ضرورت تأمل در يك پيشنهاد درباره دانشگاه ها
دکتر كرم سياوشي
کد خبر: ۷۱۹۱۱
| | 3216 بازدید
اوايل آبان ماه جاري، سخنان يكي از مراجع معظم تقليد«حفظهم الله» مبني بر « لزوم تفكيك دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه ها و مراكز آموزش عالي» و « ضرورت تأسيس دانشگاههايي مستقل براي دختران و پسران در سراسر كشور» از سوي خبرگزاري ها و مطبوعات و فضاي رسانه اي مكتوب و مجازي منتشر گرديد[1].
ممكن است افرادي با شنيدن اين خبر و اين ديدگاه، شتابزده و بدون تأمل قضاوت نموده، گوينده ي اين سخن يا طرفداران اين بينش را به «تحجر» و «قشري گرايي» و ديگر القاب مرسوم در اين وادي متهم نمايند! البته در كنار خيل خروشان انديشمندان و محققان و افراد متأمِّل، وجود چنين واكنش هايي نيز طبيعي به نظر مي رسد و تا آن هنگام كه چنين مخالفت ها و مقاومت هايي از بابِ بي اطلاعي و يا به خاطر بي توجهي نسبت به عمقِ فاجعه(يا به تعبير بهتر: عمق اثرگذاري يك امر ناپسند) باشد، بدون هرگونه انگِ ناپسند زدن به اين گونه افراد، لازم است تا متين و مقاوم به روشنگري و شفاف سازي در اين عرصه پرداخت و در اثبات حقيقت(و يا واقعيت تلخي) كه با آن مواجه ايم، كوتاه نيامد.
ناگفته پيداست كه وجود چنين دغدغه هايي در ميان عالمان و متفكران ديني، علاوه بر آنكه از وظايف ذاتي آنها به حساب مي آيد، ناشي از شكل گيري بستر و فضايي است كه در پرتو رخداد انقلاب شكوهمند اسلامي و شكل گيري حكومتي است كه مي كوشد تا داعيه دار حركت بر مبناي قوانين و معيارهاي اسلامي - و البتّه به شكلي معقول - باشد و در صدد است تا وراي تلخي ها و انحرافات و بن بست هايي كه در دنياي كنوني ساري است، در مسير كسب رضايت خالق و رشد و هدايت مخلوق ره بسپرد.نيز اين درخواست ناشي از مطالبه ي جدّي مؤمنان و خداباوران و خوفناكاني است كه هم مي خواهند در اين دنيا زندگي پاك و عفيفانه اي براي خود و فرزندان خويش رقم بزنند و هم از عذاب و خشم الهي بيمناكند و زبان حالشان اين است كه: « إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريراً»[2]
صعب و سخت بودن تحقق و به انجام رسيدن اين كنش و كوشش فرهنگي از يك سو و از ديگر سو تلاش بدخواهانه و خباثت آميز دنيا طلبان و ناباوران به رشد و تكامل روحي انسان و قائلان به نگاه صرفاً جسمي و جسدي به بشر اين اشرف آفريدگان و موجودي كه جهان هستي با همه ي اُبهت و عظمت و دهش افكني آن صرفاً براي خدمت به وي آفريده شده است، مانع از شكل گيري حركتي متوازن و فزاينده به سوي اهداف طراحي شده گرديده است!
در اين مسير آزادي خواهي بي قيد و شرط و خودمختاري طلبي خسارت آميزِ افرادي كه مخاطب و موضوع تحول و تكامل هستند« بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ »[3] به ويژه آنان كه در پرتو تربيت نادرست و غير هدفمند به سوي برازندگي هاي روحي و تعالي نفس، اصلاً به چنين رشد و رهي نه تنها باور ندارند كه در برابر جويندگان و پويندگان آن نيز سنگ اندازي و مانع تراشي مي كنند! چنانكه هرگاه حركت و جنبشي در پيمودن اين مسير نورافزا و رشدآفرين از سوي افراد و گروهاي انساني يا برخي ممالك بيدار، شكل گيرد، صاحبان منافع و منابع مادي كه در اثر جهل و بي خبري ديگران به اين امتيازات سرشار دست يافته اند، دچار بي خوابي شده و روز و شب براي متوقف نمودن اين حركت و شتاب، به تدبير و چاره انديشي(مكاري و حيله گري) مي پردازند و البته مخاطب نيز تا آن هنگام كه توشه و مايه ي درخوري از فهم و تشخيص درست را با خود به همراه نداشته باشد، دير يا زود فريفته ي مكر و مكيده ي زراندود و نقره فام اين سارقان هويت گرانبار بشري مي شوند!
