دیواری کوتاه، راه فرار از ناکامی
قصد داشتم وقتی اخبار مسابقات قهرمانی جهان دانمارک میرسید به تشریح اوضاع بپردازم اما تا انتهای بازیها صبر کرد تا خدای ناکرده روحیه تیم ملی تضعیف نشود اما حالا که باز هم نایب قهرمان شدیم، وقتش رسیده است، آنچه به وقوع پیوسته و احوالات تیم ملی تکواندو قبل، حین و بعد از مسابقات قهرمانی جهان است، تا حدودی بررسی و علت که به اشتباه همواره برای ناکامی تکواندو ایران بیان میشود مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود که مشکل از جای دیگری است.
هنگامی که سال گذشته در مسابقات قهرمانی آسیا با هوگوی الکترونیکی اول شدیم، همه گفتند کار کره ای ها تمام شد. وقتی در جام جهانی باکو با همان هوگو الکترونیکی شکست خوردیم کمی از گناهها به گردن داوران افتاد. خدا را شکر که دیوار هنوز کاملا خراب نشده بود چون حالا که در قهرمانی جهان باز هم نایب قهرمان شدیم، دیوار کوتاهی به نام داوران وجود دارند که گناه را گردن آنان بیاندازیم!
پس از المپیک پکن فدراسیون جهانی قانونی همچون کشتی را بنام "ویدیو ری پلی" وضع کرد که به مفهوم باز بینی ویدیو فیلم بازی و اعلام نتیجه یک مسابقه است. طبق این قانون مربی می تواند در موارد زیر اعتراض و درخواست بازبینی از طریق فیلم را ارائه دهد. موارد اعتراض شامل امتیاز و جریمه است که فقط این دو عامل نتیجه مسابقه را تعیین می کنند و بر این مبنا اگر داوران به بازیکن خودی امتیاز ندهند یا اشتباها به او جریمه دهند یا اگر داوران اشتباها به بازیکن حریف امتیاز بدهند یا او را جریمه نکنند امکان اعتراض وجود خواهد داشت.
ضمنا در متن این قانون متذکر شده است که اگر مربی بی مورد اعتراض کند کارت مخصوص اعتراض برای آن بازی از او گرفته می شود و اگر دو اعتراض مربی برای یک بازیکن در دو بازی مردود شناخته شود، حق مربی برای اعتراض در سایر بازیهای آن بازیکن از بین میرود.
یک موضوع دیگر دیگر هم هست و آن اینکه مسابقات را یک سرداور، سه داور کنار و یک داور ناظر قضاوت می کنند و اعتراض را یک داور ژوری و یک عضو کمیته نظارت که همگی باید ملیتی غیر از دو بازیکن داشته باشند بررسی میکنند. بر این اساس باید واقعاً به توانمندی لابیها برای ایجاد این همدلی میان هفت نفر برای قضاوت علیه یک بازیکن به صورت هماهنگ تبریک گفت!
و اما یک بازی برای نگارنده بسیار جالب بود. بازی آقای فرزاد عبداللهی با استیون لوپز بود که تكواندوكار وزن ششم ايران پس از باخت گفت: "اگر داوران حقم را ضايع نميكردند، ميتوانستم به طلاي اين وزن دست يابم اما همه خطاهاي لوپز را به نام من مينوشتند!"
آقای فرزاد! یادت می آید که با مشت به صورت لوپز زدی و داور جریمت نکرد؟ مربی لوپز اعتراض کرد و یک امتیاز منفی گرفتی؟ مشتت هم رو به بالا حرکت کرد یعنی عمد؟
آقا عبداللهی! یادت می آید امتیازت را داوران کنار ندادند که مربیات اعتراض کرد و امتیازت را دادند؟
آقای ملیپوش! یادت می آید مربی لوپز برای امتیاز تو اعتراض کرد و اعتراضش قبول نشد و کارت اعتراضش رو نگه داشتند؟ یعنی دیگر حق اعتراض نداشت. یعنی لوپز را دست بسته دادن به تو و اشتباهات داور که به ضرر لوپز باشد سپرده بودند.
