طراح و معمار پشت پرده گفتوگوهاي 1+ 5 كيست؟
استقبال كشورهای جهان از جمله اتحادیه اروپا از روند رو به رشد همكاریهای فیمابین ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، عدم كوچكترین موضعگیری از سوی وزیر انرژی آمریكا علیه ایران در طول سخنرانی نسبتاً طولانی وی در نشست اخیر كنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، استقبال دهها كشور از جمله شخص البرادعی از ابتكار موسوم به آغاز گفتوگوهای دو جانبه و بدون پیش شرط میان آمریكا و جمهوری اسلامی ایران و موارد دیگر از این دست، در مجموع فضای مناسبی را برای آغاز دور جدیدی از گفتوگوهای امیدوار كننده میان ایران با 1+5 را رقم زده بود؛ فضایی كه به مذاق اسرائیلیها خوش نیامده و در حقیقت با سیاستهای امنیتی آنها در تناقض بود.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، گواه این اخبار منتشره، خبرگزاریهای خارجی دال بر ادعای عصبانیت شدید مدیركل كمیسیون انرژی اتمی اسرائیل در نشست كنفرانس عمومی آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین بود. وی كه پس از سخنرانی نسبتاً متعادل نماینده آمریكا، نماینده اتحادیه اروپا و بسیاری از كشورهای سخن میگفت، آشكارا ایران را به فریب دادن جامعه بینالملل و پیگیری منظم برنامههای تأسیسات هستهای متهم نموده و تلاش کرده تا افكار اعضای آژانس ـ كه برگرفته از جنایات اخیر صهیونیستها در غزه ضد اسرائیل بود ـ را به سمت ایران سوق دهد.
به هر روی، این سخنان و استدلالهای وی مورد قبول اعضای آژانس قرار نگرفته و در پایان نشست پنج روزه فوق جامعه بینالملل علاوه بر محكومیت صریح اقدامات فراقانونی اسرائیل خصوصاً به دلیل تداوم قانون شكنی در نپیوستن به «ان.پی.تی» و بالطبع عدم شكلگیری منطقه عاری از سلاح هسته ای در خاورمیانه، شاهد تصویب قطعنامهای مستقل در محكومیت توانمندیهای هستهای اسرائیل بود.
این گزارش میافزاید: ایزوله شدن اسرائیل در آژانس، انتشار خبر سازمان ملل در مورد قطعی بودن وقوع جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت از سوی صهیونیستها در غزه و همچنین لو رفتن خبر قاچاق اعضای بدن از سوی آنها در نشریات سوئدی، در مجموع احساسات ضد اسرائیلی در جامعه جهانی را تقویت کرد.
سناریوی جدید با مدیریت نامحسوس اسرائیل و میانداری آمریكا و چند كشور مشخص غربی به مورد اجرا درآمد. در هفتههای گذشته، شاهد سفرها و همچنین تماسهای پیدرپی مسئولان اسرائیلی با مقامهای گوناگون سیاسی جهان بودیم. نتیجه این اقدامات به ثمر نشسته و برای نخستین اوباما به سبك جورج بوش و تفكرات فسیل شده جان بولتون، سخنانی را علیه ایران به زبان راند.
به هر حال، در فضای متأثر از شوك وارده، نه تنها نسبت به تصمیمات گرفته شده از سوی مثلث نتانیاهو ـ محمود عباس ـ اوباما علیه ملت فلسطین اعتراضی نشد، بلكه به رغم اعلام صریح نتانیاهو مبنی بر عدم شناسایی مرزهای 1967 و همچنین پایتختی قدس برای فلسطینیان در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد و قلم بطلان كشیدن به آمال و آرزوهای اعراب در مرزبندی مناطق جولان، سینا و ... عملاً هیچ گونه کاری برای محكومیت این اظهارات شاهد نبودیم.
در قرن بیست و یكم یا عصر انفجار اطلاعات، منافع اقتصادی بی بدیل برخاسته از دستیابی به فن آوری صلح آمیز هسته ای و هجمه نانوشته كشورهای مشخص و صاحب این فن آوری در تداوم انحصار و وارد نشدن احدی (از جمله ایران) به این حوزه، بر كسی پوشیده نیست. این همه در حالی است كه كشورهای غربی هفته گذشته با تصویب قطعنامه دیگری در شورای امنیت، بار دیگر بر شناسایی دوباره حق كشورها در برخورداری از منافع «ان.پی.تی» و همچنین ملزم بودن ایشان در حل و فصل اختلافات خود به روشهای مسالمت آمیز، اصرار داشتند.
