چرا «نقد حاكميت» با استقبال زياد روبهرو ميشود؟
سرویس فرهنگی ـ مقوله نقد و ایجاد فرهنگ انتقاد و انتقادپذیری مقولهای است که بارها و بارها در تعالیم ناب تشیع و بزرگان دینی و سیاسی ما بر اهمیت آن تأکید شده و محور همه آنها این است که نقد در هر سطح و از هر کسی که باشد بدون شک مسیر رشد و تعالی را هموارتر میکند.
این تعالیم و توصیهها البته همیشه بر یک جمله شرطیه استوار بوده و آن عبارت است از اینکه نقد، نخست باید از خود آغاز شده و در ضمن با محوریت اخلاق، انصاف و تقوای سیاسی همراه باشد.
به گزارش خبرنگار فرهنگی «تابناك»، در ماههای اخیر، عرضه محصولات فرهنگی ـ هنری آغشته و یا مدعی نقد حاكمیت با استقبال خوب مردم به عنوان توده اصلی و قاعده جمهوری اسلامی روبهرو شده و این امر، بیتردید محصول یكسری عوامل تدریجی است كه اینچنین محصول فرهنگی با طعم نقد را در صدر اخبار و تقاضا قرار داده است.
با نگاهی به مدیریت فرهنگی در برخی مقاطع و به علت سیاستزدگی محض و نگاه امنیتی ـ سیاسی به حوزه فرهنگ بویژه در بحث آزاداندیشی و تولید آثار فرهنگی ـ هنری باید پذیرفت كه نگرش مردم، نخبگان و هنرمندان در روزگار کنونی در نتیجه چنین اعمال سلیقه و پروسهای دراز مدت و توسط افراد غیر فرهنگی، خواه ناخواه به سمت «انتقاد» حركت میكند و آثار هنری به عنوان رسانههایی فراگیر برای درگیر كردن مخاطب با موضوعات روز به «نقد و نقادی» روی میآورند.
برای نمونه، استقبال از نمایشهای ماههای اخیر كه با محتوایی نقادانه به اجرا درآمدند مانند «باغ شكرپاره، خشكسالی و دروغ و رمولوس كبیر»، مؤید این رویكرد مردمی است یا پخش فیلم سینمایی «كتاب قانون» و حتی مجموعه تلویزیونی مسافران كه هر یك به علت انتقاد از جریان مدیریت و رفتار آحاد جامعه با استقبال مردم روبهرو شده است.
بنا بر این گزارش، نمایش رمولوس كبیر كار نادر برهانی مرند كه این شبها در تالار مركزی تئاتر شهر روی صحنه میرود و با استقبال فوقالعاده مردم روبهرو شده، هرچند مانند دو نمونه پیشین با زبان طنز به «نقد حاكمیت» و امپراتوری رم میپردازد، دارای نكات ویژهای است كه از دل متن بسیار پخته «فردریش دورنمات» بر دیالوگها و اجرای خوب بازیگران ظاهر شده است.
در واقع، در پس لبخندهای ظاهری مخاطب، نگاهی طنز، تلخ و گاه واقعگرایانهای به «قدرت و حاكمان» صورت گرفته و توانسته به خوبی برخی ضعفهای مدیریتی و برنامهریزی را پیش چشم مخاطب قرار دهد كه البته عاری از ضعف و خطا هم نیست؛ اما پرسش اصلی این است كه چگونه در روزگار کنونی این نوع اثر فرهنگی ـ هنری مشتری بسیاری پیدا كرده است؛ آن هم وقتی بیننده از پس 140 دقیقه حضور در یك سالن تاریك با رضایت خاطر از تئاتر شهر خارج میشود و یا تا روزها درگیر دیالوگها و رفتارهای بازیگران كتاب قانون است و یا اینكه منتظر سكانس پایانی مجموعه مسافران است تا گزارش گروه اعزامی كنفدراسیون به زمین را بشنود و خندههایی تلخ همراه با تأیید و تأسف بر چهره بنشاند؟
هرچند كتاب قانون و مسافران در دو وجه «مردم و مسئولان»، آیینه نقد را به دست گرفته اما وجه مشتركشان با رمولوس كبیر، بیان «انتقاد از دریچه طنز» است.
