گزيده سرمقاله روزنامههاي صبح امروز
کد خبر: ۶۸۷۵۵
| | 4043 بازدید
جام جم
«ديدار سهشنبه» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم سيدعزتالله ضرغامي است كه در آن ميخوانيد:
فرصت ديدار ديگري با رهبر فرزانه دست داد تا فارغ از هياهو و جنجالهاي معمول در رسانهها و در فضايي بسيار صميمي، گرم و مشحون از محبت و عاطفه پدر - فرزندي، لايههاي عميقتر بعضي امور مبتلابه جامعه و رسانه بررسي شود.
مثل هميشه نگاه عميق و كارشناسانه ايشان به موضوعات جدي تربيتي و دينيفرصت مغتنمي فراهم آورد تا زواياي پنهان بعضي آسيبهاي موجود در توليدات رسانه، پرتوافكني شده و مسير براي ادامه راه هموارتر شود. رهنمودها صرفا مبتني بر آسيبشناسي و يا ترسيم مسير صحيح حركت رسانه نبود بلكه با نگاه هنرمندانه و زمانشناسي هوشمندانه در طرح بعضي روشها و نهايتا خلق فرصتهاي جديد، افق تازه و اميدبخشي براي حاكميت گستردهتر روح پيام الهي و انساني در توليدات رسانه ملي فراهم نمود.
رسالت
«زعامت تدبير» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در ان ميخوانيد:
مقدمه: 14 خرداد امسال ، در حالي که کشور در آستانه برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري بود، بيستمين سال رهبري حضرت آيت الله خامنه اي ـ مد ظله العالي ـ را پشت سر گذاشتيم.شايدبه دليل فضاي سياسي خاص حاکم بر کشور در روزهاي قبل و بعد از انتخابات ، کمتر کسي به اين موضوع توجه کرد و البته اين خود يکي ديگر از ابعاد مظلوميت مردي است که در حساس ترين لحظات و دشوارترين دقايق انقلاب يعني لحظات پس از فقدان امام راحل ، زعامت و رهبري کشور و ملتي را عهده دار گرديد که جنگي هشت ساله را پشت سر گذاشته بود ، انقلاب هنوز درگيرمسايل دشوار و پيچيده اي بود و ملت انتظارات بسياري در راستاي محروميت زدايي ، بازسازي خرابيهاي ناشي از جنگ و حرکت در مسير پيشرفت و آباداني مرز و بوم خود داشتند
آفتاب يزد
«معصوم پانزدهم؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
در چهار سال اخير، ادعاهاي عجيبي در خصوص جايگاه معنوي بعضي مسئولان دولتي مطرح شد.
يك روز سخن نسنجيده يك مسلمان بيسواد – و شايد طمعورز– سوري را در يك جلسه عمومي مطرح كردند و روز ديگر از زبان يك روحاني، اين سخن شنيده شد كه «نزديك است در خارج از كشور، احمدينژاد را بپرستند.» هيچ يك از مدعيان ديانت هم از اين سخن بر خود نلرزيد كه «چرا يك روحاني به جاي دعوت به توحيد، سخني ميگويد كه نوعي شرك آلودگي در آن مشاهده ميشود؟» البته به نظر ميرسد بسياري از ادعاهايي كه در اين مورد مطرح شد، بيش از آنكه اعتقاد قلبي مدعيان را به نمايش بگذارد نوعي رجزخواني در برابر رقيبان داخلي بود تا «معجزه هزاره سوم» را تافتهاي جدابافته معرفي كنند.
كيهان
«احياي ناكام پروژه فشار و چانه زني» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
آيا امكان تكرار دوباره حوادث پس از انتخابات در ايران وجود دارد؟ يا به عبارت ديگر، فضاي سياسي و اجتماعي ايران تا چه حد از موقعيتي كه در چند هفته پس از 22 خرداد 88 در آن قرار داشت، فاصله گرفته است؟ پيدا كردن روشي براي يافتن پاسخ دقيق اين سوالها شايد از اصل يافتن پاسخ مهم تر باشد. حوادث پس از انتخابات ايران را مي توان از جنبههاي بسيار متنوعي تحليل كرد. در نوشتههاي پيشين، اين حوادث را از منظر «ساخت قدرت» و «طراحي خارجي» به اجمال بررسي كرده ايم.
