رودست انتخاباتي جمهوريخواهان به دمکراتها
در حالي که مخالفت همگاني آمريکاييها با جنگافروزي جمهوريخواهان در چهار سال گذشته، شرايط را به گونهاي در جامعه آمريکا براي دمکراتها فراهم كرده بود تا بتوانند از اين موقعيت براي گرفتن قدرت در کاخ سفيد استفاده كنند، به نظر ميرسد با برگزيدن دو تن از کانديداهاي اين حزب، شرايط به نفع جمهوريخواهان تغيير مسير بدهد.
به گزارش خبرنگار «تابناك» از واشنگتن، دمکراتها که گمان ميکردند ميتوانند از وضعيت اسفبار آمريكا در عراق و افغانستان استفاده نموده و انقلابي در آمريکا راه اندازند و يك رئيسجمهور زن يا سياهپوست را براي نخستين بار در آمريکا به کاخ سفيد بفرستند، در ارزيابيهاي خود دچار اشتباه شدهاند.
هماكنون در ستاد انتخاباتي «باراک اوباما» ميليونها دلار هزينه ميشود و او هيچگونه مشکلي از سوي حاميان مالي خود ندارد و نه تنها در جامعه آمريکا و رنگين پوستان، بلکه در جامعه ضدآمريکايي خارجنشين هم داراي پايگاه حمايتي است و حتي حمايت «دانيل اورتگا»، «چاوز»، «مورالس» و برخي ديگر از رهبران مخالف آمريکا در آمريکاي جنوبي و ديگر نقاط دنيا را در اختيار گرفته است، با نشان دادن «مارتين لوترکينيگ» در تيزرهاي انتخاباتي خود و همچنين حمايت همهجانبه رنگين پوستان، هماكنون در مقابل خود، هيلاري کلينتون را ميبيند که براي سومين بار از حسابهاي شخصياش براي مخارج انتخاباتي خويش برداشت مالي داشته است!
بنا بر اين گزارش، اكنون توان و حمايت مالي هيلاري کلينتون براي رقابت با باراک اوباما به پايان خود رسيده و اين احتمال ميرود كه او ناچار شود در ماههاي آينده، از دور رقابت با اوباما کنار کشيده و رقابت انتخاباتي را رها كرده، ميدان را براي اوباما و جان مک کين خالي كند.
اما جمهوريخواهان با حمايت همهجانبه از مک کين که يک نومحافظهکار بوده و علاوه بر حمايت از سياستهاي بوش، مواضع تندتري نسبت به روسيه داشته و خواهان قدرتنمايي بيشتر آمريکا در برابر روسيه و چين است و همچنين نميخواهد تغييرات مهمي در سياست جنگافروزي آمريکا پديد آورد، خود را در برابر باراک اوبامايي ميبيند که قصد ايجاد يک انقلاب سياسي در سياستهاي خارجي آمريکا را دارد.
اوباما که خواهان مذاکرات مستقيم با ايران بدون هيچ پيششرطي است و همچنين قصد دارد وجهه عمومي آمريکاييها را در دنيا افزايش دهد، قصد پر كردن خلأ اساسي در سياست خارجي آمريکا را دارد، حال آنكه در اين اوضاع که آمريکا درگير دو جنگ در منطقه خليجفارس است، ايجاد اين انقلاب سياسي در جامعه کنونياش، به ويژه براي سياستمداران کاخ سفيد، امري خارج از ذهن به شمار ميرود.
اما مک کين 71 ساله، دستكم براي يک دوره گذر چهار ساله، شيوه آمريکاييپسندتري در ستاد انتخاباتي خود انتخاب کرده است. او هماکنون تلاش ميكند مشکل کهولت سن خود را با حرکت روي پنجههاي کفش خود و ورزش روزانه بيش از سه ساعت، به گونهاي جبران كند. وي همچنين با ارايه برنامههاي کوتاهمدت، اين ذهنيت را در جامعه آمريکا پديد آورده که آمريکا به يک دوران گذار نياز دارد تا سياستهاي خود را با جهانيان متعادلتر كند؛ او خود را فردي مناسب براي يک دوران چهار ساله به جامعه آمريکا معرفي نموده است.