البته براي آنكس كه به مقدمه ي فوق(امكان شكوفايي و شاكله بندي درست انسان فقط در پرتو دستورات آسماني و با مدد عقل متكي به آن) باور ندارد و در شمار افراد بي تفاوت به ارزشها و آموزه هاي و موازين و معيارهاي الهي و آسماني (سكولار) يا دشمنان اين تعاليم(لائيك) به شمار مي آيد، هرچه در تأكيد بر راهكارها و برنامه هاي ديني و وحياني گفته شود، بي نتيجه و بسان « آب در هاون كوبيدن » خواهد بود! از اين رو، در اين مقال سخن ما متوجه كساني است كه دغدغه و درد زندگي در سايه سار رهنمودهاي الهي و سيره ي پيامبران و مصلحان خداباور و مرگ انديش را داشته، به فرمان هاي گرانبار و مسؤوليت ساز:
« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»[4]،« أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ »[5]،« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »[6]،« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ »[7]،« إنا عَرضنا الأمانة علي السماوات و الارض و الجبال فأبين أن يحملنها و حملها الإنسان...»[8] از ژرفاي جان و با عمق ايمان باورمندند يا اينكه لااقل خير و خوبي معاش و زندگي نقد خويش را در پيمودن اين راه و التزام به آن مي دانند.
براي زدودن پاره اي ابهامات و يا اتهاماتي كه ممكن است از سوي برخي مطرح شود لازم است تذكر داده شود كه در بينش اسلامي و در مكتب فكري اهل البيت«عليهم السلام» مانع و محدوديتي براي سوادآموزي و دانش اندوزي قشر زنان و دختران وجود ندارد و شعار بلند « طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة »[9] بر تارك آموزه هاي اصيل اسلامي مي درخشد لذا مرجع معظم فوق الذكر نيز درخواست و پيشنهاد خود را همراه با تأكيد بر ضرورت دانش افزايي زنان و دختران مسلمان و ضرورت فرزانگي و هوشمندي آنها مطرح نموده و با اشاره به اهميت اين مسأله در دين مبين اسلام اظهار مي دارد: « در دين مبين اسلام تاكيد بسيار زيادي بر فراگيري علم و دانش و كسب دانايي و معرفت شده و مسئله جهالت به شدت مورد نكوهش قرار گرفته است؛ چنانكه جهالت از سوي همه انبيا و اوصيا نفي شده است »[10].
لذا جايي براي طرح اتهام هاي احتمالي مبني بر مخالفت ايشان يا حاميان اين ايده با دانش اندوزي زنان وجود ندارد و مخالفان نمي توانند مقاصد اصلي خود را در پوشش چنين بهانه ها و ادعاهايي مطرح نمايند؛ بعلاوه وي اين سخن را در ديدار با دانشجويان دختر و مسؤولان يك مركز آموزش عالي مختص به زنان مطرح نموده لذا با اشاره به آسيبهاي ناشي از اختلاط دختر و پسر در محيطهاي دانشگاهي و جهت آرامش هر دو دسته از دانشجويان فرموده اند:« بايد دانشگاههايي مستقل براي دختران و پسران در سراسر كشور تاسيس شود تا دانشجويان دختر و پسر در اين دانشگاهها به راحتي بتوانند تحصيل كنند»[11].
براين اساس اين اتهام احتمالي بكلي منتفي است و به پيشنهاد اين شخصيت فرزانه بايد صرفاً از دريچه ي احساس مسؤوليت و آشنايي حضرت ايشان با آسيب هايي كه به سبب اختلاط دختران و پسران در دانشگاه ها رخ داده است، نگريست؛ چنانكه وي از انتقاد ديگر دلسوزان و از نگراني اوليا دانشجويان از اين امر خبر داده است.
