تلويزیون و... البته با سوابقی که ذکرشان به مصلحت نیست، همچون هنگامی که برنامه ورزش از نگاه دو را تحویل گرفت، دیگر سرشار از ایدههای نو نیست و بسیاری از حرفهای بوی پیری میدهد اما همچنان تلاش میکند ورزش از نگاه دو را به فوتبال از نگاه دو یا 90 در شبکه دو شبیهتر کند و نشان دهد رقیب جدی برای فردوسیپور است.
او زمانی که این برنامه را تحویل گرفت ابتداً دست به تغییرات در دکور و دکوری را برای ورزش از نگاه دو طراحی شد که به زعم برخی رسانهها، تنها بر روی دست این شبکه خرج گذاشته بود و هیچجذابیتی برای این برنامه به همراه نیاورده بود اما متاسفانه او تغییرات را به شکل و ظاهر خلاصه نکرد و کم کم سراغ رویه و محتوا رفت تا برنامهای که به میانهروی معروف بود خود را در اوج حواشی فوتبال و نه ورزش ببیند.
انتخاب تماشاچی نمونه یکی از طرحهایی بود که احتمالاً از خود کوثری بیرون آمده بود و با انتقاداتی که شد طرح چندان مداومی نبود و اگر حافظه مجال دهد تنها در یک برنامه چنین اتفاق عجیبی پیگیری شد؛ انتخاب یک تماشاچی اخلاق از میان چند ده هزار تماشاچی! راستی در همان برنامه نیز از کجا متوجه شده بودند، این تماشاچی بااخلاقترین است؟ آیا در تمام مدت از او فیلمبرداری میشده و البته چن ده هزار دوربین نیز از مابقی فیلمبرداری میکرد و در نهایت آن شخص برگزیده شد؟! در همین راستا بود که سهراب بوقی نیز سر از برنامه کوثری درآورد تا در خصوص رفتار لیدرها صحبت کند و خط مشیاش را برای جلوگیری از فحاشی چنین بیان نماید: "ما به طرفداران حریف میگوییم كه دریوری نگن تا ما هم دریوری نگیم!" و به این ترتیب این ایده به بایگانی افکار دوستان رفت.

کوثری اما اشخاصی را نیز در مقاطعی به برنامهاش دعوت کرده که او را همواره در معرض نقد قرار داده که حضور پررنگ آبیها در این برنامه در برخی مقاطع از جمله این انتخابها است. البته این تنها گوشهای از دعوتهای اشتباه است و او در اوج درگیریها، بارها در رفتاری بیطرفانه (!) تنها یک سوی میدان را دعوت کرده و سوی دیگر له شده که این موضوع در خصوص امیر قلعهنویی و امیر واعظ آشتیانی صادق است که چیزی از رفیق دیروز جهانگیرخان باقی نماند تا قلعهنویی حرفهایی را بزند که کوثری ارتباط آنها را با خود منکر شود و شاید بارزترین آنها در چند هفته اخیر نیز حضور صف منشوریها کنار دست مجری کهنسال ورزش از نگاه دو بود؛ در حالی که علیالظاهر این منشور نیاز به مدافعی نداشت و از عزیز محمدی خبری نبود.
البته عدم دعوت محمدی و تاختن به منشوری که مدافعش اوست، چندان دور از ذهن نیز نبود، چرا که رئیس سازمان لیگ برتر فوتبال چندی پیش در خصوص رفتار جهانگیر کوثری مبنی بر رد صریح منشور بدون دلیل و برهان عنوان کرده بود: "تلویزیون یک رسانه ملی است و آقایان حق ندارند در رسانه ملی نظر شخصی خود را به بیننده القا کنند حال آنکه مجری ورزش از نگاه دو در مورد منشور اخلاقی نظر شخصی خود را بدون هیچ دلیل و برهانی مطرح کرد و فقط با آن مخالفت کرد، من نمی دانم چه منافعی در این مورد هست که برخی نگران برخورد با متخلفان لیگ هستند ولی امیدوارم اینگونه موضع گیری ها بدون حب و بغض باشد. البته ما جواب امثال آقاي كوثري را ندهيم خيلی راحتتر هستيم."
با این حال حرف عزیز محمدی اگرچه تلخ اما واقعاً قابل ستایش است؛ کوثری بدون دلیل یک بار منشور را تایید میکند و بدون دلیل چندی بعد منشور را کاملاً رد میکند تا این پرسش به وجود بیاید که در این مدت چه اتفاقی افتاده و او در چه چهارچوب و سیاستگذاری حرکت میکند که اینچنین تغییر موضع میدهد؟ آیا این تغییر موضع به مصلحت رسانه ملی است یا این نظرات شخصی تهیهکننده است که تغییر زاویه داده است؟
هنوز فراموش نکردهایم او برخی موفقیتها را چگونه از یاد میبرد و در برنامهاش ثانیهای نمیگنجاند و برخی موفقیتهای کوچک چنان برجسته شده که در چشم زده است. برگزاري دو بازي سنگين ايران - كرهجنوبي و استقلال - پرسپوليس در فاصله زماني دو روز یکی از غیرقابل هضمترین بهانههایی بود که کوثری با مستمسک قراردادن آن در زمان حضور علیآبادی در راس ورزش، به وی تبریک گفت و البته از این دست تبریکات کم بیان نشده است.
