چه «نيمكت» داغي!
ليگ نهم به كجا رسيده؟ ميشود گفت به هيچ جا؛ هنوز به نصف نيم فصل بازيها هم نرسيده ايم و خيلي از تيمها هنوز نتوانستهاند از پوسته خود خارج شوند و بازيهاي نرمالشان را انجام بدهند. در چنين شرايطي چه تحليلي ميتوان روي مسابقات و تيمها داشت و آيا اين تحليلها ارزشمند و قابل استناد هستند يا نه؟
به نوشته تهران امروز؛ كارشناسان معتقدند راجع به ليگ از هفته دوازدهم به بعد ميتوان اظهارنظر كرد. چند هفته تا هفته دوازدهم باقي مانده اما از همين حالا زمزمههايي راجع به بركناري دومربي به گوش ميرسد! حقيقتا حيرت آور است. پرويز مظلومي فصل قبل مس را در رتبه خيرهكننده سوم جدول رده بندي قرار داد واين تيم را راهي ليگ قهرمانان آسيا كرد؛ او اما درانتهاي فصل و به دليل مشكلات به وجود آمده درون اين تيم، قصد ترك كرمان را داشت اما با هر تلاشي كه بود درمس نگهش داشتند. اين تيم به دليل مشكلاتي كه در تمرينات پيش فصل برسرش آمد و مديران جديدش اصلا علاقهاي به داشتن تيم فوتبال نداشتند(!) يك هفته از فصل بدنسازي خود را از دست داد، برنامههايش در فصل نقل و انتقالات به هم خورد و به نوعي مشكلاتش در آغاز فصل قابل پيش بيني بود.
با درنظر گرفتن تمام اينها مس وارد بازيها شد و در سه هفته ابتدايي بدترين نتايج ممكن را به دست آورد. مقصر كه بود؟ واضح است. پرويز مظلومي!علاوه براو عليرضا منصوريان هم چنين شرايطي داشت. هيچ كس متوجه نشد او چگونه مراحل مربيگري را تا نشستن روي نيمكت يك تيم ليگ برتري به اين سرعت طي كرد كه حالا با ناكامي تيم تحت هدايتش، مورد مواخذه قرارمي گيرد جاي تعجب نيست.
اين معظلي است كه فوتبال ما به شدت به آن عادت كرده و اوضاع هرسال و با سپري شدن هرليگ بدتر ميشود. قصد نقد اين موضوع را نداريم و تنها ميخواهيم وضعيت هشدار نيمكتهاي به شدت متزلزل تيمهاي ليگ برتري را به تصوير بكشيم و عمق فاجعه را بهوسيله مقايسه اين موضوع با ليگهاي معتبراروپايي لمس كنيم.آيا مشكل، مديراني هستند كه چيزي ازفوتبال نميدانند و روح آن را كشتهاند يا باعث به ثبت رسيدن اين آمار و ارقام وحشتناك، مربيان بيفلسفهاي هستند كه حاضرند به هرقيمتي تيمي در ليگ برتر داشته باشند. اميدواريم هردوي آنها درك كنند كه با فوتبال باشگاهي ما چه كرده اند.
از اولين دوره ليگ برتر تا پايان هشتمين دوره، درمجموع 23 تيم مختلف درليگ حضور داشتهاند و اين 23 تيم از 99 مربي براي هدايتشان استفاده كرده اند! از اين تعداد، 71 مربي ايراني و 28 مربي هم خارجي بودهاند.
« تعويض مربي در ميانه فصل» اين موضوع معضل اصلي مربيان ليگ برتري است. اقدامي كه تا اندازهاي در ابتداي مطلب به آن اشاره كرديم و از صعودي بودن آن در ادوار گذشته ليگ برتر گفتيم. طبق آمار ثبت شده، از مجموع 126 تيمي كه در هشت دوره گذشته ليگ حضور داشتهاند ( سه دوره 14 تيمي، سه دوره 16 تيمي و دو دوره 18 تيمي)، 55 تيم اقدام به تعويض مربي خود در ميانه فصل كردهاند كه ما شاهد 94 تغيير روي نيمكت اين تيمها بودهايم. ( برخي تيمها دريك فصل چندبار مربي خود را تغيير دادهاند). ليگ نخست دراين آيتم با ثباتترين ليگ براي مربيان محسوب ميشد. دراين ليگ تنها يك مربي در ميانه فصل تعويض شد.
