پيروز قرباني: شبهاي داربي هميشه دلشوره داشتم
پيروز قرباني ديگر در داربي حضور ندارد. او پس از سالها اين بار بايد از فاصله دور شاهد داربي باشد.مردي که همواره در هنگام بازيهاي داربي سوژه اصلي مطبوعات بود، حالا به واسطه بازي در مس کرمان شب را با آرامش تمام به صبح مي رساند. ديگر از آن همه جنجال خبري نيست. ديگر کسي براي داربي سراغش را نمي گيرد و پيروز به بازيکني بي تأثير در داربي 67 تبديل شده است. اما چه کسي است که تأثيرگذاري او را در داربي ها انکار کند. پيروز هميشه مرد حادثه ساز داربي ها بوده است.
به نوشته قدس؛ از آن روز که قرار شد در عنفوان جواني مأمور مهار علي دايي باشد و چه خوب و شايسته اين کار را انجام داد و تا آن لحظه به ياد ماندني که در واپسين دقايق بازي با يک ضربه سر مهار نشدني دروازه حريف ديرينه اش را باز کرد.
خاطرات پيروز همراه با استقلال در بازيهاي داربي به اين لحظه با شکوه خلاصه مي شود و هنوز هم وقتي پاي حرفهايش مي نشيني، مي تواني عمق احساس او را در قبال اين صحنه مشاهده کني... پيروز اگر چه حالا ديگر لباس استقلال را به تن ندارد، اما مي تواند هنوز هم يک سوژه روز براي داربي باشد.
اين بي انصافي است که در آستانه داربي 67 او را ناديده بگيريم. پيروز مي توانست داربي 67 را هم به افتخاراتش اضافه کند، اما او پايش را در يک کفش کرده بود و پيش از پايان فصل نقل و انتقالات مس کرمان را به عنوان تيم جديدش برگزيد. پيروز هنوز هم وقتي درباره استقلال حرف مي زند، بغض گلويش را احاطه مي کند...
* بهتر است مصاحبه را با اين سؤال شروع کنيم که آيا پيروز قرباني از شرايط کنوني اش در مس کرمان راضي است يا خير؟
** (قدري مکث مي کند) بالاخره بد نيست! من آمدم به کرمان تا از اين انتقال نتيجه بگيرم. دنبال پيشرفت هستم و دوست دارم باز هم جلوتر بروم.
* دوست داشتي کرمان را به عنوان مقصد بعدي ات انتخاب کني؟
** (دوباره مکث مي کند)خب، طبيعي است که به عنوان يک بازيکن که حدود 12 سال در استقلال بازي کردم، دوست نداشتم تيم محبوبم را ترک کنم، اما چاره اي نبود و در آن مقطع بايد استقلال را ترک مي کردم. خيلي ها گمان مي کنند، پيروز ديوانه شده، در حالي که من تا حدودي به اجبار استقلال را ترک کردم.
* چه کسي باعث جدايي ات از استقلال شد؟
** جو مديريتي استقلال را دوست نداشتم. احساس مي کردم، آنها به من اعتماد ندارند. حداقل به عنوان يک کاپيتان. براي همين به اين نتيجه رسيدم که اگر استقلال را ترک کنم خيلي بهتر است.
* گمان مي کني همه مشکلات از جانب آنها بود يا خودت را هم مقصر مي داني؟
** ممکن است من اخلاقم کمي تند باشد، اما هيچ گاه براي تيمم کم نگذاشتم. من دوست نداشتم کسي برايم تکليف معلوم کند؛ چون احساس مي کنم خودم مي توانم خوب يا بد را تشخيص بدهم. به من خيلي بي احترامي شد و مطمئنم يک روز، خدا پاسخ آنها را مي دهد.
* انگار خيلي ناراحتي پيروز؟
** ناراحت نباشم؟ آنها با آبروي من بازي کردند، من را از تيم آرزوهايم گرفتند. اما من مي دانم يک روز يک سري اتفاقات مي افتد که همه مردم حقايق را مي فهمند. (بعد بغض مي کند! )
* دوست داريم حرفهايت را بشنويم!
** (دوباره مکث مي کند) نمي خواهم زياد وارد جزئيات بشوم، اما من اميدوارم يک روز طينت آدمها بر همه مردم روشن شود. آنها که در رو با من دوست بودند، اما از پشت خنجر زدند.
* خيلي ها معتقد بودند تو به خاطر پول قهر کردي، اين ادعا درست بود؟
** نه، اصلاً درست نيست. من در همه سالهايي که براي استقلال بازي کردم هيچ وقت به خاطر پول قهر نکردم. همه اين موضوع را بخوبي مي دانند که من اهل قهر کردن نبودم.خيلي از بازيکنان که من نمي خواهم نام آنها را بگويم، زيرزيرکي کارهايشان را انجام دادند و در نهايت به خواسته خود رسيدند. اما من هميشه رو بازي کردم، رک حرف زدم و از هيچ کس نترسيدم.
* بگذريم! داربي نزديک است و تو بر خلاف هميشه اين بار در داربي حضور نداري از اينکه در داربي نيستي چه احساسي داري؟
** خيلي ناراحتم. به هر حال من به داربي عادت کرده بودم و طبيعي است که ال؛ن از نبودن در داربي ناراحت باشم.
* داربي براي تو هميشه چه حال و هوايي داشته؟
** يک حال و هواي خاص که من هميشه براي آن، لحظه شماري کردم. مي گويند داربي 3 امتياز دارد، اما به نظر من اين دروغ است. داربي 3 امتياز ندارد.
* شبهاي پيش از داربي هميشه چه احساسي داشتي؟
** دلشوره! واقعاً تحمل کردنش خيلي دشوار است.تا صبح نمي تواني بخوابي و همه اش به فکر داربي هستي...
* حالا که در مس کرمان هستي شايد آرزو کني استقلال بازنده اين بازي باشد درست است؟
** نه اين چه فکري است که شما مي کنيد؟
* کدام تيم اين مسابقه را مي برد؟
** معلوم است استقلال!
* خيلي مطمئن حرف مي زني؟
** بله چون استقلال هميشه در داربي مستحق برد بوده است.
* اين ديگر خيلي احساساتي بود!
** نه من احساساتي نيستم.استقلال تيم داربي است و شک نکنيد در اين بازي هم پيروز مي شود.
* وقتي گل پيروزي داربي را زدي، چه احساسي به تو دست داد؟
** داشتم ديوانه مي شدم. خيلي خوشحال بودم و سر از پا نمي شناختم.
* چند داربي را تجربه کردي؟
** گمان مي کنم حدود 12 بار
* بيشتر برنده بودي يا بازنده؟
** در همه داربي هايي که حضور داشتم فقط يک بازي را باختيم، اما 3 بازي را برديم. بقيه هم مساوي شده است.
* يک سؤال ديگر، صمد مرد داربي است يا امير قلعه نويي؟
** نمي خواهم اين دو تا را با هم مقايسه کنم. مربيگري شرايط خاصي دارد. به هر حال صمد هم کارش را خوب بلد است.