نويسنده ي اين گفتار كه توفيق تحصيل و تدريس در چند دانشگاه را با خود به همراه دارد در هر دو دوره ي اين حضور( هم تحصيل و هم تدريس) با آسيب ها و زيان هاي آموزشي و پرورشي و اجتماعي اين اختلاط ناپسند و نابحق آشناست لذا اين « تذكر» و «دعوت به تأمل» را از سر بي اطلاعي يا كم اطلاعي مطرح ننموده است. لازم است بدانيم كه هم اكنون حتّي كشورهاي با نظام سكولار نيز به سبب تجربيات تلخ اين اختلاط در انديشه ي تفكيك دانش آموزان و دانشجويان دختر و پسر در مراكز آموزشي برآمده و اقداماتي را در اين راستا تحقق بخشيده اند[12] حتّي گاهي مي شنويم كه در فلان كشور كه به ارزش هاي ديني بي توجه است به خاطر همين آسيبهاي غير قابل انكار، محل اسقرار زنان و مردان را در وسايل حمل و نقل درون شهري مجزا نموده اند. بنابراين پي گيري و مطالبه ي اين تفكيك و تمايز از خواسته هاي به حق مصلحان و مربيان مذهبي و همه ي آزادي خواهان هوشمند و بافراست است و طبيعي كه به تدريج در پي تحقق آن برآمد و شرايط لازم را براي اين امر فراهم نمود.
پيشنهاد
گام اول:
براي تحقق اين امر ستُرگ به عنوان اولين گام، و با توجه به تعداد زياد دانشجويان دختر و پسر در مراكز آموزشي سطح كشور، پيشنهاد اين است كه: در ارائه ي دروس عمومي كه همه ي دانشجويان رشته هاي مختلف آن دروس را به صورت يكسان إنتخاب مي كنند به صورت متمركز عمل شود و اين گونه دروس همچون دروس گروه معارف، زبان انگليسي عمومي، ادبيات فارسي مشترك، آيين زندگي، و ... هم در سطح يك گروه آموزشي و هم در سطح دانشكده و بالأخص در سطح دانشگاه به سهولت قابليت ارائه ي مجزا براي دختران و پسران را دارد و اهمال در انجام اين امر به هيج وجه توجيه پذير نيست. علاوه بر اين برخي دروس در ميان رشته هاي مختلف يك گروه علمي مانند: علوم پايه و... مشترك است لذا اين گونه دروس را نيز مي توان به صورت متمركز و براي دانشجويان دختر و پس مجزا ارائه نمود.
گام دوم:
با توجه به گزينش تعداد زياد دانشجو در اكثر رشته هاي دانشگاهي و وجود دانشجويان شبانه و روزانه كه عمدتاً در هر ترم دو كلاسِ مجزا براي اين دانشجويان در هر رشته برگزار مي گردد، نيز با ايجاد ساختمان ها و شعبات جديد براي دانشگاه هاي اصلي و جامع سراسر كشور يا اختصاص برخي از ساختمان هاي موجود به دانشجويان دختر يا بالعكس، مسؤولان دانشگاهي و كشوري به جاي پي گيري« طراحی مد لباس براي دانشجو »[13] و براي جلوگيري از اظهارِ مستمر اين سخنِ درست كه: « شأن دانشگاه لباس مهماني و عروسي نيست»[14] به سهولت و به تدريج مي توانند به تحقق اين مهم دست يابند.
در پايان لازم است به اين نكته ي مهم اشاره رود كه: نگاه كلاني كه در ارتباط با اسلامي شدن دانشگاه ها از سوي مسؤولين طراز اول نظام در طول ساليان گذشته و هم اكنون مطرح است نبايد لزوماً با مسأله ي تفكيك دانشجويان دختر و پسر تعريف و توصيف شود؛ چه « انجام اين تفكيك هرچند هزينههايي را نيز در بردارشته باشد[15]» به صورتي معقول، ضروري است و بخشي از آسيبهاي آموزشي و اجتماعي را در ميان قشر دانشجو كنترل مي كند و نبايد با طرح بهانه هاي ناصواب از آن صرفنظر كرد لكن همان گونه كه برخي از انديشمندان فرموده اند:« اگر اصلاح دانشگاه [و اسلامي نمودن آن] به ايجاد نمازخانه يا دفتر مقام رهبري در دانشگاه تعريف شود و يا به جدايي دختران و پسران و إعمال [اجباري] حجاب منحصر گردد اين اسلامي كردن نخواهد بود بلكه "اسلام مالي خواهد بود»[16]
چه اساس تحول و اصلاح در دانش و دانشگاه، منوط و مشروط به تغيير نگاه كنوني و شكل گيري نگاهي الهي، اسلامي و انساني به دانش و دانش اندوزي از سوي مسؤولان، اعضاي هيأت علمي و دانشجويان دانشگاه است.
