پيشنهاد جاسوس سابق «سيا» به آمريكا:
براي حمله به ايران هم بايد اول مذاكره كنيم
ايرانيها اين را ميدانند که در خط پايان هستهاي هستند و ميخواهند به اندازه چشمگيري آن را با خونسردي به انجام برسانند تا کار را براي حمله پيشگيرانه آمريکا دشوار سازند. بنابراين، بهترين دليل براي آغاز مذکرات با تهران، آن است که اين حکومت، تقريبا از هرگونه پيشنهاد براي عاديسازي روابط خودداري خواهد کرد.
کد خبر: ۶۸۰۶
| | 14570 بازدید
«روئل مارک گرشت»، کارمند سابق آژانس اطلاعات مرکزي آمريكا (CIA) و عضو مؤسسه «اينترپرايز» در مقالهاي كه در «نيويوركتايمز» نگاشته، ضمن وارد كردن برخي اتهامات به جمهوري اسلامي، به سران كاخ سفيد پيشنهاد كرد حتي اگر در انديشه حمله به ايران هستند، ابتدا بايد به مذاكرهاي مستقيم با روحانيون ايران تن دهند تا بتوانند مردم آمريكا را به جنگ با ايران متقاعد كنند.به گزارش سرويس بينالملل «تابناك»، وي در اين مقاله مينويسد: به خاطر آن عده از افرادي که (از جمله خودم ) بر اين باورند روحانيون زمامدار ايران، نبايد موشکهاي مجهز به تسليحات هستهاي را در اختيار داشته باشند، اقدام ايالات متحده آمريکا، بايد بسيار روشن باشد و آن اين است که دولت بوش بايد رويه مذاکرت مستقيم و بيقيد و شرط بين تهران و واشنگتن را در پيش بگيرد.
نشستهايي اخلاقي، سياسي و استراتژيک به ما کمک خواهد کرد که روشنتر بينديشيم. بازهاي سياست خارجي بايد اين گونه بحث و گفتوگوها را مقدمه و زمينه اساسي براي حملات احتمالي نظامي عليه تاسيسأت هستهاي ايران ببينند. توافق بين مقامات تراز اول زمامدار ايران آن است که يک موضعگيري سازش ناپذيرانه در بحث هستهاي، نتيجه خود را داده است که همان غنيسازي اورانيوم، يعني اساسيترين بخش صنعتي مورد نياز براي تسليحات هستهاي است که به سرعت پيشرفت کرده است. انجام گفتوگوها و مذاکرات، تنها راه ما براي مقابله با اين تهديد است؛ البته پيش از آنکه خيلي دير شود.
گزارش غيرمنتظرانه و خوشايند ماه نوامبر اطلاعات ملي دولت بوش که عنوان کرد، تهران در پاييز سال 2003 برنامه ساخت تسليحات هستهايش را متوقف كرد، حتي اقدام غرب را براي تحميل تحريمات فلجکننده اقتصادي خراب کرد؛ چه رسد به اينکه تهديد آمريکا بخواهد زور و فشاري به تهران وارد کند.
شايد بهترين خبر براي ايران اين بود که تلقي کند قضاوتهاي کليدي غيرمحرمانه گزارش اطلاعاتي، حاکي از آن است که آژانس امنيت ملي آمريکا، احتمالا از منابع فني و انساني در درون چرخههاي داخلي برنامه هستهاي ايران برخودار نيست.
روش كنوني دولت آمريكا مؤثر نيست. چين و روسيه به دلايل خودخواهانه و موذيانه، از اعمال تحريمات سختگيرانهتر حمايت نخواهند کرد و به نظر ميرسد هيچ کدام از آلمانيهاي گرفتار و دلمشغول در تجارت و انگليس بدبين به آمريکا كه خودبيني رو به افزايشي دارد، هم کاري بکنند!
واشنگتن و پاريس نميتوانند نقش پليس بد را بازي کنند و ما بايد راهي براي بازگرداندن راهكار مشترک همه گروهها پيدا کنيم و با سونامي تحريمات به ايران يورش ببريم. اگر ما واقعا ميخواهيم شور و همبستگي پيروزمندانه در تهران و توليد سانتريفيوژ در نطنز را از بين ببريم، بايد اين کار را بکنيم.