سرانجام اینكه تداوم تهدید كشوری مانند ایران كه قدمت عدم تجاوزش به خاك احدی از كشورها با قدمت اعلام استقلال آمریكا برابری میكند، بنا به دلایل زیر كماكان ناكارآمد و البته برای هر دو طرف پرهزینه، خواهد بود.
الف) باید بپذیریم كه سیر شكل گیری و ارسال پرونده ایران به شورای امنیت عادی نبوده و آمریكا با بهكارگیری زور و ارایه تفسیر موسع از تهدید صلح و امنیت بینالمللی از یك سو و تحت فشار قرار دادن مدیركل و سیستم بازرسی آژانس از سوی دیگر، به این موهم دست یافت. این در حالی است كه به رغم تصویب قطعنامهها و ماده 25 منشور ملل متحد مبنی بر لزوم اطاعت از آن، روابط اقتصادی و سیاسی ایران با جامعه بینالملل هرگز رو به افول نگذاشته و در واقع، قطعنامههای شورای امنیت به درستی به مورد اجرا درنیامده است. دلیل این امر عدم شكل گیری اصل رضایت به عنوان پیش شرط قطعی در معتبر بودن هر گونه مصوبه به ویژه قطعنامههای شورای امنیت از یك سو و منطبق نبودن قطعنامههای صادره با اصول و موازین منشور به ویژه لزوم رعایت عدالت و انصاف است. به همین دلیل سریعترین راه برای قرار گرفتن در مسیر حل و فصل موضوع هسته ای ایران را باید در قالب تصویب قطعنامه دیگری از سوی شورای امنیت این بار نه برای وضع تحریمهای جدید بلكه با هدف بازگرداندن پرونده به آژانس بینالمللی انرژی اتمی، جستجو كرد.
ب) عملكرد جمهوری اسلامی ایران در امر مبارزه با تروریسم و همراهی با قطعنامه 1540 شورای امنیت، همراهی با جامعه جهانی در شكل گیری سند مذاكراتی كنفرانس خلع سلاح در سال 2009 ، پیش قراولی از سال 1974 و همراهی همهجانبه با دیگر كشورهای منطقه در شكل گیری منطقه عاری از تسلیحات هستهای در خاورمیانه... جملگی مصادیق پایبندی عملی جمهوری اسلامی ایران به اصول و موازین بینالمللی در راه استفاده صلح آمیز از دانش هسته ای به شمار میروند.
پ) با توجه به اینكه عملكرد و مقاومت ملت و دولت ایران در هشت سال جنگ تحمیلی و دهها سال تحریم، واقعیتهای منبعث از شعور و اراده این ملت را بارها به جهانیان مخابره كرده، شایسته است در میدان جدید و جنگ تبلیغاتی به راه افتاده از سوی رسانههای مشخص، گروه 1+ 5 گیرندههای خود نه با آنتنهای جاسوسان اسرائیلی و یا اعضای تروریستی سازمان مجاهدین، بلكه با واقعیتهایی چون احترام به سیستم بازرسی آژانس و گذر جمهوری اسلامی ایران از همه مرزهای حساس دانش هستهای، تنظیم نمایند. در غیر این صورت اشتباه در محاسباتی قطعی بوده و مسئولیت ناشی از پیامدهای غیر قابل پیشبینی آن نیز بر دوش شش كشور طرف مذاكره با ایران است.
به راستی، با در نظر گرفتن سرجمع هزینههای جانی و مالی وارده بر جهان در شش دهه گذشته (اشغال فلسطین) و هزینههای پیچیده و خرد كننده قرن جدید در حوزههایی چون نضج تروریسم و اشكال جدید تهدید صلح و امنیت بینالمللی (به ویژه برای آمریكا و دنیای غرب به عنوان صاحبان ثروت) آیا اسرائیل ارزش این همه هزینه كردن را دارد؟
آیا گاه آن نرسیده كه 1+ 5 با كنار گذاشتن اخبار دروغین و مهندسی تولید و مدیریت بحران توسط اسرائیلیها، هزینههای دشمنی خود با ملت و دولت ایران را كاهش دهند؟
همه چیز رو گردن بقیه نندازیم عزیز!
2-با فشار به مردم وسیاسیون در 3 ماه گذشتهوبر خورد با احزاب داخل نقاد راهی جز کوتاه آمدن وجود دارد؟





