به من تيم فوتبال بده!
در چند هفته ابتدایی، فصل اروپایی جدید آغازی پرشور و گرم داشته و البته در انگلستان، جزیره فوتبال، فصل 10-2009 لیگ برتر رقابتیتر و پرهیجانتر از دیگر لیگهای اروپایی دنبال میشود اما نه از نگاه همه اهالی فوتبال.
به نوشته وطن امروز و به نقل از گاردین؛ براي بازیکنان حرفهای شاغل در بریتانیا که از رونق بازار فوتبال هر روز پولدار و پولدارتر میشوند و همینطور هوادارانی که چیزی جز جنون فوتبال نمیشناسند، چرخ فوتبال کاملا بر وفق مراد میچرخد اما هستند کسانی از خانواده فوتبال که از آغاز فصل و گرمای مسابقات بغض کردهاند؛ فوتبالیستهای خانهنشین. برای آنها تکاپوی مردم و قهرمانانشان در مستطیل سبز مفهومی جز حسرت ندارد.
600 بازیکن حرفهای سابقاً شاغل در انگلستان كه این فصل بدون تیم ماندهاند، به این جشن هفتگی پرشور به چشم جشن کریسمس نگاه میکنند؛ با این تفاوت اندوهبار که آنها دعوت نشدهاند. از آن بدتر عواقب بسیار نگرانکننده روحی، جسمی و البته حرفهای بدون تیم ماندن است.
بازیکنانی که نتوانند تا آغاز پاییز قراردادی آبرومند برای خود دست و پا کنند حتی اگر استعداد خوبی هم داشته باشند نهتنها در شرایط رقابت فیزیکی و روانی قرار نمیگیرند بلکه پس از یک نیمفصل خانهنشینی در فهرست سیاه باشگاهها حتی در دستههای پایینتر قرار میگیرند چون مدیران، مربیان و مدیران برنامهها از خود میپرسند این بیرون ماندهها چه مشکل انضباطی، فیزیکی یا فنی داشتهاند که از باشگاه قبلی خود رانده شده و در مهلت نسبتا طولانی تابستان خریدار پیدا نکردهاند.
پس از پایان یافتن مهلت نقل و انتقالات فوتبال اروپا در آخرین روز ماه سپتامبر، اتحادیه بازیکنان حرفهای فوتبال انگلستان طبق رسم هر ساله فهرستی 600 نفری را از بازیکنان جویای تیم منتشر کرد؛ بازیکنانی که همگی پاسپورت اروپایی دارند. در بازار فوتبال جزیره 3 دسته حرفهای (شامل بیش از 80 تیم) و 2 دسته نیمه حرفهای (بیش از 100 تیم) موجود است ولی هیچ باشگاهی تمایل به امضای قرارداد با آنها ندارد. این حرفهایهای بدون حرفه در ابتکاری تازه سایتی با آدرس givemefootball.com (آدرس سایت به معنای «به من فوتبال بده» است) راهاندازی کردهاند تا صدایشان را به گوش همه برسانند.
تصورش را بکنید نام مدافعی ملیپوش مثل «سول کمپل» هم پس از جدایی از آرسنال در جمع این 600 نفر به چشم میخورد. اگرچه وضع برای «کمپل» یا کسی مثل «دتمار هامان» هافبک آلمانی جداشده از منچستر سیتی بسیار فرق میکند و در واقع آنها بودهاند که پیشنهادهای متعدد را یکی پس از دیگری رد کردهاند. اما غالب افراد لیست مزبور را بازیکنانی عمدتا جوان تشکیل میدهند که در بازار فوتبال به دنبال پیشرفت هستند یا اینکه تنها میخواهند درآمدی کسب کنند.
البته معضل بیکاری در فوتبال چیز تازهای نیست. نخستینبار در دهه 1970 بود که اتحادیه بازیکنان حرفهای انگلستان (PFA) دستاندرکاران نقلوانتقالات را گردهم آورد تا در اینباره چارهای بیندیشد. «جان برامهال» جانشین رئیس کل این اتحادیه بازیکنان بیرون مانده را قربانیان فوتبال مدرن میخواند: «بازار، بسیار رقابتیتر از آن است که تاکنون دیدهایم چون دیگر نقل و انتقالات آزادانه با فوتبال اروپا صورت میگیرد. باشگاهها آسانتر میبینند تا وارداتی ارزان داشته باشند که این کار را به شکلي روزافزون برای بازیکنان ساکن بریتانیا دشوار میکند و آنهایی هم که فعلا تیم دارند بعید نیست در آینده یکی پس از دیگری قراردادشان تمام شود و نتوانند قراردادهای تازه پیدا کنند.