اعتماد
«قدرت رسانه» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
روز پنجشنبه مردم سراسر امريکا براي چند ساعت چشمهايشان به صفحههاي تلويزيون دوخته شده بود تا گزارشهاي لحظه به لحظه شبکههاي تلويزيوني را درباره بالني که گفته مي شد با شيطنت يک پسربچه شش ساله از زمين رها شده و پسرک را نيز با خود به آسمان برده است ببينند و از راديو بشنوند. اين ماجرا که از شهر فورت کولينز اهايو آغاز شده بود، در نزديکي فرودگاه شهر دنور پايان گرفت، در حالي که مشخص شد هياهو براي هيچ بوده و کودک شش ساله در بالن پيدا نشده است. ابتدا تصور بر اين بود که پسربچه در جايي به پايين سقوط کرده است، ولي از آنجا که لحظه لحظه حرکت اين بالن به وسيله چند شبکه مهم تلويزيوني مثل ABC و CNN گزارش مي شد، اين نظريه رد شد، در حالي که مردم امريکا نگران سرنوشت کودک بازيگوش بودند، در نهايت گويندگان شبکهها در يک مسابقه و رقابت شديد با ثانيههايي تفاوت زماني خبر دادند کودک شش ساله سالم است و از ترس والدين خود در جايي در گاراژ خانه مخفي شده بوده است. ماجراي بالن قبل از فرود و پيدا شدن پسربچه بازيگوش به يکي از جالب ترين رويدادهاي چند سال اخير امريکا تبديل شده بود.
جمهوري اسلامي
«براي پايان دادن به ركود اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
مرور سخنان و اظهارنظرهاي مسئولان و فعالان اقتصادي در حوزههاي مختلف طي چند هفته اخير بيانگر اين واقعيت است كه شرايط در بسياري موارد به نقطه حساس و دغدغه برانگيزي رسيده كه اتخاذ سياستها و تصميمات صحيح را براي خروج از اين وضعيت با دشواري و در عين حال ابهاماتي مواجه مي كند.
اگرچه اين پيچيدگي و ابهام را در بسياري از حوزههاي اقتصادي صنعتي كشاورزي بازرگاني و اشتغال مي توان به وضوح مشاهده كرد اما به نظر مي رسد سير حركتي صنايع مولد و اشتغالزا با شتاب و هزينه بيشتري درحال رسيدن به نقطه بحراني و غيرقابل برگشت است. تاكيد فعالان بخش خصوصي و نمايندگان آنان در اتاقهاي بازرگاني بر معطل بودن 60 تا 70 درصد ظرفيت توليد اكثر بنگاههاي صنعتي تواتر و تكرار اخبار عدم پرداخت چندين ماهه كارگران در واحدهاي مختلف افت صادرات غيرنفتي طي 6 ماهه نخست سال جاري افزايش شديد بدهيهاي معوق توليد كنندگان به نظام بانكي و... همگي شواهد و نشانههاي گويايي هستند براي خطير بودن شرايط اقتصادي توليد در كشور كه تدابير بايسته و هوشمندانه مديران و مسئولان دولت را مي طلبد چرا كه بي ترديد اين بيماري درصورت عدم مداواي جدي و به موقع قابليت سرايت به ساير بخشهاي اقتصاد كشور را دارد چنانكه برخي نشانهها و علائم اين سرايت را مي توان به وضوح هرچه تمامتر در بخش غيرواقعي اقتصاد كشور خصوصا نظام بانكي رصد كرد.
ابتكار
«آينده نظام را چه مي شود؟!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم مجتبي کريمي است كه در آن ميخوانيد:
امروزه در بسياري از کشورها پرداختن به مقوله آينده و يا همان آينده نگاري بسيار مهم بوده و زمان و هزينه زيادي را براي پيش بيني رفتارهاي آتي جامعه خود اعم از رفتارهاي اقتصادي، سياسي،اجتماعي و امنيتي صرف ميکنند. در اين قالب اتاقهاي فکر در حوزههاي مهم جامعه با عناويني نظير تحقيقات استراتژيک، نقش آينده پژوهي، سناريو نويسي و بالتبع تصميم سازي و سوق دادن مسئولين و متوليان امور جامعه شان به اتخاذ بهترين رويکرد اجرايي را بر عهده دارند. آنها پيش از آنکه آينده به سراغ آنها بيايد و حوادث روزگار،طعم سياسي و نشاط مستانه شان را تلخ وکور کند، خود به استقبال آينده رفته با تخمين حالات متصور براي آينده، خود را مهياي هر خطر احتمالي ميکنند، گرچه خود به عدم قطعيت اين سناريوها اذعان داشته، آنها را تنها يک پيش بيني و نه واقعيت دانسته که حتي ممکن است در بهترين شرايط، بروز حادثه اي ناگهاني کل نتيجه را دگرگون سازد.