آقای مدعی قهرمانی! یک امتیاز منفی و پنج اخطار گرفتی و مربیات اعتراض هم نکرد. یعنی اعتقادی به اشتباه بودن آنها نداشت و اگرنه می توانست مثل امتیازات اشتباه داوران رو اصلاح کند. مربیات فقط برای آخرین اخطار، آن هم بعد از جنجال اعتراض کرد که نتیجش هم منفی بود و در واقع کارتی که دیگر به درد نمیخورد خرج کرد. از خودت پرسیدی چرا برای پنج اخطار قبلی که سه تایش برای گرفتن بود اعتراض نکرد؟
راستی چرا مربیات برای خطاهای لوپز که جریمه نمی شدند اعتراض نکرد تا مثل تو جریمه شود؟! مبادا بگویی که استادم اشتباه کرده اعتراض نکرده چرا که همه می دانند مهمان دوست نه در ایران و چین تایپه بلکه در دنیا بینظیر نباشد، کم نظیر است. فیلم بازیات را نگاه کن. تو بازیکن وزن ششم نمی توانی باشی. این روحیه ورزشی است که تو داری ؟ اشتباهات خودت رای پای داوران میگذاری؟ حالا که باختی رجز میخوانی؟ این رسم جوانمردی است؟
اصلا میدانی لوپز پرافتخارترین تکواندوکار جهان و المپیک کیست؟ برایت میگویم. پانزده سال پیش در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان اسپانیا ، وحید عبداللهی لوپز برابر لوپز پیروز شد و مربیان ایران برای استراحت رفتند! هنگامی که بازگشتند وحید را آماده مبارزه کردند اما در کمال تعجب دیدند که لوپز برای مبارزه آماده شده است. پرسیدن چه شده است و شنیدند در همان فاصله که آنها در خواب غفلت بودند و هنوزم هستند، تیم آمریکا اعتراض کرده و پذیرفته شده و در حالی که لوپز اولین طلای جهانیاش را گرفت، ایران نخستین ناکامی را تجربه کرد و برابر همین تکواندکار به واسطه بیتدبیری بارها این ناکامی برای ایران رقم خورده است.
میدانی لوپز در مسابقات جهانی 2001 کره، 2003 آلمان، 2005 اسپانیا، 2007 چین و 2009 دانمارک شش طلای جهانی، دو طلای المپیک سیدنی و آتن و یک برنز المپیک پکن به دست آورده است و با یک تکواندوکار مبتدی مبارزه نکردی که عنوان کنی به سادگی میتوانستی شکستش دهی و داوران بازندهات کردند.
در جام جهانی توکیو 2002 داور لوپز بودم و به دلیل رفتار خشن بازی رو تمام کردم و بازنده شد. واقعاً هیچ کس از کادر فنی به تو نگفت او را عصبی کنی؟ وای بازی جوانمردانه یادم رفت! آقای فرزاد چند فیلم بازیهای لوپز رو دیده بودی؟ سبک کارش رو دیده بودی و از پادزهرشو گفته بودند؟ از مربیان پرسیدی بعد از پانزده (1996)، نه هشت سال (2001) پیش تا حالا برای این بازیکن معروف دنیا چه طرحی دارند؟
البته باید بگویم فرزاد عبداللهی متاسفانه تنها یک مثال از ملیپوشان ایران بود که هر گاه میبرند از دیوار کوتاه داوری بالا میروند، کما اینکه تناقض در گفتار میثم باقری دیگر ملیپوش ایران نیز دیده میشد: "مي توانستم راهي فينال شوم و حتي حريف افغان را شكست دهم؛ اما عملكرد داوران مانع از آن شد. با استفاده از هوگوهاي الكترونيكي و سيستم بازبيني فيلم، تا حدود زيادي جانبداري از تيم ها به ويژه از كره از بين رفته است؛ اما هنوز هم مشكلاتي وجود دارد كه بايد رفع شود." چه مشکلاتی؟ آیا حریف کره ای از زمین بیرون رفت و سرداور جریمه نداد و مربی اعتراض کرد و اعتراض قبول نشد؟!
