آجورلو دوباره سراغ رفیقش را گرفت: دووميداني را كفاشيان اداره ميكند!
فوتبال يك باور است و براي اين كه بتوان به سكوهاي قهرماني رسيد فوتبال را بايد فوتباليها اداره كنند. من با دوست عزيزم كفاشيان بيست و چند سال است كه رفاقت دارم اما آيا واقعا يك آدم رزمي بايد رييس فوتبال شود آيا تاكنون فوتباليها خواستند كه رييس فدراسيون بوكس شوند.
کد خبر: ۶۷۵۱۸
| | 2803 بازدید
رييس اتحاديه فوتبال گفت: حرف اتحاديه اين است كه فدراسيون كارهاي مانده بر روي زمين را به ما بدهد.
مصطفي آجرلو در گفتوگو با ايسنا در ارتباط با وضعيت اتحاديه باشگاههاي فوتبال ايران اظهار كرد: يك سالي است كه به عنوان رييس اتحاديه مشغول به كار هستم. در گذشته عدهاي به دنبال اين بودند كه من نتوانم در فوتبال خدمتگزاري كنم و بنابراين قسمت نشد كه اين كار را انجام دهم چرا كه در فوتبال افراد دولتي و قدرت دولتي وجود داشت، به هر حال فدراسيون فوتبال به اين صورت شكل گرفت اما در اتحاديه وضعيت به يك شكل ديگري بود و در نهايت من به عنوان رييس انتخاب شدم، اما بعد از انتخاب شدن در اولين مصاحبه خود گفتم كه امروز ديگر روز مقابله و انتقامجويي نيست و روز همكاري و همراهي است.
وي افزود: از همان روز اول هم گفتم شاخصترين مرجع قانوني فدراسيون فوتبال است ـ چه به حق و چه به ناحق - به هر حال كفاشيان رييس فوتبال است چه درست چه غلط و ما معتقديم كه تمام مرجع فوتبال بايد از يك كانال كاناليزه شود و اتحاديه همراه و همكار فدراسيون فوتبال است.
آجرلو خاطر نشان كرد: در هفته گذشته ـ هرچند ديرـ جلسهاي در مجمع عمومي اتحاديه داشتيم تا بخواهيم اساسنامه را تغيير داده و بتوانيم در عضويت فدراسيون فوتبال درآمده تا همراه و همگام با فدراسيون فوتبال در بحث فوتبال حرفهاي اثرگذار باشيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا شما ميخواهيد كه بخشي از وظايف فدراسيون به اتحاديه محول شود؟ گفت: همه به ما ميگفتند شما ميخواهيد به جاي عزيز محمدي ليگ را اداره كنيد؛ گفتم نه! عزيز محمدي دوست خوب من است و به نظر ميرسد كه مناسب عمل كرده است. ممكن است در اداره امور اشكالاتي داشته باشد ـ مثل منشور اخلاقي و ... ـ اما كار را خوب جلو برده و اصلا در ذهنم نيست كه جاي او بنشينم. اما چه كسي در اين 30 ساله به مجلس رفته تا كپيرايت را قانونمند كند. غفوري فرد، داوودي شمس، داوودي، هاشمي طبا، مهرعليزاده و ... كدامشان اين كار را انجام دادهاند. حرف ما اين است كه كار مانده روي زمين را به اتحاديه بدهيد تا پيگيري كند، با رعايت قانون كپيرايت خيلي از مشكلات ما حل ميشود. اگر بحث كپيرايت قانونمند شود باشگاهها حتي ميتوانند از فروش لباس خود درآمدزايي كنند، به عنوان مثال وقتي بكام به رئال رفت 57 ميليون دلار گرفت (مبلغي برابر با يك هواپيماي ايرباس 747). بكام تنها به خاطر فروش لباس خود در سراسر جهان در شش ماه اول اين قرارداد 75 ميليون را كسب كرد. چهار سال در رئال بازي كرد، تيم را قهرمان كرد، خودش را مطرح كرد و يك سال قبل از اتمام قرارداد نيز به قيمت بالاي 100 ميليون دلار به گالكسي رفت، اين يعني بنگاه اقتصادي و فوتبال حرفهاي! يعني شما بايد بلد باشيد كه چه كاري ميخواهيد انجام دهيد.
