به وظيفهشان در قبال كشتي عمل كنند
نتيجه قابل قبول تيم ملي كشتيآزاد در پيكارهاي جهاني دانمارك و كسب سكوي سوم اين مسابقات هر چند خيلي زود در سايه نايبقهرماني تاريخي تيم ملي كشتيفرنگي در همين مسابقات قرار گرفت،
اما واقعيت اين است كه به دنبال نتيجه ضعيف آزادكاران در جهاني 2007 باكو و آن كابوس تلخ المپيك پكن، كسب عنوان سومي جهان در دانمارك التيامي بود بر زخمهاي كشتيآزاد، هر چند اين عنوان سومي جهان پس از المپيك و در شرايطي به دست آمد كه حريفان ما اكثرا با تركيب جوان گام به اين مسابقات گذاشته بودند، اما تيم ما هم دست به جوانگرايي زده بود، محسن كاوه يكي از مربيان تيم ملي كشتيآزاد در گفتگو با جامجم به تحليل نتايج مليپوشان آزادكار در اين مسابقات پرداخته است كه ميخوانيد.
كسب عنوان سومي تيم ملي كشتيآزاد در مسابقات جهاني را ميتوان بازگشت اين تيم به سطح اول كشتي جهان دانست؟
نظر من هم همين است، خوشبختانه طبق پيشبيني كه ما از وضعيت تيم داشتيم، در دانمارك بار ديگر كشتيآزاد ايران عرضاندام كرد و چنانچه در بعضي اوزان با قرعه مناسبتري مواجه ميشديم يقينا عنواني بهتر از سومي هم به دست ميآورديم. به هر حال اين عنوان هم نشان داد كه روند حركتي ما دوباره صعودي شده است.
يكي از نفراتي كه در دانمارك با وجود روحيه و انگيزه خوب پيش از اعزام نتوانست انتظارات را برآورده كند، حسن رحيمي بود.
بله! ما به اين دليل به رحيمي كشتيگير جوان وزن 55 كيلوگرم ميدان داديم تا خلا اين وزن را در آينده پركنيم. واقعيت اين است كه رحيمي در دانمارك چوب جوانياش را خورد و اگر بيشتر به راهنمايي كادرفني گوش ميداد، ميتوانست صاحب مدال شود به هر حال او ميتواند به كشتيگير توانايي در سطح جهان تبديل شود، البته اين مستلزم كسب تجارب بيشتري است.
اما مراد محمدي با تجربه هم انتظارات را برآورده نكرد.
بحث قرعه مناسب را كه مطرح كردم، يكي از مواردش همين مراد محمدي بود. او هم با فدروشين اكرايني و هم با كودوخوف روس مواجه شد و متاسفانه مغلوب آنها شد. اگر او قرعه خوبي داشت ميتوانست در جمع 4نفر برتر قرار گيرد، چرا كه در مجموع كشتيهاي خوبي گرفت.
فكر نميكنيد محمدي به آخر خط رسيده است؟
نه، فكر نكنم. خودش كه در اين باره چيزي به كادرفني نگفته و به نظر ميرسد قصد خداحافظي از كشتي را ندارد.
در صورتي كه او در مسابقات داخلي موفق ظاهر شود، باز هم در تركيب اصلي تيم ملي قرار ميگيرد؟
چرا نبايد اين اتفاق بيفتد، تيم ملي جاي بهترينهاست. اما اين به معناي عدم جوانگرايي نيست ما در اين وزن كشتيگيران جوان و شايستهاي نظير سعيد احمدي و مسعود اسماعيلپور داريم كه قطعا در آينده به آنها ميدان خواهيم داد. كسب مدال نقره معصومي براي او يك شاهكار است، چرا كه بر همه حريفان سرشناس اين وزن غلبه كرد و فيناليست شد
به ميدان دادن به جوانان اشاره كرديد. حال كه مهدي تقوي جوان در وزن 66 كيلوگرم به يك چهره جهاني تبديل شده، براي حفظ اين قهرمان چه برنامههايي داريد؟
پيش از پاسخ به اين سوال لازم است يادآور شوم كه خوشبختانه تقوي در دانمارك همچنان كه پيشبيني ميكرديم، ستاره تيم بود. حسن كار تقوي اين بود كه تمام حريفانش را بخوبي شكست داد و قهرمان جهان شد. با وجود اين معتقدم توانايي تقوي بالاتر از اينهاست و او اگر قدري به قدرت تهاجمي خود بيفزايد، مطمئنا سالها ميتواند در سطح اول جهان عرضاندام كند. اين كشتيگير جوان كه سابقه 2 بار قهرماني جوانان جهان را دارد مطمئنا از طلاي دانمارك مغرور نخواهد شد و همچنان با پشتكار و تلاش بسيار براي كسب افتخار بيشتر ميكوشد.
