طرح غرب برای بازنگری در «NPT» و لزوم هشیاری کشورهای ذینفع
با وجود نقد جدی طیف گستردهای از صاحبنظران در حوزههای سیاست ـ روابط و حقوق بینالملل نسبت به نحوه شکل گیری و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت در شش سال گذشته و به دنبال آن، تصویب مسلسل گونه قطعنامههای متعدد از سوی این شورا (در این رابطه صدها مقاله علمی ـ تحلیلی در شبکه جهانی اینترنت قابل دسترسی است) عزمی مرموز و منسجم بدون کوچکترین توجه به این تلاشها و به اتکای صحنه گردانان اصلی شورای امنیت یعنی پنج عضو دایم به کار خود ادامه میدهد.
به گزارش «تابناک»، پنج عضوی که با وجود اختلاف نظرهای عمیق در حوزههای گوناگون سیاسی و اقتصادی در یک موضوع منافعشان به هم گره خورده و به هر قیمتی در صدد پاسداری از این حریم برآمدهاند. این حریم و سد به ظاهر نفوذناپذیر، همانا حفظ بازار استراتژیک و بیاندازه پرسود تأمین سوخت هستهای است...
به دنبال شکست کنفرانس بازنگری «NPT» در سال 2000 به عنوان نماد شکست کشورهای هستهای و گروه غرب در تحمیل سیاستهای هژمونیک خود در حوزه هستهای (استحاله «NPT» به شکل مورد نظر ایشان)، شاهد کلید خوردن سناریوی هستهای ایران به عنوان ترفندی برای امنیتی کردن فضای سیاسی جامعه بینالملل هستیم. به هر روی، تکرار شکست کنفرانس بازنگری «NPT» این بار در سال 2005، به دلیل مقاومت ایران و دهها کشور همفکر که جملگی خواستار رفع تبعیض و فراهم آمدن زمینههای بهرهبرداری از انرژی هستهای برای همگان بودند، بار دیگر زنگ خطر را برای کشورهای هستهای (انحصار طلب) به صدا درآورد.
مجموع این عوامل، باعث شد تا در فاصله زمانی پنج سال گذشته (2010 – 2005) گزینه ایجاد رعب و وحشت و تشدید فضای امنیتی به عنوان مناسبترین گزینه برای فروش انواع جنگ افزارها از یک سو و ایجاد فضای امنیتی و نهایتاً ایجاد بار روانی مناسب در پیچیدن نسخه«NPT» برای همیشه در سال 2010 از سوی دیگر، در دستور کار قرار گیرد که از بد حادثه موضوع هستهای ایران نیز در این فضا مدیریت شده است.
نحوه مدیریت کنفرانس خلع سلاح در دو سال گذشته، برگزاری صدها سمینار و میزگرد علمی بینالمللی درباره چگونگی مدیریت موضوع انرژی هستهای از سوی کشورهای هستهای و کشورهای گروه غرب، وارد شدن جدی البرادعی و دبیرخانه آژانس بینالمللی انرژی هستهای در سناریوی جدیدی بنام ساماندهی بازار سوخت هستهای و سرانجام تصویب قطعنامههای بسیار زیرکانه و تبعیض آمیز شورای امنیت که نمونه آخری آن قطعنامه 1887 بود، جملگی حکایت از واقعیت خطرناکی دارند این که: کشورهای هستهای برای تبدیل معاهده «NPT» به معاهدهای کاملاً تبعیضآمیز و منتج به تقسیم جهان به دو حوزه داراها و ندارها (در دسترسی به انرژی هستهای) کمر همت بستهاند.
جان کلام اینکه عدم انحراف برنامههای غنی سازی جمهوری اسلامی ایران به سوی اهداف تسلیحاتی کاملاً محرز و دوست و دشمن بدان آگاهند. نگرانی موجود نهادینه شدن دانش دسترسی به چرخه کامل سوخت هستهای و ساخت انواع رآکتورها توسط ایران در آینده و مهمتر از همه انتقال آن به دیگر کشورهاست.
