صفحه خبر لوگوبالا تابناک
مفید صفحه خبر نسخه موبایل

سه خاطره پورنجاتی ازاوقات تلخی خاتمی

کد خبر: ۶۸۳۲۳
| |
33375 بازدید

احمد پور نجاتی در روزنامه اعتماد نوشت:

آقای خاتمی در ذهنیت افكار عمومی مردم ایران و حتی بسیاری از مردم جهان همان چهره جذاب و دوست داشتنی و بااخلاق «سید خندان» است؛ مردی فرهیخته كه با همه فضیلت های علمی و اخلاقی و خانوادگی و موقعیت های كم نظیر اجتماعی همواره نماد فروتنی در برابر كرامت انسان بوده و هیچ گاه در فراز و فرود موقعیت های سیاسی و اعتباری از این خصلت كیمیاگونه فاصله نگرفته است.

اما اینك در مجالی كه به بهانه سالروز تولد سیدمحمد خاتمی مشهور فراهم شده، می خواهم چهره یی متفاوت از او را پیش چشم مردم ایران آفتابی كنم. البته این چهره متفاوت از خاتمی مشهور برای دوستان و نزدیكان او ناشناخته نیست اما دریغ است اگر نسل امروز و فردای این سرزمین سیمای تمام عیار یكی از محبوب ترین شخصیت های این برهه از تاریخ ایران را - كه به گفته برخی «مهره مار» دارد - آن گونه كه باید نشناسد. می خواهم جلوه هایی از «خاتمی خشمگین» را به نمایش بگذارم.

به گمان من سیمای اوقات تلخی ها و عصبانیت ها و از كوره به در شدن های آقای خاتمی بسیار جذاب تر، دلنشین تر و معمایی تر از سیمای مشهور و شناخته شده «سید خندان» است. افسوس كه جامعه ایران مجال تماشای سیمای «خاتمی خشمگین» را نیافته است، هرچند همكاران نزدیك و یاران گرمابه و گلستان او بارها آن را تجربه كرده اند.

1- سال 71 هنوز آقای خاتمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی كناره گیری نكرده بود. یك سال پیش از آن آقای محمدی ری شهری به عنوان نماینده رهبری در حج تعیین شده بود و سازمان حج و زیارت به عنوان یك اداره كل زیرمجموعه سازمان حج و اوقاف و امور خیریه یكی از واحدهای تابعه وزارت ارشاد بود. من و محمد شریعتمداری كه بعدها در دولت اصلاحات وزیر بازرگانی آقای خاتمی شد، آن روزها با آقای ری شهری در مجموعه حج همكاری می كردیم.

به دلایل چندانی كه یادآوری و تكرارش اهمیت چندانی ندارد، پیشنهاد كردیم سازمان حج از سازمان اوقاف جدا شود و رده تشكیلاتی آن از اداره كل به معاونت وزارت ارشاد ارتقا یابد. آقای ری شهری نیز موافق بود. راه چاره قانونی این بود كه دولت لایحه یی به مجلس تقدیم كند یا نمایندگان مجلس طرحی ارائه و تصویب كنند كه قانون تشكیلات وزارت ارشاد اصلاح شود. آقای خاتمی نیز به عنوان وزیر ارشاد مخالفتی با اصل موضوع نداشت اما راه دیگری برگزیده شد؛ یك راه ساده و میانبر سپس پیشنهاد مذكور به رئیس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی ابلاغ و مقرر شد موضوع در جلسه شورای عالی اداری بررسی و تصمیم گیری شود.

آقای خاتمی این شیوه زیرآبی رفتن و مسیر اصلاح قانون از طریق مجاری غیر از مجلس را نمی پسندید. جلسه شورای عالی اداری تشكیل شد. من و محمد شریعتمداری به عنوان مدافعان طرح پیشنهادی و آقای خاتمی - كه البته با اصل طرح مخالفتی نداشت اما آن شیوه اصلاح قانون را نوعی دور زدن مجلس و قانون می دانست- در مخالفت سخن گفتیم. معلوم بود زور ما از منطق آقای خاتمی پرزورتر است، تصویب شد.