مصیبت آنجا است که او تنها از علیآبادی و امثال او تعریف نمیکند و برخی اوقات بازیکنانی همچون فابیو بالا را در حد علی کریمی بالا میبرد تا وقتی مشخص میشود این ملیپوش در فوتبال هیچچیز نیست، حرف و حدیثهایی شنیده شود و این پرسش بزرگ برای مخاطب عام به وجود آید که این تعریف و تمجیدهای کارشناسان فوتبال بر چه مبنا بود؟ تمجیدها و تبریکهایی که در برنامه فردوسیپور جایش خالی است؛ همان برنامهای که به زعم بسیاری از منتقدین الگوی کاری کوثری در برنامهاش شده است.
کوثری همواره متهم شده که قصد دارد هرچه بیشتر به برنامه فردوسیپور شبیه شده و با راهاندازی مسابقه SMS و کورس در پرداختن سریعتر به سوژههای فوتبالی گوی سبقت را برباید اما دریغ که هیچگاه نتوانسته با عدالت چنین رویهای را در پیش بگیرد و در کنار عدم برخورداری از مدیریت زمان که در برنامه فردوسیپور موج میزند و باعث میشود مخاطب نتواند از ریتم تند 90 دور شود، نتوانسته میهمانانش را عاجز کند و اگر به این قصد ورود کرده نیز آنچنان یک طرفه رفته که حتی دشمنان مهمان نیز دلشان به رحم آمده است! در عوض ریتم کند و صحبتهای طولانی میهمانان ورزش از نگاه دو جزو ویژگیهایی است که به عنوان محرکی خوابآور در زمان پخش این برنامه کاربردی غیرقابل انکار دارد.
او هنوز درک نکرده که نام برنامهاش از ورزش از نگاه دو به فوتبال از نگاه دو تغییر پیدا نکرده و شاید به همین دلیل باشد که حجم عظیمی از اصلیترین برنامه ورزشی شبکه دوم سیما، تنها به مستطیل سبز و حواشی آن اختصاص دارد. البته کوثری را میتوان در صحنه سایر رشتهها و دیگر بخشهای فوتبال نیز مشاهده کرد اما به جای داخل برنامه، در صحنه مسابقات این رشته! اعتقاد داریم اگر به کوثری فرصت داده شود میتواند تمامی سفرهای خارجی را با تمامی کاروانها تجربه کند و رکوردی را برجای بگذارد که خیابانی، فردوسیپور، میرزایی، شفیع و منصوریان روی هم موفق به شکستنش نشوند.

تهیهکننده ورزش از نگاه دو به سبک مارکوپولو از قلب اروپا تا حوالی شاخ آفریقا میرود و در نهایت بازدهی سفرهای کوثری با تیمهای ملی کشتی و فوتبال پایه چیست؟ دو برنامه پرداختن به نتایج کشتی فرنگی و آزاد و تحلیل فوتبال پایه ایران و وضعیت آن در سطح ملی و باشگاهی در چند برنامه؟ نه اینها چندان مخاطبپذیر نیست و یا لااقل کوثری ریسک پرداختن به جذابیتهای بخشهایی از ورزش به جز تیم ملی بزرگسالان و تیمهای لیگ برتری را به شکلی وسیع و در بلندمدت به خود نداده است. او تلاش میکند به اسلوب 90 فائق آید، حال آنکه ماموریت این برنامه چیز دیگری است و صرفاً سرگرم کردن مخاطب هدف از در اختیار قرار دادن ساعتی از آنتن به این برنامه ورزشی نبوده است.
در مجموع به نظر میرسد برنامه ورزش از نگاه دو در صورتی که نتواند به سرعت ایدههای نویی را با نگاهی تازه و ریتمی متفاوت و همچنین سبک مجریگری که بوی پیری ندهد، ارائه کند، حتی با بیان آمارهای عجیب و غریب پیامک نیز نخواهد توانست مدت مدیدی همین میزان مخاطبان را نیز پای تلویزیون بنشاند و مخاطب را متقاعد کند که شبکه تلویزیون را عوض نکند.
ورزش از نگاه دو نیازمند مجری است که در عوض سفرهای گوناگون به اقصاء نقاط جهان، همواره ایدهای تازه که با منطق سازگاری داشته باشد را به برنامهاش تزریق کند. آیا جهانگیر کوثری به قدری کفایت فرصت نداشت تا چنین کاری انجام دهد و آیا نقاط ضعفی که به آنها اشاره شد، هر چه از عمر این برنامه با مجریگری پیشکسوت استقلال میگذرد، پررنگتر نشده است؟
این محورها از آن حیث بیان شد که دشمنان جهانگیر خان شاید او و سایر مدیران سیما را بخندانند اما ما که خود را در مقام دوستانش میپنداریم ملزم به در آوردن گریه او و سایر مدیران رسانه ملی هستیم تا خدمتی کرده باشیم و اجازه ندهیم اعتبار رسانه ملی و مجریانش به خطر بیافتد و در بدترین حالت با تغییر رویه برنامه، حفظ آبروی طرفین شود. آبرویی که به قول یکی از نقادین با ضربات شلاق یکنواختی که توسط کوثری به اعتبار رسانهایاش زده میشود، از دست میرود و آثار شلاق بویی جز پیری و کندی و تکرار مکررات نمیدهد.
بابا یکی به این بابا بگه یکم به نظر مخاطب هاش هم اهممیت بده .