این هم از رضا نادریان: "آنها حق فرزاد عبدالهي را ضايع كردند و ضربه حريف كره اي من در فينال درحالي كه اصلاً اصابت نكرد، ثبت شد و داوران قهرماني را از من گرفتند." راستی حریف چه ضربهای زد؟ آقای نادریان چرا مربی اعتراض نکرد تا فیلم رو ببینند؟ چطور مهماندوست قبل از اعلام برنده بازی فرزاد عبداللهی دست فرزاد رو کشید و برد تا کارتش را بیاورد و اعتراض کرد ولی برای شما نه؟! راستی یک طلا و یک نقره و سه برنز و نایب قهرمانی هم با اشتباهات داوری یا ناداوری به دستمان رسیدند؟!
یک سال هوگوی الکترونیکی در لیگ ایران استفاده می شود که شاید بیشتر از برخی کره ایها باشد و نزدیک یک سال است که قوانین به دستمان رسیده و خودمان هم که کارشناسیم و به اعتقاد همه نیازی به مربی خارجی نداریم. پس اشکال کجاست؟
در آسیا اول شدیم، در جام جهانی به ترکیه، آن هم 3 بر 2 باختیم و یه نفر وزن اول خوب نداشتیم. برای همین هم آن را برای بازی اول یا دوم و یا حتی چهارم انتخاب نکردیم و البته ترکها هم همین طور بودند. راستی بازی با روسیه هم 3 بر 2 شد. حالا هم دانمارک دوباره نایب قهرمان. چند سال باید نایب قهرمان باشیم تا ارتقاء درجه بگیریم؟!
از تمامی بررسیها یک نتیجه میتوان اخذ کرد و آن اینکه از دید تیم های ایران برای روز باخت داور خوب است و در تکواندو با توجه به سوابق قبلی، راحت میتوان همه چیز را به گردنش انداخت، بدون آنکه عوام دریابند تکواندو ایران در سایه این بهانهها به کدامین سو حرکت میکند. قوانین را خوب نمی دانیم اما از داوران و کارشناسان برجسته ای هم که در فدراسیون هستند استفاده نمیکنیم. راستی چرا؟ آیا به آنها اعتقاد نداریم یا نمیخواهیم این دیوار کوتاه داوری که حکم راه فرار را پیدا کرده خودمان را مسدود کنیم و یا هردو؟!
ای کاش انتخابات ریاست فدراسیون تکواندو نزدیک نبود و در خواست تشکیل کمیته بررسی ناکامی میکردیم اما امیدوارم اولین کار رئیس بعد از انتخابات تشکیل این کمیته باشد تا انشاءا... در 2011 بتوانیم به حق چند سالیمان که قهرمانی جهان است با طرح و برنامه و نه بهانهتراشی برسیم.
جناب آقای استاد نظم ده به نکات خوب قابل تاملی اشاره کردید.
ولی باید به عرض برسانم، این حرفها و برداشتها از ناداوری زیشه در مسابقات داخلی دارد. جایی که حق رزمی کاران "کم نام تر" در مقابل شناخته تر شده ها توسط داوران داخلی پایمال می شود.
نمونههای بسیار سراغ دارم.
البته برای روشن شدن حرف هایم، باید به سوابق خودم در قهرمانی نوجوانان ایران (اردبیل)، جوانان ایران، دانشجویان (فنی ترین بازیکن مسابقات)، 2 دوره دعوت به اردوی تیم ملی دانشجویان، انتخابی تیم ملی نوجوانان هم اشاره کنم.



