سيلي محکم عابدزاده به آقايان محبوب
افت آمار مسابقه SMS برنامه 90 عادل فردوسي پور را به اين فکر انداخت که با طرح يک سوال قلقلک آور مخاطبانش را وادار به آشتي کند. او از فوتبالي ها خواست محبوب ترين فوتباليست سه دهه اخير فوتبال ايران را انتخاب کنند و خوب مي دانست مقاومت در مقابل اين درخواست حتي براي کساني که در گذشته اي دور فوتبال را تعقيب مي کردند، غيرممکن است.
به نوشته قدس؛ طبيعي بود که انتخاب هاي برنامه 90 اختلاف نظرهايي را در ميان توده مردم ايجاد خواهد کرد. قابليت هاي فني تنها يکي از فاکتورهاي محبوبيت است اما نام علي دايي تنها به واسطه برخورداري از اين ويژگي در ميان پنج کانديداي محبوب ترين بازيکن سه دهه اخير فوتبال ايران گنجانده شده بود.
هرچند او در نهايت بالاتر از حد انتظار راي آورد و علي پروين و علي کريمي را پشت سر گذاشت اما روشن است که چالش هاي اخير آذري زبان ها با علي کريمي که منجر به تشويق بي سابقه علي دايي در جريان بازي تراکتورسازي و استيل آذين شد و تزريق اتمسفر قومي گرايي به سکوهاي ليگ برتر نقش غيرقابل انکاري را در افزايش آراي دايي ايفا کرد.
فراموش نکرده ايم که پايگاه اينترنتي AFC کمتر از يک ماه قبل انتخاب بهترين مهاجم دوران آسيا را به نظرسنجي گذاشت و دايي عنواني بهتر از چهارمي به دست نياورد. نتيجه نهايي نظرسنجي تامل برانگيز بود. احمدرضا عابدزاده، دروازه بان سال هاي دور استقلال و دهه 70 پرسپوليس که حدود يک دهه و اندي وزنه بزرگ تيم ملي ايران بود با اختلافي قابل توجه به عنوان محبوب ترين بازيکن سه دهه اخير انتخاب شد و اين اتفاق در حالي رخ داد که او با قناعت به صندلي مربي دروازه بان هاي پرسپوليس و دوري از رسانه ها، بي سر و صداترين دوران زندگي ورزشي اش را سپري مي کند.
احمدرضا عابدزاده کلکسيوني است از هر آنچه باعث محبوبيت يک فوتباليست مي شود. تصور غالب اين بود که مردم آن اخم ها و لبخندها، آدامس جويدن ها، اعتمادبه نفس کم نظير، اقتدار، روحيه مثال زدني و ادا و اصول هاي گاه و بيگاه را فراموش کرده اند اما احمدرضا پس از چند سال زندگي در سايه هنوز محبوب است و اين ثابت مي کند براي محبوبيت حتما نبايد هميشه روي صندلي هاي کليدي نشست.
احمدرضا عابدزاده تنها دروازه بان تاريخ فوتبال ايران است که وقتي توپ از خط دروازه اش عبور مي کرد شديدتر تشويق مي شد و در اواخر دوران بازيکني اش حضور او درون دروازه از نتيجه اي که براي پرسپوليس رقم مي خورد، مهم تر شده بود.
محبوبيت قوانين ذاتي و نانوشته اي دارد. اخمو و مدعي بودن مثل حجازي، رکوردار و مغرور بودن مثل دايي، جنم دار و ترسناک بودن مثل علي پروين هنرمند سرکش بودن مثل علي کريمي براي محبوبيت عام کفايت نمي کند، بايد معجوني بود از همه اينها و احمدرضا عابدزاده اينچنين بود.