در ليگ دوم شش تيم مجموعا هشت مربي شان را در ميانه فصل تغيير دادند؛ در ليگ سوم سه تيم روي هم پنج بار مربيهاي خود را عوض كردند؛ درليگ چهارم 9 تيم، 15 مربي تغيير دادند. در ليگ پنجم هفت تيم، 9 بار مربي شان را در ميانه فصل جايگزين كردند. در ليگ ششم هفت تيم 10 بار اين اقدام را انجام دادند. ليگ هفتم، جايي بود كه 12 تيم، 20 مربي در وسط فصل جابه جا كردند و درليگ هشتم هم هنرنمايي به كمال رسيد و 10 تيم، 26 مربي درميانه فصل عوض كردند! همانطور كه ميبينيد با آمار خيره كنندهاي مواجهيم و از همين حالا بايد نگران ليگ نهم باشيم كه حداقل اوضاع ازاين بدترنشود!
از 94 تغييري كه درميانه فصل ايجاد شده، فقط 16 تغيير در فصل بعد هم پابرجا بوده و 78 تغيير ديگر( نزديك به 83 درصد) با پايان همان فصل بازهم دستخوش تغييرات دوباره شده است. ازاين موضوع ميتوان به اين نتيجه رسيد كه 83 درصد انتخابها ( چه از سوي باشگاهها و چه از جانب خود مربيان) اشتباده بوده است.
از مجموع 17 تيمي كه در هشت دوره گذشته ليگ سقوط كرده اند، 13 تيم درميانه فصل اقدام به تغيير مربيشان كردهاند و 31 تغيير روي نيمكتهايشان به وجود آوردهاند. نكته جالب اما اينجاست كه تنها سه تيم از مجموع اين تيمها با توسل به اين تغييرات در ليگ ماندگار شدهاند (آن هم توسط بازيهاي پليآف) و 14 تيم ( 82 درصد) هم تغييرات بينتيجهاي در تيم هايشان ايجاد كرده اند.
بررسي عملكرد مربيان خارجي
در هشت دوره سپري شده از ليگ، 28 مربي خارجي در تيمها حضور داشتهاند كه البته از اين تعداد 17 مربي (چيزي حدود 60 درصد) قبل از پايان فصل بركنار شده اند. از ميان تمام مربيان خارجي كه به فوتبال ما آمدهاند، تنها پنج مربي در بيشتر از يك باشگاه كار كردهاند و بقيه پس از خروج از تيم اول يا مشتري ديگري نداشتهانديا مثل آري هان علاقهاي به باقي ماندن درفوتبال ايران نداشتهاند كه البته دراين ميان درصد مربيان نوع اول بسيار بيشتر است.
در دوره اول دو مربي، در دوره دوم، چهار، دوره سوم، چهار، دوره چهارم، هشت، دوره پنجم، هشت، در دوره ششم، شش، دوره هفتم 9 و در دوره هشتم پنج مربي خارجي در تيمهاي ليگ برتري حضور داشته اند.
بهطور كلي متوسط عمر مربيگري مربيان خارجي در فوتبال ايران چيزي حدود 25 /17 هفته بوده؛ اين درحالي است كه مربيان ايراني هم آماري نزديك به اين عدد به ثبت رسانده اند. ميانگين مربيگري مربيان ايراني در تيمهاي ليگ برتري چيزي حدود 15 /17 هفته است. اين موضوع ميتواند اين نتيجه را رسما اعلام كند كه مربيان خارجي حاضر در فوتبال ايران، هيچ چيزي بيشتر از مربيان داخلي ندارند كه به وسيله آن تيمها را براي حفظ خود ترغيب كنند.
از مجموع هفت مربي كه تيم شان را درهرفصل به قهرماني رسانده اند، فقط سه نفرشان تا پايان فصل پس از قهرماني در سمت خود باقي ماندهاند!
جدول متوسط عمرمربيگري در هشت دوره گذشته ليگ برتر
دوره اول: 2/ 24 هفته
دوره دوم: 5 /16 هفته
دوره سوم: 1 /19 هفته
دوره چهارم: 4 /15 هفته
دوره پنجم: 2 /19 هفته
دوره ششم: 4 /18 هفته
دوره هفتم: 1 /16 هفته
دوره هشتم: 7 /15 هفته
كارشناسان معتقدند راجع به ليگ از هفته دوازدهم به بعد ميتوان اظهارنظر كرد. چند هفته تا هفته دوازدهم باقي مانده اما از همين حالا زمزمههايي راجع به بركناري دومربي به گوش ميرسد! حقيقتا حيرت آور است. پرويز مظلومي فصل قبل مس را در رتبه خيره كننده سوم جدول رده بندي قرار داد واين تيم را راهي ليگ قهرمانان آسيا كرد؛ او اما درانتهاي فصل و به دليل مشكلات به وجود آمده درون اين تيم، قصد ترك كرمان را داشت اما با هر تلاشي كه بود درمس نگهش داشتند



