گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۷۲۲۸۱
| | 3646 بازدید
جام جم
«سخني با نمايندگان ملت» عنوان يادداشت روزنامه جام جم به قلم بهروز پورسينا است كه در آن ميخوانيد:
در آخرين اخبار مربوط به لايحه هدفمند كردن يارانهها، روز گذشته يك خبر از ديگر اخبار برجستهتر بود: «مصوبه مجلس درباره هدفمند كردن يارانهها به كميسيون ويژه عودت داده شد تا مباحث كارشناسي بيشتري درباره آن مطرح شود و اگر لازم بود مصوبه تغيير كند.»
بسياري از گفتنيها در خصوص لايحه هدفمند كردن يارانهها طي 2 ماه گذشته، به سمع و نظر كارگزاران كشور و افكار عمومي رسيده است. اكنون نگاه رهبر معظم انقلاب، دولت محترم، آحاد مردم و بالاخره بخش قابل توجهي از دولتهاي دوست و دشمن، به مجلس شوراي اسلامي است كه در نهايت، چه قانوني را براي هدفمندي يارانهها از طريق مكانيزم آزادسازي قيمتهاي حاملهاي انرژي و كالاهاي اساسي مشمول دريافت يارانه، به قوه مجريه ابلاغ خواهد كرد.
اعتماد
«کشتن وکيل مدافع» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهمن کشاورز است كه در آن ميخوانيد:
خيلي از روزنامهها خبر را نقل کردند. خبر از ديد ژورناليستي جالب بود؛ قتل عامي با سلاح گرم در يکي از خانههاي اعيان نشين شمال.قتل و ضرب و جرح را معمولاً در زمره جرمهاي ارتکابي «يقه چرکين» ها مي دانند و «يقه سفيد» ها جرائمي چون اختلاس، کلاهبرداري و جعل مرتکب مي شوند. در عين حال قتل با سلاح گرم- آن هم به صورت کشتار گروهي- در کشور ما استثنايي است. هر چند اين اواخر به برکت وجود قاچاقچيان اسلحه ناظر فراواني کاربرد سلاح گرم در کشتارها هستيم و وضعيت نابسامان رواني و عصبي مردم و سست شدن «ترمزهاي» اخلاقي و وجداني در جامعه باعث شده است افراد بيشتري دست به قتل عام بزنند. البته «چرايي» هر دو اينها درخور تحقيق و بررسي اما از موضوع بحث فعلي ما بيرون است.
كيهان
«لبخند شيطان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
1-بودجه 55 ميليون دلاري پنتاگون كه به منظور جنگ نرم عليه ايران چندي پيش در كنگره آمريكا به تصويب رسيده بود، هفته گذشته و در آستانه 13 آبان- سالروز تسخير لانه جاسوسي و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني- توسط باراك اوباما امضا و تبديل به قانون شد. اين لايحه كه بند 1261 تا 1266 بودجه دفاعي پنتاگون را شامل مي شود «قانون قربانيان سانسور در ايران» ! ناميده شده است. بودجه مذكور قرار است براي نفوذ در ايران، مقابله با فيلترينگ سايتهاي ضد ايراني، آموزش الكترونيكي ايرانيان مخالف نظام و شبكه سازي اينترنتي براي آنان با هدف براندازي نرم هزينه شود.
رسالت
«کرسيهاي آزاد انديشي و مطالبات دانشجويان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
کرسيهاي آزاد انديشي و نظريه پردازي مطالبه 7 ساله رهبر معظم انقلاب از متوليان حوزه و دانشگاه، امروز به يک ضرورت و نياز عمومي بين دانشجويان تبديل شده است. حوادث پس از انتخابات نشان داد که دشمن با درک اهميت ويژه دانشگاه به عنوان نبض تپنده پيشرفت و اقتدار کشور، قشون پياده نظام جنگ نرم را در ميدانهاي علمي کشور پياده کرده است و فرايند جابجايي افکار، بهره برداريهاي ستيزآلود سياسي، بياعتماد سازي نخبگان، اعتبار زدايي و ... را در محيطهاي دانشگاهي و علمي مديريت مي کند.
ابتكار
«راديکاليزه شدن فضاي سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
بررسي فرآيند اعتراض و اتفاقات پس از انتخابات تا روز 13 آبان نشان مي دهد که اين حرکت رفته رفته راديکال تر شده و شعارها تغييرات ماهوي پيدا کرده است در نتيجه ميدان دار اعتراضات و پيشگامان اين حرکت دچار تغييرات بنيادي شده اند. اگر چه فاصله ما با جمعه سرنوشت حدود 5 ماه مي باشد اما هر لحظه از اين زمان چنان گذشته که براي توضيح سياسي، اجتماعي،فرهنگي تاريخ ايران زمين سطح تحليل متفاوتي را مي گشايد.