برخی از بینندگان این نمایشها در گفتوگو با خبرنگار ما، درباره علت استقبال از اینگونه آثار فرهنگی ـ هنری را با تأكید بر اینكه «شعارزدگی به شدت كشور را در بر گرفته»، اینگونه بیان میكنند كه نظام ما دارای نقاط ضعفی است كه این مشكلات باید بیان شود و با هشدار به مسئولان در صدد حل مشكلات و معضلات بود، چرا كه این مسأله با خوشبینی و شعار و نصیحت حل شدنی نیست.
بررسیهای خبرنگار ما نشان میدهد كه موج نقدطلبی و انتقاد محوری، در حالی بین مردم روز به روز بیشتر و عمیقتر میشود كه همچنان برخی مسئولان از نقد به «دشمنی» تعبیر و یاد میكنند و با سنگرگیری پشت سر نظام و ارکان آن، خود را در هالهای مقدس، در امان از هرگونه نقد نگاه داشته و اجازه نقادی به رسانهها را نمیدهند؛ فارغ از اینکه آنها تنها کارگزار نظامند نه اصل نظام.
بنا بر این گزارش، نكتهای که به باور بسیاری از كارشناسان رسانه، علتالعلل تشنگی مردم و نخبگان برای نقد و رویكرد فعال به نقد محوری است، همین جهتگیری نادرست درباره نقد نشدن و البته نقدناپذیری است؛ چه در تولید و توزیع و چه در اقبال عمومی؛ عنصری كه این روزها شدیدا در اصلیترین رسانه كشور دیده و شنیده نمیشود و خود دلیلی بر برخی نارضایتیها از رسانه ملی شده است.
با نگاهی گذرا به بیانات امام راحل و رهبر معظم انقلاب به روشنی قابل دریافت است كه انقلاب اسلامی بدون نگاه متنتقدانه، هرگز نمیتواند به آرمانها و اهداف خود دست یابد و این امر در آغاز دهه چهارم انقلاب و بمباران اطلاعاتی و رسانهای غرب، بیش از هر زمان دیگر ضروری به نظر میرسد.
البته نقد از درون علاوه بر رفع معایب و تقویت نقاط مثبت نظام، میتواند ما را از حضور و خط دهی رسانههای بیگانه در امور داخلی كشور بینیاز كند. در واقع با تلنگر خودیها، نیاز به پروندهسازی و جریان سازی رسانههای بیگانه نیست و حمایت و هدایت رسانهها و هنرمندان در راستای «نقد»، عقل محور و منصفانه باعث رونق این جریان در مقابل تكگویی و تكصدایی میشود.
گفتنی است، كارشناسان امر رسانه بر این باورند که نگاه نقدمحور هنرمندان هرگز با مدیران بیبرنامه غیر فرهنگی و همچنین كپیبرداریهای بی مبنا و ولخرجیهای گسترده حاصل نمیشود و «محدودیتها»، باعث شده كه جریان نقد خود را در پناه فعالیتهای طنز و كمدی نشان دهد.
البته باید آسیبشناسی كرد كه چرا یكباره نگاه مردم به سمت فرهنگ و هنر منتقدانه معطوف شده است؛ هرچند این خاصیت هنر مطلوب از نگاه انقلاب اسلامی است، اما این عطش و نبود زیرساختهای رسانهای در كشور، میتواند در دراز مدت و پناه بردن مخاطب به رسانههای بیگانه و آثار فرهنگی ـ هنری زیرزمینی خطرناك باشد!
از سرنوشت توکلی عبرت بگیرید!!!!!!!!!!!!!!
اصلا تو سیستم مشگلی وجود نداره که بخواد نقدی صورت بگیره....!
چند مشگل کوچیک در سطح بین المللی وجود داره که اون رو هم خودمون مدیریت می کنیم....!
نکنه اتفاقی افتاده؟؟؟؟
رییس جمهور دو روز نیستش داری میتازونیها!