اختلاف و بحث و جدل بزرگ آمريکا بر سر اينکه درباره ظرفيت هستهاي ايران چه بايد بکند، ميتواند تا پيش از سال بعد، شدت مناسبي داشته باشد و دولت بعدي را به سرعت درگير مشکلات کند و اين بحث و مناظره بيشتر از موضوع عراق، بين آمريکاييها و اروپاييها فاصله مياندازد. حال پاسخ بيشتر بازهاي آمريکايي در اين باره چيست؟
آنان اساسا منتظر ميمانند تا حکومت ديني ايران، دست به کار احمقانهاي بزند و آنگاه در ميان آمريکاييها هشدار ميدهند که روحانيون نبايد به بمب دست پيدا کنند. درست است، روحانيون ايران در زمان درست دست به کار اشتباه ميزنند؛ از همدستي در بمبگذاري برج خبر (khobar Towers ) تا ربودن ملوانان و سربازان نيروي دريايي انگليس.
اما ايرانيها اين را ميدانند که در خط پايان هستهاي هستند و ميخواهند به اندازه چشمگيري آن را با خونسردي به انجام برسانند تا کار را براي حمله پيشگيرانه آمريکا دشوار سازند. بنابراين، بهترين دليل براي آغاز مذکرات با تهران، آن است که اين حکومت، تقريبا از هرگونه پيشنهاد براي عاديسازي روابط خودداري خواهد کرد.
در اواخر دهه 1990 کلينتون از محمد خاتمي، رئيسجمهور اصلاحطلب ايران، خواست که بنشينند و گفتوگو کنند. روحانيون ايران که دريافتند کلينتون، نقش تهران را در بمبگذاري برج خبر بياهميت شمرده است، پيشنهاد را رد کردند؛ بنابراين، از آن زمان تاکنون، سياستمداران ايراني سرسختتر شدهاند و آيتالله خامنهاي هم بار ديگر، اين ايده گفتوگو و ازسرگيري روابط را با مظهر شيطان رد كرد.
اگر روحانيون ايران نخواهند مذاکره کنند، بايد اين پيشنهاد تا پيش از روي کار آمدن رئيسجمهور بعدي و پيش از آن که او بخواهد نيروي هوايي و دريايي خود را روانه کند، بررسي شود. در اين زمينه به توافقي بين دمکراتها و جمهوريخواهان نياز است که به اين نتيجه رسند ايران هستهاي، تحملناپذير است. اگر کاخ سفيد مصمم و با انرژي، به دنبال يافتن راهكاري ديپلماتيک بوده و نشان دهد با ميانهروها و عملگرايان و واقعبينان ايران همراهي کرده، ولي از هيچ کدام واکنشي نديده است، آنگاه گزينه نظامي براي بيشتر آمريکاييها متقاعدکننده خواهد بود.
منتقدان ميگويند، ممکن است ايران موافقت کند، ولي در گفتوگوهاي سطح پايين در سوييس، نه در واشنگتن و تهران. در آن هنگام، روحانيون، آمريکا را به انجام بحث و گفتگوهاي بيمفهوم و راکد متعهد ميکنند و در عين حال، برنامه غنيسازي را تکميل ميکنند و ميزان دقت و برد موشکهاي بالستيک خود را افزايش داده و طرحهاي تسليحت هستهايش را ارتقا ميدهند.
پس چه بايد کرد؟ آيا بدون مذاکرات مستقيم، رئيسجمهوري چون «مک کين» ميتواند بحثهاي بيفايده را تحمل کند؟ احتمالا نه. کلينتون و اوباما هم احتمالا ترجيح ميدهند هستهاي شدن رژيم را ببينند تا حمله پيشگيرانه را؛ ملاقات با رؤساي ايراني، احتمالا بهترين راه براي برگرداندن کبوترها به سمت بازهاست!
مدتهاست که آمريکا در دست زدن به جنگ عقيده با دولت ايران بر سر موضوعي است که بيشتر از همه، آنها را ميترساند و آن، پيشنهاد بازگشايي سفارت آمريکاست. واشنگتن بزرگترين منبر زورگويي و قلدري در دنيا را از آن خود كرده و حال ما با يک دشمن روحانيگونه روبهرو هستيم که به شدت در برابر مزاحمت و نفوذ آمريکايي به شريان جامعه ايران ايستاده است؛ تفاوتهاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي بسياري بين افراد تراز اول وجود دارد، سواي افراد و طبقات عادي.
برخي از اين اختلافات، اثر چشمگيري بر پيشرفت برنامه سلاح هستهاي ايران دارد و در اين ميان، استفاده مبرم از قدرت شديد و ملايم آمريکايي لازم است.
ترجمه: سارا رمضاني
گزارش خطا
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۰
نظرسنجی
آیا جام جهانی میتواند مانع جنگ آمریکا با ایران شود؟