چگونه ميتوان اين قهرمان جوان را براي سالهاي آينده و بويژه المپيك لندن حفظ كرد؟
به نظر من با توجه به اينكه بازيهاي آسيايي و المپيك را براي سالهاي آينده در پيش رو داريم، بايد توجه داشت كه حمايت سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك از قهرمانان يك ضرورت است به نظر من آنها بايد براي ستارگاني نظير تقوي امتيازات ويژهاي قائل شوند و به لحاظ مادي آنها را تحت حمايت خود قرار دهند. اين يكي از راههاي حفظ امثال تقوي براي افتخار آفريني مداوم است.
صادق گودرزي از جمله كساني بود كه قبل از اعزام به مسابقات جهاني، درخشش تيم ملي ايران را پيشبيني ميكرد، عملكرد خودش قابل قبول بود؟
گودرزي طبق پيش بينيهاي ما خوب كشتي گرفت، او اگر به خودباوري كامل برسد ميتواند يك كشتيگير شاخص در وزن 74 كيلوگرم باشد و توانايي راهيابي به فينال را هم داشت. او گايداروفي را شكست داد كه در سالهاي اخير نشان داده به سختي مغلوب ميشود. بنابراين برنز گودرزي را هم ارزشمند ميبينم.
از جمله حوادثي كه همه كارشناسان كشتي را شوكه كرد، حذف جمال ميرزايي و همچنين شكست سعيد ابراهيمي بود.
بهتر است فعلا درباره ميرزايي صحبت نكنم، چرا كه هنوز خود ما هم نميدانيم ميرزايي كه در مسابقات جام زيلكوفسكي نفر اول و سوم جهاني دانمارك را براحتي شكست داده بود، چگونه مغلوب يك كشتيگير نهچندان مطرح شد! بنابراين بايد در اين زمينه بررسي لازم را صورت دهيم و دليل اين شكست بسيار دور از انتظار را ريشهيابي كنيم، چراكه باختن خود يك بحث است و بد باختن يك بحث ديگر. درباره ابراهيمي هم بايد قبول كنيم كه او يكي از بهترين كشتيگيران 96 كيلوي جهان است و به رغم كشتي خوبي كه مقابل گاتسالوف روسي گرفت، اما باز هم مغلوب اين كشتيگير شد و انگيزههايش را از دست داد، او ميتوانست گوگشيليدزه را شكست دهد و برنز بگيرد.
به بد كشتي گرفتن اشاره كرديد، قبول داريد معصومي هم در ديدار فينال بد كشتي گرفت و به مدال نقره راضي شد؟
به نظر من كسب مدال نقره معصومي براي او يك شاهكار است، چرا كه بر همه حريفان سرشناس اين وزن غلبه كرد و فيناليست شد، معصومي در فينال اگر مقابل بلال ماخوف روس كمتر اشتباه ميكرد، ميتوانست صاحب مدال طلا شود.
در مجموع كسب سكوي سوم كشتيآزاد جهان و سكوي دوم كشتي فرنگي بارقههاي اميد را در دل علاقهمندان به كشتي زنده كرد، خود شما اين موضوع را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
به نظر من كشتيگيران آزاد و فرنگي ما خود را ثابت كردند و با توجه به استعدادهاي زيادي كه در اين دو رشته وجود دارد، اكنون نوبت مسوولان سازمان تربيت بدني و كميته ملي المپيك است كه به وظيفه خود در قبال كشتي عمل كرده و با اختصاص بودجه لازم و همچنين تسهيل شرايط آمادهسازي و حمايت قهرمانان، ما را هم به آينده ورزش اول اميدوار كنند.