امروز تنظیم سناریوی هستهای ایران (دقت شود موضوع هستهای ما فقط یکی از گزینههاست) و نقش دادن به بازیگرانی چون سازمان تروریستی مجاهدین خلق به عنوان کلاغ معرکه، تلاشهای دبیرخانه آژانس و شخص البرادعی + مصوبات شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی + قطعنامههای شورای امنیت جملگی به عنوان قراین و ادله حقوقی و سرانجام مدیریت انواع تحریمهای یکجانبه جملگی ذیل استراتژی کلی ایشان «امنیتی کردن فضای سیاسی جهان» و هموار ساختن جادهای منتهی به دکترین جعلی ذیل به مورد اجرا درآمده است:
اینکه «جهانیان به هوش و به گوش باشید تاکنون هر کشوری که رو به غنی سازی آورده و به چرخه کامل سوخت هستهای دست یافت، لاجرم بمب هستهای ساخت. ببینید آمریکا را ببینید روسیه را، ببینید فرانسه، انگلیس، چین، پاکستان، هند و اسرائیل را، اینها مصادیق صحت ادعای ماست. اگر ایران هم رها شود قطعاً بمب هستهای خواهد ساخت. پس بیایید با کمک هم رژیم عدم اشاعه «NPT» را در سال 2010 به شکل جدیدی تقویت کنیم. بیایید تا ...»
استدلال مغرضانه و تبعیضآمیزی که تا این لحظه با مخالفت جمهوری اسلامی ایران و دهها کشور جهان روبهرو بوده است.
شکی نیست، گروه کشورهای هستهای با کمک کشورهای توسعه یافته از هیچ کوششی برای هدایت کنفرانس بازنگری NPT» 2010» در راستای منویات خویش، فروگذاری نخواهند نمود. فشار بی امان گروه 1+5 به ایران ماههای پیش از برگزاری کنفرانس فوق برای انتقال موجودی اورانیوم خویش به خارج (عدم شناسایی اهلیت غنیسازی برای ایران) دقیقاً با مفروضات پیش گفته همخوانی دارد.
اعتقاد شماری از کشورهای هستهای به تأمین منافع خود (در صورت شکست این کنفرانس مهم) از راه تداوم تهدید و فشار به دیگران و تقویت ترتیباتی چون گروه استرالیا، واسنار، «NSG» (گروه تأمین کنندگان هستهای)، «PSI» (ترتیبات عدم اشاعه)... که مشخصه مشترک همه آنها عدم مشارکت و یا بازی ندادن به طیف گستردهای از کشورهای در حال توسعه و جهان سومی است، به دلایل متعدد از جمله بر هم خوردن ابزارها و اشکال تهدید صلح و امنیت بینالمللی، به ویژه از ناحیه بازیگران غیردولتی، توهمی بیش نبوده و به دلیل کاهش میدان بازی دولتها از یک سو و ارتقای قدرت مانور و خودنمایی تروریستها به عنوان اصلیترین بازیگران غیردولتی از سوی دیگر، هزینههای بالا و غیرقابل پیش بینی را برای همه اعضای جامعه بینالملل رقم خواهد زد.
بيچاره شدم! بدبخت شدم!
اين چه وضعيه؟؟؟ 5 ميليون ضرر كردم فقط واسه اينكه آقايون تصميم گرفتن ايميل ها قطع بشه!!!
آبروي كاريم رفت به خدا!!!!
تا كي بايد تحمل كنيم؟؟؟؟؟
حرفي هم بزني انگ منافق و ضد انقلاب به آدم مي زنن!!!
خدا انشالله نگذره از بانيان و باعثانش!!!
اين دنيا كه زورمون نميرسه اما سر پل صراط يقه همتون رو ميگيرم
جان کلام اینکه عدم انحراف برنامه های غنی سازی جمهوری اسلامی ایران به سوی اهداف تسلیحاتی کاملاً محرز و دوست و دشمن بدان واقفند. :-)
این که نشد هر اتفاقی میفته همه سیستم های اطلاع رسانی کاملا قطع میشه... ! شاید هم، همه جای دنیا همین جوریه ما خبر نداریم!!! کلا قطعش کنن خیال همه راحت شه اصلا !