از ساختمان ریاست جمهوری كه بیرون آمدیم،آقای خاتمی برای نخستین بار آن چهره خشمگین و عصبانی اش را به من و محمد شریعتمداری نشان داد. سال ها بود كه با او دوست و همنشین بودیم اما آن روز با اوقات تلخی گفت؛ «چرا راه قانون شكنی را هموار می كنید، من كه برای اصلاح قانون از طریق مجلس آمادگی داشتم؟،» تلاش من و محمد شریعتمداری برای ماستمالی قضیه سودی نبخشید. آقای خاتمی عصبانی جمله یی گفت كه هرگز از یاد نخواهم برد؛ «شما فكلی ها هستید كه استبداد ما آخوندها را تئوریزه می كنید،» شاید در آن لحظه اندكی تلخكام شدیم اما آیا حرف حساب، جواب دارد؟،

2- سال 82 آقای دكتر معین به دلایلی از وزارت علوم كناره گیری كرد. آقای خاتمی رئیس وقت دانشگاه تهران یعنی آقای دكتر رضا فرجی دانا را به عنوان وزیر پیشنهادی به مجلس ششم معرفی كرد. روز اخذ رای اعتماد آقای خاتمی به مجلس آمد و از وزیر پیشنهادی اش دفاع كرد. من به عنوان مخالف صحبت كردم، البته اعتراف می كنم بیش از آنكه با وزیر پیشنهادی مخالف باشم با علل و زمینه ها و فضاسازی هایی كه به استعفای آقای معین انجامید، مخالف بودم. اما به هرحال باید چیزی در مخالفت با وزیر جدید می گفتم.

از سیاق سخنان من اینچنین بر می آمد كه گویی آقای خاتمی برای معرفی وزیر پیشنهادی كم یا بیش مماشات و تمكین كرده و شخصاً كاندیدای دیگری را در نظر داشته است. به این ترتیب مفهوم مخالفت من با وزیر پیشنهادی این بود كه قصد كمك به آقای خاتمی را دارم تا بتواند آن كس را كه خود صلاح می داند، انتخاب كند. نتیجه رای گیری مخالفت با وزیر پیشنهادی بود. جلسه تمام شد. به دفتر كارم آمدم. از دفتر ریاست جمهوری نامه یی دستنویس آوردند.

باز كردم دستخط آقای خاتمی بود. بار دیگر سیمای خاتمی عصبانی را زیارت كردم. او نه از مخالفت من با وزیر پیشنهادی اش بلكه از چیز دیگری رنجیده بود. «از اینكه به مردم این گونه القا شود كه خاتمی به آنها كلك می زند، برخلاف چیزی كه به آن اعتقاد دارد، عمل می كند، با مردم روراست نیست.» البته من قصد چنین القایی را نداشتم اما خاتمی كه هیچ گاه به مردم دروغ نگفته بود، حق داشت عصبانی شود.

3- سال های 76 تا 84، من به لطف حسن ظن و محبت آقای خاتمی در طول سالیان ریاست جمهوری ایشان همواره كم یا بیش در جلسات مشاوره ایشان حضور داشتم. در تمام این سال ها از آغاز تا پایان همواره و بارها شاهد تكرار «سیمای خاتمی عصبانی» در یك مورد خاص بودم. هرگاه در بحث و گفت وگو و مشاوره پیرامون هر موضوع خواه سیاسی، فرهنگی، امنیتی یا آنچه به روابط دولت با اركان نظام مربوط می شد، آقای خاتمی احساس می كرد او را با رهبر اپوزیسیون عوضی گرفته اند یا جهت گیری پیشنهادها رنگ و بوی مرزشكنی و نادیده انگاری ساختارهای قانونی نظام را دارد یا احتمالاً چنین نتیجه یی از آن مستفاد می شود، بی هیچ ملاحظه یی عصبانی می شد. طرف مقابل هرچه صمیمی تر و خودی تر آماج اوقات تلخی تیزتر و صریح تر. او می گفت؛ من در چارچوب همین نظام و قانون اساسی قبول مسوولیت كرده ام.

حتی اگر قرائت یا تفسیر من با قرائت و تفسیر دیگران از قانون اساسی و اختیارات و وظایف اركان نظام متفاوت باشد، اما هرگز از محدوده نظام پا فراتر نخواهم گذاشت و كسی نباید از من چنین انتظاری داشته باشد. اینك من تولد سیدخندان و اوقات تلخی را تبریك می گویم.

مفید صفحه خبر نسخه موبایل
اشتراک گذاری
سفرمارکت
گزارش خطا
برچسب منتخب
# آیت الله سید مجتبی خامنه ای # عملیات وعده صادق 4 # جنگ منطقه ای # جنگ ایران و اسرائیل # جنگ ایران و آمریکا # شهادت رهبر انقلاب # مذاکرات ایران و آمریکا
نظرسنجی
آیا جام جهانی می‌تواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