سرمايه
«کنترل بيشتر تورم مترادف رکود افزون تر» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم حيدر مستخدمين حسيني است كه در آن ميخوانيد:
نشانههايي که اخيراً از وضعيت اقتصادي ايران مشاهده مي شود خبر از سيطره رکود بر بازار اقتصاد ايران دارد. اين نشانهها از منظر سرمايه گذاران قابل تامل است و همگان در اين بخش منتظر اتخاذ و تصويب برنامههاي اقتصادي توسط دولت و مجلس هستند.در بخش پولي نيز بايد يادآور شد انضباطي که از دو سال گذشته در اين بخش به کار گرفته شد علاوه بر کاهش رشد فزاينده نقدينگي تا حدودي هم توانست نرخ تورم را کاهش دهد. به نظر مي رسد به کارگيري سياست کنترل نقدينگي و تورم تا همين اندازه کافي باشد زيرا ادامه اين سياست بيش از اندازه فعلي مطلوب نيست و به رکود بيشتر دامن مي زند.
دنياي اقتصاد
«نوبل اقتصادي براي مبدع خودحکمراني نهادهاي مردمي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر جعفر خيرخواهان است كه در آن ميخوانيد:
کميته اهداي جايزه نوبل اقتصاد در سال جاري دوسنتشکني قابل تقدير کرد.
جايزه را براي نخستين بار به يک زن و نيز به کسي داد که در رشتهاي غيراقتصادي (علوم سياسي) تحصيل نموده بود و مقالات خود را در خارج از نشريات جريان اصلي اقتصاد منتشر ميکرد که در آنها از فرماليسم رياضيوار خبري نبود.
در واقع، به خاطر همين دليل دومي بود که خانم «الينور استروم» را بسياري از اقتصاددانان تا امروز نميشناختند. حوزه مطالعاتي وي چگونگي مديريت و حکمراني بر داراييهاي اشتراکي است که وي از زمان نگارش پاياننامه خويش در زمينه منابع آب زيرزميني در ايالت کاليفرنيا (در سال 1965) تاکنون اين خط فکري را ادامه داده است.
مردم سالاري
«لايحه انتشار دسترسي آزاد به اطلاعات و دولت الکترونيک» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزابابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد؛در آخرين روز مرداد 88، اتفاق مهمي در کشور روي داد که غلظت نه چندان مطلوب مسائل سياسي، پرداختن رسانه اي به آن را از جامعه دريغ داشت. آن اتفاق تصويب لايحه انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات در مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. لايحه اي که اجراي آن اطلاع رساني را به شدت دگرگون خواهد کرد.
اين لايحه، به سبب سابقه اي که دارد، براي بسياري از افراد آشناست. در آخرين سال دولت اصلاحات (1384) با عنوان لايحه جريان آزاد اطلاعات تنظيم شد و به مجلس ششم آمد و چند سال در کميسيونهاي مختلف مجلس و شوراي نگهبان در گردش بوده است. چيستي لايحه جريان آزاد اطلاعات و مشکلات رخ داده از ناحيه و شرايط فرهنگي، اجتماعي و احيانا سياسي در عدم شکل گيري آن از موضوعاتي بود که بارها و بارها در رسانه به آن پرداخته شد و در چهارم مهر 1385 مجلس هفتم به کليات آن با تغيير نام و تغييرات اساسي در محتواي اوليه آن راي مثبت داد و نام اين لايحه از "جريان آزاد اطلاعات"به" لايحه انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات" تغيير يافت. لايحه تصويب شده 6 فصل دارد که شامل: 1- تعاريف و کليات 2- آيين دسترسي به اطلاعات 3- ترويج شفافيت 4- استثنائات دسترسي به اطلاعات 5- کميسيون آزاد اطلاعات 6- مسئوليتهاي مدني و کيفري مي باشد که در 36 ماده به تصويب رسيد.
«ديدار سهشنبه» عنوان سرمقاله روزنامه جام جم به قلم سيدعزتالله ضرغامي است كه در آن ميخوانيد:
فرصت ديدار ديگري با رهبر فرزانه دست داد تا فارغ از هياهو و جنجالهاي معمول در رسانهها و در فضايي بسيار صميمي، گرم و مشحون از محبت و عاطفه پدر - فرزندي، لايههاي عميقتر بعضي امور مبتلابه جامعه و رسانه بررسي شود.