به اميد تحقق اين نگاه جديد و سازنده
دکتر كرم سياوشي/ عضو هيأت علمي دانشگاه/ k.siyavoshi@gmail.com
پي نوشت ها:
1. لازم به ذكر است كه اين پيشنهاد، پيش از اين نيز از سوي يكي ديگر از علماي برجسته مطرح گرديده است.ر.ك: خبرگزاري ايسنا، گزارش ديدار رييس دانشگاه آزاد اسلامي با رييس موسسه امام صادق(آيت الله سبحاني)
2. انسان/ آيه10.
3. قيامت/آيه5.
4. قمر/آيه17.
5. آلعمران/آيه32.
6. تغابن/آيه16.
7. ذاريات/آيه56 .
8. احزاب/آيه72.
9. مستدرک الوسائل، ج17، ص249، بحار، ج1، ص177 به نقل از عوالی اللئالی، ج2، ص32 و تنبیه الخواطر، ص409.
10. سايت خبري تابناك:www.tabnak.ir
11. همان
12. ر.ك: الف) سايت دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، «طرح جدا سازي پسران از دختران در مدارس کانادا»: http://www.womenrc.ir
ب) تفكيك كلاس دختران و پسران در دانشگاه:www.balatarin.com/permlink/
13. www.ghatar.com/
14. خبرگزاري بين المللي زنان ايران: www.womenpress.ir/
15. خبرگزاري ايسنا، گزارش ديدار رييس دانشگاه آزاد اسلامي با رييس موسسه امام صادق(آيت الله سبحاني)
16. آيت الله جوادي آملي، به نقل از سايت ایلنا
ممكن است افرادي با شنيدن اين خبر و اين ديدگاه، شتابزده و بدون تأمل قضاوت نموده، گوينده ي اين سخن يا طرفداران اين بينش را به «تحجر» و «قشري گرايي» و ديگر القاب مرسوم در اين وادي متهم نمايند! البته در كنار خيل خروشان انديشمندان و محققان و افراد متأمِّل، وجود چنين واكنش هايي نيز طبيعي به نظر مي رسد و تا آن هنگام كه چنين مخالفت ها و مقاومت هايي از بابِ بي اطلاعي و يا به خاطر بي توجهي نسبت به عمقِ فاجعه(يا به تعبير بهتر: عمق اثرگذاري يك امر ناپسند) باشد، بدون هرگونه انگِ ناپسند زدن به اين گونه افراد، لازم است تا متين و مقاوم به روشنگري و شفاف سازي در اين عرصه پرداخت و در اثبات حقيقت(و يا واقعيت تلخي) كه با آن مواجه ايم، كوتاه نيامد.
ناگفته پيداست كه وجود چنين دغدغه هايي در ميان عالمان و متفكران ديني، علاوه بر آنكه از وظايف ذاتي آنها به حساب مي آيد، ناشي از شكل گيري بستر و فضايي است كه در پرتو رخداد انقلاب شكوهمند اسلامي و شكل گيري حكومتي است كه مي كوشد تا داعيه دار حركت بر مبناي قوانين و معيارهاي اسلامي - و البتّه به شكلي معقول - باشد و در صدد است تا وراي تلخي ها و انحرافات و بن بست هايي كه در دنياي كنوني ساري است، در مسير كسب رضايت خالق و رشد و هدايت مخلوق ره بسپرد.نيز اين درخواست ناشي از مطالبه ي جدّي مؤمنان و خداباوران و خوفناكاني است كه هم مي خواهند در اين دنيا زندگي پاك و عفيفانه اي براي خود و فرزندان خويش رقم بزنند و هم از عذاب و خشم الهي بيمناكند و زبان حالشان اين است كه: « إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَريراً»[2]
صعب و سخت بودن تحقق و به انجام رسيدن اين كنش و كوشش فرهنگي از يك سو و از ديگر سو تلاش بدخواهانه و خباثت آميز دنيا طلبان و ناباوران به رشد و تكامل روحي انسان و قائلان به نگاه صرفاً جسمي و جسدي به بشر اين اشرف آفريدگان و موجودي كه جهان هستي با همه ي اُبهت و عظمت و دهش افكني آن صرفاً براي خدمت به وي آفريده شده است، مانع از شكل گيري حركتي متوازن و فزاينده به سوي اهداف طراحي شده گرديده است!