آفتاب يزد
«اي كاش احمدينژاد در تركيه تكذيب كند!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
از روزي كه تلويزيون تركيه به نقل از رجب طيب اردوغان ادعا كرد: «بازاريابي براي 50 درصد گاز استخراجي از ميادين گازي ايران توسط تركيه، به آن كشور سپرده شده است» بيش از دو هفته نميگذرد. اين ادعا توسط يك خبرگزاري نيمه دولتي ايران هم تكرار شد و تا چند روز، هيچ كس در ايران آن را تكذيب نكرد و نهايتا سه روز بعد همان خبرگزاري داخلي، به نحوي سوال برانگيز، به اصلاح خبر اوليهاي پرداخت كه توسط همين خبرگزاري منتشر و به نحوي تاييد كننده ادعاهاي منتسب به نخست وزير تركيه بود. اما اين تكذيب نتوانست بسياري از افراد و رسانهها را در داخل كشور قانع كند به طوري كه چند تن از نمايندگان مجلس، ضمن ابراز تاسف از بيخبري قوه مقننه نسبت به نحوه تنظيم قراردادهاي خارجي نفت و گاز، ابهامات خود در خصوص قرارداد اخير با تركيه را نيز بيان كردند.
جمهوري اسلامي
«بحران يمن و ضرورت اقدام» عنوان سرمقالهِ روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بحران شمال يمن اين روزها با آشكار شدن تدريجي «مولفههاي خارجي» ابعاد گسترده تري پيدا مي كند. اين پديده شرايطي را بر منطقه تحميل كرده كه تمامي ويژگيهاي يك «كانون جديد بحران» را با خود به همراه دارد.
تا اين اواخر دولت يمن به سركوب نيروهاي موسوم به «الحوثي» سرگرم بود و عمليات نظامي خود عليه شيعيان ساكن شمال يمن را به بهانه «برقراري نظم و امنيت» توجيه مي كرد ولي اين روزها دولت يمن از يكطرف بر شدت حملات زميني هوائي و توپخانه اي عليه شيعيان مظلوم يمن افزوده و از طرف ديگر ارتش عربستان با بمباران اين قسمت از خاك يمن به سركوب « شيعيان صعده » پرداخته و عليه آنها به جنايات جنگي متوسل شده است.
دنياي اقتصاد
«كارنامه سياستهاي اصل 44» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
يكي از ويژگيهاي مجزاكننده مديريت بخش دولتي از مديريت بخش خصوصي، اهداف است.
در حقيقت مديريت بخش خصوصي به گونهاي عمل ميكند كه با افزايش بهرههاي تكتك ذينفعان از جمله كارمندان، مشتريان و سهامداران، سود شركت به بالاترين ميزان ممكن افزايش يابد. در حالي كه مديريت بخش دولتي به دليل مصالح اجتماعي و عمومي، در عمل به نوعي فعاليت ميكند كه اهداف اجتماعي دولت تحقق يابد. اين رويكرد سبب ميشود در برخي موارد، سودآوري و حفظ حقوق ذينفعان در اولويتي بعد از مصالح اجتماعي و عمومي قرار گيرند.
حيات نو
«وظيفه نخبگان چيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم عماد افروغ است كه در آن ميخوانيد:
سياستمدار کسى است که سياست را مىشناسد، و قدرت و بزرگترين مظهر آن در شرايط کنوني، يعنى قدرت دولتى به همراه مباني، مولفهها، اجزا و شيوههاى دستيابى به آن را درک و به گونهاى تلاش مىکند بر اين قدرت تاثيرگذار باشد؛ خواه غيرمستقيم از طريق آگاهىبخشى و وارد آوردن فشار بر فضاى فعل و انفعالات قدرت رسمى و خواه به شکل مستقيم؛ يعنى به گونهاى براى ورود به قدرت دولتى گام بردارد و نقشى در دايره تصميمگيرى سياسى ايفا کند. ممکن است سياستمدار را بيشتر دايرمدار عرصه تصميمگيرى تعريف کنيم که وقتى به قدرت تصميمگيرى رسيد، سعى کند از ابزارهاى عدم تصميمگيرى هم استفاده کند و براى تحکيم قدرت خود به هژمونى و ابزارهاى استيلاى فرهنگى متمسک شود، ولى قدرت ديگرى نيز وجود دارد که مىتوان از آن به عنوان قدرت عدم تصميمگيرى ياد کرد. اين قدرت پيش از آنکه به توان تصميمگيرى تعريف شود، به اعتبار آن تعريف مىشود. بسيارى افراد هستند که شايد نشود به آنها سياستمدار به معناى متعارف آن گفت، ولى به گونهاى در سياست ما اثرگذارند و گروههاى منزلت نوعا اينچنين هستند.