مثل هميشه نگاه عميق و كارشناسانه ايشان به موضوعات جدي تربيتي و دينيفرصت مغتنمي فراهم آورد تا زواياي پنهان بعضي آسيبهاي موجود در توليدات رسانه، پرتوافكني شده و مسير براي ادامه راه هموارتر شود. رهنمودها صرفا مبتني بر آسيبشناسي و يا ترسيم مسير صحيح حركت رسانه نبود بلكه با نگاه هنرمندانه و زمانشناسي هوشمندانه در طرح بعضي روشها و نهايتا خلق فرصتهاي جديد، افق تازه و اميدبخشي براي حاكميت گستردهتر روح پيام الهي و انساني در توليدات رسانه ملي فراهم نمود.
رسالت
«زعامت تدبير» عنوان سرمقاله روزنامه رسالت به قلم محمد مهدي انصاري است كه در ان ميخوانيد:
مقدمه: 14 خرداد امسال ، در حالي که کشور در آستانه برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري بود، بيستمين سال رهبري حضرت آيت الله خامنه اي ـ مد ظله العالي ـ را پشت سر گذاشتيم.شايدبه دليل فضاي سياسي خاص حاکم بر کشور در روزهاي قبل و بعد از انتخابات ، کمتر کسي به اين موضوع توجه کرد و البته اين خود يکي ديگر از ابعاد مظلوميت مردي است که در حساس ترين لحظات و دشوارترين دقايق انقلاب يعني لحظات پس از فقدان امام راحل ، زعامت و رهبري کشور و ملتي را عهده دار گرديد که جنگي هشت ساله را پشت سر گذاشته بود ، انقلاب هنوز درگيرمسايل دشوار و پيچيده اي بود و ملت انتظارات بسياري در راستاي محروميت زدايي ، بازسازي خرابيهاي ناشي از جنگ و حرکت در مسير پيشرفت و آباداني مرز و بوم خود داشتند
آفتاب يزد
«معصوم پانزدهم؟!» عنوان سرمقاله روزنامه آفتاب يزد است كه در آن ميخوانيد:
در چهار سال اخير، ادعاهاي عجيبي در خصوص جايگاه معنوي بعضي مسئولان دولتي مطرح شد.
يك روز سخن نسنجيده يك مسلمان بيسواد – و شايد طمعورز– سوري را در يك جلسه عمومي مطرح كردند و روز ديگر از زبان يك روحاني، اين سخن شنيده شد كه «نزديك است در خارج از كشور، احمدينژاد را بپرستند.» هيچ يك از مدعيان ديانت هم از اين سخن بر خود نلرزيد كه «چرا يك روحاني به جاي دعوت به توحيد، سخني ميگويد كه نوعي شرك آلودگي در آن مشاهده ميشود؟» البته به نظر ميرسد بسياري از ادعاهايي كه در اين مورد مطرح شد، بيش از آنكه اعتقاد قلبي مدعيان را به نمايش بگذارد نوعي رجزخواني در برابر رقيبان داخلي بود تا «معجزه هزاره سوم» را تافتهاي جدابافته معرفي كنند.
كيهان
«احياي ناكام پروژه فشار و چانه زني» عنوان يادداشت روز روزنامه كيهان به قلم مهدي محمدي است كه در آن ميخوانيد:
آيا امكان تكرار دوباره حوادث پس از انتخابات در ايران وجود دارد؟ يا به عبارت ديگر، فضاي سياسي و اجتماعي ايران تا چه حد از موقعيتي كه در چند هفته پس از 22 خرداد 88 در آن قرار داشت، فاصله گرفته است؟ پيدا كردن روشي براي يافتن پاسخ دقيق اين سوالها شايد از اصل يافتن پاسخ مهم تر باشد. حوادث پس از انتخابات ايران را مي توان از جنبههاي بسيار متنوعي تحليل كرد. در نوشتههاي پيشين، اين حوادث را از منظر «ساخت قدرت» و «طراحي خارجي» به اجمال بررسي كرده ايم.