در اين مسير آزادي خواهي بي قيد و شرط و خودمختاري طلبي خسارت آميزِ افرادي كه مخاطب و موضوع تحول و تكامل هستند« بَلْ يُريدُ الْإِنْسانُ لِيَفْجُرَ أَمامَهُ »[3] به ويژه آنان كه در پرتو تربيت نادرست و غير هدفمند به سوي برازندگي هاي روحي و تعالي نفس، اصلاً به چنين رشد و رهي نه تنها باور ندارند كه در برابر جويندگان و پويندگان آن نيز سنگ اندازي و مانع تراشي مي كنند! چنانكه هرگاه حركت و جنبشي در پيمودن اين مسير نورافزا و رشدآفرين از سوي افراد و گروهاي انساني يا برخي ممالك بيدار، شكل گيرد، صاحبان منافع و منابع مادي كه در اثر جهل و بي خبري ديگران به اين امتيازات سرشار دست يافته اند، دچار بي خوابي شده و روز و شب براي متوقف نمودن اين حركت و شتاب، به تدبير و چاره انديشي(مكاري و حيله گري) مي پردازند و البته مخاطب نيز تا آن هنگام كه توشه و مايه ي درخوري از فهم و تشخيص درست را با خود به همراه نداشته باشد، دير يا زود فريفته ي مكر و مكيده ي زراندود و نقره فام اين سارقان هويت گرانبار بشري مي شوند!
البته براي آنكس كه به مقدمه ي فوق(امكان شكوفايي و شاكله بندي درست انسان فقط در پرتو دستورات آسماني و با مدد عقل متكي به آن) باور ندارد و در شمار افراد بي تفاوت به ارزشها و آموزه هاي و موازين و معيارهاي الهي و آسماني (سكولار) يا دشمنان اين تعاليم(لائيك) به شمار مي آيد، هرچه در تأكيد بر راهكارها و برنامه هاي ديني و وحياني گفته شود، بي نتيجه و بسان « آب در هاون كوبيدن » خواهد بود! از اين رو، در اين مقال سخن ما متوجه كساني است كه دغدغه و درد زندگي در سايه سار رهنمودهاي الهي و سيره ي پيامبران و مصلحان خداباور و مرگ انديش را داشته، به فرمان هاي گرانبار و مسؤوليت ساز:
« وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»[4]،« أَطيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرينَ »[5]،« فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ اسْمَعُوا وَ أَطيعُوا وَ أَنْفِقُوا خَيْراً لِأَنْفُسِكُمْ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »[6]،« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ »[7]،« إنا عَرضنا الأمانة علي السماوات و الارض و الجبال فأبين أن يحملنها و حملها الإنسان...»[8] از ژرفاي جان و با عمق ايمان باورمندند يا اينكه لااقل خير و خوبي معاش و زندگي نقد خويش را در پيمودن اين راه و التزام به آن مي دانند.
براي زدودن پاره اي ابهامات و يا اتهاماتي كه ممكن است از سوي برخي مطرح شود لازم است تذكر داده شود كه در بينش اسلامي و در مكتب فكري اهل البيت«عليهم السلام» مانع و محدوديتي براي سوادآموزي و دانش اندوزي قشر زنان و دختران وجود ندارد و شعار بلند « طلب العلم فريضة علي كل مسلم و مسلمة »[9] بر تارك آموزه هاي اصيل اسلامي مي درخشد لذا مرجع معظم فوق الذكر نيز درخواست و پيشنهاد خود را همراه با تأكيد بر ضرورت دانش افزايي زنان و دختران مسلمان و ضرورت فرزانگي و هوشمندي آنها مطرح نموده و با اشاره به اهميت اين مسأله در دين مبين اسلام اظهار مي دارد: « در دين مبين اسلام تاكيد بسيار زيادي بر فراگيري علم و دانش و كسب دانايي و معرفت شده و مسئله جهالت به شدت مورد نكوهش قرار گرفته است؛ چنانكه جهالت از سوي همه انبيا و اوصيا نفي شده است »[10].
لذا جايي براي طرح اتهام هاي احتمالي مبني بر مخالفت ايشان يا حاميان اين ايده با دانش اندوزي زنان وجود ندارد و مخالفان نمي توانند مقاصد اصلي خود را در پوشش چنين بهانه ها و ادعاهايي مطرح نمايند؛ بعلاوه وي اين سخن را در ديدار با دانشجويان دختر و مسؤولان يك مركز آموزش عالي مختص به زنان مطرح نموده لذا با اشاره به آسيبهاي ناشي از اختلاط دختر و پسر در محيطهاي دانشگاهي و جهت آرامش هر دو دسته از دانشجويان فرموده اند:« بايد دانشگاههايي مستقل براي دختران و پسران در سراسر كشور تاسيس شود تا دانشجويان دختر و پسر در اين دانشگاهها به راحتي بتوانند تحصيل كنند»[11].
