80درصد غيرمتخصص؛ 40درصد بازنشسته!
يك محقق در كنگره ملي مديريت ورزش پيشنهاد داد با توجه به اينكه ٤٠ درصد كاركنان سازمان بيش از ٢٠ سال سابقه دارند و در آستانه بازنشستگي قرار دارند بايد از هماكنون براي جذب و آموزش نيروهاي متخصص اقدام شود.
دكتر حبيب هنري در ادامه سخنراني خود در كنگره ملي مديريت ورزش تصريح كرد: نتايج پژوهشها نشان ميدهد كه سرمايه اصلي و اساسي هر سازمان نيروي سازماني نه به لحاظ فيزيكي بلكه بر اساس تخصصهايي كه اين نيروها بر عهده دارند و موجب پيشرفت اهداف سازماني ميشوند تجلي ميكند. در سازمان ورزشي كشور ٨٠ درصد نيروها غير تخصصياند و اين عدم تخصص هرچند مدير، با روشهاي مختلف باعث برانگيختن آنها شود كارآيي لازم را نخواهد داشت. از طرفي مشاهده ميشود ٤٢ درصد كاركنان سازمان سابقهاي بيش از ٢٠ سال دارند. از هماكنون سازمان بايد براي جايگزيني تدريجي اين نيروها برنامهريزي كند در غير اين صورت با ورود نيروهاي غير متخصص انتظار سازمان ورزشي بهرهور را دست يافتني نيست.
وي ادامه داد: در ايران تعداد ورزشكاران تحت پوشش هر كارشناس ٦ هزار و ٧٦٦ نفر است كه حدود ٣٨ برابر آمريكا و ٤٥ برابر كاناداست. در مورد مدارك تحصيلي مديران و سرپرستان سازمانهاي ورزشي در ايران تنها ٥/٥ درصد و به گفته خود مديران ١٠ درصد آنها داراي مدرك فوقليسان و دكترا هستند و ٩٠ درصد ديگر ليسانس و پايينترند. در حالي كه در آمريكا ٩٠ درصد مديران مدرك دكترا با تخصص تربيت بدني دارند و ١٠ درصد از ساير رشتهها و پايينتر هستند.
وي تاكيد كرد: در نهايت آنكه براي داشتن سازماني بهرهور قبل از هر چيز سازمان به مديران باتفكر و انديشهمحور نياز دارد و كساني كه بتوانند با تخصصهاي مختلف با شغل خود زمينه بهرهوري ايجاد كنند و در مرحله بعد نيروها و منابع انساني است كه با آموزشهاي لازم و جذب و استخدام متخصصين در مسيرهاي بهرهوري سازمان ورزشي گام برميدارند.
اين استاد دانشگاه در ادامه پيشنهادهايي برخاسته از تحقيق ارائه داد و گفت: انگيزههاي مادي شامل حقوق و مزايا، امكانات رفاهي و مساعد بودن شرايط كار، امنيت شغلي و ارتقا شغلي و انگيزههاي غير مادي شامل علاقه و خشنودي از شغل به همراه داشتن آرامش رواني، احساس برابري مشاركت در تصميمگيري و قدرداني از روحيه تلاش است كه بايد به آنها توجه شود.
دوم با توجه به اينكه دومين عامل تعهد سازماني از موثرترين مولفه پس از انگيزش در بهرهوري است مديران بايد تمايل به بقا باارزش ساختن سازمان، و وابستگي عاطفي را در كاركنان بپرورانند و با شناسايي اين نوع كاركنان آنها را به پستهاي مديريتي بخشهاي سازمان بگمارند.
سوم براي داشتن سازماني كارآمد و بهرهور نياز به نيروهاي متخصص و توانمند است. از آنجا كه اولويت سوم عامل توان است و از سوي ديگر يافتهها عدم كفايت لازم در توان و تخصصهاي كمي و كيفي در سازمانهاي مورد بررسي را نشان ميدهد. لذا آموزش و جذب نيروهاي متخصص بايستي سرلوحه فعاليت مديران سازمان ورزشي قرار گيرد.
چهارم يكي از ضعفهاي سازمان ورزشي و عدم بهرهور بودن آن مديران و سرپرستان غير متخصص ميباشد لذا تامين و جذب و آموزش مديران متخصص مهمترين فعاليت سازمان ورزشي است.
پنجم بهرهوري يك نگرش واقعگرايانه است و امروزه صرفا نسبت دادهها به ستادهها نيست و به يك تفكرو انديشه تبديل شده است كه بايد قبل از هر چيز مديريت به آن اعتقاد داشته باشد لذا بايد به مديران ارشد كشور و سازمان پيشنهاد ميشود فرهنگ بهرهوري را در مديران ايجاد نمايند تا آنها توانايي انتقال، تجزيه و تحليل و بهره از بهرهوري را داشته باشند.
ششم با توجه به اينكه ٤٠ درصد كاركنان بالاي ٢٠ سال سابقه دارند از هماكنون به برنامهريزي پايهاي براي آموزش و جذب متخصصين تربيت بدني اقدام نمايند.
هفتم براي يك پارچه ساختن نظام بهرهوري در سازمان ورزشي نياز است با يك وفاق ملي ـ ورزشي و همچنين برنامهريزي از سوي متخصصين بهرهوري، مديران را در بهرهور ساختن منابع انساني سازمانهاي ورزشي ياري رسانند تا تفاوتها و اختلافات در سازمانها به لحاظ بهرهوري از سويي همسان و از سويي ديگر سير صعودي پيدا كند.