مردم سالاري
«سقوط پرده آهنين» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم فروزان آصف نخعي است كه در آن ميخوانيد:
بسياري از جمله مارکسيستهاي ارتدکس برخي از تندروهاي کا گ ب معتقدند اين گورباچف بود که اتحاد جماهير شوروي را از روي نقشه جغرافيايي محو کرد و به جاي آن 12 کشور تازه تاسيس همچون قزاقستان، تاجيکستان و... براساس اصول قومي ونژادي پديد آورد. اين ارتجاع تاريخي درسوسياليسم واقعا موجود چگونه قابل توضيح است؟ ديوار برلين چگونه سقوط کرد؟ چرا ديوارها نمي توانستند در ذهن آزاديخواهان مانند گذشته لانه کنند؟ سوسياليسم واقعا موجود نه تنها به روياي مرحله پنجم تاريخي خود يعني ورود به دوره کمونيسم جهاني شده دست نيافت که درتورارتجاع قومي گرايي و نژادپرستي، تماميت ارضي خود را نيز از دست داد. ولي دراين باره روايت مارکسيستهاي ارتدکس تا چه اندازه قابل تاييد است؟ آيا گورباچف مي توانست کشوري که همه هويت تاريخي و منابع حاضر خود را در پاي جزميت ايدئولوژيک و منافع حزب حاکم قرباني کرده است نجات دهد؟ تحليلهاي مبتني برشخصيت گراييهاي تاريخ ساز اغلب گمراه کننده هستند و ما را از شناخت واقعيت فرآيند ساختاري، زمينهها و کنش گران فعال و غيرفعال باز مي دارند.
«سخني با نمايندگان ملت» عنوان يادداشت روزنامه جام جم به قلم بهروز پورسينا است كه در آن ميخوانيد:
در آخرين اخبار مربوط به لايحه هدفمند كردن يارانهها، روز گذشته يك خبر از ديگر اخبار برجستهتر بود: «مصوبه مجلس درباره هدفمند كردن يارانهها به كميسيون ويژه عودت داده شد تا مباحث كارشناسي بيشتري درباره آن مطرح شود و اگر لازم بود مصوبه تغيير كند.»
بسياري از گفتنيها در خصوص لايحه هدفمند كردن يارانهها طي 2 ماه گذشته، به سمع و نظر كارگزاران كشور و افكار عمومي رسيده است. اكنون نگاه رهبر معظم انقلاب، دولت محترم، آحاد مردم و بالاخره بخش قابل توجهي از دولتهاي دوست و دشمن، به مجلس شوراي اسلامي است كه در نهايت، چه قانوني را براي هدفمندي يارانهها از طريق مكانيزم آزادسازي قيمتهاي حاملهاي انرژي و كالاهاي اساسي مشمول دريافت يارانه، به قوه مجريه ابلاغ خواهد كرد.
اعتماد
«کشتن وکيل مدافع» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهمن کشاورز است كه در آن ميخوانيد:
خيلي از روزنامهها خبر را نقل کردند. خبر از ديد ژورناليستي جالب بود؛ قتل عامي با سلاح گرم در يکي از خانههاي اعيان نشين شمال.قتل و ضرب و جرح را معمولاً در زمره جرمهاي ارتکابي «يقه چرکين» ها مي دانند و «يقه سفيد» ها جرائمي چون اختلاس، کلاهبرداري و جعل مرتکب مي شوند. در عين حال قتل با سلاح گرم- آن هم به صورت کشتار گروهي- در کشور ما استثنايي است. هر چند اين اواخر به برکت وجود قاچاقچيان اسلحه ناظر فراواني کاربرد سلاح گرم در کشتارها هستيم و وضعيت نابسامان رواني و عصبي مردم و سست شدن «ترمزهاي» اخلاقي و وجداني در جامعه باعث شده است افراد بيشتري دست به قتل عام بزنند. البته «چرايي» هر دو اينها درخور تحقيق و بررسي اما از موضوع بحث فعلي ما بيرون است.
