شوخی با امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور، ممنوع
رضا رحیمی*
استقلال اقلیم کردستان عراق موضوع نگران کننده و تهدیدی جدی برای تمامیت ارضی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران است؛ موضوعی که به خوبی در روزهای اخیر با حضور میدانی اهالی کردستان ایران در خیابان ها نمود و بروز یافت.
مناطق کردنشین ایران، بخش جدایی ناپذیر ایران است و مردمان این بخش از خاک همیشه ایرانیِ باید و باید چون آذری های نجیب و سایر گروه های زبانی تمام ایران را خانه و مأوای خود بدانند و نسبت به وجب به وجب خاک ایران حساسیت داشته باشند؛ مردمانی که البته نمی توان محرومیت های دهه های اخیر را که در حق آنها روا شد نادیده گرفت، اما این مشکل تنها منحصر به مناطق کرد نشین نیست و حکایت تلخ همه مناطق دور از مرکز کشور است.
باید پذیرفت، طرح همه پرسی استقلال اقلیم کردستان، این بازی از پیش شکست خورده مسعود بارزانی، آسیب های جدی را نیز متوجه ایران خواهد کرد؛ ایرانی که تاریخ شهادت می دهد جوانانش از هیچ کوشش و تلاشی برای حفظ وجب به وجب خاکش دریغ نخواهند کرد.
کردهای عراق، سوریه و ترکیه در کنار کردهایی که در ایران ساکن هستند به گواه تاریخ بخش جدایی ناپذیری از ایران بودند که در جنگ های حکومت صفوی با عثمانی و جنگ جهانی اول به چهار بخش جدا تبدیل شدند؛ مردمانی که همان اندازه ایرانی هستند که آذری ها ایرانی اند و همان اندازه در وجب به وجب خاک ایران سهم و نقش دارند که تالشی ها، بختیاری ها، ترکمن ها، بلوچ ها، لرها، قشقایی ها و... نقش دارند، اما به هرحال بخش قابل توجهی از آنها در جریان تحولات تاریخی و به اجبار از ایران جدا شدند و با مرزهای تحمیلی پس از جنگ جهانی دوم در سه کشور عراق، سوریه و ترکیه قرار گرفتند.
اکنون و در شرایطی که کردهای ساکن در کشور عراق در یک طرح همه پرسی پر حاشیه شرکت کردند و به استقلال خود از دولت مرکزی عراق رأی مثبت دادند، نگرانی ها در مورد شرایط آینده این مردمان و امنیت و تمامیت ارضی کشورهای همجوار از جمله ایران افزایش یافته است؛ کشوری که در غرب و شمال غرب خود جمعیت قابل توجهی از کردها را جای داده است و این مردم با کردهای کشور عراق اشتراکات و نزدیکی های فراوانی دارند؛ اشتراکاتی که در جریان برگزاری همه پرسی هفته گذشته خود را نشان داد و بسیاری از کردهای ایرانی را به خیابان های شهر و روستاهایشان کشاند.
در شرایط ملتهب و نگران کننده ای که نه تصویر مشخصی از آینده کردهای عراق و کیفیت زندگی آنها وجود دارد و نه آسیب های متوجه امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران را می توان انکار کرد، رسالت نخبگان و صاحب نظران در شفاف سازی موضوع و اشاره به نگرانی های برآمده از این طرح بیش از پیش مور نیاز است؛ صاحب نظران و اندیشمندانی که بعضاً نه در مسیر حفظ امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور، بلکه در مسیری عکس آن گام بر می دارند.
جدا از معدود اندیشمندانی که از تهدیدهای این اقدام برای امنیت ایران سخن گفتند، برخی صاحب نظران در این فضای ملتهب در برخی رسانه ها لب به زبان گشودند و دو پهلو یا صریح به موضوع ورود کردند؛ افرادی چون سعید حجاریان، هرمیداس باوند و احمد نقیب زاده که دانسته یا نادانسته ضد امنیت ملی ایران تحلیل هایی ناقص و پر اشکال ارائه کردند و خواسته یا ناخواسته در حرکت های احساسی شکل گرفته سهیم شدند.