اشتباه استراتژيک دمکراتها براي روي کار آوردن دو کانديداي سياهپوست و زن، اين فرصت را به جمهوريخواهان ميدهد که نه تنها از «هاکبي ايوانجليست» صرف نظر كنند، بلکه «ميت رومني» را نيز کنار زده و سياستهاي تند جان مک کين را براي مقابله با دو کانديداي حزب دمکرات روي ميز انتخاباتي خود قرار دهند.
با نزديک شدن به انتخابات آمريکا، روز به روز، حمايتهاي جهاني از باراک اوباما افزايش پيدا ميکند. در اين راه، کشورهاي مخالف آمريکا در صف مقدم هستند، اما جامعه آمريکا در اين شرايط، اين تحول گسترده را برنميتابد، چرا که کاخ سفيد از هماکنون، خود را براي مقابله با اوباما آماده كرده است و در اين زمينه، از همه اهرمهاي فرهنگي خود استفاده ميكند. به گونهاي كه حتي «مايک تايسون»، قهرمان سياهپوست مشتزني سنگين وزن جهان، در يك اعلام رسمي گفته است كه اگر باراک اوباما رئيسجمهور آمريکا شود، او را خواهند کشت و يا «دانيل اورتگا» رياستجمهوري باراک اوباما را يک انقلاب خوانده است.
شايد اين امر باعث افزايش مشارکت آمريکاييها در انتخابات رياستجمهوري شود و اين انتخابات را رقابتي و هيجانانگيز كرده و مشارکت بيشتري را در انتخابات ايجاد كند، اما تغيير 180 درجهاي سياست آمريکا در چهار سال آينده، با توجه به سرمايهگذاريها آمريکا در اين مدت و همچنين سياستهاي جاري اين کشور، بسيار بعيد به نظر ميرسد.
هماکنون هيلاري کلينتون ميداند كه در رقابت با اوباما، يا بايد هرچه در توان مالي خود دارد، از دست بدهد و يا اين که هرچه زودتر از گردونه رقابت بيرون رود و برداشت از حسابهاي شخصياش را متوقف كند، اما در طرف مقابل جان مک کين، روز به روز شرايط خود را براي برگزيده شدن به عنوان رئيسجمهور آمريکا افزايش ميدهد و شانس مهم او، انتخاب کانديداي دمکرات در برابر اوست. براي او رقابت با هيلاري کلينتون، بسيار مشکلتر از رقابت با باراک اوباماست. او ميتواند به راحتي با فرهنگ آمريکايي خود، به مقابله با اوباما برود و خود را رئيسجمهور آينده آمريکا معرفي نمايد، چرا که وي از ضعفهاي جامعه آمريکا در اين زمينه، اطلاعات کافي داشته و ميداند چگونه با رنگين پوستي که مورد حمايت کشورهاي مخالف آمريکا واقع شده، در جامعهاي كه تا چند سال پيش سران آن به سرخپوستكشي مشغول بودند، مبارزه كند.
استفاده از نظر صاحبان فن در عرصه سياست و سرمايه مالي در صورت نياز و يا حتي انجام تدابيري كه به نحوي باعث چرخش افكار مردم امريكا از يك گروه به گروه ديگر شود مانند اقداماتي در خاورميانه و يا .... بسيار موثر مي باشد
كميته سه جانبه در چند دوره اخير ملاحظات سياست خاورميانه اي و به ويژه مساله اسراييل را بيش از ديگر عوامل در تعيين رييس جمهور دخيل دانسته است. موضع گيريهاي ايران و وضعيت سياسي خاورميانه در اتخاذ تصميم نهايي سياست مداران پشت پرده آمريكا بيش از عوامل مورد توجه نويسنده نقش آفرين هستند.