كيهان
«لبخند شيطان» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم حميد اميدي است كه در آن ميخوانيد:
1-بودجه 55 ميليون دلاري پنتاگون كه به منظور جنگ نرم عليه ايران چندي پيش در كنگره آمريكا به تصويب رسيده بود، هفته گذشته و در آستانه 13 آبان- سالروز تسخير لانه جاسوسي و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني- توسط باراك اوباما امضا و تبديل به قانون شد. اين لايحه كه بند 1261 تا 1266 بودجه دفاعي پنتاگون را شامل مي شود «قانون قربانيان سانسور در ايران» ! ناميده شده است. بودجه مذكور قرار است براي نفوذ در ايران، مقابله با فيلترينگ سايتهاي ضد ايراني، آموزش الكترونيكي ايرانيان مخالف نظام و شبكه سازي اينترنتي براي آنان با هدف براندازي نرم هزينه شود.
رسالت
«کرسيهاي آزاد انديشي و مطالبات دانشجويان» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم صالح اسکندري است كه در آن ميخوانيد:
کرسيهاي آزاد انديشي و نظريه پردازي مطالبه 7 ساله رهبر معظم انقلاب از متوليان حوزه و دانشگاه، امروز به يک ضرورت و نياز عمومي بين دانشجويان تبديل شده است. حوادث پس از انتخابات نشان داد که دشمن با درک اهميت ويژه دانشگاه به عنوان نبض تپنده پيشرفت و اقتدار کشور، قشون پياده نظام جنگ نرم را در ميدانهاي علمي کشور پياده کرده است و فرايند جابجايي افکار، بهره برداريهاي ستيزآلود سياسي، بياعتماد سازي نخبگان، اعتبار زدايي و ... را در محيطهاي دانشگاهي و علمي مديريت مي کند.
ابتكار
«راديکاليزه شدن فضاي سياسي» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم محمدعلي وکيلي است كه در آن ميخوانيد:
بررسي فرآيند اعتراض و اتفاقات پس از انتخابات تا روز 13 آبان نشان مي دهد که اين حرکت رفته رفته راديکال تر شده و شعارها تغييرات ماهوي پيدا کرده است در نتيجه ميدان دار اعتراضات و پيشگامان اين حرکت دچار تغييرات بنيادي شده اند. اگر چه فاصله ما با جمعه سرنوشت حدود 5 ماه مي باشد اما هر لحظه از اين زمان چنان گذشته که براي توضيح سياسي، اجتماعي،فرهنگي تاريخ ايران زمين سطح تحليل متفاوتي را مي گشايد.
آفتاب يزد
«اي كاش احمدينژاد در تركيه تكذيب كند!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
از روزي كه تلويزيون تركيه به نقل از رجب طيب اردوغان ادعا كرد: «بازاريابي براي 50 درصد گاز استخراجي از ميادين گازي ايران توسط تركيه، به آن كشور سپرده شده است» بيش از دو هفته نميگذرد. اين ادعا توسط يك خبرگزاري نيمه دولتي ايران هم تكرار شد و تا چند روز، هيچ كس در ايران آن را تكذيب نكرد و نهايتا سه روز بعد همان خبرگزاري داخلي، به نحوي سوال برانگيز، به اصلاح خبر اوليهاي پرداخت كه توسط همين خبرگزاري منتشر و به نحوي تاييد كننده ادعاهاي منتسب به نخست وزير تركيه بود. اما اين تكذيب نتوانست بسياري از افراد و رسانهها را در داخل كشور قانع كند به طوري كه چند تن از نمايندگان مجلس، ضمن ابراز تاسف از بيخبري قوه مقننه نسبت به نحوه تنظيم قراردادهاي خارجي نفت و گاز، ابهامات خود در خصوص قرارداد اخير با تركيه را نيز بيان كردند.
جمهوري اسلامي
«بحران يمن و ضرورت اقدام» عنوان سرمقالهِ روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
بحران شمال يمن اين روزها با آشكار شدن تدريجي «مولفههاي خارجي» ابعاد گسترده تري پيدا مي كند. اين پديده شرايطي را بر منطقه تحميل كرده كه تمامي ويژگيهاي يك «كانون جديد بحران» را با خود به همراه دارد.
تا اين اواخر دولت يمن به سركوب نيروهاي موسوم به «الحوثي» سرگرم بود و عمليات نظامي خود عليه شيعيان ساكن شمال يمن را به بهانه «برقراري نظم و امنيت» توجيه مي كرد ولي اين روزها دولت يمن از يكطرف بر شدت حملات زميني هوائي و توپخانه اي عليه شيعيان مظلوم يمن افزوده و از طرف ديگر ارتش عربستان با بمباران اين قسمت از خاك يمن به سركوب « شيعيان صعده » پرداخته و عليه آنها به جنايات جنگي متوسل شده است.