آجرلو خاطر نشان كرد: دست مسوولين ورزش كشور را ميبوسم و به عنوان يك آدم ورزشي به آنها احترام ميگذارم و موافق نيستم كه يك اتفاق را سياهنمايي كنم، اما سوال من اين است كه آيا بايد سياهنمايي را رنگ بزنيم و بگوييم زيباست؟ چرا باشگاه پاس بايد به همدان منتقل شود. با كدام قانون حرفهاي اين كار صورت گرفت؟ مگر هيات تهران مجوز اين كار را داده است؟ يا مثلا چرا بايد صبا باتري به قم برود و پشت درهاي بسته قرار بگيرد؟ آيا اين فوتبال حرفهاي است؟ شبانه بدون رعايت قانون يك اتفاق بزرگ را در كشور رقم زديم و صداي كسي درنيامد و بيتالمال مسلمين كه حوزه تصميم آن در اختيار دولت نيست را واگذار كرديم ـ دولت ميتواند امكان خود را به صورت هبه واگذار كند، امكان نيروي مسلح در اختيار مقام معظم رهبري است- چگونه بدون اجازه رهبري و رضايت رييس هيات فوتبال تهران شبانه و بدون رعايت مقررات، چيزي كه متعلق به شهرباني بوده، 50 سال سابقه داشته و حدودا 10 ـ 15 ميليارد تومان قيمت دارد را به همدان داديم. من همدان را دوست دارم و خيلي خوشحال مي شوم وقتي ميبينم كه جوانان همداني طرفدار پاساند.
وي همچنين گفت: اگر قوانين فوتبال حرفهاي در كشور معنادار بود پاس حتما پول خود را از طريق فروش پيراهن، پخش بازي در فوتبال، تبليغ دور ميدان، تبليغ روي لباس و... درميآورد. پاس ميتوانست اقتصادي باشد. طبيعي است كه فرمانده نيروي انتظامي بخواهد پاس را واگذار كند. پاس هم ميتواند واگذار شود اما طبق قوانين به بنگاه اقتصادي نه به يك استان. اصلا چرا بايد پاس را به همدان بدهند و به كرمانشاه ندهند. چرا صبا را به قم داديد، چرا به مازندران نداديد؟ در فوتبال حرفهاي نبايد دولتي بيانديشيم. در بحث ورزش حرفهاي بايد NGO هاي بنگاه اقتصادي شكل گرفته و به جاي دولتسالاري معناي ديگري بگيرد. من با اين رويكرد موافقم كه تيمها بايد طرفدار داشته باشند. حالا پاس عزيز شده است. اما اينكه به ناحق چيزي را از كسي كه دارد بگيريم و به كسي كه ندارد بدهيم انديشه انحراف است. نميشود براي اينكه طرفدار داشته باشيم حق نيروي انتظامي را در سراسر كشور از كاركنانش بگيريم و بعد از 50 سال به يك شهر بدهيم كه طرفدار داشته باشد. اگر اين اتفاق در لابي سياسي افتاده باشد كه واي بر ما!
آجرلو همچنين در ارتباط با فشارهاي اخير وارد بر فدراسيون فوتبال گفت: فوتبال يك باور است و براي اين كه بتوان به سكوهاي قهرماني رسيد فوتبال را بايد فوتباليها اداره كنند. من با دوست عزيزم كفاشيان بيست و چند سال است كه رفاقت دارم اما آيا واقعا يك آدم رزمي بايد رييس فوتبال شود آيا تاكنون فوتباليها خواستند كه رييس فدراسيون بوكس شوند.
وي تاكيد كرد: مگر ميشود كه نرفتن به جام جهاني يك تجربه باشد، تجربه بعد از 30 سال معنا ندارد. تجربه براي جواني است كه تازه پا به دوران اجتماع گذاشته است، ما 30 سال تجربه داريم و ديگر نميتوانيم اشكال را به گردان ديگران بيندازيم و بگوييم چون افغانستان امروز در اختيار آمريكاييهاست ما در فدراسيون فوتبال نميتوانيم موفق شويم. هنوز هم فدراسيون دووميداني را كفاشيان اداره ميكند و هر رييسي كه بخواهد بيايد به اشاره اوست چرا كه كفاشيان دووميداني كار است، در آن جا زندگي كرد و افراد را ميشناسند، طبيعي است كه در فوتبال هم بايد فوتباليها امكان تصميمگيري داشته باشند. اما حالا كه كفاشيان انتخاب شده است كمك كند و دايره را نبندد. مثلا علي دايي انتخاب فوتبال بود، كه نبود! كنار گذاشتنش انتخاب فوتبال بود، كه نبود! آيا انتخاب مايلي كهن با شما بود؟ كه نبود! برداشتنش با شما بود؟ كه نبود! نظر كميته فني كه ياوري بود پس چرا يك اتفاق ديگر افتاد؟ اين اتفاقات انتخاب فوتبال نبود.