براين اساس اين اتهام احتمالي بكلي منتفي است و به پيشنهاد اين شخصيت فرزانه بايد صرفاً از دريچه ي احساس مسؤوليت و آشنايي حضرت ايشان با آسيب هايي كه به سبب اختلاط دختران و پسران در دانشگاه ها رخ داده است، نگريست؛ چنانكه وي از انتقاد ديگر دلسوزان و از نگراني اوليا دانشجويان از اين امر خبر داده است.
نويسنده ي اين گفتار كه توفيق تحصيل و تدريس در چند دانشگاه را با خود به همراه دارد در هر دو دوره ي اين حضور( هم تحصيل و هم تدريس) با آسيب ها و زيان هاي آموزشي و پرورشي و اجتماعي اين اختلاط ناپسند و نابحق آشناست لذا اين « تذكر» و «دعوت به تأمل» را از سر بي اطلاعي يا كم اطلاعي مطرح ننموده است. لازم است بدانيم كه هم اكنون حتّي كشورهاي با نظام سكولار نيز به سبب تجربيات تلخ اين اختلاط در انديشه ي تفكيك دانش آموزان و دانشجويان دختر و پسر در مراكز آموزشي برآمده و اقداماتي را در اين راستا تحقق بخشيده اند[12] حتّي گاهي مي شنويم كه در فلان كشور كه به ارزش هاي ديني بي توجه است به خاطر همين آسيبهاي غير قابل انكار، محل اسقرار زنان و مردان را در وسايل حمل و نقل درون شهري مجزا نموده اند. بنابراين پي گيري و مطالبه ي اين تفكيك و تمايز از خواسته هاي به حق مصلحان و مربيان مذهبي و همه ي آزادي خواهان هوشمند و بافراست است و طبيعي كه به تدريج در پي تحقق آن برآمد و شرايط لازم را براي اين امر فراهم نمود.
پيشنهاد
گام اول:
براي تحقق اين امر ستُرگ به عنوان اولين گام، و با توجه به تعداد زياد دانشجويان دختر و پسر در مراكز آموزشي سطح كشور، پيشنهاد اين است كه: در ارائه ي دروس عمومي كه همه ي دانشجويان رشته هاي مختلف آن دروس را به صورت يكسان إنتخاب مي كنند به صورت متمركز عمل شود و اين گونه دروس همچون دروس گروه معارف، زبان انگليسي عمومي، ادبيات فارسي مشترك، آيين زندگي، و ... هم در سطح يك گروه آموزشي و هم در سطح دانشكده و بالأخص در سطح دانشگاه به سهولت قابليت ارائه ي مجزا براي دختران و پسران را دارد و اهمال در انجام اين امر به هيج وجه توجيه پذير نيست. علاوه بر اين برخي دروس در ميان رشته هاي مختلف يك گروه علمي مانند: علوم پايه و... مشترك است لذا اين گونه دروس را نيز مي توان به صورت متمركز و براي دانشجويان دختر و پس مجزا ارائه نمود.
گام دوم:
با توجه به گزينش تعداد زياد دانشجو در اكثر رشته هاي دانشگاهي و وجود دانشجويان شبانه و روزانه كه عمدتاً در هر ترم دو كلاسِ مجزا براي اين دانشجويان در هر رشته برگزار مي گردد، نيز با ايجاد ساختمان ها و شعبات جديد براي دانشگاه هاي اصلي و جامع سراسر كشور يا اختصاص برخي از ساختمان هاي موجود به دانشجويان دختر يا بالعكس، مسؤولان دانشگاهي و كشوري به جاي پي گيري« طراحی مد لباس براي دانشجو »[13] و براي جلوگيري از اظهارِ مستمر اين سخنِ درست كه: « شأن دانشگاه لباس مهماني و عروسي نيست»[14] به سهولت و به تدريج مي توانند به تحقق اين مهم دست يابند.