البته برای آنهایی که باشگاهی پیدا نکردهاند گزینههای دیگری مثل آموزش و دورههای مربیگری فراهم کردهایم اما بسیاری از آنان به این راهها تنها برای ماندن در بازار فوتبال متوسل میشوند، مثل دفاع کناری سابق تیم «پرستون نورث» لیک راثبون که از کلاسهای ما خودش را تا سطح یک فیزیوتراپ بالا کشید و حالا رئیس بخش پزشکی-ورزشی باشگاه اورتون است. مربیگری برای هافبک سابق تیم ملی ایرلند شمالی «استیو جونز» که از بارنلی کنار گذاشته شده، مهمترین گزینه است.
او پس از گذراندن 3 سال در دورههای مربیگری اعتراف میکند که دیگر آیندهای به عنوان بازیکن در لیگ برتر ندارد: «من دلخواه بارنلی نبودم ولی آنها این را چهره به چهره به من نگفتند و در عوض در خبرهای اسکاینیوز این موضوع را خواندم. اینکه از 24 سالگی تا 32 سالگی یک بازیکن حرفهای باشی و بعد با تو اینگونه رفتار شود، آزاردهنده است. من پول قابل ملاحظهای در این سالها ساختهام ولی باز هم زندگی بدون کار کردن ممکن نیست آن هم با داشتن 3 کودک که باید مراقبشان باشم. من واقعا نسبت به آیندهام نگرانم. باید تصمیم خودم را بگیرم و از فوتبال بازی کردن خداحافظی کنم ولی این قلبم را میشکند. اگر شغلی به عنوان مربی پیدا کنم بد نیست وگرنه باید به کارگری در صنایع فولاد برگردم که شغل من پیش از فوتبال بود».
اما بیرون ماندن از مستطیل سبز نه تنها به لحاظ مالی که از نظر روحی هم بازیکنان حرفهای را در هم میشکند. جونز در اینباره میگفت: «همسرم لیزا 2 هفته پیش از آنکه از بارنلی مرخص شوم با تشخیص سرطان سینه روبهرو شد. اگر بگویم ناگهان در این مقطع زندگیام دچار کابوسی شدهام، پر بیراه نیست. حتی بدترین دشمنان من چنین آرزویی برایم نمیکردند».
البته قصه زندگی او به این تلخی ادامه نیافت و کمی پیش از انتشار این مقاله در گاردین همسر جونز پس از چهارمین عمل پیاپی به زندگی بازگشت و بلافاصله بازیکن ایرلندی موفق شد، قراردادی 2 ساله با باشگاه «والسال» در لیگ یک (دسته سوم فوتبال انگلیس) امضا کند که این به لطف لیست بیکاران PFA بود. او پس از رفتن به والسال میگوید: «اینجا نصف پولی که از بارنلی میگرفتم، درآمد دارم ولی باز هم پول خوبی است. حالا آنهایی که بدون باشگاه ماندهاند را درک میکنم چون در شرایط اقتصادی فعلی خیلیها نمیتوانند کاری به جز فوتبال پیدا کنند. باشگاهها هم پرداختهایشان را کم کردهاند. وقتی به بارنلی میپیوستم آنها 30 بازیکن داشتند و حالا والسال فقط 18 بازیکن دارد».
«مارک کارترایت» یک کارگزار رسمی انگلستان نیز از این اوضاع به ستوه آمده: «این تابستان انتقال بازیکنان به باشگاهها بسیار دشوار شده بود چون بهخاطر بحران اقتصادی اغلبشان بودجههای جمع و جورتری نسبت به فصل قبل داشتند و چندان مایل به ریخت و پاش نبودند. در حالی که چند هفته از پایان مهلت نقل و انتقالات تابستان میگذرد تازه میتوانیم درک کنیم که به جز چند باشگاه بزرگ چقدر حجم نقل و انتقالات اندک بوده است. بحران مالی نهتنها روی خرید بازیکنان بلکه بر تمدید قرارداد آنها هم تاثیر گذاشته. در گذشته اگر یک باشگاه نسبت به وضع بازیکنی که قراردادش در حال اتمام بود اطمینان کافی نداشت، به سرعت یک قرارداد جدید جلوی او میگذاشت ولی حالا بر عکس آنها برای پایان قرارداد بسیاری از بازیکنانشان لحظهشماری میکنند».
بدینترتیب 30 بازیکن آقای کارترایت این تابستان روی دست او باد کردهاند یعنی 2 برابر نرخ فصل قبل: «مردم فکر میکنند همه بازیکنان حرفهای زندگی راحتی دارند، ولی این فقط درباره یک اقلیت سطح بالا صدق میکند. از لیگ یک به پایین نه پول چندانی هست و نه تضمین شغلی. یک روز همه چیز روبهراه است و فردایش ناگهان بیکار میشوی و بدبختانه شرایط از اینکه هست بدتر خواهد شد، نه بهتر».