اعتماد
«قدرت رسانه» عنوان يادداشت روز روزنامه اعتماد به قلم بهروز بهزادي است كه در آن ميخوانيد:
روز پنجشنبه مردم سراسر امريکا براي چند ساعت چشمهايشان به صفحههاي تلويزيون دوخته شده بود تا گزارشهاي لحظه به لحظه شبکههاي تلويزيوني را درباره بالني که گفته مي شد با شيطنت يک پسربچه شش ساله از زمين رها شده و پسرک را نيز با خود به آسمان برده است ببينند و از راديو بشنوند. اين ماجرا که از شهر فورت کولينز اهايو آغاز شده بود، در نزديکي فرودگاه شهر دنور پايان گرفت، در حالي که مشخص شد هياهو براي هيچ بوده و کودک شش ساله در بالن پيدا نشده است. ابتدا تصور بر اين بود که پسربچه در جايي به پايين سقوط کرده است، ولي از آنجا که لحظه لحظه حرکت اين بالن به وسيله چند شبکه مهم تلويزيوني مثل ABC و CNN گزارش مي شد، اين نظريه رد شد، در حالي که مردم امريکا نگران سرنوشت کودک بازيگوش بودند، در نهايت گويندگان شبکهها در يک مسابقه و رقابت شديد با ثانيههايي تفاوت زماني خبر دادند کودک شش ساله سالم است و از ترس والدين خود در جايي در گاراژ خانه مخفي شده بوده است. ماجراي بالن قبل از فرود و پيدا شدن پسربچه بازيگوش به يکي از جالب ترين رويدادهاي چند سال اخير امريکا تبديل شده بود.
جمهوري اسلامي
«براي پايان دادن به ركود اقتصادي» عنوان سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي است كه در آن ميخوانيد:
مرور سخنان و اظهارنظرهاي مسئولان و فعالان اقتصادي در حوزههاي مختلف طي چند هفته اخير بيانگر اين واقعيت است كه شرايط در بسياري موارد به نقطه حساس و دغدغه برانگيزي رسيده كه اتخاذ سياستها و تصميمات صحيح را براي خروج از اين وضعيت با دشواري و در عين حال ابهاماتي مواجه مي كند.
اگرچه اين پيچيدگي و ابهام را در بسياري از حوزههاي اقتصادي صنعتي كشاورزي بازرگاني و اشتغال مي توان به وضوح مشاهده كرد اما به نظر مي رسد سير حركتي صنايع مولد و اشتغالزا با شتاب و هزينه بيشتري درحال رسيدن به نقطه بحراني و غيرقابل برگشت است. تاكيد فعالان بخش خصوصي و نمايندگان آنان در اتاقهاي بازرگاني بر معطل بودن 60 تا 70 درصد ظرفيت توليد اكثر بنگاههاي صنعتي تواتر و تكرار اخبار عدم پرداخت چندين ماهه كارگران در واحدهاي مختلف افت صادرات غيرنفتي طي 6 ماهه نخست سال جاري افزايش شديد بدهيهاي معوق توليد كنندگان به نظام بانكي و... همگي شواهد و نشانههاي گويايي هستند براي خطير بودن شرايط اقتصادي توليد در كشور كه تدابير بايسته و هوشمندانه مديران و مسئولان دولت را مي طلبد چرا كه بي ترديد اين بيماري درصورت عدم مداواي جدي و به موقع قابليت سرايت به ساير بخشهاي اقتصاد كشور را دارد چنانكه برخي نشانهها و علائم اين سرايت را مي توان به وضوح هرچه تمامتر در بخش غيرواقعي اقتصاد كشور خصوصا نظام بانكي رصد كرد.
ابتكار
«آينده نظام را چه مي شود؟!» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم مجتبي کريمي است كه در آن ميخوانيد:
امروزه در بسياري از کشورها پرداختن به مقوله آينده و يا همان آينده نگاري بسيار مهم بوده و زمان و هزينه زيادي را براي پيش بيني رفتارهاي آتي جامعه خود اعم از رفتارهاي اقتصادي، سياسي،اجتماعي و امنيتي صرف ميکنند. در اين قالب اتاقهاي فکر در حوزههاي مهم جامعه با عناويني نظير تحقيقات استراتژيک، نقش آينده پژوهي، سناريو نويسي و بالتبع تصميم سازي و سوق دادن مسئولين و متوليان امور جامعه شان به اتخاذ بهترين رويکرد اجرايي را بر عهده دارند. آنها پيش از آنکه آينده به سراغ آنها بيايد و حوادث روزگار،طعم سياسي و نشاط مستانه شان را تلخ وکور کند، خود به استقبال آينده رفته با تخمين حالات متصور براي آينده، خود را مهياي هر خطر احتمالي ميکنند، گرچه خود به عدم قطعيت اين سناريوها اذعان داشته، آنها را تنها يک پيش بيني و نه واقعيت دانسته که حتي ممکن است در بهترين شرايط، بروز حادثه اي ناگهاني کل نتيجه را دگرگون سازد.
