بحث كلان در باب «دریوری»!
باز هم ورزش از نگاه دو نقدهای منفی زیادی را علیه خود خواهد دید. جمعهشب گذشته، جهانگیر كوثری بادعوت از افشین قطبی و داریوش مصطفوی قصد داشت برنامهای پربیننده را تدارك ببیند.
به نوشته كارگزاران، حضور مدیرعامل و سرمربی پرسپولیس به خودی خود میتوانست جالبترین اتفاق ورزشی تلویزیون در یكماه اخیر نام بگیرد اما ورزش از نگاه دو آنقدر از ضعفهای ساختاری رنج میبرد كه عملا این پتانسیل را با دستان خودش نابود كرد. گویی تفكری غلط نسبت به برنامهسازی در ورزش از نگاه دو حاكم است چون پس از پایان یافتن آن دوره كذایی اولیه و از همان برنامههای ابتدایی سری جدید با مدیریت جهانگیر كوثری نوعی غلطاندیشی در ساخت به طرز چشمگیری موج میزند.
جمعهشب اخیر، قطبی و مصطفوی به این برنامه آمدند و به واقع میتوان گفت، این دو نفر با توجه به شرایط موجود باشگاه پرسپولیس برای یك برنامه دو ساعته و شاید هم بیشتر كفایت میكردند اما كاری كه كوثری به عنوان لیدر این برنامه انجام داد شبیه این بود كه در یك بشقاب كوچك میوهخوری، علاوه بر مقداری میوه، شیرینی، شكلات، كارد و چنگال یا حتی مقداری غذا هم بریزیم. بالطبع نه ظرف گنجایش این حركت را دارد و نه اصلا كار درستی است.
كوثری، سهراب بوقی لیدر طرفداران استقلال، یك تماشاگر نمونه دیگر و كیانوش رحمتی! به علاوه مقدار معتنابهی برنامههای دیگر را به حضور قطبی و مصطفوی خورانده بود و همین برنامهای ناجور و نادرست را پدید آورد. مصطفوی و قطبی در اوج صحبتهایشان به مدت 30 دقیقه شاهد سخنرانی سهراب و تماشاگر نمونه! بودند.
درمورد همین دو تماشاگر به اصطلاح نمونه نیز حرفهای زیادی میتوان زد. اینكه چگونه برنامه ورزش از نگاه دو از بین 30، 40 هزار تماشاگر یكی را به عنوان بهترین انتخاب میكند؟ آیا این بدان معنا نیست كه این موضوع از قبل هماهنگ شده است؟ البته كه تصاویری كه در ارتباط با نمایش ویژگیهای مثبت این تماشاچی نمونه پخش شد چیزی جز اثبات این ادعا نبود.
سهراب بوقی، از هر پنج كلمهای كه میگفت، چهار تای آن اصطلاح «دریوری» بود. او حتی چند باری حرفهای مصطفوی و قطبی را قطع كرد تا اعلام كند: «نباید در ورزشگاه دریوری گفت»، هرچند او استدلال جالبتری را هم در ادامه بیان كرد: «ما به طرفداران حریف میگوییم كه دریوری نگن تا ما هم دریوری نگیم.»
این در حالی است كه افشین قطبی «هاج و واج» مبهوت ادبیات خاص سهراب بوقی شده بود و مصطفوی از فرط خستگی و انتظار شبیه كسانی بود كه فشار خونشان 18 روی 12 است. البته سهراب كماكان و با صراحت ویژهای داد سخن داده بود كه «دریوری نگویید». از زاویه دیگر كار كوثری مانند این است كه در یك برنامه تلویزیونی شهردار تهران را دعوت كنیم كه یكی از مدیران ارشد نیز در كنار اوست.
درهمین حین مثلا دو نفر از رفتگران عزیز و زحمتكش را نیز به برنامه بیاوریم و بخواهیم همبحث كلان در ارتباط با شهر و در كنارش وضعیت چگونگی جمع زبالهها و جنس جاروی استفاده شده را نیز مورد بررسی قرار دهیم. در واقع بهتر است بگویم كوثری كاری نشدنی و محال را انجام داده است.
شاید خاطرتان نباشد، اما كوثری بعد از آنكه در حدود یك سال پیش برنامه را تحویل گرفت، دست به كار تغییر شده و در ابتدا به جان دكور برنامه افتاد. اتفاقا در روزی كه دكور برنامه آماده شد افشین قطبی برای انجام اولین مصاحبه تلویزیونیاش به ورزش از نگاه دو رفت. احتمالا از اینجا به بعد را دیگر خاطرتان هست چون كوثری در دكور جدید كه با رنگ و اندازه عجیبش كه با ریسههای لالهزاری تزئین شده، نشسته بود.همان روز میشد حدس زد كه چه اتفاقی قرار است برایمان رخ دهد.
نكته: جهانگیر كوثری، فوتبالیست، گزارشگر و روزنامهنگاری قدیمی و باتجربه است. همین كه او هر بازیكن و مربی كه میخواهد به برنامه میآورد حكایت از اعتباری است كه برایش در این ورزش قائل هستند. كاری كه شاید فردوسیپور و نودش نتوانند آن را انجام دهند. اما حاصل كار كوثری برنامهای بسیار ضعیف است و این با توجه به اینكه او تهیهكننده سینماست بسیار عجیب و شاید تاسفبرانگیز جلوه میكند. ورزش از نگاه دو هیچگاه حتی به برنامهای مثل 90 كه آن هم دچار ضعف ساختاری شدید است، نیز نزدیك نشده است.