وي افزود: اما حالا كه انتخاب شده من به عنوان رييس اتحاديه معتقدم كه او رييس فوتبال كشور است و از او ميخواهم كه صحبت فوتباليها را در اتحاديه بشنود.

مصطفي آجرلو در گفتوگو با ايسنا در ارتباط با وضعيت اتحاديه باشگاههاي فوتبال ايران اظهار كرد: يك سالي است كه به عنوان رييس اتحاديه مشغول به كار هستم. در گذشته عدهاي به دنبال اين بودند كه من نتوانم در فوتبال خدمتگزاري كنم و بنابراين قسمت نشد كه اين كار را انجام دهم چرا كه در فوتبال افراد دولتي و قدرت دولتي وجود داشت، به هر حال فدراسيون فوتبال به اين صورت شكل گرفت اما در اتحاديه وضعيت به يك شكل ديگري بود و در نهايت من به عنوان رييس انتخاب شدم، اما بعد از انتخاب شدن در اولين مصاحبه خود گفتم كه امروز ديگر روز مقابله و انتقامجويي نيست و روز همكاري و همراهي است.
وي افزود: از همان روز اول هم گفتم شاخصترين مرجع قانوني فدراسيون فوتبال است ـ چه به حق و چه به ناحق - به هر حال كفاشيان رييس فوتبال است چه درست چه غلط و ما معتقديم كه تمام مرجع فوتبال بايد از يك كانال كاناليزه شود و اتحاديه همراه و همكار فدراسيون فوتبال است.
آجرلو خاطر نشان كرد: در هفته گذشته ـ هرچند ديرـ جلسهاي در مجمع عمومي اتحاديه داشتيم تا بخواهيم اساسنامه را تغيير داده و بتوانيم در عضويت فدراسيون فوتبال درآمده تا همراه و همگام با فدراسيون فوتبال در بحث فوتبال حرفهاي اثرگذار باشيم.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا شما ميخواهيد كه بخشي از وظايف فدراسيون به اتحاديه محول شود؟ گفت: همه به ما ميگفتند شما ميخواهيد به جاي عزيز محمدي ليگ را اداره كنيد؛ گفتم نه! عزيز محمدي دوست خوب من است و به نظر ميرسد كه مناسب عمل كرده است. ممكن است در اداره امور اشكالاتي داشته باشد ـ مثل منشور اخلاقي و ... ـ اما كار را خوب جلو برده و اصلا در ذهنم نيست كه جاي او بنشينم. اما چه كسي در اين 30 ساله به مجلس رفته تا كپيرايت را قانونمند كند. غفوري فرد، داوودي شمس، داوودي، هاشمي طبا، مهرعليزاده و ... كدامشان اين كار را انجام دادهاند. حرف ما اين است كه كار مانده روي زمين را به اتحاديه بدهيد تا پيگيري كند، با رعايت قانون كپيرايت خيلي از مشكلات ما حل ميشود. اگر بحث كپيرايت قانونمند شود باشگاهها حتي ميتوانند از فروش لباس خود درآمدزايي كنند، به عنوان مثال وقتي بكام به رئال رفت 57 ميليون دلار گرفت (مبلغي برابر با يك هواپيماي ايرباس 747). بكام تنها به خاطر فروش لباس خود در سراسر جهان در شش ماه اول اين قرارداد 75 ميليون را كسب كرد. چهار سال در رئال بازي كرد، تيم را قهرمان كرد، خودش را مطرح كرد و يك سال قبل از اتمام قرارداد نيز به قيمت بالاي 100 ميليون دلار به گالكسي رفت، اين يعني بنگاه اقتصادي و فوتبال حرفهاي! يعني شما بايد بلد باشيد كه چه كاري ميخواهيد انجام دهيد.