در پايان لازم است به اين نكته ي مهم اشاره رود كه: نگاه كلاني كه در ارتباط با اسلامي شدن دانشگاه ها از سوي مسؤولين طراز اول نظام در طول ساليان گذشته و هم اكنون مطرح است نبايد لزوماً با مسأله ي تفكيك دانشجويان دختر و پسر تعريف و توصيف شود؛ چه « انجام اين تفكيك هرچند هزينههايي را نيز در بردارشته باشد[15]» به صورتي معقول، ضروري است و بخشي از آسيبهاي آموزشي و اجتماعي را در ميان قشر دانشجو كنترل مي كند و نبايد با طرح بهانه هاي ناصواب از آن صرفنظر كرد لكن همان گونه كه برخي از انديشمندان فرموده اند:« اگر اصلاح دانشگاه [و اسلامي نمودن آن] به ايجاد نمازخانه يا دفتر مقام رهبري در دانشگاه تعريف شود و يا به جدايي دختران و پسران و إعمال [اجباري] حجاب منحصر گردد اين اسلامي كردن نخواهد بود بلكه "اسلام مالي خواهد بود»[16]
چه اساس تحول و اصلاح در دانش و دانشگاه، منوط و مشروط به تغيير نگاه كنوني و شكل گيري نگاهي الهي، اسلامي و انساني به دانش و دانش اندوزي از سوي مسؤولان، اعضاي هيأت علمي و دانشجويان دانشگاه است.
به اميد تحقق اين نگاه جديد و سازنده
دکتر كرم سياوشي/ عضو هيأت علمي دانشگاه/ k.siyavoshi@gmail.com
پي نوشت ها:
1. لازم به ذكر است كه اين پيشنهاد، پيش از اين نيز از سوي يكي ديگر از علماي برجسته مطرح گرديده است.ر.ك: خبرگزاري ايسنا، گزارش ديدار رييس دانشگاه آزاد اسلامي با رييس موسسه امام صادق(آيت الله سبحاني)
2. انسان/ آيه10.
3. قيامت/آيه5.
4. قمر/آيه17.
5. آلعمران/آيه32.
6. تغابن/آيه16.
7. ذاريات/آيه56 .
8. احزاب/آيه72.
9. مستدرک الوسائل، ج17، ص249، بحار، ج1، ص177 به نقل از عوالی اللئالی، ج2، ص32 و تنبیه الخواطر، ص409.
10. سايت خبري تابناك:www.tabnak.ir
11. همان
12. ر.ك: الف) سايت دفتر مطالعات و تحقيقات زنان، «طرح جدا سازي پسران از دختران در مدارس کانادا»: http://www.womenrc.ir
ب) تفكيك كلاس دختران و پسران در دانشگاه:www.balatarin.com/permlink/
13. www.ghatar.com/
14. خبرگزاري بين المللي زنان ايران: www.womenpress.ir/
15. خبرگزاري ايسنا، گزارش ديدار رييس دانشگاه آزاد اسلامي با رييس موسسه امام صادق(آيت الله سبحاني)
16. آيت الله جوادي آملي، به نقل از سايت ایلنا
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۱
انتشار یافته: ۰
يعني بچه هاي ما اينقدر از لحاظ ارزشهاي انساني تنزل كرده اند به جنس مخالف صرفا با ديد ناپسند مينگرند و ما براي جلوگيري از فساد بايد آنها را از هم جدا كنيم.؟!
مثلا اينكه دانشجويان سر كلاس انديشه اسلامي يا ادبيات يا ... با هم بحث كنند، فساد آور است؟
متاسفم براي آنها كه ميخواهند ( مانند مطلب بالا ) به تفكرات سبك خويش با كلمات سنگيني ببخشند. و به ديگران بقبولانند.
خجالت بکشیم از اینکه در رتبه بندی دانشگاه های دنیا جایی نداریم.
در بحران علمی بسر می بریم.
اگر هم با اصل حضور زنان در عرصه های اجتماعی مخالفیم یا حضور ایشان را فقط در حد اضطرار مطابق شرع میدانیم ، لازم است الگویی عملی مطابق با نیازهای روز ارائه نماییم که قابلیت اجرا داشته باشد.
فقط میتوانم بگویم برای شما بعنوان یک همکار متاسفم. چرا بجای آموزش جوانان برای برخورد صحیح با جنس مخالف سعی در جدا سازی انها بشکل افراطی دارید.
نظرسنجی
امضای یادداشت تفاهم ایران با آمریکا را در این مقطع...