نقیب زاده و باوند از ساخت و تشکیل ایران دوم سخن گفتند و مدعی شدند جمهوری اسلامی ایران باید از تشکیل ایران دوم خوشحال باشد؛ اساتید و اندیشمندانی که تحلیل خود را در چارچوب مکتب میشیگان انجام دادند و گزینه ثانوی را در شرایطی که برهان های قاطعی برای رخ ندادنش وجود دارد، مطرح کردند؛ کسانی در وصف آنها باید گفت دانسته یا نادانسته دارند به مردم کردزبان ایرانی خط می دهند و در جهت تضعیف امنیت ملی ایران گام بر می دارند.
سعید حجاریان نیز تحولات جاری کردستان عراق را طبیعی توصیف کرد و با مغلطه ای آشکار که مفهوم دولت قومی را جایگزین مفهوم «دولت ملت» کرد و نوشت: زبان و مذهب و نژاد واحد الزاماً عناصر تشکیلدهنده ملت نیستند. برای مثال، «ملت ایرانی» از نژاد و زبان و مذهب واحد برنخاسته و ایرانیان قومی واحد نبودند که در سیر «تکاملی» خود از «طایفه» به «قوم» و سپس «ملت» تبدیل شده باشند.
تعجب این است که اساتید و صاحب نظرانی که خود را صاحب اندیشه و مسلط بر موضوع می دانند، توجه نمی کنند که تشکیل یک کشور کردی در عراق، آنهم در شرایطی که این کشور فرضی به آب های آزاد راه ندارد، در مجاورت خود قدرت های توانمند و مخالفی دارد، مردم جنوب و دولت قانونی عراق با تشکیل آن مخالف هستند، سازمان های بین المللی و کشورهای منطقه مخالف تشکیلش نیستند، در کنار حقایقی که نشان می دهد کردها بخش جدایی ناپذیری از ایران هستند، چگونه کشوری خواهد شد و مردمانش چگونه زندگی خواهند کرد؟ آیا اصلاً مقدمات موجود برای تشکیل این کشور فرضی وجود دارد که برخی اندیشمندان در مورد شرایط بعد از آن تحلیل ارائه می دهند؟
در شرایط حساس کنونی که مدیریت مسئله نه بر عهده سیاست مداران و نیروهای نظامی و یا مردمی بلکه بر عهده نحبگان و اساتید و صاحب نظران است و آنها وظیفه دارند بر اساس واقعیت های موجود حقیقت ماجرا و آسیب های برآمده از آن را برای افکار عمومی شرح دهند، تحلیل هایی که برخی افراد چون هرمیداس باوند، سعید حجاریان و احمد نقیب زاده از تشکیل کشور کردستان ارائه می کنند و آن را یک حکم قطعی و سزاوار خوشحالی توصیف می کنند؛ تحلیل هایی که بیشتر به شوخی شبیه است و نه تنها با وقعیت انطباق ندارد بلکه امنیت ملی و تمامیت ارضی کشور را با تهدیدهای جدی رو به رو خواهد کرد.
این رخداد نگران کننده اگر به خوبی و با راهنمایی صاحب نظران مدیریت نشود در آینده به مراحل حساس و گزینه های دیگر کشیده خواهد شد و شاید به ریختن خون جوانان شایسته ایران منجر شود؛ اتفاقی که باید گفت همه در خون هایی که ریخته خواهد شد، مقصریم به ویژه اساتید و صاحب نظرانی که برای رعایت مصالح خود سکوت کردند و یا اندیشمندانی که عمداً یا سهواً به طبل نا امنی کشور می کوبند.
*دانشجوی دکتری جغرافیای سیاسی، دانشگاه تهران
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱۲
انتشار یافته: ۱
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