به نظر من در گام اول براي ما اين مسئله مهم است كه بدانيم چه گزينه هائي براي رئيس جمهور آينده امريكا در برخورد با مسائل جهاني از جمله مسئله ايران وجود دارد وسپس به اين مسئله بپردازيم كه كدام يك از جناح در صورت پيروزي بيشتر در جهت منافع ما حركت خواهند كرد.پر واضح است كه انتخاب ما بين بسيار بد و بد است زيرا هيچ يك از سردمداران آينده كاخ سفيد به طور كامل در جهت منافع ما حركت نخواهند كرد.پس از طي اين مراحل ميتوان مسير حركت نظام را تعيين كرد كه آيا لازم است با فرستادن پيامهاي روشن ويا دو پهلو و ايجاد موج كاذب زمينه را براي موج سواري كانديدائي خواص ايجاد كرد يا نه؟
تجربه نشان داده كه امريكائيها در پاداش دادن به حاميانشان چه به صورت كامل و چه به صورت خفيف بسيار ناتوان هستند پس بايد درآمدهاي سياسي حاصل از اين كار را برسي كرد.
يك نكته مهم هم اين است كه اگر مثلا اوباما رييس جمهور آينده امريكا شد و خواست به وعده خود عمل كند و به طور مستقيم با دولت ايران در سطحي بالا گفتگو كند يا پا را اين فراتر گذاشته و قصد سفر به ايران را به عنوان پاداش داشته باشددر آن صورت ما تا چه اندازه آماده پذيرش اين پاداش هستيم؟
اوباما گزینه اصلی مردم امریکاست و مک کین گزینه اصلی سیاستمداران جنگ طلب.
بر خلاف تحلیلی این شخصیت محترم، اوباما فقط توانسته ظرف 3 ماه محبوبیتی معادل یک سیاستمدار کهنه کار بدست اورد.شکل مک کین هزاران است : پیر است بالای هفتاد.
جنگ طلب است و جنگ افروز
اصولا آنانی که در آمریکا سابقه جنگی دارند بسیار در بین دولتمردان محترم و در بین مردم منفورند. این را از رقیب جمهوری خواه کلینتون در دور دوم هم میشود فهمید.
اما هنوز احتمال انتخاب اوباما کم نیست. متاسفانه بدلیل مشکلات بین ایران و آمریکا امکان تاثیر گذاری ایران در این انتخابات زیاد نیست.
باقی ماندن بوش علیرغم همه دیوانگی هایش و عدم محبوبیتش در نزد مردم امریکا و حمله مستقیم به دو کشور منطقه و حمله نیمه مستقیم به حزب الله لبنان و چراغ سبز به اسرائیل برای سرکوب مردم فلسطین همه و همه سیاستهای لابی صهیونیستی است و نه مردم آمریکا و یا شخص رئیس جمهور و لذا آمدن یک رئیس جمهور دموکرات و یا جمهوری خواه اگر با حمایت لابی صهیونیستی نباشد و قرار دادهای مخفیانه با آنها امضا نکرده باشد به لحاظ منطقی و عقلی امری محال است.
در خصوص منافع ملت و کشور عزیزمان ایران هم باید بگویم که تنها و انها اتکال به خداوند و برخورداری از حمایت مردمی و اتحاد و یکپارچگی و حلقه زدن دور ولایت فقیه می تواند تامین کننده منافع ما باشد و نه تغییر رئیس جمهور و یا روی کار آمدن یک سیاهپوست در امریکا.
حتی رابطه با کشور های عربی نیز تنها در ظاهر امر و دیپلماسی می تواند موثر باشد و در باطن به این کشور ها نیز نمی توان اعتماد کرد.
پس بیایید با ایمان به خدا و تکیه با بازوان قدرتمند جوانانمان ایرانی آباد و آزاد بسازیم و فارغ از تغییرات آمریکا باشیم