دنياي اقتصاد
«كارنامه سياستهاي اصل 44» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم عليرضا كديور است كه در آن ميخوانيد:
يكي از ويژگيهاي مجزاكننده مديريت بخش دولتي از مديريت بخش خصوصي، اهداف است.
در حقيقت مديريت بخش خصوصي به گونهاي عمل ميكند كه با افزايش بهرههاي تكتك ذينفعان از جمله كارمندان، مشتريان و سهامداران، سود شركت به بالاترين ميزان ممكن افزايش يابد. در حالي كه مديريت بخش دولتي به دليل مصالح اجتماعي و عمومي، در عمل به نوعي فعاليت ميكند كه اهداف اجتماعي دولت تحقق يابد. اين رويكرد سبب ميشود در برخي موارد، سودآوري و حفظ حقوق ذينفعان در اولويتي بعد از مصالح اجتماعي و عمومي قرار گيرند.
حيات نو
«وظيفه نخبگان چيست؟» عنوان يادداشت روز روزنامه حيات نو به قلم عماد افروغ است كه در آن ميخوانيد:
سياستمدار کسى است که سياست را مىشناسد، و قدرت و بزرگترين مظهر آن در شرايط کنوني، يعنى قدرت دولتى به همراه مباني، مولفهها، اجزا و شيوههاى دستيابى به آن را درک و به گونهاى تلاش مىکند بر اين قدرت تاثيرگذار باشد؛ خواه غيرمستقيم از طريق آگاهىبخشى و وارد آوردن فشار بر فضاى فعل و انفعالات قدرت رسمى و خواه به شکل مستقيم؛ يعنى به گونهاى براى ورود به قدرت دولتى گام بردارد و نقشى در دايره تصميمگيرى سياسى ايفا کند. ممکن است سياستمدار را بيشتر دايرمدار عرصه تصميمگيرى تعريف کنيم که وقتى به قدرت تصميمگيرى رسيد، سعى کند از ابزارهاى عدم تصميمگيرى هم استفاده کند و براى تحکيم قدرت خود به هژمونى و ابزارهاى استيلاى فرهنگى متمسک شود، ولى قدرت ديگرى نيز وجود دارد که مىتوان از آن به عنوان قدرت عدم تصميمگيرى ياد کرد. اين قدرت پيش از آنکه به توان تصميمگيرى تعريف شود، به اعتبار آن تعريف مىشود. بسيارى افراد هستند که شايد نشود به آنها سياستمدار به معناى متعارف آن گفت، ولى به گونهاى در سياست ما اثرگذارند و گروههاى منزلت نوعا اينچنين هستند.
مردم سالاري
«سقوط پرده آهنين» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم فروزان آصف نخعي است كه در آن ميخوانيد:
بسياري از جمله مارکسيستهاي ارتدکس برخي از تندروهاي کا گ ب معتقدند اين گورباچف بود که اتحاد جماهير شوروي را از روي نقشه جغرافيايي محو کرد و به جاي آن 12 کشور تازه تاسيس همچون قزاقستان، تاجيکستان و... براساس اصول قومي ونژادي پديد آورد. اين ارتجاع تاريخي درسوسياليسم واقعا موجود چگونه قابل توضيح است؟ ديوار برلين چگونه سقوط کرد؟ چرا ديوارها نمي توانستند در ذهن آزاديخواهان مانند گذشته لانه کنند؟ سوسياليسم واقعا موجود نه تنها به روياي مرحله پنجم تاريخي خود يعني ورود به دوره کمونيسم جهاني شده دست نيافت که درتورارتجاع قومي گرايي و نژادپرستي، تماميت ارضي خود را نيز از دست داد. ولي دراين باره روايت مارکسيستهاي ارتدکس تا چه اندازه قابل تاييد است؟ آيا گورباچف مي توانست کشوري که همه هويت تاريخي و منابع حاضر خود را در پاي جزميت ايدئولوژيک و منافع حزب حاکم قرباني کرده است نجات دهد؟ تحليلهاي مبتني برشخصيت گراييهاي تاريخ ساز اغلب گمراه کننده هستند و ما را از شناخت واقعيت فرآيند ساختاري، زمينهها و کنش گران فعال و غيرفعال باز مي دارند.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