آجرلو خاطر نشان كرد: دست مسوولين ورزش كشور را ميبوسم و به عنوان يك آدم ورزشي به آنها احترام ميگذارم و موافق نيستم كه يك اتفاق را سياهنمايي كنم، اما سوال من اين است كه آيا بايد سياهنمايي را رنگ بزنيم و بگوييم زيباست؟ چرا باشگاه پاس بايد به همدان منتقل شود. با كدام قانون حرفهاي اين كار صورت گرفت؟ مگر هيات تهران مجوز اين كار را داده است؟ يا مثلا چرا بايد صبا باتري به قم برود و پشت درهاي بسته قرار بگيرد؟ آيا اين فوتبال حرفهاي است؟ شبانه بدون رعايت قانون يك اتفاق بزرگ را در كشور رقم زديم و صداي كسي درنيامد و بيتالمال مسلمين كه حوزه تصميم آن در اختيار دولت نيست را واگذار كرديم ـ دولت ميتواند امكان خود را به صورت هبه واگذار كند، امكان نيروي مسلح در اختيار مقام معظم رهبري است- چگونه بدون اجازه رهبري و رضايت رييس هيات فوتبال تهران شبانه و بدون رعايت مقررات، چيزي كه متعلق به شهرباني بوده، 50 سال سابقه داشته و حدودا 10 ـ 15 ميليارد تومان قيمت دارد را به همدان داديم. من همدان را دوست دارم و خيلي خوشحال مي شوم وقتي ميبينم كه جوانان همداني طرفدار پاساند.
وي همچنين گفت: اگر قوانين فوتبال حرفهاي در كشور معنادار بود پاس حتما پول خود را از طريق فروش پيراهن، پخش بازي در فوتبال، تبليغ دور ميدان، تبليغ روي لباس و... درميآورد. پاس ميتوانست اقتصادي باشد. طبيعي است كه فرمانده نيروي انتظامي بخواهد پاس را واگذار كند. پاس هم ميتواند واگذار شود اما طبق قوانين به بنگاه اقتصادي نه به يك استان. اصلا چرا بايد پاس را به همدان بدهند و به كرمانشاه ندهند. چرا صبا را به قم داديد، چرا به مازندران نداديد؟ در فوتبال حرفهاي نبايد دولتي بيانديشيم. در بحث ورزش حرفهاي بايد NGO هاي بنگاه اقتصادي شكل گرفته و به جاي دولتسالاري معناي ديگري بگيرد. من با اين رويكرد موافقم كه تيمها بايد طرفدار داشته باشند. حالا پاس عزيز شده است. اما اينكه به ناحق چيزي را از كسي كه دارد بگيريم و به كسي كه ندارد بدهيم انديشه انحراف است. نميشود براي اينكه طرفدار داشته باشيم حق نيروي انتظامي را در سراسر كشور از كاركنانش بگيريم و بعد از 50 سال به يك شهر بدهيم كه طرفدار داشته باشد. اگر اين اتفاق در لابي سياسي افتاده باشد كه واي بر ما!
آجرلو همچنين در ارتباط با فشارهاي اخير وارد بر فدراسيون فوتبال گفت: فوتبال يك باور است و براي اين كه بتوان به سكوهاي قهرماني رسيد فوتبال را بايد فوتباليها اداره كنند. من با دوست عزيزم كفاشيان بيست و چند سال است كه رفاقت دارم اما آيا واقعا يك آدم رزمي بايد رييس فوتبال شود آيا تاكنون فوتباليها خواستند كه رييس فدراسيون بوكس شوند.
وي تاكيد كرد: مگر ميشود كه نرفتن به جام جهاني يك تجربه باشد، تجربه بعد از 30 سال معنا ندارد. تجربه براي جواني است كه تازه پا به دوران اجتماع گذاشته است، ما 30 سال تجربه داريم و ديگر نميتوانيم اشكال را به گردان ديگران بيندازيم و بگوييم چون افغانستان امروز در اختيار آمريكاييهاست ما در فدراسيون فوتبال نميتوانيم موفق شويم. هنوز هم فدراسيون دووميداني را كفاشيان اداره ميكند و هر رييسي كه بخواهد بيايد به اشاره اوست چرا كه كفاشيان دووميداني كار است، در آن جا زندگي كرد و افراد را ميشناسند، طبيعي است كه در فوتبال هم بايد فوتباليها امكان تصميمگيري داشته باشند. اما حالا كه كفاشيان انتخاب شده است كمك كند و دايره را نبندد. مثلا علي دايي انتخاب فوتبال بود، كه نبود! كنار گذاشتنش انتخاب فوتبال بود، كه نبود! آيا انتخاب مايلي كهن با شما بود؟ كه نبود! برداشتنش با شما بود؟ كه نبود! نظر كميته فني كه ياوري بود پس چرا يك اتفاق ديگر افتاد؟ اين اتفاقات انتخاب فوتبال نبود.
وي افزود: اما حالا كه انتخاب شده من به عنوان رييس اتحاديه معتقدم كه او رييس فوتبال كشور است و از او ميخواهم كه صحبت فوتباليها را در اتحاديه بشنود.
گزارش خطا
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه مذاکرات و توافق چیست؟


