به «خدا» ميسپارمت!
1 - اتفاقات اين روزهاي باشگاه پرسپوليس، حسابي دشمن شادكن شده است. به جرات ميتوان ادعا كرد هيچ مخالف سرسختي نميتوانست كابوسي را كه امروز برخي «موافقان» براي مردميترين تيم ايران ساختند، پيش چشم هواداران پرسپوليس بياورد.
به نوشته گل؛شنيدن صداي گرفته و تماشاي بغض خشك شده در گلوي هواداران پرسپوليس، كار سختي است، اما نه به سختي انديشيدن به ريشه اين ناكاميها! حال و روز پرسپوليس را كه ميبينيم، دلمان ميسوزد؛ هم براي تيمي كه عزيز كرده ميليونها ايراني احساساتي است و هم براي سوءمديريت كه هر روز، مركبش را تندتر از گذشته ميتازاند!
2 - پرسپوليس به پيكان ميبازد و آقاي مديرعامل، احساساتيتر از هر زمان ديگري براي فرار از محاق زخم زبانها، شفاها حكم به اخراج زلاتكو كرانيكار ميدهد! به همين راحتي، در آستانه يكي از مهمترين مسابقات فصل سرخپوشان، با يك حركت ساده بزرگترين كمك به تيم حريف صورت ميگيرد!
حالا پرسپوليس با سرمربي رنجيدهخاطري روبهرو است كه يا بايد برود، يا بايد در متزلزلترين حالت ممكن سر كارش بماند! از صدقه سري برش و اقتدار عباس انصاريفرد، اتفاق دوم براي زلاتكو رخ داد تا با رد پيشنهاد مديرعامل، كرانيكار در مجموعه ماندني شود. يكي از هزاران خطاي مديريتي انصاريفرد، به هرچه لرزانتر شدن جايگاه سرمربي تيمش و هرچه آشفتهتر شدن نيمكت پرسپوليس انجاميد تا بحران به نقطه اوج برسد. بحران؟ نقطه اوج؟
اين هم از همان حرفهاست؛ مگر ميتوان براي بحران اين پرسپوليس، «نقطه اوج» متصور بود؟! از همه وقايع اين روزها اما جالبتر، بيگمان اقدام شتابزده نماينده سازمان تربيتبدني بود كه بعد از جلسه با هيات مديره سرخها، ناگهان خبر از گزينش قطعي مديران تازه پرسپوليس، در روز شنبه هفته آينده داد!
اين ديگر شاهبيت غزل سوءمديريت است؛ اين يكي ثبات را به هم ميزند و آن ديگري، در جاي حفظ آرامش و بازگرداندن يكپارچگي به گروه، تزلزل بيشتري به باشگاه وارد ميآورد. دست شما درد نكند آقاي سازمان كه با اعلام خبر بركناري بركناركننده كرانيكار، اوضاع تيمتان را در نزديكي داربي سروسامان داديد!
3 - اين وضعيت محبوبترين تيم ايران است؛ آنها يك مديرعامل و يك هيات مديره دارند كه همگي به زودي اخراج خواهند شد، سرمربي زخم خوردهاي دارند كه دربهدر به دنبال حكم بركناري ميگردد و تمريناتي كه لابد اگر برگزار نشوند، بهتر است!
هزار هزار افسوس كه وضعيت تيمي به بزرگي پرسپوليس، در اثر انبوهي از سوءتدبيرها، بايد به جايي برسد كه يك نفر خارج از مجموعه، صرفا با سابقه يك سال مديرعاملي در اين تيم، وارد معركه شود و بين تيم و سرمربياش مصالحه كند، براي بازيكنان از دوستي و صفا حرف بزند و آبي روي آتش سرخپوشان بريزد! مسوولان اين تيم كجا هستند كه حبيب كاشانيها در نقش منجي ظاهر ميشود و به رتق و فتق سادهترين اوضاع باشگاه ميپردازد؟!
4 - گويا از اين دوستان، اعم از مدير جزء تا كل و از كوچكترين تا بزرگترين، آبي گرم نميشود. در آستانه داربي پايتخت و در مصاف با رقيب تا دندان مسلح ديرينه، چارهاي نيست جز آنكه اين پرسپوليس را به خدا بسپاريم؛ چه اينكه ظاهرا بندگانش اينكاره نيستند!



