صداوسيما با جايگزين صنعت نفت ايران چه مي كند؟
هفته گردشگری در کشور ما که « چاره » ای جز جایگزینی درآمد صنعت گردشگری به جای سرمایه های نفتی رو به اتمامش ندارد، در حالی سپري شد که رسانه ملی همچون سایر هفته های دیگر سال از کنار این مقوله آینده ساز برای ایران در عرصه جهانی شدن «چراغ خاموش» رد شد و در اوضاعي كه اين صنعت بيش از هر زمان ديگري در كشورمان نيازمند كمك است بر تعجب فعالان این عرصه و صاحب نظران رسانه اي افزود.
توسعه گردشگری و احیای میراث فرهنگی به منظور کمک به رونق این صنعت نوپا مقوله ای فرابخشی است که سازمان میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری در اين ميان وظیفه برقراری هماهنگی میان سایر دستگاه های اجرایی مرتبط با موضوع را بر عهده دارد.
توسعه در هر بخشی نیازمند فرهنگ سازی است و البته گردشگری به دلیل نوظهوری اش در ایران، نیازمندتر. اين در حالي است كه از نگاه كارشناسان بحران اقتصادي جهان و متاسفانه مزيد بر آن حوادث ناخوشايند و ضد تبليغ پس از انتخابات، صنعت گردشگري ايران را شكننده تر از هر زمان ديگري كرده و لزوم اطلاع رساني از وضعيت واقعي كشور نزد جهانيان و پخش تبليغات از جاذبه هاي گردشگري ايران دو چندان شده است.
شکی نیست که مهمترین دستگاه فرهنگ ساز کشور به لحاظ قدرت فراگیری چه در بعد داخلي و چه جهاني هم اینک صدا و سیما است و با وجود انتقاداتی که همواره به معاونت گردشگری سازمان میراث فرهنگی به علت عدم ابتکار و کارآمدی در هفته های گردشگری و استفاده از اين فرصت سالانه وارد بوده و هست اما نمی توان از کم توجهی صدا و سیما به مقولات گردشگری و میراث فرهنگی در چند مدت اخیر گذشت.
در حالی که کشورهایی به مراتب کم مایه تر از ایران در زمینه جاذبه های توریستی و آثار تاریخی از جمله در همسایگی مان، به وسيله چندین شبکه تلویزیونی و رادیویی 24 ساعته به پخش برنامه های متنوع و جذاب از داشته ها و حتی «نداشته هایشان»! می پردازند و درآمد درو مي كنند، صداوسیمای بی رقیب ما با عینک کسب درآمد به فعالان این بخش می نگرد و بنا به گفته بقایی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای پخش منظم چند برنامه رادیویی تبلیغی در زمینه معرفی جاذبه های گردشگری و تاریخی کشور که وظیفه ذاتی این سازمان محسوب می شود، آن هم در روزهای تعطیل میلیاردها پول طلب می کند.
باید این سئوال را از آقای ضرغامی در پایان دور اول ریاستش پرسید که بالاخره پس جایگاه «رسانه ملی» در این «عرصه ملی» کجاست و آیا ایشان نقش دیگری جز پخش اخبار حوادث تخریب آثار تاریخی برای سازمان فرهنگ سازش در راستای توسعه گردشگری، احیای میراث فرهنگی و رونق صنایع دستی خصوصا در شبكه هاي جهاني صدا و سيما قایل است یا خیر؟
خوشبختانه پخش تبلیغات مکرر و زوال ناپذیر برخی سیم کارت های بی آنتن و برنج های وارداتی مشکوک به مسمومیت ـ که گاهی زمانش از خود سریالها هم بیشتر می شود ـ درآمد هنگفتی در کنار بودجه مصوب صداوسیما ایجاد می کند تا بتواند به مقولات راهبردي ملي و فرهنگ سازی و كمك به جايگزين صنعت نفت ايران بپردازد.