سرمايه
«کنترل بيشتر تورم مترادف رکود افزون تر» عنوان سرمقاله روزنامه سرمايه به قلم حيدر مستخدمين حسيني است كه در آن ميخوانيد:
نشانههايي که اخيراً از وضعيت اقتصادي ايران مشاهده مي شود خبر از سيطره رکود بر بازار اقتصاد ايران دارد. اين نشانهها از منظر سرمايه گذاران قابل تامل است و همگان در اين بخش منتظر اتخاذ و تصويب برنامههاي اقتصادي توسط دولت و مجلس هستند.در بخش پولي نيز بايد يادآور شد انضباطي که از دو سال گذشته در اين بخش به کار گرفته شد علاوه بر کاهش رشد فزاينده نقدينگي تا حدودي هم توانست نرخ تورم را کاهش دهد. به نظر مي رسد به کارگيري سياست کنترل نقدينگي و تورم تا همين اندازه کافي باشد زيرا ادامه اين سياست بيش از اندازه فعلي مطلوب نيست و به رکود بيشتر دامن مي زند.
دنياي اقتصاد
«نوبل اقتصادي براي مبدع خودحکمراني نهادهاي مردمي» عنوان سرمقاله روزنامه دنياي اقتصاد به قلم دكتر جعفر خيرخواهان است كه در آن ميخوانيد:
کميته اهداي جايزه نوبل اقتصاد در سال جاري دوسنتشکني قابل تقدير کرد.
جايزه را براي نخستين بار به يک زن و نيز به کسي داد که در رشتهاي غيراقتصادي (علوم سياسي) تحصيل نموده بود و مقالات خود را در خارج از نشريات جريان اصلي اقتصاد منتشر ميکرد که در آنها از فرماليسم رياضيوار خبري نبود.
در واقع، به خاطر همين دليل دومي بود که خانم «الينور استروم» را بسياري از اقتصاددانان تا امروز نميشناختند. حوزه مطالعاتي وي چگونگي مديريت و حکمراني بر داراييهاي اشتراکي است که وي از زمان نگارش پاياننامه خويش در زمينه منابع آب زيرزميني در ايالت کاليفرنيا (در سال 1965) تاکنون اين خط فکري را ادامه داده است.
مردم سالاري
«لايحه انتشار دسترسي آزاد به اطلاعات و دولت الکترونيک» عنوان يادداشت روز روزنامه مردم سالاري به قلم ميرزابابا مطهري نژاد است كه در آن ميخوانيد؛در آخرين روز مرداد 88، اتفاق مهمي در کشور روي داد که غلظت نه چندان مطلوب مسائل سياسي، پرداختن رسانه اي به آن را از جامعه دريغ داشت. آن اتفاق تصويب لايحه انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات در مجمع تشخيص مصلحت نظام بود. لايحه اي که اجراي آن اطلاع رساني را به شدت دگرگون خواهد کرد.
اين لايحه، به سبب سابقه اي که دارد، براي بسياري از افراد آشناست. در آخرين سال دولت اصلاحات (1384) با عنوان لايحه جريان آزاد اطلاعات تنظيم شد و به مجلس ششم آمد و چند سال در کميسيونهاي مختلف مجلس و شوراي نگهبان در گردش بوده است. چيستي لايحه جريان آزاد اطلاعات و مشکلات رخ داده از ناحيه و شرايط فرهنگي، اجتماعي و احيانا سياسي در عدم شکل گيري آن از موضوعاتي بود که بارها و بارها در رسانه به آن پرداخته شد و در چهارم مهر 1385 مجلس هفتم به کليات آن با تغيير نام و تغييرات اساسي در محتواي اوليه آن راي مثبت داد و نام اين لايحه از "جريان آزاد اطلاعات"به" لايحه انتشار و دسترسي آزاد به اطلاعات" تغيير يافت. لايحه تصويب شده 6 فصل دارد که شامل: 1- تعاريف و کليات 2- آيين دسترسي به اطلاعات 3- ترويج شفافيت 4- استثنائات دسترسي به اطلاعات 5- کميسيون آزاد اطلاعات 6- مسئوليتهاي مدني و کيفري مي باشد که در 36 ماده به تصويب رسيد.
گزارش خطا
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟


