داربي؛ چيزي شبيه قطار شهربازي!
1- داربي 67 با تمام تمناي جامعه فوتبال براي برنده داشتن آن پيش از برگزاري بازي، باز هم به تساوي ختم شد. ويترين ليگ برتر ايران گفته ميشود دامنهاي فرامرزي دارد كه در چند سال اخير نتوانسته هواداران پرشور فوتبال را حداقل از بعد رقم خوردن نتيجه سيراب كند.
به نوشته گل؛ واقعيتي در فوتبال وجود دارد كه براساس آن همه چيز پشت نتيجه پنهان ميشود و حالا چند سالي است كه هواداران دو قطب اول فوتبال از حلاوت شكست حريف محروم ماندهاند. حتي اگر آنها شاهد نمايشي دلپذير از تيم مورد علاقه خود بوده باشند، باز هم اين خلاء را احساس ميكنند.
2- داربي بزرگ سرخابيها حالا شكل و شمايل قطار شهربازي را به خود گرفته است! قطار شهربازي مهيج و پر از جذابيت است اما در واقع ما را به هيچ جايي نميرساند. نبرد پرسپوليس و استقلال محل طغيان حساسيت و جذابيت است و براي همين از مدتها قبل از برگزاري اين بازي حجم انبوهي از اخبار رسانهها و به خصوص مطبوعات به اين بازي اختصاص مييابد. حتي هواداران فوتبال هم با پيگيري وضعيت و شرايط به پيشواز اين بازي ميروند و اين در حالي است كه طي چند سال گذشته نظريه غالب هواداران با رقم خوردن نتيجه تساوي شكل گرفته است.
وقتي داربي پايتخت باعث ميشود تمام بازيهاي هفته و حتي يك هفته پيشتر تحتالشعاع آن قرار بگيرد و از آن سودي برده نميشود، انتظار حركت رو به جلوي فوتبال قطعا انتظاري بيهوده و عبث خواهد بود.
3- گرچه ممكن است هواداران فوتبال حاضر در استاديوم و آنهايي كه از پاي تلويزيون شاهد نبرد ديروز دو تيم بودند از مشاهده اين بازي به خصوص نيمه دوم آن لذت برده باشند اما پس از سوت پايان بازي توسط محسن تركي احتمالا ديگر كسي لحظات جذاب بازي را به ياد نياورد. چه كاسه صبر جملگي آنها حسابي از تساويهاي خسته كننده لبريز شده است. شعارهاي انبوه هواداران فوتبال حاضر در استاديوم كه هر دو طيف آبي و قرمز را در برميگرفت نمود عيني اين مدعاست و مهر تاييدي بر آن.
4- گروهي بر اين اعتقادند كه ترس دو تيم از نباختن دليل اصلي تساويهاي دو تيم است. ترسي كه نشات گرفته از تبعات باخت است و مدتها تاثير منفي آن روي هواداران تيم بازنده و حتي بازيكنان تيم مغلوب باقي ميماند. اي كاش اين نظريه در كشورهاي صاحب سبك و پيشرفته فوتبال هم وجود داشت تا ذهن پريشان ما هم با توسل به آن كمي التيام ميگرفت.
اين نظريه و ايده كساني است كه پيشكسوت فوتبال هستند و به قول معروف از آنها به عنوان «داربي ديدهها» ياد ميكنيم. اما حتي اگر بخواهيم اين موضوع را بپذيريم، سوالي در اين بين مطرح ميشود. با اين شرايط سهم فوتبالدوستان و آنهايي كه بخشي از وقت خود را صرف ديدن بازي ميكنند و عده ديگري كه علاوه بر آن متحمل هزينه هم ميشوند، چيست؟
5- اين داربي هم گذشت، مثل چند بازي گذشته. فقط ميتوان اظهار اميدواري كرد كه در آينده به خواسته هواداران كه از اهرمهاي پيشرفت و حركت رو به جلو فوتبال به حساب ميآيند، احترام گذاشته شود. ميشود در عين ناباوري، اميدوار بود كه داربي 68 برنده داشته باشد... البته فقط ميتوان اميدوار بود. همين!


